روز هشتم.28مرداد.  

امروز صبح مثل هر روز صلوات وایت الکرسی برای سلامتیت خوندم.و اماده شدم برم باشگاه.ساعت ده رسیدم.و موبایل هم نزدیک خودم.هی نگاش میکردم که نکنه بزنگی متوجه نشم.گرچه خودت گفتی قبل ساعت 12زنگ نمیزنم.ولی من احتمال به درصد هم باشه که بزنگی موبایل رو از خودم جدا نمیکنم.و موبایل شده جزی از وجودم.و ساعت 11 هم سریع بعد باشگاه کتابها رو بردم کتابخونه و تند امدم خونه .استراحت کردم.
و ساعت 12:15شد و من منتظرت که زنگ زدی.و گفتی امروز از ساعت 8 تا 12کلاس داشتید انقد

ادامه مطلب  

روبای بودنت  

دم صبح باز خوابت و دیدم
بهت زنگ زده بودم و حرف نمیزدم، انگار دیروقت بود و تو از خواب پریده بودی ولی صدات مثل وقتایی که کنارم بودی و از خواب بیدار میشدی دو رگه و کلفت نبود
گفتی سمانه گفته بوده تلفنارو جواب ندیا ! حتی شماره های دوستاش یا دوستات و
باید به حرفش گوش میکردی ....
و فقط از اون گفتی .. فقط !
شنیدن صدات هم خوبم میکنه هرچند همه حرفات درباره اون باشه !
دوستت دارم و پسرم‌ و بسیار بیشتر ...
۲۷ مرداد ۹۷

ادامه مطلب  

گزارش ۱ :(  

خب وقتی هیچی نخوندم چه گزارشی بذارم :) 
مطالعه درسی : ۰۰:۰۰
مطالعه غیر درسی: ساعت نگرفتم ولی فک کنم به ۱۰ ساعت رسید از ۷ صبح تا ۸ شب داشتم میخوندم این بین طبیعتا تایم پرتی هم دادم ، ما واسه رند شدن ۸ ساعت در نظر میگیریم :) 
#امید_نوشت

ادامه مطلب  

128  

مریض شدم
حالا نمیدونم دقیقا چه مرگمه ولی تموم استخونام درد میکنهحالت تهوعم دارمسرمم سنگینه 
اینام که نمیذارن درست حسابی بخوابم
ساعت نزدیکای هفت بود با سر و صداشون بلند شدم
هر صبح انگار جلسه دارن انقد بلند بلندم حرف میزنن
حالا بعدش بیدار شدم صبحانه نتونستم بخورم دل و روده ام بهم میپیچید...
یکم شلیل داشتیم تو خونه کمپوت درست کردم باهاش
الانم باید برم املت درست کنم مامانم فرستادم بره یکمی برام خرید کنه
خودم حال ندارم پاهام درد میکنه
 
بعدا نو

ادامه مطلب  

عجیبههه!مثل رویاست!  

امروز ساعت پنج ونیم بیدار شدم و برای شش و نیم ساعت گذاشتم.دیشبم ساعت دوازده و نیم،یک خوابیدم.با این حال ساعت شش بیدار شدم و رفتم دوچرخه سواری و کمی قدم زدم و چند ثانیه دویدم و نامه رو پست کردم و ساز تمرین کردم و به خواهر نمکیم یه ذره یاد دادم و هاردم رو از پست گرفتم و الانم دارم آموزش میبینم.
ببین!همین شش ساعت معجزه آور بود!حالا اگه مثه هر روز ساعت دوازده،یعنی الان بیدار میشدم ؛چی میشد؟
هیچی!به هیچی جز خوردن و دسشویی رفتن نمیرسیدم!
فکر کنم تاثیر

ادامه مطلب  

سفر  

میدونم ک تو شرایط کنونی و گرونی و .. این سفر معقول نیس..
الان باید به فکر پس انداز واسه چند صباح آینده باشم..
اما حس میکنم باید به این سفر برم..
دوباره همون تیم قبلی 
من و زهرا و فرشته و زینب..
نمیدونم ولی شاید این آخر سفر 4تایی باشه..
پ.ن: نگرانم واسه آینده.. واسه آینده ای ک ممکنه تو همین روزا با یه انتخاب یه تغییر اساسی بکنه و خیلی مسائل حول محور اون دستخوش تغییرات بشن..
پ.ن: یکی از نکات غیر قابل تحمل ازدواج از نظر من اونجاس ک باید ب خاطر یه جوش توی صور

ادامه مطلب  

نحوه پاسخ دادن به سوالات مسابقه تست مهارت  

توجه بفرمایید که پاسخ ها باید دقیقا مانند مثال های زیر باشد 
 
در این پوزیشن باید یک مهره از خان 13 به خان 7 و یک مهره از خان 13 به خان 10 حرکت کنیم .که نحوه پاسخگویی آن به شکل زیر خواهد بود
 
13/7     13/10
پس از پاسخ دادن به صورت خلاصه و کوتاه دلیل انتخاب حرکت خود را بیان کنید 

ادامه مطلب  

گزارش ساعت مطالعه ۲  

امروز. برای شروع بد نبود ولی خب خیلی کمه فرا باید حداقل یک ساعت بیشتر از امروز بخونم :)
گزارش منم اینجاست فی المجموع ۳ ساعت ۲۵ دقیقه 
http://s8.picofile.com/file/8335086192/IMG_20180821_021443_818.jpg
پ.ن: کیفیت عکس خوبه اگه زوم کنین میتونین نوشته های توی برگه رو هم بخونین :) 
#امید_نوشت

ادامه مطلب  

پاسخ به شبهات / مهم  

   
#یه_سؤال

ادامه مطلب  

روز دوازدهم.  

 
 
امروز صبح مثل هر روز سر ساعتی که حرف میزدیم.امدم بالا.ده دقیقه به 9 برای سلامتیت صلوات و ایت الکرسی بخونم.که ساعت 9 زنگ زدی.خیلی خوشحال شدم و غافلگیر.گفتی ساعت 10پست دادنت شروع میشه.ده دقیقه حرف زدیم و رفتی.من هم هر لحظه منتظرتم و تو فکرت.ساعت 12:30 امدم اتاق بالا.و منتظرت بودم.ساعت ده دقیقه به  1 حدیث کسا خوندم.و تا ساعت 1:30 صبر کردم.زنگ نزدی.رفتم نماز خوندم.تا ساعت 3منتظر بودم.خیلی دلتنگت بودم و بی قرار.و بعد یه ساعت خوابیدم.که ساعت 6:15زنگ زدی.و گف

ادامه مطلب  

خود نوشت و شرح حال 1 شنبه 28 مرداد 97  

جونم برات بگه هوای امروز هم با آنچه که ازش انتظار داشتیم فاصله داشت کولر از ظهر تا همین الآن بکوب داره کار میکنه.با همین هوای گرم کلی پیاده روی کردم ساعت 11:30قدم زنان به حرم رفتم وارد کتابخانه حضرت شدم همانجا نماز ظهر و عصر رو به جماعت خوندم و راه رفته رو پیاده برگشتم عرق ریزان وارد خونه شدم بی درنگ حمام کردم و مشغول پر کردن سطل (معده) یا خوردن ناهار شدیم!چرتکی زدم ولی اسمش را نمی شد خواب گذاشت با این حال کاچی به از هیچی.نوشتنی های قابل ملاحظه ا

ادامه مطلب  

گزارش ۳  

از صبح تا ساعت ۱:۳۰ مدرسه بودم تا برگشتم خونه شد ۲:۳۰ تا ناهار خوردم شد ۳ بعدش چون دیشب دیر خوابیده بودم خسته بودم خوابیدم تا ساعت ۵ ، ۵ که میخواستم شروع کنم به درس خوندن تلفن زدن بهم که جلسه ستاد هلال احمر امداد و نجات جوانانه پاشو بیا مجموعه هلال احمر که اونم اون سر شهره ( من در حال گذراندن دوره امداد و نجاتم و اگه خدا بخواد اردیبهشت ماه سال بعد کارت شناسایی امدادگری سوانحم میاد و میتونم خدایی نکرده اگه اتفاقی افتاد داوطلبانه با تیم هلال احمر

ادامه مطلب  

هشدار جدی و مجدد آمریکا، انگلیس و فرانسه به دولت سوریه  

به گزارش "شیعه نیوز"، کشورهای آمریکا، فرانسه و انگلیس با تکرار ادعاهای سابق علیه دولت سوریه، تهدید کردند در صورت استفاده دمشق از سلاح شیمیایی در هر حمله‌ای به ادلب پاسخ کوبنده‌ای به این حمله می‌دهند.
 
 در بیانیه مشترک این سه کشور نسبت به هرگونه حمله نظامی در ادلب و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی شده است.
 
در این بیانیه ادعا شده است: ما نگران احتمال استفاده "مجدد" و "غیرقانونی" از سلاح شیمیایی بوده و مصمم هستیم در صورت استفاده "دوباره" نظا

ادامه مطلب  

روز هفتم.27مرداد  

روز جمعه روز هفتم سربازیت بود.باز صبح بلند شدم منتظرت بودم.نزدیک ساعت 12 اماده شده بودم.منتظرت.که ساعت یک شد خبری ازت نشد.اذان شد.رفتم حدیث کساء بخونم برای سلامتیت.که ساعت 1ونیم داشتم دعا میخوندم زنگ زدی.سریع امدم پشت بوم و جواب دادم.گفتی امروز از بعد صبحگاه بردنمون اسایشگاه و نمیزاشتن بیایم بیرون.ما هم خوابیدیم.الان بیدار شدم نماز خوندم و امدم بهت بزنگم.و یه ربع حرف زدیم و رفتی ناهار بخوری.
ظهر که از خواب بیدار شدم.و نشسته بودم.طبق معمول موبای

ادامه مطلب  

روز چهارم.  

امروز از صبح منتظر تماست بودم.ساعت 10رفتم باشگاه.ولی همش نگا موبایل میکردم و با ترس و لرز که نکنه بزنگی متوجه نشم.که خبری ازت نشد.ظهر که حدیث کسا برای سلامتیت میخوندم.زنگ زدی.سریع امدم پشت بوم و جواب دادم.ولی صدا نیومد قطع شد.دوباره زنگ زدی و صدا نیومد.من یه ساعت زیر افتاب نشستم و منتظر شدم که بزنگی ولی خبری نشد.اخه همیشه صدا نمیومد چندبار زنگ میزدی که صدا بیاد.چون تلفن های اونجا بعضی هاشون خرابه.
همش انتظار.انتظار.
شب هم ساعت 8 امدم دعا بخونم.و ه

ادامه مطلب  

کتآبخوآن :)  

امروز قول دادم 8 ساعت بخونم:))))
اگه 8 ساعت بخونم ،عالی میشه D:بعد دارم فکر میکنم با مامان قرارداد ببندم برای هر موفقیت در کارنامه ها یه کتاب برام بخره ! امروز بخونم "قهوه ی آقای نویسنده" رو به لیست کتابایی که باید خریده بشن اضافه میکنم :)))
زندگی چقدر خوشگلی طـُ
شیمی ، ریاضی،عربی،ادبیات میخونم امروز :)))))
حآلــــــــم خوبـــــهـ^^
+نظرات رو شب تایید میکنم !

ادامه مطلب  

پست شماره 78 - چالش 28 گیگ همچنان ادامه داره  

همونطور که می دونید خواهرای عزیز منو به...بگذارید بگم چالش (نه مخمصه  )تموم کردن 28 گیگ اینترنت تو 24 ساعت کشوندن . 
به شرایط ویژه ی دیشب اینا رو هم اضافه کنید:
25 ساعت بیدار بودن و تنها 50 دقیقه چرت زدن
پریود شدن اول صبح و خوردن 2 مسکن تا الان
خراب شدن IDM
مجبور به آشپزی شدن اونم نه هر غذایی...زرشک پلو با مرغ (تو خانواده ما زرشک پلو  یعنی درست کردن برنج آبکش , زرشک , مرغ ویژه, سیب زمینی سرخ شده , گوجه سرخ شده ) .
چون روز آخر نت هم هست همیشه در چنین روز عزیزی س

ادامه مطلب  

امکان گفت‌وگوی آنلاین در برنامه کاربردی«ایرانسل من» فراهم شد  

به گزارش روابط عمومی ایرانسل، مشترکان بزرگترین اپراتور دیتای کشور از این پس هنگام استفاده از نرم افزار کاربردی «ایرانسل من»، علاوه بر دسترسی به امکانات گسترده مدیریت حساب و خرید محصولات، با استفاده از قابلیت گفت و گوی آنلاین می‌توانند با کارشناسان مرکز ارتباط با مشتریان ایرانسل در ?? ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته گفت‌وگو کنند و با طرح پرسش‌ها، مشکلات و درخواست‌های خود، پاسخ‌های لازم را در همان زمان دریافت کنند. پ

ادامه مطلب  

روز دهم  

امروز صبح بیدار شدم دلم بدجور تنگت بود.و بی قرار بودم.ساعت نزدیک 12شد و گفتم دیگه ممکنه هر لحظه زنگ بزنی.و ساعت 12و نیم شد امدم اتاق بالا.و داشتم به مکالمه ضبط شدمون گوش میدادم.که ساعت ده دقیقه به یک زنگ زدی.و من با عصبانیت باهات حرف زدم.و گفتم چرا زنگ نزدی.میدونی من چی کشیدم.گفتی به خدا نزاشتن.هر کاری کردم نتونستم بیام.دیشب هم امدم بزنگم ولی صف طولانی بود و یه ربع صف وایستادم و وقت نشد و دیگه نتونستم.همش عصبی بودم نمیتونستم بهت زنگ بزنم.و نگرانت ب

ادامه مطلب  

روز نوشت  

+ ساعت ۹ بیدار شدم . یه کم با معصومه با هم " ساخت ایران " رو دیدیم . من تا الان مقاومت کرده بودم در برابر این سریال . اما دو _ سه روزه با معصومه میبینم . محسن کیایی عالیه . خیلی خنده داره کلاً . بعد از صبحونه و اینا ، ساعت ۱۱ رفتم آموزش و پرورش . خبری نبود . بعدش رفتم مغازه . کل قم رو امروز گشتم تا چند تا خریدی که داشتم رو انجام بدم .
+ اومدم خونه ، غذا خوردم . خیلی لِه بودم . الان هم لِه لهم . از ساق پا به پایین داره میترکه از درد . ظهر با آب سرد شستم ، یه کم آرو

ادامه مطلب  

گذران روز  

#داستانک
گذران روز
هنری جاناتان اینگریم حدود ساعت یازده وارد رستورانی در خیابان نِفسکی شد تا چیز مختصری بخورد و از احساس گرسنگی که کم کم داشت به سراغش می‌آمد، جلوگیری کند. بهترین راه این است که آدم فوراً تکلیف این حالت را معلوم کند و آن‌وقت تکلیفش با روزی که پیش رو دارد، معلوم است. نیم ساعت بعد خودش را تقویت کرده بود و از رستوران آمد بیرون. به چند فروشگاه سر زد و چیزهایی هم پیدا کرد که ارزش خریدن داشت. ساعت که دوازده و نیم شد، رفت به رستورانی

ادامه مطلب  

اطلاعیه گروه سرود  

قابل توجه کسانی که در گروه سرود صبح غدیر خم شرکت کرده اند:
کلاس های تمرین گروه سرود روزهای شنبه،دوشنبه،چهارشنبه از ساعت 17:30 الی 19:30
و روز های جمعه از ساعت 10 صبح الی 12 ظهر برگزار میشود.
آدرس برگزاری کلاس:
سبزوار،خیابان چمران،چمران 3،انتهای کوچه،خانه موزه‌ی شهید محمد فرومندی.
                                  متن سرود در همین وبسایت وجود دارد.

ادامه مطلب  

ساختار شکن...  

یک نگاه به زندگی خودت کن لعنتی...
به چه چیز هایی باور داری؟ چه چیز هایی رو دوست داری؟
و حالا برای هرکدوم یک چرا بگو ... سعی کن پاسخت علمی باشه...
مطمئن باش علم میتونه تمامشونو پاسخ بده.. اگر هم نداد ، چیز های دیگه نمیتونه..
من نمیخوام اعتقاد داشته باشم به چیزی که هیچ دلیلی واسش وجود نداره...

ادامه مطلب  

 

بسم الله الرحمن الرحیم
به اطلاع مردم شریف و ارادتمند به خاندان عصمت و طهارت (ع) شهرستان نیشابور میرسانیم ؛
مراسم تشییع پیكر شادروان خادم الحسن ع حاج على سرفرازى (از بنیانگذاران هیئت امام حسن مجتبی ع)
فردا دوشنبه ١٣٩٦/١١/٣٠
ساعت ٩ صبح از مقابل هیئت امام حسن مجتبی (ع) انجام میگردد.
مراسم وداع دوستان و هم هیئتى ها با آن عزیز سفر كرده فردا ساعت ٨ صبح در محل هیئت انجام میشود.
خدمتگزاران هیئت امام حسن مجتبی ع شهرستان نیشابور

ادامه مطلب  

aston martinoneیک میلیون و 400هزاز دلار  

این خودرو دارای یک پیشرانه ی حجیم7/3لیتری 12سیلندر vشکل به قدرت 750اسب بخار 559کیلووات با750نیوتون متر 553پوندفوت گشتاورد است یکی از علت های گرانی این خودرو را می توان از اسم گزاری اش فهمید استون مارتین از این خودرو فقط77دستگاه تولید خواهد کرد خودروای که جعبه دنده اش شش سرعته اتوماتیک و تایر هایش پیرلیp-zerocorsاست سرعت نهایی این خودرو 354کیلومتر در ساعت است که به خاطر دلایل ایمنی 320کیلومتر در ساعت محدود شده استدر ضمن شتاب صفر تا100کیلومتر در ساعت اش 3/5ثا

ادامه مطلب  

ساعت صفر عاشقی...237  

ساعت صفر عاشقی

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی  

عملکرد
پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش می داد.
پسرك پرسید: خانم، می توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می دهد!
پسرك گفت: خانم، من این كار را با نصف قیمتی كه او انجام می دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت كه از كار این فرد كامل

ادامه مطلب  

روز یازدهم.  

امروز صبح رفتم باشگاه . و سریع امدم خونه.و استراحت کردم.و ساعت 12 شد طبق معمول منتظر تو بودم.این مدت که رفتی سربازی هر ثانیه انتظارت رو میکشم.واقعا این انتظار اگه چه سخته ولی لذت بخشه.همین انتظار به زندگیم امید داده.و همین باعث شده که دوریت رو بتونم تحمل کنم.و انتظار برای تو برام شیرینه.ساعت 12 و نیم امدم اتاق بالا.که زنگ زدی سریع جواب بدم.که داشتم مکالمه ضبط شده قبلیمون رو گوش میدادم.که ساعت 12:47 مثل دیروز زنگ زدی.حرف زدیم.و چقدر صدات بهم آرامش مید

ادامه مطلب  

قوانین مسابقات  

لطفا الزامیست قبل از شرکت در مسابقات ، ثبت نام نمایید
کافیست با گوشی شخصی تان
(( نام و نام خانواده گی و شهر محل سکونت ))
خود را به شماره سامانه زیر پیامک نمایید
50005410000066
توجه توجه سروران گرامی منتظر پاسخ از سوی
سامانه نیاشید و در مسابقات شرکت نمایید
در صورت عدم شرکت در مسابقات و ارسال نشدن پیامک های تبلیغاتی 
از سوی وب سایت و حذف نام تان از لیست شرکت کننده گان در مسابقات لطفا
(( نام و نام خانواده گی و شهر محل سکونت ))
خود را به شماره سامانه زیر پیا

ادامه مطلب  

عکس جنایت در یمن پاسخ به فراخوان شرکت لاکهید مارتین  

به گزارش «شیعه نیوز»، شرکت آمریکایی لاکهید مارتین پیمانکار صنایع جنگ افزار با استفاده از 'روز جهانی عکس' قصد جلب توجه کاربران توئیتر را داشت اما در پی انتشار گزارشی مبنی بر استفاده از موشک این شرکت در جنایات یمن، کاربران با اشتراک گذاری عکس های این حادثه پاسخ فراخوان این شرکت را دادند.
 
 تارنمای روزنامه هافینگتون پست با درج این خبر نوشت: این پیمانکار آمریکایی که دومین تولید کننده بزرگ جنگ افزار در جهان است، از دنبال کنندگان خود در شبکه اج

ادامه مطلب  

روزگار می‌گذرونیم!  

در یک مکالمه‌ی رودررو یا حتی پشت تلفن، ممکن است به خودت بیایی و در ذهنت بگویی این همه تعارفات و جملات نسنجیده و بی‌معنی از کجای ذهن تو می‌آید که حتی وقتی جمله از دهانت خارج می‌شود، منتظر پاسخش نیستی. جملاتی مثل "چه خبر؟"، "چی‌کارا می‌کنی؟"، "کار و بار چطور می‌گذره؟"، "خانواده چطورن؟" و هزاران جمله‌ی بی‌لعاب دیگر. جوابش هم یحتمل همین‌هاست: "سلامتی"، "ذکر خیر شما"، "همه چی امن و امانه"، "همه سلام می‌رسونن". جواب‌هایی از سر عادت.
اما جمله‌ای ک

ادامه مطلب  

مرداد ماه  

چندم مردادماه ست ؟
تاب می خورمبا طره ی بلوطی موهاتتاب می خورمتاب می خورمتاب می خورمتاب می خورمبه چشمان پف کرده ات که می رسمپوستت آژیر می کشدو در می یابمکه هر روز ششم مردادماه ست :- « این غریبه کیستکه نوزده شمعبرشانه هات می کارد ؟»کسی پاسخ نمی دهدنگاه کسی از شانه ات عبور نمی کندامامن می دیدمکه نوزده قطعه از بدنتتکهتکهآب می شدند .

ادامه مطلب  

خود نوشت و شرح حال شنبه 27 مرداد 97  

دیشب دیرتر خوابیدم ولی بامداد به موقع برخاستم دوگانه را تقدیم یگانه ی بی همتا کردم و با دستگاه شیطانی و قلم برقی به نوشتن پرداختم! ساعت 8 پیامی از کربلایی حسین آقا هیئتی دریافت کردم که نوشته بود خاطراتِ روزانه 3 شنبه در وبلاگ نیامده پس از بر رسی متوجه شدم تاریخ را اشتباه ذکر کرده ام این پیام بهانه ای برای تماس تلفنی و گفتگو شد.ساعت 11:30 دقیقه گذشته بود که بی توجه و بی اعتنا به هوای گرم تا حرم را پیاده طی کردم همزمان با شروع نمازجماعت وارد حرم شد

ادامه مطلب  

 

چند تک بیتی:
میان این همه مجنون چو خواندم سوره ی عشقت
در این دیوانه خانه جای من بالای مجلس شد
************************************************
با تمام مردیم وقتی که میبینم تو را
چادرت دستور تعظیم عجیبی میدهد
************************************************
پرسشی دارم بیا و راست پاسخ را بده
سرخی لب هایت از خون جگر های من است؟
************************************************
شب به شب چشم به دیوار اتاقم دارم
منم و قاب پر از خاطره هایی که نشد
************************************************
آهوی رامم گیسوانت را پریشان کن
این ببر عاشق پ

ادامه مطلب  

رژیم لاغری سریع بدون عوارض  

رژیم لاغری , رژیم لاغری سریع , رژیم لاغری بازیگران , رژیم لاغری سریع و موثر , رژیم لاغری سریع شکم و پهلو , رژیم لاغری سریع در یک هفته , یک رژیم لاغری سریع هفته ای 3 کیلو با ورزش , رژیم لاغری سه روزه سریع , رژیم لاغری یک ماهه , رژیم لاغری سریع بدون عوارض , رژیم لاغری یک هفته ای , رژیم لاغری کانادایی , رژیم لاغری کتو , کاهش وزن
این روز ها رژیم لاغری بازیگران هالیوودی بازار داغی را به خود گرفته ! آیا فکر می می کنید بازیگران هالیوودی بدون رژیم

ادامه مطلب  

یادم نره  

یه هفته خوشحالی کردم که چهارشنبه تعطیله 
میخواستم تا ساعت یک بخوابم
امروز آقای کشاورز(فامیلیش یچیزی تو همین مایه هاس)
گفت:فردا ساعت دوازده تا یک و نیم کلاس جبرانیه
دبیر محترم آقای کشاورز ^_^
من@_@
بازم من:|||||
...
یادم باشه یادم نره فردا کلاس دارم:|
یکی اون انگشت وسطشو بگیره طرف این معلممون دلم خنک بشه:/

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1