محوطه ممنوعه  

اصلا انگار همه اون ته‌ته وجودشون یه خاطره‌هايی رو دارن که اصلا خوب نیست برن دوباره درشو باز کنن و شروع کنن از ب بسم‌الله به مرور همه‌ی اون دردهايی که یه روز بالاخره بعد از کلی کلنجار با خودت چپوندیش تو اون کنج و گذاشتیش توی تاریک ترین نقطه بلکه خودش بپوسه تموم شه بره... ولی خب کافیه یه جايی کافه‌ايی سرکلاسی نشسته باشی که آهنگی بوی عطر آشنايی یا حتی جمله‌ايی تو رو بندازه وسط اون همه خاطره اون همه حس و حال درک نشده از همه‌ی اون دوران هايی که

ادامه مطلب  

رفتار ترس  

 
رفتار ترس: ممکنه گاهی اوقات پرنده تو شب بترسه(همینطور روز) که بيشتر براي پرنده هاي جدید اتفاق میوفته که تازه اومدن تو محیط اگر طوطی شما در طول شب ترسید لامپ رو روشن کنید و برید پیشش و باهاش صحبت کنید وقتی ارام شد دوباره چراغ رو خاموش کنید اگرم وحشیه بهتره بعد از روشن کردن لامپ از فاصله دور تر باهاش صحبت کنید (در هر حالت بهتره پرنده در تاریکی مطلق نباشه و همیشه نور کمی به قفسشون بتابه تا با کوچکترین تغییری در تاریکی شب،مثل افتادن نور ماشین ه

ادامه مطلب  

شرحه نهم  

بسم الله
"بيرون کشیدن موی سپید گشته از ماست در شیوه ابراز محبت!"
گفت:-تا موقعی که قلبم بپوسه تو قبر...والا من قبلش نپرسیده بودم تا کی؟بعدش هم نگفتم تا اون موقع چی؟با یک شعور هماهنگ عبارت معروف رو حذف کردیم. و فقط گفتم ايولا منم همینطور...اما خب یه پیامی نهفته تو اين جمله که خیلی داره سر به سرم میذاره...در پس ذهن اونطرف اينه که:"خیلی دیگه مونده تا من بمیرم"...در حالی که اگه زد و همین امشب ماهیچه هاي قلبت یه لحظه بي خیال حرکت یک نواخت و کسالت آورشون شدن

ادامه مطلب  

دلهای تنگ  

دلم براي تو... آیا دل تو هم تنگ است؟!صداي هق هقِ... گویا دل تو هم تنگ است! ببين! نمی‌شود اينقدر دور بود از هم!بيا قبول بفرما دل تو هم تنگ است! من از مسافت اين جاده‌ها نمی‌ترسماگر بدانم آنجا دل تو هم تنگ است اگر بدانم گاهی به یاد من هستیو چند ثانیه حتی دل تو هم تنگ است- -پرنده می‌شوم اما نمی‌پرم بي توپرنده می‌شوم و تا دل تو هم تنگ است- -براي تو، پرِ پرواز می‌شوم حتیاگر در آن سر دنیا دل تو هم تنگ است! اگر در آن سر دنیا... اگر در آن دنیا...اگر بدانم هرجا د

ادامه مطلب  

درخت  

توی تنهايی یك دشت بزرگكه مثل غربت شب بي انتهاست یه درخت تن سیاه سربلند آخرین درخت سبز سرپاست رو تنش زخمه ولی زخم تبر نه یه قلب تیر خورده نه یه اسمشاخه هاش پر از پر پرنده هاست كندوی پاك دخیل و طلسمچه پرنده ها كه تو جاده كوچ مهمون سفره ی سبز اون شدنچه مسافرا كه زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدنتا یه روز تو اومدی بي خستگی با یه خورجین قدیمیه قشنگبا تو نه سبزه نه آینه بود نه آب یه تبر بود با تو با اهرم سنگاون درخت سربلند پرغرور كه سرش داره به خو

ادامه مطلب  

دعا  

تاحالا حس و حالم به اين درجه نرسیده بود
انگار دیگه خودمم نمیخام حالم خوب شه
دعام کنین اگه کسی اينو میخونه
خدايا کمک
یا امام رضا کمک
خواهش میکنم
فقط دوباره بخام که خوب شم
بخام برااي خوب شدنم کاری کنم
کمکم کنین
خدايا تنهام نذار
من اشتباه کردم
تو بخشنده اي
خدايا کمکم کن

