(۵۴) ذکر سجده حضرت امام (قده)  

حجة الاسلام و المسلمین ناصرى از اعضاء دفتر امام خمینى (رض) در نجف اشرف و امام جمعه فعلى شهركرد مى گوید: امام (رض) در سجده آخر نمازشان ذكرى را بطورى آهسته مى خواندند كه هر قدر من دقّت مى كردم نمى شنیدم كه چه ذكرى است. تا اینكه یك روز كه با امام (رض) پس از زیارت حرم آقا امام امیرالمؤ منین عليه السلام در حال بازگشت بوديم در مسیر راه از ایشان سؤ ال كردم: آقا! در سجده آخر نمازتان، ذكرى را آهسته مى گویید. این ذكر چیست؟ آقا فرمودند: اَللّهُمَّ ارزُقنى الت

ادامه مطلب  

149  

خوبم 
فقط كمی متفاوت تر از قبل :)
+ بلیطامو كنسل كردم

ادامه مطلب  

153  

امروز چقدر دیر گذشت 
ظهر نخوابیدم ، الانم با اینكه یه عالمه با عدنان بدو بدو كردم ، خوابم نمیاد
ذهنم درگیرِ هیچی جز اینكه فردا دوباره میاد اینجا نیست

ادامه مطلب  

دلدارى دوستانه  

سارا گفت:
- یه جایى رو مى شناسم كه عینك بیست و پنج هزار تومانى مى فروشن!
من حرفى نزدم.
- ببین با عینك هاى من مو نمى زنه. البته، فقط كمى كیفیتشون پایین تره!
نگاهش كردم.
- اره.من هیچوقت از اونا نمى خرم.اما، شرایط الان تو فرق مى  كنه دیگه!
چشم غره رفتم.
- از كور شدن كه بهتره.تازه واسه همیشه نیست كه.خوب میشه اوضاعت!

ادامه مطلب  

402  

شكموی درونم چن وقتی هوس كلوچه كرده بود... از اونجایی كه از خودم راضی بودم امروز بعد امتحان از كجااااا تا كجا تو گرما پیاده رفتم و گشتم و شیرینی پزیا رو سر زدم تا بالاخره توی نمایندگی كلوچه فومن پیدا كردم.
كلوچه های نرم و گنده ی خوشمزه ی جذاب خوشمزه ی واو

ادامه مطلب  

سی و یک...  

به یكبار امتحان كردنِ كسی بسنده نكنیدتا میتونید جا برای جبرانش بزاریدیادِ خودتون بیفتید!درسی رو كه میفتادین،همه كار میكردین تا قبولتون كنننامه مینوشتینپیگیر میشدین صبح تا شبهزار و یك گواهی میاوردینته ته ش میگفتید من تلاشمو كردم و نشدحیفِ...بزارید تلاش كنهبزارید جبران كنهزیادی كه سخت بگیرید،همون درسارو با یكی دیگه برمیداره...
#على_قاضى_نظام

ادامه مطلب  

 

«إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَكَ ما فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیم»؛ یاد كن زمانى را كه زن عمران گفت: پروردگارا بدرستى كه مننذر كردم براى تو كه این طفلى كه در شكم دارم محرر (خادم بیت المقدس) باشد پس از من قبول فرما محققا تو سمیعى و عالمى به آن چه نذر كردم و قرارداد نمودم.

«فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُها أُنْثى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ

ادامه مطلب  

یامهدی عجل علی ظهورک  

سلام بر...
⬅️ فرار مادر از فرزندكتاب هاى شیعه و اهل سنت از پیامبر(ص) روایت كرده اند كه:مادرى با فرزندش كه هر دو بار گناه سنگین دارند وارد عرصه قیامت مى شوند. مادرى كه كانون مهر و محبت و عشق ورزى به فرزند است؛مادرى كه براى پرورش فرزندش حاضر است از شیره جانش به فرزند شیر دهد؛مادرى كه براى نجات فرزندش از آسیب و بلا حاضر است خود را به هر آب و آتشى بزند؛مادرى كه ضرب المثل مهر و محبت است؛این مادر در قیامت به فرزندش مى گوید: به یاد دارى نه ماه تو را در ش

ادامه مطلب  

میدانم ...  

