25. بازگشت  

گاهی تلاش میكنی، تا میتوانی تلاش میكنی، كه بشود چیزی كه تو میخواهی. نمیشود! كنار می آیی، رهایش میكنی به امان خدا. درست جایی كه انتظار نداری ورق برمیگردد و همه چیز بر وفق مُراد میشود. دیشب با آلتو راجب لئو حرف میزدیم و كاری كه كردم، گفت مردها مثل زن ها نیستند تا ابد یكی را گوشه ی ذهنشان نگه دارند، هركس از دیده شان رفت به مرور از دلشان هم می رود! گفتم یعنی وقتش است برگردم؟ گفت نگفتم كه برگردي، حقایق را گفتم اگر میخواهی فراموشت نكند، بله برگرد. شب

ادامه مطلب  

مواظب گردوى دنيا باش!!  

صبح كه مرض لالمونى گرفته بودم و دلم نمیخواست حرف بزنم و كارى كنم،دلم میخواست درازكش باشم ، به سقف نگاه كنم و براى خودم رویا ببافم، صبح كه خاله اومد و نشست روبروم و زل زد بهم و شروع كرد به حرف زدن از فلان و بهمان، نگاهش كردم و یه دفعه یاد حرفى افتادم كه هفته پیش زده بود.اینكه وقتى "اسمش رو نبر" میره پیشش و حرف میزنه خودش رو به خواب میزنه یا به نشنیدن و بعد هم یه اصطلاح به كار برد و گفت خیلى حرف میزنه و سر و مغزم رو میخوره! فكر كردم منم براى خاله دقیق

ادامه مطلب  

ديوونه غرغرو...  

مشترى كه دیشب بابت بودنش كبكم داشت خروس میخوند امشب كارى كرده كه خودكشى نكنم خیلیه!!گفتم مشترى مدارى كنم براش عكس قاب فرستادم و با توافق همدیگه یه قاب رو انتخاب كردیم.بعد آویزاى سنجاق رو فرستادم گفت هرچى خودت بزنى.میگم رنگش با من فقط مدلش گرد باشه یا مربع.میگه مربع گفتم باشه كار رو آماده كردم براش فرستادم میگه گرد باشه بهتر نیست!!گفتم باشه گرده رو میزنم بعد باز پیام داده جاهاشون رو عوض كنى بهتره.باز عوض كردم میگه كوتاهتر شه بهتر نیست؟ كوتاهش

ادامه مطلب  

امان از اميدوارى،امان از اميدوارى...  

هزار و یك راه رفته و به سرانجام نرسیده !!هزار و یك چیز متفاوت كه تمرین كردم و تو هیچكدوم پایدار نموندم!نقاشى،خط، خبرنگارى، شعر... حالا چندسالیه كه یه علاقه مندى ثابت پیدا كردم كه الویت زندگیم شده و به هیچ بهایى عوضش نمیكنم! نوشتن!تنها همین...تنها همین یه مورد تو زندگیم هست كه سرش با پافشارى زیاد ایستادم و با هیچ چیزى عوضش نمیكنم و بخاطر حرف هیچكسى كنارش نمیذارم.كاش تو بقیه موردهام همین اندازه پاى ایستادن و موندن داشتم!مثلا تو زمینه هنرى و كار!ك

ادامه مطلب  

يوبس...  

ظهر كلیدر را خونده بودم و به این فكر میكردم شب از دلشوره و نگرانیم براى گل محمد بنویسم كه با برادراش به رد خان نائب رفته بودند و از  همپاى ستار ترسیدنم،ترس از برنگشتن گل محمد. بیشتر از گل محمد حتى براى بیگ محمد كه عاشق شده و گریه كرده بود نگران بودم... داشتم به همینا فكر مى كردم كه آرام پیام داد " دیدى پسركم برگشته"و من بى معطلى رفتم اینستا یا به قول بچه ها بى بى سى و دیدم آره درسته خود لعنتیش اومده...از ده روز پیش ن روزشمار داشت و میگفت سوپرایزتون

ادامه مطلب  

342  

وقتی اسم امیرحسین همكار قدیمی رو گوشیم نقش بست ، اول تعجب كردم و دلیلی ندیدم كه جواب بدم!! دوباره زنگ زد!! بیشتر تعجب كردم و بیشتر به فكر فرو رفتم!! چرا باید بعد این همه وقت زنگ بزنه به من ؟؟!! اونم این وقت شب!! بعد چی یادم بیاد خوبه؟!! اینكه فردا هشت دی ماه هست و سالروز تولدش! قطعا همینه دلیلشه!! حتما میخواد دعوتی چیزی كنه!! خوبه تلگرام لست سین هستم و نمیفهمه بیدارم و جواب ندادم!!
فردا بهش پیام میدم ببینم داستان چیه!! واسم جالبه دوشب متوالی تولد د