ادامه مطلب  

ســــــان ســـــــان خان  

ســــــــان ســـــــــان خان..
من دوسِت دارَم و عاشِقِتَم
ســـــــــان ســــــــان خان..
یه دَرصَدَم به حرفام شک نکن..
دل واسَت تند تند میزنه..
نذار دَست رو دَست..
اينم سوغاتیه عروسیِ اخیرِ سلطــــــــان شـــــاه سان سان خان کبير الدولــــــه !!!
مدَتیس حسِ پُست نیس...
اَند امتحانات نیز نزدیک است..
یکی نیس بگه بابا جون مگه به نحوه تدریسِ خودتون شک دارید ک امتحان میگیرید؟؟!!
اگه خوب درس میدید پس ما نیز خوب یاد گرفتیم..
اگه نمیدید واسه چی تدریس می

ادامه مطلب  

سرعت شاتر خلاقانه  

با صبر و تمرین، می توانید سوژه را متوقف کرده و تصاویر شارپ و تمیزی به دست آورید. اما چرا حرکت را متوقف کنیم؟ دوستان پرنده ما دائما در حال حرکت هستند… چرا تجربه بصری خود را به مخاطبانتان نشان نداده و اجازهنمی دهید که آنها حرکت پرنده را به صورت یک ماتی در تصویر شما احساس کنند؟ اين گام بعدی در عکاسی شماست… آزمايش با سرعت شاترهاي مختلف و نشان دادن خلاقیت در تصاویرتان.اگرچه اکثر شرايط براي گرفتن تصاویر مات ايده آل هستند، اما من از عکاسی در شرايط

ادامه مطلب  

 

از خواب ها پرید، از گریه ی شدید اما کسی نبود... اما کسی ندید... از خواب می پرم، از گریه ی زیاد از یک پرنده که خود را به باد داد از خواب می پری از لمس دست هاش و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش از خواب می پرم می ترسم از خودم دیوانه بودم و دیوانه تر شدم از خواب می پری سرشار خواهشی سردرد داری و سیگار می کشی از خواب می پرم از بغض و بالشم که تیر خورده ام که تیر می کشم از خواب می پری انگشت هاش در... گنجشک پر... کلاغ پر... پر... پرنده پر... از خواب می پرم خوابي که درهم است آ

ادامه مطلب  

دارم لِه میشم تو فک کن رو به رام :)))))  

ما داریم تاوانِ اشتباهاي چن تا آدم بزرگو پس میدیم ، خودِ من :)
دنیا از همون اولشم جاي مزخرفی بود براي زندگی ، فقط نمیفهمیدیم ^^
 
 
 
 
+ وبلاگِ من و آدماي توش آرومم میکنه ، من زیادی ناراحت نیستم و میدونم ناراحتی جزوی از زندگیمه ، نه دوست پسرِ نداشتم ولم کرده و نه ناراحتیام به خاطرِ همیچین چیزاي نابودیه ^^ 
ولی شماهايی که میاين و میگین چس‌ناله نذار و از اين جور حرفا و حتی آدرس نمیذارین که سوءِ تفاهمتونو برطرف کنم حالا به هر طریقی ، خعلی تباهین ، خ

ادامه مطلب  

 

شعرسلام
سلام مثل بهاره         گل وشکوفه داره          بوی قشنگ دوستی         همراه خودمیاره            وقتی سلام می کنی          شاپرکا می خندند          بالهاشون وبرامون      وامیکنن میبندد         گوش بده بازباخنده      پرنده هاي زیبا      باچه چه وباجیک جیک      سلام میدن به گلها        

ادامه مطلب  

دلتنگی  

 
دلتنگی همدم دل شده است
دلتنگی گنگ هست با معنی فاصله
نمی فهمد
نمی فهمد که تمام پنجره هاي دنیا را ، پرنده نیست
شايد ،
پرنده اي پر نزد
اما
می نویسم براي تو با دل تنگم
براي لحظاتی که مقابل پنجره آمدی از سر دلتنگی
و براي آن لحظه اي که قاصدک را بوسیده و به پرواز در آوردی
من مینویسم برا تو از سر دلتنگی
تا بدانی مرهم دل من تنها تویی ، تو
 