آیا میتوانی از دوست داشتنم برگردي ؟
بِخُدا که نمیتوانی ...
خودت هم میدانی که نمیتوانی ...که دوست داشتن یک خیابان یک طرفه است ...
نمیتوانی سوارِ ماشینت شوی و بروی تا آخر آن مثلن و بی خیال دور بزنی و برگردي ...
پس با دوست داشتنم کنار بیا !
مانند پیرمردی که با لرزش دستهایش کنار آمده ...
"سیا چومِی"

ادامه مطلب  

210  

روزا كه بیدارم و شبا كه میخوام بخوابم،فقط به اون لحظه ی بی نظیری فكر میكنم
كه میخوام بدستش بیارم...اون لحظه برام از بهشت هم بهتره؛
چون به قولم عمل كردم.
بذار بهم بگن دیوونه ای ...

ادامه مطلب  

*** انبوه***  

همیشه فراموش کار بودي جانم
همیشه یه سری چیزها رو یادت میرفت با خودت ببری
گاهی گوشیتو ..گاهی کیف پولتو...گاهی هم کارت عابر بانکت
اما من همیشه بودم که بهت یادآوری کنم یا بدو بدو تا دم در برات بیارمش و بگم اقای فراموش کار بازم که یادت رفت گوشیت رو ببری! این شده بود کار هر روزم  
ولی امان از روزی که می خواستی بری مسافرت همین که پاتو میزاشتی تو کوچه میدیدم جای خالیت روی کاناپه اس
فکرت زل زده بهم...
دلت دم در وایساده....
یادت داره قهوه دم میکنه
خونه پر می

ادامه مطلب  

*** تولد ***  

امروز را دوست دارم
نه اینکه چون تولد منه 
امروز رادوست دارم
چون پر از حس با تو بودنه
امروز را دوست دارم
چون حسرت عشق تو در وجودمه
امروز را دوست دارم 
چون اشک ولبخند مهمونمه
امروز را دوست دارم 
چون میدونم که میدونی تولدمه
سالروز تولدت ای فروغ مهربانی مبارکباد
 
پ ن : امروز كلی پیام تبریك تولد به دستم رسید، هر كدوم با یه حس دوست داشتن..اما یه پیام از یه عزیزی به دستم رسید كه با خوندنش اشك ریختم از ته دل حس كردم از بودنم خوشحاله، بهش پیام دادم كه ا

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

عینكم از قسمتِ اتصالِ شیشه و دسته شكستُ مجبور به تعویض شدم اما قبلش دكتر رفتم یكی از چشمام یه بیست پنج صدم نمرش زیادتر شده یعنی یكیش دو یكیش دوُ نیم ولی گفت نیاز به قطره ندارم واسه عمل هم گفت باید از دكتر قلبش بپرسی ببینم ضرر داره یا نه اما از نظرِ سن اوكیِ دیه عینك جدیدم عین قبلیِ یعنی فریمش همونِ فقط دستش رو مستحكم تر گرفتیم كه دیه زودی نشكنه اخه كلا خیلی عینكِ ظریفیِ از دور كه نگاهم میكنی انگار عینك نزدم قبل از این كه واردِ مطبِ دكتر بشیم نش

ادامه مطلب  

اهنگ نفس کی بودی تو از علیرضا طلیسچی  

 
 
تازگی داره
قلبم واسه اون آمادگی داره
زیبایی رو تو عین سادگی داره
مگه داریم مگه داریم
 
خوبیش اینه که
میدونم پای دلم میشینه که
ثابت کنه تو زندگیم همیشه یکه
مگه داریم مگه داریم
 
عشقتُ تو قلبم بکوب
مگه داریم مگه داریم انقد خوب
 
نفس کی بودي تو کی بودي تو عشقم
این همه دوری و فاصله رو بشکن
انگاری رو دلم اسمتُ نوشتن
 
نفس کی بودي تو کی بودي تو جونم
واسه همه عاقل و واسه تو دیوونه م
من دوسِت دارم بدون تو نمیتونم
 
متن آهنگ نفس کی بودي تو عليرضا طلیس

ادامه مطلب  

مدفن يك عشق فرو برده ام!  