ادامه مطلب  

27. بلاروس  

لئو؟ لئوی من! چرا هرچه تلاش میكنم از تو دورتر میشوم؟ از تو و رفتارهایت دلگیرم. اینكه خیلی وقت ها اصلاً نمیبینی مونی ای وجود دارد. ینی آنقدر بینمان فاصله افتاده كه تو سر از بلاروس درآوری و من روحم هم خبر نداشته باشد نزدیك من نیستی؟  حتماً كسانی مهم تر از من هستند كه بهشان بگویی. همان هایی كه دلیل آنلاین شدن وقت و بی وقت ات هستند. حس میكنم تمام تلاشم را كرده ام و به بن بست خورده ام. خیلی چیزها آنطور كه باید نیست. از اینكه بین این همه آدم تویی را انت

ادامه مطلب  

 

‏اگه میخوای حالت ازخودت به هم بخوره یه وبلاگ بساز و توش عقاید وافكارتو بنویس وبعد چند سال برو نوشته هاتوبخون صددرصدتضمینیه من امتحان كردم!
shadiSSsting @kafiha
پ.ن:در حالی که همین  الان هم حالم از خودم بهم میخوره چند سال دیگه چه شکلی خواهم شد خدا میدونه

ادامه مطلب  

335  

من بر عكس اغلب خانم ها علاقه ای به خرید و هی بازار و مغازه و فروشگاه رفتن ندارم! بر عكس در صورتیكه لازم به خرید باشه تو اولین مغازه و با اولین انتخاب خریدم رو میكنم و تمام!! مثلا شب یلدایی برادر محترم قصد داشتن برا منو عروس یه كاپشن بگیرن من همون اول كه عروس پوشید گفتم خوبه و خودمم صرفا جهت انتخاب سایز تن كردم و تمام!! اما عروس چند مدل تنش كرد و حتی همون مدل انتخابی منو در سه سایز پوشید و بعد رضایت داد!! با ادمای سخت خرید ، خیلی خرید كردن سخته!! همز

ادامه مطلب  

انتظار تلخ  

=======================================نغمه عشق تو در هرغزلم پیچیدهماه از روشنی طلعت تو تابیده
رفته ای باز ، پس از تو دل من می گیردحرف ناگفته بجا مانده ، دلم رنجیده
اینهمه شعر و غزل نذر نگاهت کردمچه کسی عشق مرا از دل تو دزدیده
اگرآغوش تو را لمس کنم امشب همعشق در معبد آغوش تو آرامیده
نكشم دست ز عشق تو و من میدانم از نگاه نگرانم ، دل تو لرزیده
میرود اوج ، تبم تا تو كنی آرام اش شعله ی سركش تو در تن من پیچیده
بغض هر پنجره پر شد ز خیال دل تودل ترک خورد و نشان داد که باز

ادامه مطلب  

مادرم  

====================
میروم تا بر مزارت دیده ام را تر كنم
جای خالی تو را با اشك خود باور كنم
 
سر به دامانت گذارم ، زخم ها را بشمرم  
امشبی شاید كه حالم را كمی بهتر كنم
 
هر چه یادم داده ای اكنون بكارم آمده
باید امشب جان فدای مهر آن مادر کنم
           
هر چه دارم از دعای خیر تو بود مادرم
با دعایت طالع بخت بلند اختر كنم
         
باز مثل كودكی بی سر پناهم مادرم
كاش میشد که در اغوشت دوباره سر کنم
 
باز سجاده هنوز بهر تو پهن است مادرم
کاش میشد آسمانها را پر از اختر

ادامه مطلب  

خاطره عشق  

#خاطره_عشق================در دل تاریك جنگل جای رد پای تو مانده ام در حسرت یک بوسه از سیمای تو
راه تاریک است و من امشب هراسانم از آنشاخه های درهم و خشکیده در صحرای تو
میروم در امتداد جاده ی خاکی عشقتا ببینم چشم مست و قامت رعنای تو
ماه نو در آسمان است و شهابی در گذروه چه رویایی شده مهتاب بی همتای تو
هر ستاره جلوه ی چشمان خمار تو بودماه نورانی شده از طلعت زیبای تو
میخکوب آن نگاه نافذ و مردانه امشد تمنای دلم ، اغوش پر غوغای تو
تا مرا دیدی ، در اغوشم گرفتی تن

ادامه مطلب  

دو دقیقه بودی ...  