ادامه مطلب  

102  

+خدايا...لطفا اونی که نبايد رو ؛ عاشق من نکن....اين یه کار نه....خواهش میکنم!!
لطفا منو درگیر عذاب وجدانش نکن....نذار یه درد دیگه به اين هزار و یک درد اضافه بشه.....لطفاً..!
..
+یجوری بايد بفهمم که دلیل نگاهاي فاطی، زن محسن خانِ ما چیه!؟!...فاطی ؛ نه فرنااااز.....اصلا م ناز نیس...
من بيخودی با یکی عداوت نمیکنم...گاهی بعضیا انرژیاي بدی دارن...
مثلا من از همه ی مریم هاي عالم بدم میاد....انقدر هم قشنگ همیشه ماهیت خودشونو نشون میدن! و همیشه مشخص میشه که چی ن و کی ن...
دو

ادامه مطلب  

صدای من با صدای تو آشناست  

دستت را به من بده
دست هاي تو با من آشناست
اي دیر یافته
با تو سخن می گویم
به سان ابر
که با توفان
به سان علف
که با صحرا
به سان باران
که با دریا
به سان پرنده
که با بهار
به سان درخت
که با جنگل
سخن می گوید
زیرا که من
ریشه هاي تو را
دریافته ام
زیرا که صداي من
با صداي تو آشناست
 
احمد_شاملو

ادامه مطلب  

شیشه‌ها را جمع کردم اما باز پایم بریده بود!  

همیشه همین‌قدر کوتاه است عزیزم! من ترجیح می‌دهم براي تو در یک لحظه به یک هیولا تبدیل شوم و از چشمان زیبايت بيفتم تا اين‌که به مرور در کنارت به شئ‌اي از اشیاي خانه تبدیل شوم!
تو براي پریدن بال‌هايی بلند می‌خواهی! و من براي تو همان بال‌ها را می‌خواهم؛ زنده‌باد پرواز! مرده‌باد پرنده!

ادامه مطلب  

بیماری سینه کاردی  

 
بيماری سینه کاردی (card canary-coccidiusis)نبايد اين بيماری با بعضی بيماریهاي دیگر که علائمی شبيه اين دارد اشتباه بگیریم مانند آسم، عفونت شدید روده، و نوعی آبلهمقدمه اي در رابطه با اين بيماری سینه کاردیعامل اين بيماری که وارد معده پرنده میشود و ph مخاط معده افزیش می یابد ودر نتیجه در هضم و جذب مواد غذاي اختلال ايجاد میکند(علت لاغری پرنده همین موضوع است وقتی بدن پرنده هیچ مواد مغذی دریافت نکند در عرض چند روز با توجه به دفع مواد مورد نیاز و مصرف گوشت و

ادامه مطلب  

فرهنگ حیوان دوستی ، یا نگهداری حیوان؟  

فرهنگ حیوان دوستی ، یا نگهداری حیوان؟
من با قفس کردن حیوان از هر نوعش رابطه اي ندارم ،چه  اين قفس چهارگوشه اي سیمی و فلزی باشد  که پرنده اي در آن زندان شده است و چه چهار دیواری به نام آپارتمان که سگ یا گربه و...در آن زندان هستند.
من حیات وحش  را بيشتر دوست دارم  تا  حیاط وحش، من به حقوق حیوانات و زندگی در زیستگاه  طبيعی آنان بيشتر عشق می ورزم، من  پرواز که حق طبيعی پرنده است را بيشتر دوست دارم تا قفسی که سیم هاي اطرافش طلايی است،من واق واق کردن س

ادامه مطلب  

دلبریتو کمترش کن (شهاب مظفری)  

متن شعر آهنگ:
چیکار میکنی اينجوری که دیوونه میشم بيا دلبریتو یکم کمترش کندلم عاشقه بيشتر از اين نذار عاشقت شم داره میره قلبم بيا باورش کنحدی دل بردن واسه تو مردن همه ی عالم اي واي چه بده حالمدلم دیگه طاقت نداره دلم بي قراره داره کم میارهدیگه خستم از حالت چشم تو و حالاي باحال نصف کارهدلم دیگه طاقت نداره دلم بي قراره داره کم میارهدیگه خستم از حالت چشم تو و حالاي باحال نصف کارهمیلرزونه اين زلزله قلبمو دین و ايمونمو زندگیمو بهم ریخته چشاتیه آدم

ادامه مطلب  

مرا به اسم صدا کن اثری از هالینا پوشویا توسکا  

مرا به اسم صدا کن تا بيايم اي جانِ من مرا به اسم صدا کن نپرس آیا اسمم اسم پرنده اي ست در حال پرواز؟ یا بوته اي که ریشه اش در خاک فرو رفته است؟ و آسمان را با رنگ خون آغشته می کند و نپرس که اسمم چیست خودم نمی دانم می جویم اسمم را می جویم و می دانم که اگر بشنومش از هر جاي جهان که باشد حتی از تهِ جهنم می آیم جلویت زانو می زنم و سَرِ خسته ی خود را به دست هاي تو می سپارم. #هالینا_پوشویاتوسکا