سلام..خوبم...خستم یكم...خودمم خوب میدونم چرا...قفلم رو دوتا اهنگ...الانم كه مینویسم طبق معمول با شاسی مچاله ایم تو هم...به درك دگ همه چی:)امروز از صب دلگیره همه چی...هی بغض كردم هی چشام پر شدن هی خودمو نگه داشتم..اولش كه اقیانوس طبق معمول هنر منو نادیده گرفت!میگه این دستبندا چیه از خودت اویزون میكنی...منو به درخت تشبیه كرد!بعدم یكم خونواده طبق معمول رو اعصاب...عصرم درد و دل اینا با بچه ها:)فك كنم دگ وقتشه این اهنگه رو پلی كنم...kimi sevdirirse sevdirsin...omurum da deyir...ka

ادامه مطلب  

خنك و ترش و تلخ  

بالاخره یك بطری آب زرشك و آب انار خریده بودم و باید طعم شان را امتحان مى كردم.یك لیوان آب انار سرد و یك لیوان آب زرشك ترش را برایم خودم ریختم و همراه با یك لیوان بستنى با طعم شكلات تلخ و پرتقال روى میز گذاشتم و خوشحال از اینكه مجبور نخواهم بود وسط فیلم دیدن هى بلند شوم و سراغ یخچال بروم و برگردم، نشستم پاى فیلم دیدن. The switch فیلم خنكى بود.اما، من طرز حرف زدن جنیفر آنیستون را دوست دارم و با اینكه معمولا و در بهترین حالت فقط  پنجاه درصد از دیالوگ ها

ادامه مطلب  

***پس فرستادي***  

تو سنگی و صدای عاشقت را پس فرستادی/ صدای ناله های عاشقت را پس فرستادی
تمام هدیه هایم عاشقت بودند، اما تو/ تمام هدیه های عاشقت را پس فرستادی
نمی بخشم تو را رویای كشتی های بی برگشت/ تو گنج ناخدای عاشقت را پس فرستادی
پری سرزمین آرزوهای سفر كرده !/ دل فرمانروای عاشقت را پس فرستادی
خودم در زیر باران جمع كردم رد پایت را/ تو رد پای عاشقت را پس فرستادی
خودت قربانی عشقت شدی فرزند زیبایی/ ولی قوچ خدای عاشقت را پس فرستادی
مرا كشتی و برگشتی و خندیدی به من

ادامه مطلب  

+61 .  

بسم الله الحفیظ
حس شیرینِ حواسی که بهت هس ، از راه دور اما نگاهی که نزدیکه :) دنیای غریب و بی‌ارزشیه وقتی نمیشه از شما بلند بلند حرف زد . دل ولی بر سر عهد استوار خویش است هنوز حضرت جان ؛)
..
وقتی نوزاد چن روزه تُ ابزار میکنی در خدمت حکومت سبز و بنفش ، جلو نرفته بودي اصن که بخوای برگردي عقب !
..
مخفی کردن و نگفتن از حقی که محکمه همونقد بی‌مزه‌س و نچسب که غذای بی‌ادویه . بلند میخوایم ازت ، بلندتر مستجاب میکنی لطفا ؟ و أیّد إمامنا الخامنه ای :)