نه به باره نه به داره هنوز هیچی نشده چرا ترمزت بریده کجا با این عجلههنوزم فکر میکنم یه حسی داری تو به من تو خودت نریز یه ریز هی بهم حرفاتو بزندو دقیقه بودي حالا کجا میری تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاشدو دقیقه بودي حالا کجا میری تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاش
از سرم گذشته هرچی بد گذشته من بخت برگشته خوبی برنگشت بهمزبون بسته قلبم تورو میخواد قلبا نزن حرف رفتن نگذر از دل مندو دقیقه بودي حالا کجا میری تو

ادامه مطلب  

سرمای نگاه  

=======================باز امشب قهوه و سیگار ، آرامم نكردوعده ی فردای بی تكرار ، آرامم نكرد
ترد و نازک بودم و بی تو شکستم در سکوتاین حسادت های لاكردار ، آرامم نكرد
درد زخمی از تو دارم كاش مرهم میشدی حرف ناگفته ولی بسیار ، آرامم نکرد
روزهای دیر بی فردا امانم را بریدالتماس و آنهمه اصرار آرامم نكرد
درد دارد نیش خوردن از كسان خویشتنهر چه از دل گریه كردم ، یار آرامم نكرد
غصب کردی سرزمین عشق را با انتقامچون دلم را كرده ای آوار آرامم نكرد
ره سپردم سوی هامون نگ

ادامه مطلب  

حد و مرز  

اوهشما دیگه كی هستین!!!ما وقتی در شرایط شما بوديم به تنها چیزی كه فكر نمیكردیم تعداد غذا بود!پیرمرد چنان شماهارو ساخته و پرداخته كرده كه حتی یك ریال دور نمیریزین و باید اینقدر نخورید اینقدر نخورید كه ایشالا میراث خورا بخورن!خب گدا گشنه ها فوقش زیاد میاد میبرید خیریه ای جایی قسمت می كنید اما اگر كم بیاد پیرمردو لعنت میكنن كه حتی به اندازه شام شب هفتش غذا به تعداد كافی نبود!منو بگو گم و گور شدی فكر كردم یكی دیگه تون از شدت اندوه افقی شده!
 
 
فکر

ادامه مطلب  

شونزده خیلی بیشتر از سه است. خیلی خیلی بیشتر!  

میشه با هم حرف بزنیم؟ می دونی، ما اصلا تا حالا با هم هیچ حرفی نزدیم! خب، ظاهرا فقط سه سال با هم بوديم... سه سالی که قطعا برای تو سخت ترین سه سال بود! و برای من، گیج ترین سه سال... خب! چه میشه کرد؟ این که من همیشه بد موقع بودم، کاملا تقصیر من نیست!!! و تقصیر تو هم نیست که نبودي... درواقع، که نیستی... تو، این شونزده سال کجایی؟ انقدر اون سه سالِ گیج و سخت، بد بود که ... که دیگه ندیدم ت؟ می دونم! من هرگز اونی نشدم که می خواستی... هرگز! اما، تو که خیلی خوب بودي... و

ادامه مطلب  

.  

۸ روز میگذره از اخریت باری ک بهت پی ام دادم
کلی دعوا کردی و حرف بیجا زدی 
من رو به خاطر یه ادم بیشعور ک هیچی نداره گذاشتی کنار 
اولش ک اومد گفتی مثل داداشمه  و اونم بهم میگه ک تو هم مثل خواهرمی و ازین حرفا
هه ولی الان منو فروختی  به ادمی ک میگفتی نظری ندارم روش!
تویی ک هرکاری میکردی برام 
تویی ک از داشتن من اینقد خوشحال بودي ک گریه میکردی ولی الان چی
الان اینقد حالت با اون خوبه که حتی یادی نمیکنی ازم ببینی زنده ام یا نه 
ریدم تو این دنیا  و ادم ها

ادامه مطلب  

اول دى!  

میدانى حالم خراب است از آن حالها كه یكى دست میبرد توى شكمت و هى چنگ مى اندازد و تو هى مچاله تر میشوى در خودت. هرچه بیشتر مچاله میشوى گردش دستها بیشتر میشود و دلت بهم میپیچد...بدنت آب را هم پس مى زند و ایستاده به توى مفلوك ِ خسته از جنگیدن نگاه مى كند و میخواهد بلند شوى، حركت كنى و بروى اما تو توان این را ندارى و پاهاى رفتنت را هم اسیر هوس ماندن كرده باشى انگار، میمانى و در شكمت مچاله شان مى كنى... سرماى اول دى مى آید از همه درزها و پنجره ها مى آید و د

ادامه مطلب  

غیرمنتظره  

من از وقتی تو نوشته هایم را می خوانی، می نویسم.از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست. نامه ای که معنایش را تنها در چشمان تو می یافتم.من هیچ گاه بیش از سه جمله ی اول این نامه چیزی ننوشته ام:
هیچ باوری نداشتن. منتظر چیزی نبودن. امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.کلمه ها از زندگی ما عقب هستند.تو همیشه از آن چه من انتظار داشتم، جلوتر بودي.تو همیشه غیره منتظره بودي...!