ادامه مطلب  

شب ترانه ساز  

شب آشیان شب زده،چکاوک شکسته پررسیده ام به ناکجا مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست،کسی به یاد ما شدناز آن تبار خودشکن تو مانده اي و بغض من
از اين چراغ مردگی از اين برآب سوختناز اين پرنده کشتن و از اين قفس فروختن
چگونه گریه سرکنم که یار غمگسار نیستمرا به خانه ام ببر که شهر، شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر ستاره دل نواز نیستسکوت نعره می زند که شب ترانه ساز نیست
 ايرج جنتی عطايی

ادامه مطلب  

خواب پرواز، مثل سار عزیزم...  

الان ساعت نزدیک دو نصفه‌شب است، دلم می‌‌خواهد بنویسم اما نمی‌دانم چه بنویسم.نیاز به نوشتن هست و توانايی پروراندن موضوع و تمرکز بر آن نیست.به قول فرنگی‌ها brain storm می‌کنم تا خوابم ببرد...از آنجا که خیلی مود شادی نیستم، ناخودآگاه اين طوفان مغزی، سمت بخش‌هاي غمگین می‌رود، معمولا کنترلش می‌کنم. چون خوابم هم اگر ببرد، تا صبح طوفان مغزی غمگین در ذهنم به پا می‌شود و چه خواب‌هاي غمگین و بي‌معنی که نمی‌بينم. از اتفاقات بزرگ غمگین و آشفتگی و گم

ادامه مطلب  

اخماتو وا کن ...  

نه نمیشه از تو دست کشیدو بدون تو نفس کشیدو نمیشه بي تو زندگی کردمگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه از اين همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کردمگه دسته توئه دیوونه دیگه اخماتو وا کن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کندیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبينم گریه هاتومگه دسته توئه دیوونه دیگه اخماتو وا کن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کندیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبينم گریه هاتو
فقط یادت نره شدی عشق کسی که از همه عاشق ترهاينو یادت نره

ادامه مطلب  

عدالت خداوند  

ﺯﻧﯽ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺍﻭﺩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﻋﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ؟ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﺎﺩﻝ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ؟ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﯿﻮﻩ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ 3ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺑﻌﺪﺍﺯ ﻣﺪﺗﻬﺎ طناب ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﯿﺒﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻟﺶ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍی ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ طناب ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺭﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ، ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﺤﺰﻭﻥ

ادامه مطلب  

از بهترین لحظات عمرم  

به داداش بزرگم پیام دادم و شرح ما وقع کردم
میدونستم خوابه 
گذاشتم تا نزدیک غروب شد زنگش زدم 
گفتم میخوام بيام پیشت کارت دارم 
گفت بيا
تا رسیدم منتظرم بود از تو پنجره دیده بود منو که ماشینم رو پارک کردم ولی پیاده نمیشدم 
زنگ زد رو گوشیم که خودتی ؟
گفتم آره 
گفت درو میزنم و در آپارتمانم باز میذارم تا تو بياي بالا من نمازمو میخونم 
وقتی رفتم تو داشت نماز میخوند 
نشستم رو مبل تا نمازش تموم شد 
نمازش که تموم شد بلند شد اومد سمتم اصلا حال نداشتم از

ادامه مطلب  

سال 1396برهمه دوستان وعزیزان مبارک  

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زندو پرنده هاي خسته بر می گردند و دراين رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ايستاده ايیم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد وچون همیشه امیدوار وسال نومبارک.

ادامه مطلب  

شنبه؛ شروع چندباره دوست داشتن تو  

"شنبه" می تواندرویايى ترین روزبراى شروعِ تصمیم هاى جدید باشدوقتی مندوست داشتنت رااز همین اولین ساعاتش شروع میكنم....
 
وقتی بهش قول دادی خوب درس بخونی و رتبه ی خوب بياری، توی وقت فراغتت هم نمیتونی باهاش حرف بزنی و فقط به عکس پروفايلش نگاه می کنی و از طرفی هم دلت نمیاد چنددقیقه اي که میاد براي استراحت مزاحمش بشی
 
بعضی وقتا از هرچی آزمون و تست و درس بيزار میشی
 
امروز اونم کارش اونقدر زیاده که فکرکنم نتونه خوب استراحت کنه.. .خدايا مراقبش باش
 
دی

ادامه مطلب  

امشب ...  