ادامه مطلب  

*** پس از من ***  

پس از من یاد یك انسان همیشه با تو خواهد بود
غمِ یك روحِ سرگردان، همیشه با تو خواهد بود
اتاق پاكِ قلبت مال من شاید نبود اما
پس از من یادِ یك مهمان، همیشه با تو خواهد بود
گل سرخ عزیز من! به هر گلخانه ای باشی
بدان رویای یك گلدان، همیشه با تو خواهد بود
تو دستم را نوازش كرده بودي بعد از این حتما
تبِ یك عشق بی پایان، همیشه با تو خواهد بود
سحر می آید این باور شبم را نور خواهد داد
دلم با توست این ایمان، همیشه با تو خواهد بود
پس از من هم تو می مانی ""مرد كامل

ادامه مطلب  

یه مقدار جزناله ای شد  

وقتایی ک خونه تنها بودي همیشه میزنگیدی برام سنتور میزدی دلبری میکردی
ترم اخر که مرخصی زایمان بودي یه جشن انجمن علمی رشتمون گذاشت.. بعدشم ما کلاس اکسس داشتیم
اواسط جشن یه پسره اومد سنتور زد
من از همونجا تا ته کلاس اکسس داشتم از دلتنگی گریه میکردم

ادامه مطلب  

روبای بودنت  

دم صبح باز خوابت و دیدم
بهت زنگ زده بودم و حرف نمیزدم، انگار دیروقت بود و تو از خواب پریده بودي ولی صدات مثل وقتایی که کنارم بودي و از خواب بیدار میشدی دو رگه و کلفت نبود
گفتی سمانه گفته بوده تلفنارو جواب ندیا ! حتی شماره های دوستاش یا دوستات و
باید به حرفش گوش میکردی ....
و فقط از اون گفتی .. فقط !
شنیدن صدات هم خوبم میکنه هرچند همه حرفات درباره اون باشه !
دوستت دارم و پسرم‌ و بسیار بیشتر ...
۲۷ مرداد ۹۷

ادامه مطلب  

بسیار غمگینم  

احوال من خوش نیست نه، بسیار غمگینمای کاش برگردي، تویی این بار تسکینم
تا پای جان می خواهمت، باور بکن این راعاشق تر از فرهاد هستم یار شیرینم
این روز ها حس می کنم نزدیک من هستیهر گاه دلتنگم تو را در خواب می بینم
ای خوب من! ای عشق! گاهی آرزو دارمیک بار دیگر هم شده پیش تو بنشینم
اینجا کسی حال دل من را نمی فهمد...می خندم اما از درون بسیار غمگینم
 
شاعر : مهدی ملکی الف  

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

كلاسِ طراحی ثبتِ نام كرده بودم یعنی اول كه واسه ثبت نام رفته بودم پرسیدم میخوام از صفر شروع كنم باید از چی شروع كنم دو تا از استادها رو اسم برد كه كارشون خوبه یكیشونُ گفت سبك هایِ مختلفِ نقاشیُ آموزش میده یكیشونم گفت از طراحی شروع میكنه به نقاشی میرسه و یواش یواش پیش میره و اگه مشكلِ تایم نداری همین خوبه واستُ با دانش آموزها و دانشجوهاام راه میاد منم همونُ انتخاب كردم وسایل هایِ موردِ نیازمُ واسم لیست كرد هشتاد تومن پولِ ثبتِ نام شد ولی پولِ

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

+ چرا این همه دوری ؟ چرا اینقدر توو وهم و خیالی؟
نمیخوای برگردي به واقعیت؟
- واقعیت ؟ کدوم واقعیت؟ مگه واقعیتی هم وجود داره؟
+آره همون واقعیتی که همه ما توش زندگی میکنیم 
-اگه بیام تو این واقعیت اونوقت بیشتر از آدما فاصله میگیرم، بیشتر دور میشم 
ترجیح میدم همینجایی هستم بمونم و دور باشم تا نزدیک بشم و بفهمم آدمایی که تو خیال منن با آدمایی که نزدیکمن از زمین تا آسمون تفاوت دارن 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