ادامه مطلب  

تولدت مبارک یار ...یگانه ترین یار  

پایان نامه ام را برداشتم و به همراه چند شاخه گل نرگس برای شیری بردم. به اتاقش که وارد شدم، ذوق زده شده بود. می دانستم گل نرگس را خیلی دوست دارد. گفت: مثل همیشه روحیه ی هنری ات رو نشون دادی. یه کاری میکنی متفاوت بادیگران:) شیری برایم اسطوره ای ست که به شدت دوستش دارم. استادی که تک تک جملاتش بر من تاثیرگذار است...از دم خانه ی شما که رد می شدم به این فکر کردم که اگر بودي، حتما در دفاعم شرکت می کردی. حتما برای خودت مهندسی شده بودي. شاید اصلا ایران نمی مان

ادامه مطلب  

برای بهار! :)  

+ دوست داری برگردي به پنج سال قبل؟
_ با عقل امروزم؟
+ آره!
_ قطعا، آره!
+ خب تبریک میگم، الآن پنج سال قبل از سال۱۴۰۱هستی. شروع کن!

ادامه مطلب  

روز مرگى ها !اصلا  

+ مشغول امتحاناتم شدید ، زندگیه دیگه، مثه برق و باد شب میره صبح میاد ، فرار میكنن از هم ماهم میشینیم نگاشون میكنیم :/  گم شیم تو امتحانا حداقل تا راحت شیم از حاشیه هاى دور و برمون یكم، با همه استرساش یوقتا واسه فرار از تو شلوغى بودن خوبه :)  ....
+ فعلا كه هم اینجا پابرجاست، هم من پابرجا، كى میدونه شاید من عمرم حتى قد نده كه اینجارو نابودش كنم :)) شاید روزى برسه كه من نباشم و این صفحه ى خط خطى پابرجا ! ( دلم كه نمیاد، ولى شاید واسه شروعِ پا گزاشتن رو دل

ادامه مطلب  

داستان های کوتاه از حضرت محمد(ص)  

نصف اجر شهید
مردى به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد عرض كرد: یا رسول الله ، زنى دارم هر وقت مى خواهم از منزل بیرون روم ، مرا مشایعت مى كند و هر وقت مى خواهم بیایم ، مرا استقبال مى كند و هر وقت غمگین مى شوم ، به من مى گوید: اگر غم تو براى دنیا یا مال دنیا است ، خداوند كفیل روزى بندگان است و اگر غم تو براى امر آخرت است ، خداوند غم تو را براى آخرت زیاد كرد تا از آتش جهنم خلاص شوى .پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند متعال عمالى (كارگزار

ادامه مطلب  

 

٤ساعت قبل از امتحان تجزیه رفتیم واسه رفع اشكال ، خودمون ٤تا ، از اون ٤ساعت ٢ساعتش فقط حرف زدیم :)) چه چیزها كه نگفت هركى :) ، الف از رضایى كه از بچگى دوسش داشت گفت،دوست داشتنى كه خودشو گول میزد یه دوست داشتن خواهر برادرانس،ولى وقتى رضا هم دوست داشتنشو گفته فهمیده كه نه، این با اون فرق داره، حالا چقدر بده كه میدونن مامان باباهاشون باهم هم خون هستن اما مخالفِ خوشبختیه بچه هاشون ، چقد بده حتى شوخیش كه الف بگه "اگه یه روز فرار كردیم تعجب نكنیدا:)) " ب

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید ماکان بند به نام دو دقیقه بودی  

دانلود آهنگ ماکان بند به نام دو دیقه بودي با بالاترین کیفیت
Download New Music By Macan Band Called Do Deyghe Boodi
ترانه و آهنگسازی: ماکان بند ؛ تنظیم, میکس و مستر: امیر میلاد نیکزاد
 
 
دانلود آهنگ جدید ماکان بند با لینک مستقیم
                                 و دو کیفیت 320 و 128 از 
                                         دیجی موزیک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

ناتموم موند  

ناتموم موند برام. خیلی تلاش کردم تمومش کنم. تا حد خوبی تونستم ولی تا همیشه یه سری سوال تو ذهنم باقی میمونه.
انگار براشون باورپذیر نیس که زمانی من هم کسی رو دوس داشتم. زمانی به نظرم دیوونه ترین آدم این شهر بودم. زمانی عاشق ترین آدم رو داشتم. زمانی آدم بااحساسی بودم. انقدر عوضی نمیبودم. انقدر سنگ نبودم. هنوزم بچه بودم. معصوم شاید...
حالا که فکر میکنم شاید حتی باید برات حال خوب بخوام. پسرک بیچاره. تو هم اذیت شده بودي. اگر محبت دیده بودي اینطور نمیشدی.