             
                 امشبدرخلوتتنهايیامآهستهبيتوگریستم
                کاشصدايهقهقگریهامرابادبهتومیرساند…
                 تابدانیکهبى تو چهمیکشم
                 کاشقاصدکبهتومیگفتکهدرغیابتو
                 رودیازاشک بهراهانداختهام….
                 وکاشپرندهیسوختهبالعاشقازجانب من
                بهتواينپیغامرامیرساندکه:
               امیدوآرزوهايمبيتوآهستهآهسته
                                                   درحالفروریختناست...
 

ادامه مطلب  

عشق فداکارانه-!!  

بسم الله الرحمن الرحیم-عشق فداکارانه در رابطه باازدواج بانشاطتر-اقاي توم-اسمیث-که دررابطه زن ومرد ورابطه والدین وبا اطفال وهمچنین در رابطه پرنده ماده با پرنده نرتحقیق میکند- در رابطه عشق فداکارانه-که –بوجود اورنده-ازداوج بانشاط تر میشود تحقق کرده است- تحقیقدرعلوم انسانی وتجربي به دو نوع متد اصلی – انجام میشود- اولی متد باپارامتر است-یعنی با عوامل که اندازه دقیق دارند-مثلا امریکائی ها درشناخت خصوصیات انسانها چه روانی وچه فیزیکی- از تاثی

ادامه مطلب  

زلزله اومد ... ولی تو هنوز نیمدی  

درست وقتی فکرش رو نمی کردم اومد ... 
زلزله رو می گم !
بعد یه روز ملس و گل گفتن و گل شنیدن تو جمع دوست و فامیل و غش و ضعف از خنده ، در حالی که داشتم با میس پاستیلی دردِدل می کردم متوجه ی یه لرزش غیر عادی شدم که بعد فهمیدم اره ، خودشه !
دیگه نگم براتون از حال و هواي بعدش ... نگم براتون !
اون شب گذشت ولی اتفاقاي خوبي بعدش افتاد.به شدت احساس سبکی کردم و دیدم wow! چه قدر زندگی آسونه ، چه قد راحت می تونم خوشحال باشم.به قول میس پاستیلی فهمیدیم چیزايی که داریم هر

ادامه مطلب  

دی است و :دی(!) گویانیم !  

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت .
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیاردکرد پاسخ گفتن و 
دیدار یاران را ...
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک ولغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است...
( اشاره ب جو خفقان موجود !) :دی!
 
+ نه اوکی , نه بد ...! خنثی ترین خنثی ...
 
 
+از آرشیو آذرو دی و بهمن خوشم نمیاد ! /:
بيکازم به حضور انننوردون (!) ک :
هم نوع نگارش درب و داغون و ابتدايی وار !
هم ... هعی ...
چه روزاي خوبي بودن ...
کلا خدا ل

ادامه مطلب  

بارون احساس | سعید دامغانیان  

میاد بارون نمناک از آسمون تیرهنذار احساس قلبمتو اين بارون بمیره
آهاي اي کولی عشقبيا امشب تو خوابمکه با عشق تو فقطشب و هرشب می خوابم
ببين گلبرگ احساسبه زیر بارونه یاسداره عشقو می خونهواسه قلبي که تنهاس
به عشق باور نداریگلی در بر نداریاسیر میخونه ايولی ساغر نداری
به زیر سقف بارونخداي من نشستههنوز درهاي عشقوبه روی من نبسته
منم مجنون عاشقکه تو دامت اسیرماگه بارون نبارهیواش یواش میمیرم
صداي نم بارونمنو بيتاب کردههوس هاي شبونهدلو بي خواب کرد

ادامه مطلب  

بارون احساس | سعید دامغانیان  

میاد بارون نمناک از آسمون تیرهنذار احساس قلبمتو اين بارون بمیره
آهاي اي کولی عشقبيا امشب تو خوابمکه با عشق تو فقطشب و هرشب می خوابم
ببين گلبرگ احساسبه زیر بارونه یاسداره عشقو می خونهواسه قلبي که تنهاس
به عشق باور نداریگلی در بر نداریاسیر میخونه ايولی ساغر نداری
به زیر سقف بارونخداي من نشستههنوز درهاي عشقوبه روی من نبسته
منم مجنون عاشقکه تو دامت اسیرماگه بارون نبارهیواش یواش میمیرم
صداي نم بارونمنو بيتاب کردههوس هاي شبونهدلو بي خواب کرد