باورم کن  

گر سکوتی می کنم چیزی به جز انکار نیستهمدمم در نیمه شب جز چند نخ سیگار نیست
 
درک کن! آغوش من هرگز به رویت بسته نیستمن به تو نزدیک هستم، فاصله بسیار نیست
 
باورم کن، باورم کن، این دل آشفته اماز تو دلگیر است اما هیچگاه بیزار نیست
 
سعی کردم باز برگردي ولی بی فایده استراه برگشتن به سویت هیچگاه هموار نیست
 
نازنینم! از سکوت آخرت فهمیده امخواهشم چیزی به جز تکرار طوطی‌وار نیست
 
شاعر : مهدی ملکی الف  

ادامه مطلب  

شب نوشت  

من شب های تابستان را اینگونه می گذرانم که با خوابی که پشت پلک هایم آشیانه کرده می جنگم که کمی بیشتر بیدار بمانم.. پشت پنجره می روم .. هوا را نفس می کشم.. بوی شب را حس می کنم.. صدایش را می شنوم.. راه می روم..آب  می خورم اما تشنگی همیشه با من هست و دوباره به تختم باز می گردم و سعی می کنم کمی بیشتر بیدار بمانم!  و کمی بیشتر بنویسم یا فکر کنم .
و دوباره و دوباره احساس تشنگی کنم.
لذت عجیبی ست تخت خوابت را به مقصد آشپزخانه  ترک کنی و آب بخوری! و دوباره به تختت

ادامه مطلب  

ژن های خوب یا دزد های خوب ؟!  

امروز پسر آقای سفیر سابق ونزوئلا دوباره ویدیویی از خودش منتشر کرد که داشت به ما مردمِ صبوووور و واقعاً شریف و با حیای ایران توهین میکرد . بدبخت ، اگه پول و سرمایه ی ما رو نمیدزدیدین شما زالوها ، الان توی حیوون لازم نبود برای ما خودتو آدم بگیری . اگه بابات تو رو با پولای ما آدم نکرده بود ، اگه تو هم مثل میلیون ها جوون ایرانی روی پای خودت ایستاده بودي و فقط برای یه هزار تومن ، زیر آفتاب پنجاه درجه ، مسافر کشی کرده بودي اون وقت دیگه انقدر بی‌شرف و

ادامه مطلب  

منت کشی  

منت کشی هم بلد نیستی!!!
البته خودتم از اون اول گفته بودي بلد نیستی،یادته؟!
گفتم یاد بگیر،لازم میشه...با این وجود خوب جلو اومدی...بعضی وقتا خودمو جای تو میذارم تا ببینم حاضرم خودمو و غرورمو پیش ینفر دیگ خرد کنم یا نه...اینجاست که پی میبرم چی میکشی اون لحظه...بنابراین سعی میکنم بهت فشار نیارم
اما هیچی عوض نشده،من هنوز یادم نرفته تو اون شرایط که مامان نبود و مسئولیتای من سنگین شده بود و حال آقا جون خوب نبود منو تنها گذاشتی...من همیشه برای تو وقت داشتم

ادامه مطلب  

#خاطره  

دیشب خواهرم ساعت دوازده شب اومده بم میگه میدونی ساعتو نگا کردم یاد چی افتادم؟
میگم چی؟
بعد میگه:ی بار وقتی ک خیلی کوچیک بودي(خودمم یادمه پنج شیش سالم بود)ساعت دوازده شب ما تو آشپزخونه بوديم اومدیم سفررو پهن کنیم ک شام بخوریم دیدم عع مهسا نیس!کل خونرو دنبالت گشتیم دیدیم نیسی
عاخرش اومدیم دم در تو کوچه واسادیم بعد چن دیقه دیدیم داری از سر کوچه خیلی خسته و کوفته لش با ی قیافه جووووجه داشتی میومدی سمت خونه
بت گفدیم کجا بودي؟گفدی:رفتم از امیر(سوپ

ادامه مطلب  

فریاد  

تقدیم به مادر مهربان: فروغ فرخزاد
فروغ عزیزم باورم نمی‌شود بعد از اینهمه سال هنوز قضاوت می‌شوی. هنوز نمی‌فهمندت و برای رفتارهایت دلایل غیر انسانی می‌تراشند. می‌گویند فرزندت را رها کردی تا شعر را در آغوش بگیری. می‌گویند تو مادری بودي که پذیرای فرزندش نبوده؛ چون برای همسر سابقت نوشته بودي «کامی را بردم پیش مادرت چون محیط منزل ما برای او خوب نبود. به‌علاوه، من خودم در منزل وضعیت خوبی ندارم که او داشته باشد. به این جهت ترجیح دادم که از او دو

ادامه مطلب  

بااا هوووش  

یه بارم اومدی سر کلاس OR2 نشستی من کلاس داشتم شما نداشتی بخاطر من اومده بودي
اونوقت دکتر سالاری یه سوال پرسید خود بچه های اون کلاس نتونستن جواب بدن ولی شما جواب دادی

ادامه مطلب  

هوش  

بزرگوار هوش ریاضی خیلی خفنی داشت
یه بارم معلم خصوصی ریاضی دبیرستانت باهات سوال حل میکرده توی یه قسمتی از حل گفته جواب چی میشه گفته بودي فیلان گفته بوده نه

ادامه مطلب  

اعتماد به نفس  

همون اولا که با هم خوب شده بوديم هنوز به ملیحه هم نگفته بودم با همیم.. بعد عید سر کلاس حلت OR2 بودم.. هنوز استاد نیومده بود
شما اون کلاسو نداشتی منم کنار ملیحه نشسته بودم توی ردیف دخترا
تازه بهم گفته بودي سندرم روده تحریک پذیر داری روی جزوه ام نوشتم سندرم روده تحریک پذیر
همینجوری که سرم پایین بود و داشتم نوشتمو نگاه میکردم و توی افکار خودم بودم یهو اومدی داخل
اونوقت تمام ۵ترم گذشته بدون شک ارومترین فرد کلاس بودي و هیچوقت کسی صحبت کردنتو جلوی جم

ادامه مطلب  

آمدی در خواب من دیشب..  

آمدی در خواب من دیشب چ کاری داشتی
ای عجب از این طرفها هم گذاری  داشتی
راه را گم کرده بودي نیمه شب شاید عزیز
یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی
مهربانی هم بلد بودي عجب نا مهربان
بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی
سر به زیر انداختی و گفتی اهسته سلام
لب فرو بستی نگاه شرمساری داشتی
خواستم چیزی بگویم گریه بغضم را شکست
نه نگفتم سالها چشم انتظاری داشتی
با نوازش میکشیدی اه و میگفتی ببخش
سر به دوشم هق هق بی اختیاری داشتی
وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی

ادامه مطلب  

مرور قوانین  

خب خیلی طبیعیه که انسان بعد از یه موفقیت بزرگ خودشو گم کنه نه به این معنا که رفتار و شخصیتش تغییر کنه ؛به این معنا که لش کنه روز بعد و قوانین مهم خودشو رعایت نکنه و انقدر سهل انگاری کنه که یادش بره چه طور برگرده به میدون و ببینی که درست شده مثه روزهای قبلی که جون میکند به برنامه هاش برسه!
در اینجا نباید هول کنی جرقه.یه نفس عمیق بکش و قوانینتو مرور کن.
1.برنامه ی تو یعنی آرزو هات،خواسته هات.رسیدن به یه خواسته ممکنه و کاملا هم عملیه ولی باید تمام سع

ادامه مطلب  

کنترل کیفیت  

یه کارگاههای کنترل کیفیتم داشتیم که شما نداشتی
در هفته ۱ جلسه کلاس نظری تمام گروهها بود با یه استاد از دانشگاه فنی حرفه ای
میومدی به استاده میگفتی اجازه بده بشینی سر کلاس گفته بود چرا گفته بودي خیلی علاقمندم به کلاساتون

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1