ابهام  

پای ابهام چشم فرو بستن خورشید و رخسار گشودن مهتاب ،پای رقص شن ها و سکوت دشتی برهنه ،نوای لطیفی میبرد دل را ،تا عمق خلسه ای، از بلاتکلیفی لغزش قطره ای در پشت شیشه های بخار گرفته. تصویری در نگاه جان مینشیند.قاب نگاه میبرد خیال را تا نقاشی تصویر رویایی که از خواب آسمان چکیده ،پای زلال برکه ای آرام.دل من..طراوت چشمانی را میخواهد، که نگاهم را به مهربانی سجاده ها پیوند داد.آیه ها از لبان چشمه ای  از نور،در بستر رود احساس من ،نشست .پای صخره ها ،نوازش

ادامه مطلب  

انگشتان تو  

دست هایش روی کلاویه میلغزد.
آهنگی را مینوازد که بارها شنیده ای،
و برای چندمین بار محصور میشوی...
هر چه باشد آهنگ، هر چه باشد فضا و هر کسی آن اطراف باشد یا نباشد تفاوتی نمیکند.
چشم هایت به او طوری خیره میگردد که هر کسی حدس خواهد زد عاشقی...
 
محبوب من،
بیشتر برایم انگشتانت را اینطور بلغزان،
بیشتر مرا از نبودن در کنارت بترسان...
تا به عمق خواستنت نفوذ کنم
در زمان سفر کنم،
از روزی که تو را اولین بار دیدم
تا لحظه ی غریبی که تمنای بوسیدنت برایم به واقعی

ادامه مطلب  

شصت و هفت - سی و هفت  

سلام. 
بالاخره امیدوارم این نوشته طلسم این همه عقب ماندگی ام رو بشکنه... آغازی باشه بر سرآغاز زندگیم، بر این که به دل سختی ها و ترس هام بزنم. به دل مشکلات... با توکل، با توسل... 
به اینکه دیگه عقب ننشینم و نگاه نکنم به آنچه که می گذرد... سعی نکنم دوری کنم از موقعیت های سخت و دردناک... گاهی همان درد، چیزی که لازم دارم تا یک قدم جلوتر روم، شاید همان دردی است که از کندن زنجیر ها و کشیدگی آنها دست می دهد... از اینکه نمی خواهند رهایت کنند و باید مبارزه کنم و

ادامه مطلب  

ماجراهای من و مسئولان مغرض و بی کفایت دانشگاه ایلام ٨٦ : داستان تبدیل وضعیت چهارسال انجام نشده (٣٢):  

ارسال پیام نهایی به دبیر جذب/معاون آموزشی دانشگاه و متعاقب آن گفتگوی چند ساعته در فضای مجازی با رئیس دانشگاه در اواخر شهریور ١٣٩٦  و اطلاع به ایشان که با این اوصاف عدم شفافیت، تخلف از قانون و نپذیرفتن قصور خود و جبران آن، ماجرا را، پس از حدود سه سال تاخیر در انجام کار تا آنزمان، رسانه ای می نمایم
پس از گفته های مبهم معاون آموزشی و دبیر جذب دانشگاه در اوایل شهریور ١٣٩٦ و همان رد گم کنی و مسخره کردن عملی آنها و همچنین عدم پاسخگویی به پیامهای دی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1