ادامه مطلب  

توکل بر خدا  

 نمیتونم هضمش کنم.......عصبانیم......دارم میسوزم.........نمیدونم از کجا خوردم ......نمیدونم آیا تقصیر خودم بوده یا دام یکی دیگه......تز یه طرف دیگه هم ظون سمت چپم با گردنم درد میکنه........
از کیلومترها دورتر این سهیلا و فاطمه دیوثت هنوز دارن میرینن تو زندگی ما..........ببین اگر نزدیکمون بودن چقد کرم بودن..............واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خستم.........
اصلا تو کتم نمیره که من اشتباه کردم......چون تا90 درصد مطمئنم که من اشتباه نکردم......

ادامه مطلب  

ما ز یاران  

دل نمیدم به کسی تنهایی لاتی تره 
                                       تجربه ثابت کرد فقط اون بالایی تک پره
گفته بودم از بد و خوب هر چی بشه مساوی 
                                         الان که تیغ دست منه الکلم از تو ساقی
ما ز یاران همیشه چشم یاری داشتیم 
                                        لاشی تر از اونی بودي که همیشه میپنداشتی
گفته بودم فرق نمیذارم همیچی نصف به نصف 
                                       چرا دستات میلرزه چرا گرفتی استرس

ادامه مطلب  

چرا سر در جدید دانشگاه شریف انقد زشته؟  

سه شنبه 14 آذر رفتم شریف, یه مراسمی داشتن که توش یکی از اساتیدی که سالی یکبار ایران میاد صحبت میکرد, آقامون هم قرار بود یه جایزه بهش بدن که من رفتم شاهد جایزه گرفتنش باشم با چشای قلبی...
حالا رفتنم هم داستانی داشت, اولش که گفتم نمیام, آقام میگفت میدونم میخوای سوپرایزم کنی.. خلاصه لو رفتم
قرار بود ساعت 3 دانشگاه باشم ولی خب میدونم خوب نمیشم :| .. ساعت 4ونیم منتظر اسنپ بودم, نامردا هیشکدوم اکسپت نمیکردن :| ... بعداز چند دیقه ماشین گیرم اومد .. حالا بعدش ت

ادامه مطلب  

خیلی ممنونم ازت نسرین  

خیلی خیلی ممنونم ازت نسرین
تو نمی بودي به من خیلی سخت میگذشت خیلی
همیشه به فکرمی  و مهربونی باهام الانم بیشتر از هروقت دیگه دلسوزی کردی واسم
 با این اتفاق هایی ک افتاد پشتم رو خالی نکردی و  کمکم کردی 
خیلی خوشحالم ک هستی 
خیلی خیلی ممنونم ازت 
 

ادامه مطلب  

29. دیدار  

تلافی هایش هم خنده دار است! 6روز تمام آنلاین میشد و پیام های مرا نمیخواند! جالبش اینجاست استوری های اینستا را ریپلای میزد طوری که معلوم نمیشد قهر است یا آشتی. دیشب عصبانی شدم، پیام دادم "تو بی احترامی رو به تهش میرسونی همیشه، یه جوری که آدم ببُره!" بلافاصله بعدش خواند و جواب داد چرا؟ و من گفتم از نادیده گرفتنش، گله کردم و اشک ریختم. در جوابم ویس فرستاد "عزیزم من 6 روز پیامای تو رو نخوندم تو فکر کنم نزدیک 2-3 ماه پیامای منو باز نکرده بودي، نخونده بو

ادامه مطلب  

 

به نام خدا
 
یک جور «بی خیال دنیا»ی خاصی در بعضی لباس ها هست. معمولا هم از کیسه لباس های خیریه و دورریختنی بیرن کشیده شده اند. مثلا دقیقه آخر آدم با خودش فکر کرده وقتی خریدمش چقدر عاشق این گل گلیاش بودم! یا چه دکمه صورتی ملیحی داشت... یا آن سال های دور که می پوشیدمش چقدر حس آن شرلی ای داشت... بعد دست میکنی داخل کیسه، این یکی را از بقیه جدا میکنی و دوباره می اندازی ته کمد. 
برای اینکه سالی ماهی... یکبار که خسته و بی رمق و کسل بودي وسط لباس های تنگ و زبر

ادامه مطلب  

روز نوشت صد و نودم  

میدونی من اعصاب ندارم خیلی خیلی آروم پیش میری ...
میدونی چیه اگه یه پسری دلش بخواد کار بد بکنه بعد اصن اعصابش نمیکشه شش ماه عاشقی کنه
هفت ماه کمین کنه در نهایت باهم دوس بشید و ...
راستش کاشکی برعکس بود کاش اولش آدم ها با هم کار بد میکردن بعدش تصمیم میگرفتن که دلشون همدیگه رو میخواد یانه
حداقل اینجوری بخاطر کار بد همو سرکار نمیذاشتن و فریب نمیدادن
حداقل میفهمیدن که همدیگه رو دوس دارن یا کار بد رو ...اونوقت کسانی که میماندن واقعی ماندنی بودند .
و با

ادامه مطلب  

#طاهره_اباذری_هریس  

تو مثل چای عصرانه، شبیهِ خوابْ دلچسبیبرای این دل تشنه، شبیه آبْ دلچسبی
تو حس کودکی هامی، پر از رویای آبی رنگتو مثل باد در موهام، سوارِ تابْ دلچسبی
شبیه بستنی یخمک، دراین گرمای تابستان...تو یک احساس بی‌همتا، تو پاک و ناب، دلچسبی
شبیهِ تیله ی رنگی، برای بچه های تُخس...تو تنها تیله ی مشکی، کمی نایابْ! دلچسبی
تو مثل قولِ فرداها، تویی آن وعده های خوب؛برای گریه های من، دلِ بی تابْ دلچسبی
تو طعم دوستی‌هایی، رفاقت های بی پایانرفیقم بودي و هستی، اگر

ادامه مطلب  

همه رو میدونم  

میدونم که حقی از تو ندارم، میدونم که تو دیگه زندگی خودتو داری و دارم تلاش میکنم ارامشتو به هم نزنم، اما این دل زبون نفهم من، حالیش نمیشه، همینطور دلتنگی می‌کنه برای تو که یگانه عشق تمام زندگیش بودي و هستی، باورش برات سخته اگه بهت بگم تمام مدت شب یلدا همه عزیزانم دورم بودن اما من مثل کسی که در پی گم کرده اش می گردد بی تاب بودم مدام یادت می افتادم چشمهایم پر میشد و بغضم را قورت میدادم و وقتی می‌دیدم تمام آن شب حتی یکدفعه هم آنلاین نشدی حضورت را

ادامه مطلب  

به تو مربوط نیست  

نمیدونم چمه 
خوبم روز خوبی داشتم 
اجیم بود تنها نبودم 
اما نمیدونم...  
پروت و دیدم عوض شدی..  نمیدونم چجور بگم شبیه اون ادم معصوم 
تو گذشته نیستی...  
خیلی خوب بودي حتی توی عکس سادگی و صداقتت معلوم بود... 
عوض شدی جان دل..  
دلم تنگ شد برای تویی که میشناختم نه این ادم جدید 
 
زندگیم دیگه به تو مربوط نیست.. 
حالم از این بهتر نمیشه حالا که نیستی 
دیگه قسمت هرچی باشه به تو مربوط نیست
 
بخش2:
ادعا میکنم اجی کوچیکه که بودنت وقتمو میگیره اما من واقعا 
دلم

ادامه مطلب  

باز هم بلاک ..  

دیروز خیلی حالم بَد بود . خیلی . هَم بحث هَم معمولی
پریشب هَم بد نبود . آروم بوديم . مهربونِ مَن و چشات بهتر از مَن ِ و ..
دیروزم کِ زنگ زدم گفت جونم ؟ عکس کریسمس می خواست . نشُد بدم
آروم بوديم یهو قاطی کرد . آخرش گفت همینی کِ هست . منم باز بلاک کردم
ساعت 3 شب پریدم از خواب دیدم گفته واسه همیشه خدافظ
نَ زنگ نَ پیام . هیچوقت . خواب ـَم نبـرد تا5 . همش می لرزیدم و
خواب هایِ هولنآک .. هَم بلاک کرده بود هَم آنفالـو
عکس گذاشته بود از بچگیاشون .عاشقش شُدم . کامنت

ادامه مطلب  

فکر کن  

ما انسان ها گاهی دیر قدر همدیگر را میدانیم!وقتی یک نفر را از دست میدهیم تازه یادش میکنیم، خوبی هایش از جلوی چشمانمان میگذرد، مینشینیم خاطراتی که با او رقم خورده را مرور میکنیم، غصه میخوریم، بغض میکنیم و با خود میگوییم کاش بودي، کاش به همین راحتی از دست نمیدادمت.خلاصه کنم رفیقاگر خواستی به کسی بی مهری کنی،یک لحظهبا خودتبه نبودن اش فکر کنبه نبودن اش برای همیشه.

ادامه مطلب  

شب یلدا  

امشب جایی نری میخوام بشمرمتجوجو یلدات مبارک♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣محفل آریاییتان طلایی ، دلهایتان دریایی ، شادیهایتان یلدایی ، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی روی گل شما به سرخی انار♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣شب یلدا شب بزم و سرور است / شبی طولانی و غمها بدور است شباهنگام تا وقت سحرگاه / بساط خنده و شادی چه جوراست یلدا مبارک♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است شب یلدا

ادامه مطلب  

شبت بخیر بهترین خواهری دنیا  

میگم جیگر آبجی بخواب..میگه نمیخوام..میگم تنها ک نیستی ..؟؟ میگه ن آذر خودشو خفه کرد بزور مجبورم کرد برم خونشون..میگم دسش درد نکنه منم اونجوری ازنگرانی هلاک نمیشم..میگم خوبه ک تنها نیستی تنهایی آدم رو مریض میکنه.. میگه مریضتم.. میگم خدانکنه..میگه آبجی مریضتم ولی ی داروی تلخی هستی نمیشه خوردت..میگم بمیرم ک تلخم .. میگه خدانکنه... میگم بخواب جوجو..میگه کاش اینجا بودي..میگم همیشه کنارتم..میگه میخوابم.. میگم مریمی؟؟ میگه جونم..میگم میخوای نخواب من ک خواب

ادامه مطلب  

سخنی صریح با سردار رضایی و سایر مسئولان  

یادداشت خداحافظی
سخنی صریح با سردار رضایی و سایر مسئولانعملیات والفجر مقدماتی در بهمن61 یکی از تلخ‌ترین شکست‌های ایران در جنگ هشت‌ساله بود. جایی‌که بسیاری از جوان‌های سرزمین عزیزم مظلومانه در دشت‌های فکه و اطراف آن به شهادت رسیدند. بنا بود پس از آزادی خرمشهر، بصره را تهدید کنیم و تا ساحل شط‌ العرب پیش برویم و بالاسر بصره باشیم تا دست برتر را داشته باشیم. در عملیات رمضان شکست سختی خوردیم و نشد. حالا زمستان سال61 به سمت العماره حمله می‌کر

ادامه مطلب  

پاییز ...  

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
اما تو بشمار ...
تعداد دل هایی را ک ب دست آوردی
تعداد لبخند هایی ک بر لب دوستانت نشاندی
تعداد اشک هایی ک از سر شوق و غم ریختی
غمهایی ک از دل دیگران زدودی
دست های نوازشی ک از روی مهر بر سر یتیمان کشیدی
 
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودي ؟
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ... عشق نوشت :
تو در ضمیر منی
چگونه از تو گریزم؟!
ک ناگزیر منی ...

ادامه مطلب  

فقط بچه‌ها ماربرو می‌کشن :)  

مریم: لیلی تو می‌دونی کدوم سیگاره که بو نداره؟من: نه راستش. تخصصی تو سیگارا ندارم. خیلی بخوام صادقانه بگم اصلا واسم مهم نیست. من که نمی‌کشم بوش واسم مهم باشه یا نه.مریم: آها......(احتمالا یه سال بعد :)) )من:‌ ماربرو...مریم: چی؟      سیگار؟من: یه بار ازم پرسیده بودي کدوم سیگاره که بو نداره...مریم:‌ آره...من: بو داره ولی خب رو لباس نمیشینه...مریم:‌ آره      از کجا فهمیدی؟من: محمدرضا می‌کشه...مریم: هنوز با هم حرف نمی‌زنین؟من: نه...    نمی‌

ادامه مطلب  

غم  

. یلداتون مبارک قشنگآ (:
امروز خوابتُ دیدم ، تنها خونه ی مامان بزرگ بودي . با دستام برات بوس فرستادم .
نگران اون تنهایی بودم ، با مامان بابا اومدیم سر خاکت .. آه بابایی من ♥
امشب جات خیلی خیلی خالی بود خیلی ، اونقدری که نمی شد بغض لعنتی رو کنترل
کرد .
.چقد سخته .. لبات خونی بود ، از دستات فقط استخواناش باقی مونده ، 
گریم گرفته بود ، قلبم درد گرفت ، خیلی سخته که باهات حرف میزنم اما نمی تونی 
نگام کنی و حرف بزنی ، امشب یه قطره اشک کنار چشمت اومد ، اروم ل

ادامه مطلب  

مادر  

شش یا هفت ساله که بودمدست چک پدرم را با دفتر نقاشی ام اشتباه گرفتمو تمام صفحاتش را خط خطی کردممادرم خیلی هول شده بوددفترچه را از دست من کشید وبه همراه کت پدرم به حمام بردآخر شب صدایشان را می شنیدمحواست کجاست زنمیدانی کار من بدون آن دفترچه لنگ است؟؟می دانی باید مرخصی بگیرم و تا شهر بروم؟میدانی چقدر باید دنبال کارهای اداری اش بدوئم؟"صدای مادرم نمی آمد"میدانستی و سر به هوا بودي؟"بازهم صدای مادرم نمی آمد"سالها از اون ماجرا می گذردشاید پدرم اصلا

ادامه مطلب  

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم  

 
"رتبه م شد ۷۲...نمیدونم چیکار کنم الان!!!!!دلم میخواد بپرم هوا...جیغ بزنمخدایاااااااااااااااا شکرتآیرا ممنونم که بهم امید دادی و کمکم کردی...اگه پارسال این موقع باهام حرف نمیزدی و کمکم نمیکردی شاید الان به این نتیجه نمی رسیدم...ممنونم به خاطر تک تک لحظه هایی که بودي:) :**** "
 
تمام امروز به انتظار یه خبر خوش گذشت که الحمدلله رسید
هزار ماشاءالله..هزار الله اکبر...خیییلی خوشحالم برات عزیزم..خیلی زیاد...و صمیمانه بهت تبریک میگم.اونقدر خوشحال شدم که بی

ادامه مطلب  

سیستم مریض مردنی  

1.
دختره برگشته میگه بچه کجایی اصلا لهجه نداری؟
میگم فلان جا
تعجبش بیشتر میشه و بیشتر انتظار داره لهجه داشته باشم :| .. نمیدونم ولی کلا از اولشم لهجه نداشتم.. قبل از اینکه بیام تهران اصلا..
2.
امروز میخواستم برم موسسه دیگه گفتم سر راهم برم استعدادهای درخشان و بنیاد نخبگان کارای آقامو هم انجام بدم.. 
ینی فقط به این سیستم میتونم بگم Shame...
بهش میگم عزیزدلم هیشکی قدر امثال تورو نمیدونه! رتبه تک رقمی کنکور سراسری مملکت بودي, نخبه هستی, فلان رزومه رو دار

ادامه مطلب  

مرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش ..  

بی تو در گریه ها یاد تو در اغوشم است ..
. این همون اهنگی بود که وقتی شنیدمش به هیچی جزء نبود تو فکر نکردم بابایی 
عکسایی که تو تو اونا بودي رو از لبتابم ریختم تو گوشیم و با همه شون کلیپ درست 
کردم این اهنگ رو هم روش گذاشتم .. به مامان نشون دادم ، اروم سرش و گذاشت و
گریه کرد ، من ندیدمش از صدای گرفتش متوجه شدم . گفت برای خاله هم بفرست ،
فرستادم و طبق حدسم طفکم پر پر شد ))': فرداش زنگ زده بود خونمون که باهام
حرف بزنه نبودم اما پست اینستگرم شُ دیدم و حدس زد

ادامه مطلب  

گزارش کار آزمایشگاه کنترل خطی  

گزارش کار آزمایشگاه کنترل خطی فرمت فایل دانلودی: .rarفرمت فایل اصلی: docxتعداد صفحات: 30حجم فایل: 902قیمت: 10000 تومانبخشی از متن:گزارش کار کامل آزمایشگاه سیستم کنترل خطی شامل آزمایشات زیر:آزمایش اول: تابع پلهآزمایش دوم: بررسی حالت های مختلف میراییآزمایش سوم: رسم مکان هندسی ریشه هاآزمایش چهارم: کنترل کننده هاآزمایش پنجم: کاربرد مکان ریشه ها در تعیین ضرائب کنترل کنندهآزمایش ششم: رسم مکان هندسی ریشه ها بر اساس پاسخ حلقه بستهآزمایش هفتم: طراحی سیست

ادامه مطلب  

105  

+دیروز رو رفتیم هفت حوض...خرید مثلا... مسخره بود! فقط راه میرفتیم...عطیه ولی یه چیزایی خرید! حوصله نداشتم...چیزی هم به نظرم قشنگ نیومد! فقط مثِ همیشه میپریدم جلوی مغازه های ساعت فروشی و نگاه میکردم...
یه مجتمع اختصاصی واسه ساعت فروشا هس اونجا....میخواستم برم تو ؛ ولی خودخواهی بود...بقیه اندازه ی من ساعت دوست نبودن!
بعد از فروردین یکی میخرم...برای هدیه ی تموم شدنِ خدمت یه بنده خدایی....
..
+مرتضی میگفت فاطمه و مهرداد از زلزله ی قبلی تا حالا ، شبا میرن تو پا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >