آرامش زا  

خیلی زیاد پیش میاد که من و معاون تنها بشیم .
رفتارش وقتایی که تنهایم و وقتایی که کسی هست از زمین تا آسمون تفاوت داره! وقتایی که اینجا شلوغه به شدت شوخ طبع و به شدت خندون و یه جورایی گرمه
ولی وقتایی که فقط من اینجام اصلا حرف های فراتر از کار زده نمیشه! خنده و شوخ طبعی به هیچ عنوان
و این رفتار به قدرری آرامش من رو زیاد میکنه که حد نداره
اینکه باعث میشه که با خیال راحت کارایی که باید رو انجام بدم!
دعا میکنم مردایی مثل معاون زیاد بشن..خیلیی زیاد..خیلیی

ادامه مطلب  

حمل اولی و حمل شایع  

تقسیم قضایا به حمل ذاتی اولی و حمل شایع صناعی، از تقسیمات مفید و ابتکاری منطق‌دانان مسلمان است که دارای زوایا و ابعادی است که دربارة بیش‌تر آنها تاکنون تأمل جدی صورت نگرفته است.
معنای حمل
حکیمان و منطیقین در تبیین حمل اوّلی و حمل شایع می‌گویند: معنای حمل بیان اتحاد دو چیز است؛ زیرا حمل کردن چیزی بر چیز دیگر به این معناست که این یکی، آن دیگری است. به تعبیر دیگر، حمل، «این‌همانی» است. این معنا در حقیقت دو چیز را طلب می‌کند؛ به بیان دیگر‌ در

ادامه مطلب  

یه جایی  

هر چی بیشتر می گذره بیشتر از اطرافیانم متنفر میشم 
چندسال پیش ۶ روز مامانم ذونا گرفت همه رفتن مسافرت هیچ کس نگفت خرت به چند ؟! 
بابام دستش شکست هیچکس به هیچیش حساب نکرد 
بابام سکته کرد تو بیمارستان بود ما اسباب کشی داشتیم هیچی به هیچی 
یه شبایی تا صبح بالا آوردم حتی بابامم محلم نکرد 
یه شبایی تا صبح به خودکشی فکر کردمو تنها دوستام به دادم رسیدن 
حالا همین آدمای تخمی زنگ می زنن واسه فضولی تو رتبه ام ...یجوری رفتار می کنن انگار اونا شهریه مدرسه

ادامه مطلب  

 

وقتی بلاگفا هنوز رونق خودشو داشت یهویی یه وبی پیدا كردم پسره میخواست زن بگیره هی خاستگاری میرفت ردش میكردن. تا جایی كه من باخبر شدم نزدیك ٤٠ جا رفته بود:)). اینقدر ملت دنبال میكردن ماجرای این بشرو كه فكر میكردی زامبیا حمله كردن و همه زامبی ان فقط این مونده و باید موفق بشه مرحله رو رد كنه. هیچی دیگه، وقتی طرفش پیدا شد نوشت همسرم گفته ننویس و فلان. و ببینم اگه تونستم راضیش كنم میام وگرنه ام كه هیچی:))  و رفت. 

ادامه مطلب  

0468  

چرا اینجوریه ؟ بعضی وقتا فكر میكنم صددد سالمه ، بعضی وقتا حتی ده سالمم نیست ! یه موقع هایی یه لیدیِ پنجاه ساله ی جا افتادم و یه وقتایی حسم بهم میگه برگشتم به پونزده سالگی  ... امیدوارم یه روزی ام بیاد كه حس كنم دقیق سر جای خودمم ، اون سنی كه باید ، اون حسی كه باید ! 
ترسناك قضیه واسه خودم اونجاست كه مواقعی كه پنجاه سال به بالا ام خیلی بیشتر از موقع های كمتر از پنجاه سالمه :)) I mean waaay more 

ادامه مطلب  

153  

امروز چقدر دیر گذشت 
ظهر نخوابیدم ، الانم با اینكه یه عالمه با عدنان بدو بدو كردم ، خوابم نمیاد
ذهنم درگیرِ هیچی جز اینكه فردا دوباره میاد اینجا نیست

ادامه مطلب  

 

امروز عید قربانه هه چقدر وقتی بچه بودم عیدا برام مهم بود چقدر ذوق میکردم و منتظر میموندم که هرچه زودتر برسن چقدر تو دنیای ساده و کوچیک خودم خوش بودم و با دلخوشی های ساده دنیا برام قشنگ بود و رنگی،حالاچی چی از اون دوران مونده چی از اون دلخوشی ها برام مونده،هیچی دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه دیگه هیچی آرومم نمیکنه ...
تو

ادامه مطلب  

کلافه...  

وای خدا چقدر دلم گرفته چقدر حالم بده چقدر از همه چی بیزار شدم چقدر دلم میخواد از همه فرار کنم چقدر دلم میخواد هیچ کسو نبینم چرا خدا چرا اومدم تو دنیایی که هیچی ازش نمیفهمم هیچی نمیتونم آدماشو درک کنم وای اصن این آدما چ شون شده چی میخوان دنبال چی میگردن میخوان ب کجا برسن وای خدا داره حالم بهم می خوره از همه چی از کل این دنیا که آدماش سره هیچی افتادن به جون هم و ...اصن چ مرگشونه اح اصن به من چ به درک به جهنم 
کاش میتونستم برم از همه جا واسه همیشه یا

ادامه مطلب  

داشتنی های من!!  

اینکه میگم میخوام فقط برا خودم باشی میدونی یعنی چی؟!!!!
یعنی نه فقط اون حس داشتنت که من بدونم و خودت..
نه اون چیزی که تا حالا از داشتن شنیدی..
و نه اون "میم" که اخر اسمت بذارم و صدات کنم..
شنیدی میگن اتاق فلانی؟ کامپیوتر فلانی؟ حتی وقتایی که خودش نباشه یا دور باشه همه میدونن که اون اتاق و اون وسیله متعلق به همون فلانیه..
نه اینکه خدایی نکرده بخوام تو رو به یه وسیله تشبیه کنم! نه....
ولی میبینی چقدر راحت مالکیتشون با یه جمله مشخص میشه؟؟؟
از بین تمام داش

ادامه مطلب  

Your schizophrenia  

Sense of impending doom..
 
 
 
 
+بعده خدمت برنامت چیه؟
کونده تو که میدونی من کلا هیچ برنامه ای ندارم هیچی ندارم ولی این سوالو میپرسی که مثلا فقط بشنوی "هیچی، هیچ برنامه ای ندارم و هیچیم ندارم"
بعد خوشال شی که خب اینم ریده هنوز جای امیدواری هس. کص عمه شما ادمای کثیف. میدونین نباید چه سوالیو از کی بپرسین ولی میپرسین

ادامه مطلب  

هر ماه دریغ از ...  

ماه رمضون امسال هم اومد
با همه زیبایی هاش و قشنگی هاش و لذت هاش و حسرت هایی که برامون میزاره
اما
واسه من امسال دیگه مثل پارسال و سالای قبلش نیست، از همین می ترسیدم، وقتایی که می رفتم حرم و دعا می کردم از همین می ترسیدم، واسه همین کلی خواهش و التماس می کردم، اما حیف که کسی نبود که به حرفام و خواهشام گوش کنه، حیف که کسی نخواست حرفم رو بفهمه
هیچی دیگه، فقط اینکه هشت روز از ماه رمضون گذشته، ماهی که ماه رحمت و مغفرت و مهمونی خداست، اما گویا دیگه خیلی

ادامه مطلب  

دلنوشته2  

همیشه داستان از اونجایی شروع میشه که اصلا انتظارش رو نداری و حواست نیست
زندگی همینه بی رحم
منم یاد کرفتم بی تفاوت باشم دلم میگیره ها اما سنگ باشم
برام دیگ مهم نیست هیچی
همیشه اون چیزی نمیشه که ما انتظارش رو داریم 
برگ های سفید دفترم یکی پس از دیگری خط خطی میشن...
خط خطی هایی که انگار یه بچه 4ساله کشیده
اما خط خطی های ی دختر بیست سالست
بیست سالگیم داره تو اوج خستگی و بی حوصلگی میگذره هیچی باب میلم نیست هیچی برام هیجان انگیز نیست
روح مرده در یک جس

ادامه مطلب  

مینویسم برایتان ...  

چند روزی میشه دستم به قلم نرفته ...
اونقدی توی ذره های دنیا مچاله شدم که نمیتونم بنویسم ...
ولی امشب میخوام بنویسم ...
وجودمو بود و نبودمو به اشتباه تعبیر کردن ادما ...
یه اشتباه محض ...
موندم و حرف زدم ...
خودشون چمدون به دست راهیم کردن ...
خودم دربست گرفتم که برم ...
نزاشتن ...
هزار و یک جور انگ بی معرفتی زدن ...
تهشم نخواستن حسمو باور کنن ...
حسی که پیش خودشون اشتباه تعبیرش کردن ...
اما یه ادم هرچقدرم عشق و محبتو سرلوحه زندگیش قراره بده . بازم یه جایی کامل میب

ادامه مطلب  

غم واره  

دیدی تموم شد
حالا كه تموم شده یه حس خالی بودن می كنم.این همه تلاش و شب بیداری،این همه استرس كتابای دوره نكرده
اخرش چی شد؟؟ هیچی
نشد اونیكه باید می شد
كجارو اشتباه رفتم نمی دونم
ولی الان،همین الانه الان،فكر میكنم زندگی بدون درس رو به همه چی ترجیح میدم

ادامه مطلب  

انگیزه  

برای انجام هرکاری انگیزه لازم داری تنها دلیل برای زندگی فقط و فقط انگیزه هست که انگیزه هر ادمی یا از عشق یا نفرت ، بعضی وقتا هیچی نیست نه عشق نه نفرت یعنی یک تهی بی پایان یا پایان تهی بنظر من هیچی خطرناک تر از ادم خنثی نیست .
ادمی که هیچی نداره حتی نفرت یعنی چیزی برای بدست اوردن یا از دست دادن نداره خطرناکترین ادما خنثی هستن.

ادامه مطلب  

say something  

موگو راس میگه ؛ من امشب خیلی ناشکری کردم.ببخش منو.ولی اونقد غم و غصه‌هام تلنبار شده بود که داشتم خفه میشدم.
خدایا من هیچی از حکمتت نمیفهمم.هیچی.فقط میدونم الان حال خوبی ندارم.چشام گریه دارنو دلمَم همینجور ولی غرورم دو دستی یقشونو گرفته و نمیذاره.
دلم بیتاب نیس ؛ فقط ناراحت و زخمی و عصبانیه.تو قول داده بودی حواست باشه بم.حواست باشه که زخمی نشم.ببین منو حالا.خونی افتادم یه گوشه...

ادامه مطلب  

- و بالاخره شروع .  

توی منطقه ی سه پایین هفتصد پزشکی قبول میشه . داشتم به خودم میگفتم تو آدمی نیستی که بتونی وقتات و خوب توی همه ی درسا پخش کنی ، دقیقه ی نود به خودت میای و میبینی که هیچی به هیچی . تصمیم گرفتم دو تا درس قطبی مشخص کنم واسه خودم که با اونا بتونم خودم و بکشم بالا . باقی هم متوسط بزنم کار انجام میشه . یعنی امیدوارم که انجام بشه . خب ! به خوشگلای من سلام کنید ؛ ریاضی و عربی .

ادامه مطلب  

دنیای من کجایی ؟  

بچگی خیلی سریع دعا ها براورده میشد
حالا نمیدونم من خیلی خوب بودم یا خیلی دعا ها قابل براورده شدن 
هیچی قابل پیش بینی نیست
هیچی
هر روز شب میشه و هر شب صبح
عمر میگذره و اونی نمیشه که تو میخوای
باید تسلیم شد 
یا نه
ولی لحظه ها بدو بدو دارن میرن
نمیدونم
ولی سخته
خیلی سخته 
که درک نشده دارن میرن
 

ادامه مطلب  

در آغوش مادر  

فدای تو پسر بشم مامانی شب ها باید کنار مامان بخوابی .سر از بالشت خودت بر می داری و رو بالشت مامان میزاری .ی وقتایی دست دور گردنم می نداری .با گوشواره هام بازی  میکنی منم ی دل سیر بوست  میکنم

ادامه مطلب  

در آغوش مادر  

فدای تو پسر بشم مامانی شب ها باید کنار مامان بخوابی .سر از بالشت خودت بر می داری و رو بالشت مامان میزاری .ی وقتایی دست دور گردنم می نداری .با گوشواره هام بازی  میکنی منم ی دل سیر بوست  میکنم

ادامه مطلب  

سی و سه روز دیگه  

سی و سه روز دیگه عروسیمونه و کم.کم استرسای عروسی داره در من ظهور میکنه :))) 
میخواستم بهت بگم مهسا
این فقط یکی بهترین شبای زندگیتونه شبهای بهترم بوده و خواهد بود همه چی تو این شب جا نمیمونه که بخوای خودتو توش بکشی دیگه  ، یکی از بهترین شبای زندگیم روزو شب عقدمون بود نمیدونم چرا میگن شب عروسی بهترین و تنها شب عروس و داماده من فکر میکنم تو زندگی من شبای بهتر داشتم و شبای بهتری ام خواهیم داشت 
دوست دارم به فکر کنی که فقط قراره خوش بگذره و هیچی و هیچ

ادامه مطلب  

یازده.  

فکر نکن. فکر نکن. خاموشش کن.
بخند به روی همه. هیچی به روی خودت نیار.
اونا‌ نمی‌فهمن. اونا فقط تظاهر می‌کنن. اونا باید تظاهر کنن.
تو خودت می‌دونی. اون‌م می‌دونه. دیگه کی بهتر از خودتون؟
فکر کن. به اون فکر کن. جز اون به هیچی و هیچکس فکر نکن.
بخند. به زور. حتا شده تو آینه. به خودت. به خودت‌م دروغ بگو.
شاید ارزشش‌و نداشته باشه، ولی چاره نداری.
قفل شو. دور خودت دیوار بکش. یه دیوار بلند. نذار بفهمنت.
..........
فکرایی که تو یک صدم ثانیه از مغزم می‌گذرن. همیش

ادامه مطلب  

یکی از مراجعات شایع به متخصصان بهداشت روانی مشکلات ازدواج و روابط عاطفی است‎  

 
یکی از مراجعات شایع به متخصصان بهداشت روانی مشکلات مربوط به ازدواج و روابط عاطفی است . زوج درمانی راهی است برای حل کردن مشکلات و کشمکش‌های زوج‌هایی که خود به تنهایی قادر به حل مشکلاتشان نیستند. فرایند زوج درمانی شامل زن و شوهر، و یک فرد آموزش دیده و متخصص در این زمینه است که در خصوص احساسات و افکارشان بحث می‌کنند.
 
هدف در زوج درمانی کمک به زنان و مردان است تا همدیگر را بهتر درک کنند و اگر تصمیم دارند و یا می‌خواهند که تغییر کنند، به آنها

ادامه مطلب  

حال دل  

بدترین حال دنیا اینه که ادم دیگه هیچی نخواد.... هیچی خوشحالش نکنه...
حتی وقتی تو همون لحظه مشکل خاصی نداشته باشی یا دست کم به مشکلاتت فکر نکنی بازم یه مرگت هست... اصلا انگار سیستم بدنت به غمبرک زدن عادت کرده!! 
آیا خوشی زده زیر دلم؟؟ مریضم آیا؟ یا بقیه هم این حس و تجربه میکنن؟؟

ادامه مطلب  

علت ایجاد و درمان آفت دهانی  

علت ایجاد و درمان آفت دهانی
چه عواملی باعث پیدایش آفت دهان می‌شوند؟
آفت نوعی از زخم‌های دهان محسوب می‌شود که سرطانینیست‌ و ممکن‌ است‌ با عفونت‌ هرپسی‌ (ناشی‌ از ویروس تبخال‌) اشتباه‌ گرفته‌ شود. این‌ نوع‌ زخم‌ می‌تواند در هر دو جنس‌ رخ‌ دهد، اما در زنان‌ شایع‌تر است‌.
در دهانم مدتی است که جوش های کوچک دردناکی ظاهر شده، آیا این ها همان آفت دهان هستند اگر جوابتان مثبت است چگونه درمان می شود و چقدر زمان لازم دارد تا درمان شود؟
آفت

ادامه مطلب  

225  

اول از همه ازت ممنونم که باعث شدی دوستای خوبی پیدا کنم, همینطور به خاطر وقتایی که هیچ کسو نداشتم که باش حرف بزنمو دلم گرم بود به وجود داشتن تو, ازت ممنونم , میدونستم که اگه هیچ کس حوصلمو نداشته باشه, بازم میتونم توی تو حرفامو بنویسم, خوشحالم که یه روز تصمیم گرفتم تورو داشته باشم.
تولدت مبارک وبلاگ عزیزم❤

ادامه مطلب  

نهم تیر ۹۷  

نمیدونم همسرم هر وقت ک میره خونشون و میاد بد اخلاق و بد رفتار میشه ...یا من اینطوری فکر میکنم یا شایدم خودم اون ک میره و میاد بد اخلاق میشم...نمیدونم خلاصه ک ی وقتایی قشنگ رو اعصابمه

ادامه مطلب  

آن دو دقیقه  

وقتی میام اینجا بنویسم خودِ خودمم.خیالم راحته که آدمایی که میشناسنم نمیخونن اینجا رو و قرار نیس نگران آبروم باشم.میام اینجا و دل احمقمو ول میکنم رو صفحه‌ کلید گوشی تا خودشو آروم کنه.
هیچی تو زندگی اونجوری که انتظارشو داری پیش نمیره‌‌.هیچی اونقد خوب نیس که خیالت تخت باشه فردا همونطوریه که دیشب خوابشو دیدی.خسته شدم از پیش بینیای غلط و دل خوشیای الکی.
خدایا تو خیلی خالق بی رحمی هستی.آوردیمون و مجبوریم ادامه بدیم‌.با سختیا با غصه ها با مزخرفا

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

میدونی چیه؟
یه وقتایی به شدت دلت میخواد به کسی اعتماد کنی 
مهم نیست که 
قابل اعتماد هست یا نه 
آدم خوبی هست یا نه 
فقط دلت میخواد چنگ بزنی به یه نفر 
و اونو تا ابد کنارت خودت نگه داری 
بهش بگی هر کی هستی باش 
اما همین جا بمون 
که من بتونم ببینمت 
که یادم نره من تنها کس این ظلمات نیستم 
 
تو اسم این حسو گذاشتی 
نیاز حاد 
من بهش میگم 
"فرار از خودت"
 
 

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

" بعضی چیزا  تو زندگی به هر زبونی پیچیده اس"
 
شده  وقتایی که از حرف پری 
زبونت قفل شه و نتونی حرف بزنی ؟
این جور وقتا همه ی سنگینی حرفات میفته روی قلبت 
و حس میکنی چقدر دنیا تنگ و کوچیکه 
 
اما هر چقدرم که دنیا تنگ و کوچیک باشه 
وجود یه آدمی که کنارت باشه و بهت " چیزی نیست ، همه چی درست میشه "
میتونه دنیا رو برات به جای دلپذیری تبدیل کنه ، مگه نه؟
 
 

ادامه مطلب  

شانزده.  

صرفا اینجا‌ می‌نویسم چون می‌دونم نمی‌بینی. شایدم بعدا نشونت دادم خودم. وقتی هیچی نمی‌دونی، هیچی نگو. وقتی نمی‌دونی چقدر عوض شدم یا دیگه اون پرتوی سابق نیستم حکم صادر نکن. تو نمی‌گی من کی‌م، من باید کی باشم، باید چه‌جوری باشم، باید کی‌و دوست داشته باشم یا چه‌جوری فکر کنم. نمی‌گی که نه، حق نداری بگی. اگرم می‌گی حق بده پوزخند بزنم بگم برو گمشو. خب؟ آدما با استاندارد تو زندگی نمی‌کنن.
تو زندگیتون خودتون باشین. نه اون چیزی که بقیه می‌خوان

ادامه مطلب  

یه مقدار جزناله ای شد  

وقتایی ک خونه تنها بودی همیشه میزنگیدی برام سنتور میزدی دلبری میکردی
ترم اخر که مرخصی زایمان بودی یه جشن انجمن علمی رشتمون گذاشت.. بعدشم ما کلاس اکسس داشتیم
اواسط جشن یه پسره اومد سنتور زد
من از همونجا تا ته کلاس اکسس داشتم از دلتنگی گریه میکردم

ادامه مطلب  

ایش  

+میدونین لذت بخش ترین بخش کار کجاست؟
 آخرین مرحله ..یعنی اونجا که مهر و امضا میکنی!
یه جورایی با تلق مهر مغزم آزاد میشه! آزاد آزاد
و دقیقا امروز هزارتا کار دارم هیچ کدوم به مرحله ی تلق نرسیدن!{استیکر خسته ی چشم افتاده }
دقیقا این ویژگی مزخرف منه! وقتایی که باید تندتند کار بکنم دقیقا هیچچچ کاری نمیکنم
ایش
 

ادامه مطلب  

آقای تریاک!  

عرض کنم خدمتتون که در همسایگی ما پیرمرد مایه دار و خوش پوش و مرموزی زیست می کند که همیشه ی خدا از خونه شون بوی تریاک میادزمستون و تابستون و شب و روزم نداره.بعد ازانجام پروسه ی تریاک کشی معمولا یه دست اسفند دود می کنه مثلا کسی نفهمه یه وقتایی هم بادمجون کباب می کنه واسه رد گم کنی!ما هم که نمی فهمیم!یکی هم پیدا نمیشه بره بهش بگه اخه مرد حسابی!حداقل شیوه ی استعمالتو عوض کن کل محل معتاد شدن از بوی عود و عنبرت!
الان من بوی تریاکو بهتر از سگ موادیاب پل

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

من یه وقتایی خیلی غمگین میشم 
یا بهتره بگم دچار غمی میشم که انگار قرار نیست تموم بشه حتی اگه دنیا هم تموم بشه بازه ادامه داره
یه غمی که انگار تو روح و جونم رخنه کرده و حتی با مرگ هم تموم نمیشه 
میگن تنها چیزی که چاره نداره مرگه 
من میگم مرگ هم نمیتونه این غم رو متوقف کنه 
پس مرگ نمیتونه یه پایان باشه ، میتونه؟
 

ادامه مطلب  

#عشق...خانواده...نفس  

یوهووووووووووووووووووووووووووو
هیچی والا دلم خواست ی هوووووووووووووو
بگم یوهووووووووووووووووو
حال دل همتون عااااااااااااااااااااااااااااالی باشه
من و خانوادم حال خودمونو حال دلموووووووووووووووووووووون عاااااااااااااااااااااااااااااالیه
الهی که جیباتووووووووووووووووووووووووووون پر پوووووووووووووووووووووووووووول
دلاتون خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی از هر چی بدی و غم وغصهههههههههههههههههههههههههههه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1