ادامه مطلب  

بارون احساس | سعید دامغانیان  

میاد بارون نمناک از آسمون تیرهنذار احساس قلبمتو اين بارون بمیره
آهاي اي کولی عشقبيا امشب تو خوابمکه با عشق تو فقطشب و هرشب می خوابم
ببين گلبرگ احساسبه زیر بارونه یاسداره عشقو می خونهواسه قلبي که تنهاس
به عشق باور نداریگلی در بر نداریاسیر میخونه ايولی ساغر نداری
به زیر سقف بارونخداي من نشستههنوز درهاي عشقوبه روی من نبسته
منم مجنون عاشقکه تو دامت اسیرماگه بارون نبارهیواش یواش میمیرم
صداي نم بارونمنو بيتاب کردههوس هاي شبونهدلو بي خواب کرد

ادامه مطلب  

طوطی‌های معتاد، بلای جان مزارع خشخاش هند  

وقتی که زندگیتان را با کشاورزی می چرخانید بدون شک یکی از مشکلات شما آفت هايی است که دانه هاي ارزشمند شما را تهدید می کنند، اما موردی که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد چیزی فراتر از یک آفت ساده است. کشاورزان هندی که خشخاش می کارند از دست طوطی هايی که به گیاه سرشار از مورفین آنها معتاد شده اند به ستوه آمده اند و نمی دانند که چطور از دست اين آفت هاي پرنده رهايی یابند. مشکل
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

مرغ  

مُرغ خانگی (Gallus gallus, Gallus gallus domesticus) یکی از ماکیان‌سانان است. مرغ خانگی نر خروس نامیده می‌شود.
مرغ یا ماکیان[۱] پرندهاي است از خانوادهٔ قرقاولان (Phasianidae)یا سیخک داران، زیرردهٔ نومرغان، از راستهٔ ماکیان‌سانان ‎(Galliformes)‏.[۲]
گفته می‌شود که همه نژادهاي ماکیان از چهار نوع وحشی زیر پدید آمده‌اند.[۳][۴]
گالوس-گالوس
مثل مرغ جنگلی قرمز
گالوس – لافايتی
مثل مرغ جنگلی سیلان
گالوس سونراتی
مثل مرغ جنگلی خاکستری
گالوس – واریوس
مثل مرغ جنگلی آبي و س

ادامه مطلب  

مشکلات جفت گیری  

مشکلات جفت گیری:اين که ماده، نر را میزنه یعنی آماده‌ی جفت‌گیری نیست..بلوغ مرغ عشق به نژاد و شرايط نگه‌داری(به خصوص تغذیه) بستگی داره. یه مرغ عشق ممکنه در ۴ ماهگی و دیگری در یک سالگی آماده تخم‌گذاری بشه.براي اين که آماده بشن، از هم جداشون کنید و یک روز در میون به هر کدوم به اندازه‌ی یک نخود، تخم مرغ بدید. اين کار را تا موقعی که نر شروع به آواز خوندن بکنه و بي‌قرار بشه و ماده هم داخل لونه سرک بکشه ادامه بدید...بعد جفتشون کنید.
اختلاف سن در جفت گی

ادامه مطلب  

مهربانیت زیباست  

بعد از آن افکار گناه آلود، لحظه اي به خود آمدم... من خودم را در عقوبت دیدم، دیدم که به سوی پرتگاهی می شتابم، تمام تصورم رادر آن دره ی هولناک متمرکز کردم، در اثناي فریادهاي سقوط، تو پرنده ی امیدت را فرستادی...
هر بار که خودم را در آن دره که فقط من و تو می دانیم، افکندم، دستم را بگیر...، نگذار در اعماق دره فرو روم.
راستش یکبار کنجکاو عمق دره شدم، فقط تو می دانی که چقدر بد بود...
 
 
من دیگر تحمل آن همه رنج را نداشتم...
اما تو آنقدرمهربان بودی که تجربه ی خ

ادامه مطلب  

بی دل و دودل  

وقتی که دل دادی  بيدل شدی و بيقرار
زمان و مکان  را بر نمی تابيدی .  در حال نبودی  ٬  قال و قیل درون  و هروله ی تو !
وانکه  صیاد دل ت بود ٬٬٬  گویی دنیا را مالک است و سوار بر ابرها ... برنده بود و پرنده ....
 پر پروازش نازک شد ٬ یخ زد  ٬ ز بام  دلدادگی افتاد ٬ هوس ش ته کشید و  ... دو دل شد 
 دل که ساده بدست آید کم ارزش تلقی خواهد شد.

ادامه مطلب  

خوشحالی  

دیروز وقتی کنارت بودم
احساس پرنده اي را داشتم که در کنار آدم ها
امنیتی وصف ناپذیر داشت!
احساس گلی را که چیده نشد
و جاماند از گلفروشی ها و گلدان هاي بلورین
حس می کردم درختی خوشبختم
که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد
و گاه خودم را رودی آزاد می دیدم
بي هیچ  سد و معبری...
دیروز وقتی کنارت بودم 
چون جشنِ روزهايِ استقلال،
احساس شادمانی می کردم!
چون بزرگداشت سربازی ملی، احساس غرور
و طالع ام به شکلی ستودنی 
داشت رقم می خورد 
  
چه خوب که یافتمت
دیروز ا

ادامه مطلب  

تغییر هم می تواند زیبا باشد ..  

 
یه دختر وقتی از دست خودش یا از یه چیزی ناراحتِ چیکار میکنه؟!
یه بلا ملا سر موهاش میاره؟!
یعنی موهاشو کوتاه می کنه؟؟؟؟
اين یه راهشه...
یه راه دیگه هم هست که وقتی سرماخورده، دوتا بستنی بزرگ بخوره ووووووووو
تماااااااااااااااااااااااااااااااااااامـــــــــــــــ ..
 
منم دلم میخواد موهامو کوتاه کنم..
 
از فردا هم بايد کمی سخت تر درس بخونم
یه سر بايد به کتابفروشی هم بزنم..
از فرصت شب ها هم بايد بيشتر استفاده کنم و بايد بيشتر بيدار بمونم
هرچه زود

ادامه مطلب  

تلنگر  

#تلنگر
قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بيدار شدیم... لباس فرم پوشیدیم... صبحانه خورده و نخورده... خواب و بيدار... خوشحال یا ناراحت ...با ذوق یا به زور... راه افتادیم به سمت مدرسهقرار بود با سواد شویمروی نیمکت هاي چوبي نشستیمصداي حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل یک پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیمقرار بود با سواد شویمبند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار

ادامه مطلب  

حکایتی خواندنی دربارۀ حکمت خداوند  

از امام باقر علیه‌السلام روايت شده که فرمودند:
پیامبرى از پیامبران بنی‌اسرائیل به مرد مرده‌اي گذر کرد که قسمتى از بدنش در زیر دیوارى بود و قسمتى از آن بيرون از دیوار بود و مرغان پرنده او را ازهم‌پاشیده و سگان تنش را دریده بودند.
ازآنجا گذشت تا اينکه شهرى در نظرش پدیدار شد. وارد آن شهر شد. دید یکى از بزرگان آن شهر مرده است، او را بر روی تختى نهاده ‏اند و با پارچۀ دیبا پوشانده‌اند و دور آن تخت منقل‌هاي عود نهاده‌اند...
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

حکایتی خواندنی دربارۀ حکمت خداوند  

از امام باقر علیه‌السلام روايت شده که فرمودند:
پیامبرى از پیامبران بنی‌اسرائیل به مرد مرده‌اي گذر کرد که قسمتى از بدنش در زیر دیوارى بود و قسمتى از آن بيرون از دیوار بود و مرغان پرنده او را ازهم‌پاشیده و سگان تنش را دریده بودند.
ازآنجا گذشت تا اينکه شهرى در نظرش پدیدار شد. وارد آن شهر شد. دید یکى از بزرگان آن شهر مرده است، او را بر روی تختى نهاده ‏اند و با پارچۀ دیبا پوشانده‌اند و دور آن تخت منقل‌هاي عود نهاده‌اند...
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

با اتوبوس ها، خیابانها و پیاده رو هایی که مرا تسکین اند  

بذار از حال و هواي اين روزام بگم برات، دخترک غمگینم. دلگیر و خسته و تنها شدم، با اين همه حالم خوب ِ . پايیز زودتر از انتظارم تموم شد و دلم سیر نشده از هوا و هوسش براي اين نارنجی ِ عاشق. هفته اي که گذشت، هفته ی تنهايی بود. همه مسیر هايی رو که می شد پیاده رفت، پیاده رفتم. از صداي ماشینا و همهمه ی عابرا گذشتم و به آهنگ هام گوش سپردم. بر عکس همیشه که موقع قدم زدن به کفش هام نگاه میکنم، اين بار سرم رو بالا گرفتم و به درخت ها و پرنده ها، آسمون و ابر ها نگا

ادامه مطلب  

والس بوستون  

                                 
پايیزبر فرشی از برگ‌هاي زرد با پیراهن حریر ساده که باد هدیه‌اش کرده بود در کوچه‌پس‌کوچه‌ها والسِ بوستون می‌رقصید،روز گرم به انتها می‌رسید و ساکسفون با صدايی گرفته آواز می‌خواند. آدم‌ها از تمام محله نزد ما می‌آمدند و از بام‌هاي همسايه پرنده‌ها گرد ما جمع می‌شدند و با بال‌هاشان براي رقصنده‌ی طلايی کف می‌زدند.اين موسیقی در محله‌ی ما مدت‌ها پیش از یادها رفته بود.
چه بسیار که در خواب می‌بينم رؤیاي شگف

ادامه مطلب  

نیستی که ببینی  

" تو نیستی که ببينی
چگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاری استچگونه عکس تو در برق شیشه‌ها پیداستچگونه جاي تو در جان زندگی سبز استهنوز پنجره باز استتو از بلندی ايوان به باغ می‌نگریدرخت‌ها و چمن‌ها و شمعدانی‌هابه آن ترنم شیرین به آن تبسم مهربه آن نگاه پر از آفتاب می‌نگرندتمام گنجشکانکه درنبودن تومرا به باد ملامت گرفته‌اندترا به نام صدا می‌کنندهنوز نقش ترا از فراز گنبد کاجکنار باغچهزیر درخت‌ها لب حوضدرون آینه‌ی پاک آب می‌نگرندتو نیستی که ب

ادامه مطلب  

فروغ ...مصدق  

دلم گرفته است
  دلم گرفته است
  به ايوان می روم
  و انگشتانم را
  بر پوست کشیده ی شب  می کشم
  چراغهاي رابطه تاریکند
  چراغهاي رابطه تاریکند
  کسی مرا به آفتاب
  معرفی نخواهد کرد
  کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد
  پرواز را به خاطر بسپار
  پرنده مردنی ست .
 ..........
ظرات: 1
گاه می اندیشمخبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟آن زمان که خبر مرگ مرااز کسی میشنوی، روی تو راکاشکی میدیدم.شانه بالازدنت را،-بي قید -و تکان دادن دستت که،- مهم نیست زیاد -و تکان دا

ادامه مطلب  

دانی از زندگی چه میخواهم؟  

آقا من دلم زندگی روستايی میخواد .. از شلوغی و هیاهوی زندگی شهری خسته شدم ... یه روستاي خلوت و دور افتاده در یه منطقه ی خوش آب و هوا و سرسبززززززززز ... حداقل دو ماه برم اونجا ... نه ... نه ... دو ماه کمه ... سه ماه ... وايسین وايسین ... آقا شش ماه خیرش رو ببينید .... حداکثر ساکنین روستا هم پنج نفر باشه که با خودم بشیم شش نفر ... بيشتر نه ... مردمش خنده رو باشن .. و مهربون باشن ... و کارهاشون رو با حوصله و آرامش و تأنی انجام بدن ... و گاو و گوسفند هم باشه ... سگ و گربه که هر

ادامه مطلب  

خبر نداری | سعید دامغانیان  

نشکن دلمو نازک مثل برگهرو سقف نازک دلم تگرگه
خدايا از دلم خبر نداریهمش اشک روی چشام میاری
دل من عشق تو را باور نداشتقلب من عشقتو تو دلم نکاشت
حالا دل من عاشق زارت شدهچشاي عاشقم گرفتارت شده
تو که از حال من خبر نداریپرنده اي که بال و پر نداری

ادامه مطلب  

محمدعلی نوری  

اولین رنج بر می گردد به عصر دايناسورها
 
وقتی که مادری نتوانست
 
کودکش را از پرت شدن به دره نجات دهد 
 
آرام به شکاف سنگ ها برگشت
 
رنج اما منقرض نشد 
 
هر پرنده در لانه اش
 
جوجه اي را براي مهاجرت پرورش داد 
 
هر رودخانه دانه اي را
 
تا دهانۀ آبشار بدرقه کرد 
 
که اجداد ما از درخت ها پايین آمدند
 
و رنج بر دو پاي خودش ايستاد
 
 بودن، فلسفۀ پیچیده اي نیست
 
رنجی است کوچک
 
که در زیر سنگی بزرگ 
زندگی می کند.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >