یکسر خاکستری  

نمیدونم اين حجم از اندوه که یه باره قلبم رو محاصره میکنه از کجا ناشی میشه شايد هم میدونم و ترجیح میدوم ندونستن رو انتخاب کنم، ولی میم درست میگه...اين روزا گزینه ی خوبي براي اندوه و ناامیدی نیست.امروز طوفان شد.پ.ن: ربنا لا تحملنا ما لا طاقه لنا به....تنهام نذار.

ادامه مطلب  

یکسر خاکستری  

نمیدونم اين حجم از اندوه که یه باره قلبم رو محاصره میکنه از کجا ناشی میشه شايد هم میدونم و ترجیح میدوم ندونستن رو انتخاب کنم، ولی میم درست میگه...اين روزا گزینه ی خوبي براي اندوه و ناامیدی نیست.امروز طوفان شد.پ.ن: ربنا لا تحملنا ما لا طاقه لنا به....تنهام نذار.

ادامه مطلب  

یکسر خاکستری  

نمیدونم اين حجم از اندوه که یه باره قلبم رو محاصره میکنه از کجا ناشی میشه شايد هم میدونم و ترجیح میدوم ندونستن رو انتخاب کنم، ولی میم درست میگه...اين روزا گزینه ی خوبي براي اندوه و ناامیدی نیست.امروز طوفان شد.پ.ن: ربنا لا تحملنا ما لا طاقه لنا به....تنهام نذار.

ادامه مطلب  

یکسر خاکستری  

نمیدونم اين حجم از اندوه که یه باره قلبم رو محاصره میکنه از کجا ناشی میشه شايد هم میدونم و ترجیح میدوم ندونستن رو انتخاب کنم، ولی میم درست میگه...اين روزا گزینه ی خوبي براي اندوه و ناامیدی نیست.امروز طوفان شد.پ.ن: ربنا لا تحملنا ما لا طاقه لنا به....تنهام نذار.

ادامه مطلب  

یکسر خاکستری  

نمیدونم اين حجم از اندوه که یه باره قلبم رو محاصره میکنه از کجا ناشی میشه شايد هم میدونم و ترجیح میدوم ندونستن رو انتخاب کنم، ولی میم درست میگه...اين روزا گزینه ی خوبي براي اندوه و ناامیدی نیست.امروز طوفان شد.پ.ن: ربنا لا تحملنا ما لا طاقه لنا به....تنهام نذار.

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز اول  

نامش را نمی‌دانم. هرگز پرندهاي شبيه به او ندیده‌ام. هرگز صدايش را نشنیده‌ام. هرگز ندیده‌ام جفتی داشته باشد. حتی نمی‌دانم بالغ است یا نه. فقط می‌دانم که نمی‌تواند لانه بسازد.هم‌انداره گنجشک است اما بي‌اندازه کم‌روتر؛ با رنگ‌هايی شادتر. شايد بيشتر شبيه به جوجه رنگی‌هايی باشد که در کارتن کنار خیابان می‌فروشند. گرچه جوجه رنگی نیست اما من در دلم او را «جوجه رنگی من» صدا می‌زنم. اولین بار که متوجه وجودش شدم، صبح یک روز برفی بود.

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز اول  

نامش را نمی‌دانم. هرگز پرندهاي شبيه به او ندیده‌ام. هرگز صدايش را نشنیده‌ام. هرگز ندیده‌ام جفتی داشته باشد. حتی نمی‌دانم بالغ است یا نه. فقط می‌دانم که نمی‌تواند لانه بسازد.هم‌انداره گنجشک است اما بي‌اندازه کم‌روتر؛ با رنگ‌هايی شادتر. شايد بيشتر شبيه به جوجه رنگی‌هايی باشد که در کارتن کنار خیابان می‌فروشند. گرچه جوجه رنگی نیست اما من در دلم او را «جوجه رنگی من» صدا می‌زنم. اولین بار که متوجه وجودش شدم، صبح یک روز برفی بود.

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز اول  

نامش را نمی‌دانم. هرگز پرندهاي شبيه به او ندیده‌ام. هرگز صدايش را نشنیده‌ام. هرگز ندیده‌ام جفتی داشته باشد. حتی نمی‌دانم بالغ است یا نه. فقط می‌دانم که نمی‌تواند لانه بسازد.هم‌انداره گنجشک است اما بي‌اندازه کم‌روتر؛ با رنگ‌هايی شادتر. شايد بيشتر شبيه به جوجه رنگی‌هايی باشد که در کارتن کنار خیابان می‌فروشند. گرچه جوجه رنگی نیست اما من در دلم او را «جوجه رنگی من» صدا می‌زنم. اولین بار که متوجه وجودش شدم، صبح یک روز برفی بود.

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز اول  

نامش را نمی‌دانم. هرگز پرندهاي شبيه به او ندیده‌ام. هرگز صدايش را نشنیده‌ام. هرگز ندیده‌ام جفتی داشته باشد. حتی نمی‌دانم بالغ است یا نه. فقط می‌دانم که نمی‌تواند لانه بسازد.هم‌انداره گنجشک است اما بي‌اندازه کم‌روتر؛ با رنگ‌هايی شادتر. شايد بيشتر شبيه به جوجه رنگی‌هايی باشد که در کارتن کنار خیابان می‌فروشند. گرچه جوجه رنگی نیست اما من در دلم او را «جوجه رنگی من» صدا می‌زنم. اولین بار که متوجه وجودش شدم، صبح یک روز برفی بود.

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز اول  

نامش را نمی‌دانم. هرگز پرندهاي شبيه به او ندیده‌ام. هرگز صدايش را نشنیده‌ام. هرگز ندیده‌ام جفتی داشته باشد. حتی نمی‌دانم بالغ است یا نه. فقط می‌دانم که نمی‌تواند لانه بسازد.هم‌انداره گنجشک است اما بي‌اندازه کم‌روتر؛ با رنگ‌هايی شادتر. شايد بيشتر شبيه به جوجه رنگی‌هايی باشد که در کارتن کنار خیابان می‌فروشند. گرچه جوجه رنگی نیست اما من در دلم او را «جوجه رنگی من» صدا می‌زنم. اولین بار که متوجه وجودش شدم، صبح یک روز برفی بود.

ادامه مطلب  

 

دریادار فدوی در گفتگو با تسنیم: آمریکا زمانی از توانمندی ما مطلع می‌شود که دیگر کاری از دستش برنمی‌آید/ مجموعه متنوعی از پهپادها را در اختیار داریم فرمانده نیروی دریايی سپاه می‌گوید که اين نیرو مجموعه متنوعی از پرنده‌هاي پهپادها را در اختیار دارد که قابلیت اجراي هرگونه عملیات علیه دشمنان را دارند. [ادامه مطلب را در اينجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

شعر  

به مرگ، آخر پروانه، تلخ می‌خندمبه اتفاق غریبي که می‌رسد از راهبه سوت و کور ترین لحظه هاي عمر خودمبه پیله‌هاي ترک خورده‌ی غرور و گناهکجاست آتش عصیان زیر خاکسترکه بعد مرگم از آن سربرآورم پرشورکه بال و پر بزند بيت بيت اشعارمدوباره زاده شود اين پرنده‌ی گمراهطنین وحشت و تنهايی و جدايی راکنار گور غمینم به هم می‌آمیزمتمام می‌شود آری، تمااام دغدغه‌هادر آن دقیقه‌ی تلخ، آن دقیقه‌ی کوتاهتمام ثانیه‌ها را به تو می‌اندیشمب

ادامه مطلب  

شعر  

به مرگ، آخر پروانه، تلخ می‌خندمبه اتفاق غریبي که می‌رسد از راهبه سوت و کور ترین لحظه هاي عمر خودمبه پیله‌هاي ترک خورده‌ی غرور و گناهکجاست آتش عصیان زیر خاکسترکه بعد مرگم از آن سربرآورم پرشورکه بال و پر بزند بيت بيت اشعارمدوباره زاده شود اين پرنده‌ی گمراهطنین وحشت و تنهايی و جدايی راکنار گور غمینم به هم می‌آمیزمتمام می‌شود آری، تمااام دغدغه‌هادر آن دقیقه‌ی تلخ، آن دقیقه‌ی کوتاهتمام ثانیه‌ها را به تو می‌اندیشمب

ادامه مطلب  

شعر  

به مرگ، آخر پروانه، تلخ می‌خندمبه اتفاق غریبي که می‌رسد از راهبه سوت و کور ترین لحظه هاي عمر خودمبه پیله‌هاي ترک خورده‌ی غرور و گناهکجاست آتش عصیان زیر خاکسترکه بعد مرگم از آن سربرآورم پرشورکه بال و پر بزند بيت بيت اشعارمدوباره زاده شود اين پرنده‌ی گمراهطنین وحشت و تنهايی و جدايی راکنار گور غمینم به هم می‌آمیزمتمام می‌شود آری، تمااام دغدغه‌هادر آن دقیقه‌ی تلخ، آن دقیقه‌ی کوتاهتمام ثانیه‌ها را به تو می‌اندیشمب

ادامه مطلب  

لانه پرنده  

ساخت لانه پرندهبا وسايل دورریختنی در اطرافتان یک لانه براي گنجشک ها و بلبل ها بسازید و حضورشان را به حیاط ، باغ و فضاي زندگیتان هدیه دهید . در ادامه مطلب روش بسیار ساده ی ساخت یک لانه ی پرنده با استفاده از بطری هاي دورریختنی را مشاهده کنید .یک بطری دورریختنی نوشابه یا آب معدنی را بردارید .یک برش دايره اي روی بدنه ی بطری ايجاد کنید تا اين دايره محل ورود و خروج پرنده به داخل لانه اش باشد . حالا با یک تکه ابر بطری خالی را با رنگ پلاستیک ر

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس هاي عجیب هست. اومدم امشب رو‌اينجا باشم که صبح باهم بریم براي بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما بايد محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که بايد براي دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس هاي عجیب هست. اومدم امشب رو‌اينجا باشم که صبح باهم بریم براي بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما بايد محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که بايد براي دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس هاي عجیب هست. اومدم امشب رو‌اينجا باشم که صبح باهم بریم براي بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما بايد محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که بايد براي دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

تقدیم به دلم  

تقدیم به دلم:سلام دلم که پر از خونی همیشهمیدونم از همه زخم خوردی توی زندگیتمیدونم توی بدن کسی بودی که از بچگی اذیتش کردن و خون به جون تو انداختنمیدونم حق تو اين نبود میدونم که همیشه فراموش میکنی بدی هارو ولی باز هم زخم میخوریمیدونم که بلد نیستی مثل بقیه باشیتو اشتباهی اومدی توی من تو بايد توی دل یه پرنده میبودی یا یه ماهیمیدونم حق تو اين نبود که اين همه رنج بکشی و ببينیدوست دارم تو رو بردارم ببرم یه جاي دور که بتونم یک دل سیر باهات تن

ادامه مطلب  

به حرفم گوش کن  

اول از همه بگم تو رو به جان عمه جانت اگر پسری تو خونه نمون ..موندی هم هی در یخچالو وا نکن بپرس  اينو گذاشتین خراب شه؟؟داداچ اون غذاي دیشبه !!دوم اينکه شماهم مثل من آب کم مصرف کن چن روزه بي آبيه اينجا داریم هلاک میشیم..توروخدا شلنگ آبو ول نکن تو کوچه ..براي کم آبي هم کم مصرف کن نه اينکه منبع آب و پمپ بگیری ؛همون یه چیکه آب هم به ما نرسه..سوم اينکه اين قدر انرژی و زمانتو هدر نده با فکر کردن و حرف زدن درمورد مردم ..به جاش به خودت فکر کن تا بعدا نگی اي ب

ادامه مطلب  

به حرفم گوش کن  

اول از همه بگم تو رو به جان عمه جانت اگر پسری تو خونه نمون ..موندی هم هی در یخچالو وا نکن بپرس  اينو گذاشتین خراب شه؟؟داداچ اون غذاي دیشبه !!دوم اينکه شماهم مثل من آب کم مصرف کن چن روزه بي آبيه اينجا داریم هلاک میشیم..توروخدا شلنگ آبو ول نکن تو کوچه ..براي کم آبي هم کم مصرف کن نه اينکه منبع آب و پمپ بگیری ؛همون یه چیکه آب هم به ما نرسه..سوم اينکه اين قدر انرژی و زمانتو هدر نده با فکر کردن و حرف زدن درمورد مردم ..به جاش به خودت فکر کن تا بعدا نگی اي ب

ادامه مطلب  

به حرفم گوش کن  

اول از همه بگم تو رو به جان عمه جانت اگر پسری تو خونه نمون ..موندی هم هی در یخچالو وا نکن بپرس  اينو گذاشتین خراب شه؟؟داداچ اون غذاي دیشبه !!دوم اينکه شماهم مثل من آب کم مصرف کن چن روزه بي آبيه اينجا داریم هلاک میشیم..توروخدا شلنگ آبو ول نکن تو کوچه ..براي کم آبي هم کم مصرف کن نه اينکه منبع آب و پمپ بگیری ؛همون یه چیکه آب هم به ما نرسه..سوم اينکه اين قدر انرژی و زمانتو هدر نده با فکر کردن و حرف زدن درمورد مردم ..به جاش به خودت فکر کن تا بعدا نگی اي ب

ادامه مطلب  

به حرفم گوش کن  

اول از همه بگم تو رو به جان عمه جانت اگر پسری تو خونه نمون ..موندی هم هی در یخچالو وا نکن بپرس  اينو گذاشتین خراب شه؟؟داداچ اون غذاي دیشبه !!دوم اينکه شماهم مثل من آب کم مصرف کن چن روزه بي آبيه اينجا داریم هلاک میشیم..توروخدا شلنگ آبو ول نکن تو کوچه ..براي کم آبي هم کم مصرف کن نه اينکه منبع آب و پمپ بگیری ؛همون یه چیکه آب هم به ما نرسه..سوم اينکه اين قدر انرژی و زمانتو هدر نده با فکر کردن و حرف زدن درمورد مردم ..به جاش به خودت فکر کن تا بعدا نگی اي ب

ادامه مطلب  

به حرفم گوش کن  

اول از همه بگم تو رو به جان عمه جانت اگر پسری تو خونه نمون ..موندی هم هی در یخچالو وا نکن بپرس  اينو گذاشتین خراب شه؟؟داداچ اون غذاي دیشبه !!دوم اينکه شماهم مثل من آب کم مصرف کن چن روزه بي آبيه اينجا داریم هلاک میشیم..توروخدا شلنگ آبو ول نکن تو کوچه ..براي کم آبي هم کم مصرف کن نه اينکه منبع آب و پمپ بگیری ؛همون یه چیکه آب هم به ما نرسه..سوم اينکه اين قدر انرژی و زمانتو هدر نده با فکر کردن و حرف زدن درمورد مردم ..به جاش به خودت فکر کن تا بعدا نگی اي ب

ادامه مطلب  

به حرفم گوش کن  

اول از همه بگم تو رو به جان عمه جانت اگر پسری تو خونه نمون ..موندی هم هی در یخچالو وا نکن بپرس  اينو گذاشتین خراب شه؟؟داداچ اون غذاي دیشبه !!دوم اينکه شماهم مثل من آب کم مصرف کن چن روزه بي آبيه اينجا داریم هلاک میشیم..توروخدا شلنگ آبو ول نکن تو کوچه ..براي کم آبي هم کم مصرف کن نه اينکه منبع آب و پمپ بگیری ؛همون یه چیکه آب هم به ما نرسه..سوم اينکه اين قدر انرژی و زمانتو هدر نده با فکر کردن و حرف زدن درمورد مردم ..به جاش به خودت فکر کن تا بعدا نگی اي ب

ادامه مطلب  

بخشي از منظومه ي نوستالوژيک «گرگانه» ...  

سلام علیک آهاي پدر بزرگمخیال نکن هنوز  توله گرگممثل شما بزرگ شدم ماشالّايه پارچه پیر گرگ شدم ماشالّاخیال نکن که مثل بچّگی هامهرجا می رم سربار زندگی هامکامله گرگی شده ام درندهقاتل هر چرنده و پرندهگاهی تو جنگل گاهی توی کوهمیه گرگ با وقار و با شکوهمسلطون جنگل که جناب شیرهدماغشو تا بگیرم می میرهیه گلّه گوسفند و گاو و خر دارمجاتون خالی سه دوست دختر دارم***سلام علیک پدر بزرگ پیرمخیال نکن که طفل سر به زیرماينو دیگه نمی یارم به روتمواسه خودم یه

ادامه مطلب  

بخشي از منظومه ي نوستالوژيک «گرگانه» ...  

سلام علیک آهاي پدر بزرگمخیال نکن هنوز  توله گرگممثل شما بزرگ شدم ماشالّايه پارچه پیر گرگ شدم ماشالّاخیال نکن که مثل بچّگی هامهرجا می رم سربار زندگی هامکامله گرگی شده ام درندهقاتل هر چرنده و پرندهگاهی تو جنگل گاهی توی کوهمیه گرگ با وقار و با شکوهمسلطون جنگل که جناب شیرهدماغشو تا بگیرم می میرهیه گلّه گوسفند و گاو و خر دارمجاتون خالی سه دوست دختر دارم***سلام علیک پدر بزرگ پیرمخیال نکن که طفل سر به زیرماينو دیگه نمی یارم به روتمواسه خودم یه

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز دوم  

از فرداي آن روز کذايی، برنج و گندم بيشتری پشت پنجره می‌ریختم تا سهم بيشتری نصیبش شود. همیشه بعد از رفتن گنجشک‌ها می‌آمد و به سرعت می‌رفت. دیگر از آن احتیاط روز اول خبری نبود. انگار که می‌دانست به انتظارش نشسته‌ام؛ مثل برق می‌آمد، چند دانه به نوک کوچکش می‌گرفت و در آنی پرواز می‌کرد. مسیر پروازش هربار متفاوت بود. یک روز به سمت درخت سرو انتهاي خیابان می‌رفت، یک روز به سمت شمشادهاي پرپشت کنار جدول، روزی هم به درون بوته گل سرخ پرپشتی شیرجه ز

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز دوم  

از فرداي آن روز کذايی، برنج و گندم بيشتری پشت پنجره می‌ریختم تا سهم بيشتری نصیبش شود. همیشه بعد از رفتن گنجشک‌ها می‌آمد و به سرعت می‌رفت. دیگر از آن احتیاط روز اول خبری نبود. انگار که می‌دانست به انتظارش نشسته‌ام؛ مثل برق می‌آمد، چند دانه به نوک کوچکش می‌گرفت و در آنی پرواز می‌کرد. مسیر پروازش هربار متفاوت بود. یک روز به سمت درخت سرو انتهاي خیابان می‌رفت، یک روز به سمت شمشادهاي پرپشت کنار جدول، روزی هم به درون بوته گل سرخ پرپشتی شیرجه ز

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز دوم  

از فرداي آن روز کذايی، برنج و گندم بيشتری پشت پنجره می‌ریختم تا سهم بيشتری نصیبش شود. همیشه بعد از رفتن گنجشک‌ها می‌آمد و به سرعت می‌رفت. دیگر از آن احتیاط روز اول خبری نبود. انگار که می‌دانست به انتظارش نشسته‌ام؛ مثل برق می‌آمد، چند دانه به نوک کوچکش می‌گرفت و در آنی پرواز می‌کرد. مسیر پروازش هربار متفاوت بود. یک روز به سمت درخت سرو انتهاي خیابان می‌رفت، یک روز به سمت شمشادهاي پرپشت کنار جدول، روزی هم به درون بوته گل سرخ پرپشتی شیرجه ز

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز دوم  

از فرداي آن روز کذايی، برنج و گندم بيشتری پشت پنجره می‌ریختم تا سهم بيشتری نصیبش شود. همیشه بعد از رفتن گنجشک‌ها می‌آمد و به سرعت می‌رفت. دیگر از آن احتیاط روز اول خبری نبود. انگار که می‌دانست به انتظارش نشسته‌ام؛ مثل برق می‌آمد، چند دانه به نوک کوچکش می‌گرفت و در آنی پرواز می‌کرد. مسیر پروازش هربار متفاوت بود. یک روز به سمت درخت سرو انتهاي خیابان می‌رفت، یک روز به سمت شمشادهاي پرپشت کنار جدول، روزی هم به درون بوته گل سرخ پرپشتی شیرجه ز

ادامه مطلب  

پرنده‌ای که لانه ساختن بلد نبود- روز دوم  

از فرداي آن روز کذايی، برنج و گندم بيشتری پشت پنجره می‌ریختم تا سهم بيشتری نصیبش شود. همیشه بعد از رفتن گنجشک‌ها می‌آمد و به سرعت می‌رفت. دیگر از آن احتیاط روز اول خبری نبود. انگار که می‌دانست به انتظارش نشسته‌ام؛ مثل برق می‌آمد، چند دانه به نوک کوچکش می‌گرفت و در آنی پرواز می‌کرد. مسیر پروازش هربار متفاوت بود. یک روز به سمت درخت سرو انتهاي خیابان می‌رفت، یک روز به سمت شمشادهاي پرپشت کنار جدول، روزی هم به درون بوته گل سرخ پرپشتی شیرجه ز

ادامه مطلب  

بارررررون  

صداي نم نم باران خواب را از چشمانم ربوده بود . هر کاری کردم نتونستم چشمان منتظرم را با شهر خواب آلود همراه سازم . از تخت بلند شدم . آرام آرام به سمت حیاط حرکت کردم .  بدون توجه به صداي مامان؛بهامین سرما میخوری....با سرعت، خودم به سقف باران رسوندمصداي چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد . فضا مملو از بوی باران شده بود . وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم. *چشمها را بايد شست جور دیگر بايد دیدچترها را بايد بست زیر باران با

ادامه مطلب  

بارررررون  

صداي نم نم باران خواب را از چشمانم ربوده بود . هر کاری کردم نتونستم چشمان منتظرم را با شهر خواب آلود همراه سازم . از تخت بلند شدم . آرام آرام به سمت حیاط حرکت کردم .  بدون توجه به صداي مامان؛بهامین سرما میخوری....با سرعت، خودم به سقف باران رسوندمصداي چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد . فضا مملو از بوی باران شده بود . وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم. *چشمها را بايد شست جور دیگر بايد دیدچترها را بايد بست زیر باران با

ادامه مطلب  

تام و جری  

شما تاحالا دیدین که یه گربه موش بگیره؟؟منم ندیده بودم تا حالا ولی امروز توو راه مدرسه جوجه دیدم. همینجور پیاده و به امید فرداي بهتر میرفتم سمت مدرسه که دیدم از توی باغچه کناری صدا میاد، به هواي اينکه نکنه پرنده اي افتاده باشه نگاه کردم و دیدم گربه هه دستشو گذاشته روی چیزی. بازم فکر کردم گنجشک مُنجشکه اما چشمم افتاد به دمش که تکون تکون میخوره. یه موش کوچولوی خاکستری بود که کف دستاش صورتی بودن و خیلی ریز و نحیف و طفلکی بود. گربه هه با پنجولش پرت

ادامه مطلب  

عوارض بزرگ شدن یا عواقب عمر زیاد  

بچه که بودیم، دلم میخواست زودتر بزرگ بشم. اين همه نگران عصبانیت و فریادهاي بي دلیل و با دلیل پدر محترم نباشم.‌ کار و‌درآمد داشته باشم. به همه چیزهايی که دلم می خواست، از رادیوی جیبي و کاست هاي دلخواه تا یک عالمه کتاب، برسم . فکر میکردم حتی ممکنه عاشق هم بشم! بزرگ شدیم و زندگیمون تغییر کرد. بعضی چیزها رو به دست آوردم و فهمیدم اونقدر هم مهم نبودن. از خیر بعضی هاش گذشتم. بد یا خوب ، با همه مشکلات، براي خودم مستقل شدم و احساس بزرگ شدن، خیلی از محر

ادامه مطلب  

عوارض بزرگ شدن یا عواقب عمر زیاد  

بچه که بودیم، دلم میخواست زودتر بزرگ بشم. اين همه نگران عصبانیت و فریادهاي بي دلیل و با دلیل پدر محترم نباشم.‌ کار و‌درآمد داشته باشم. به همه چیزهايی که دلم می خواست، از رادیوی جیبي و کاست هاي دلخواه تا یک عالمه کتاب، برسم . فکر میکردم حتی ممکنه عاشق هم بشم! بزرگ شدیم و زندگیمون تغییر کرد. بعضی چیزها رو به دست آوردم و فهمیدم اونقدر هم مهم نبودن. از خیر بعضی هاش گذشتم. بد یا خوب ، با همه مشکلات، براي خودم مستقل شدم و احساس بزرگ شدن، خیلی از محر

ادامه مطلب  

عوارض بزرگ شدن یا عواقب عمر زیاد  

بچه که بودیم، دلم میخواست زودتر بزرگ بشم. اين همه نگران عصبانیت و فریادهاي بي دلیل و با دلیل پدر محترم نباشم.‌ کار و‌درآمد داشته باشم. به همه چیزهايی که دلم می خواست، از رادیوی جیبي و کاست هاي دلخواه تا یک عالمه کتاب، برسم . فکر میکردم حتی ممکنه عاشق هم بشم! بزرگ شدیم و زندگیمون تغییر کرد. بعضی چیزها رو به دست آوردم و فهمیدم اونقدر هم مهم نبودن. از خیر بعضی هاش گذشتم. بد یا خوب ، با همه مشکلات، براي خودم مستقل شدم و احساس بزرگ شدن، خیلی از محر

ادامه مطلب  

 

دیروز افتادم به جون خونه براي تغییر چیدماناول از همه اتفاق خوبي که افتاد از دست اون دوتا صندلی بي ریخت که نمیدونم چرا اينقدر ازشون بدم میاد راحت شدم یکیش رو گذاشتم تو کمد و یکیش رو هم بالاي خشک کن !!! دیگه جلو چشمم نیستن. بعد مبل ها رو جا به جا کردم ، نتیجه عالی شد ،خونه دلبازتر شده ،جلوی پنجره اصلی  باز شد و حالا میشه رفت کنارش ايستاد و چاي خورد و سرسبزی اطراف و صداي پرنده ها رو  همراه چاي سر کشید....سه تا گلدون دلبرم هم فکر کنم باهام  اخ

ادامه مطلب  

 

دیروز افتادم به جون خونه براي تغییر چیدماناول از همه اتفاق خوبي که افتاد از دست اون دوتا صندلی بي ریخت که نمیدونم چرا اينقدر ازشون بدم میاد راحت شدم یکیش رو گذاشتم تو کمد و یکیش رو هم بالاي خشک کن !!! دیگه جلو چشمم نیستن. بعد مبل ها رو جا به جا کردم ، نتیجه عالی شد ،خونه دلبازتر شده ،جلوی پنجره اصلی  باز شد و حالا میشه رفت کنارش ايستاد و چاي خورد و سرسبزی اطراف و صداي پرنده ها رو  همراه چاي سر کشید....سه تا گلدون دلبرم هم فکر کنم باهام  اخ

ادامه مطلب  

 

دیروز افتادم به جون خونه براي تغییر چیدماناول از همه اتفاق خوبي که افتاد از دست اون دوتا صندلی بي ریخت که نمیدونم چرا اينقدر ازشون بدم میاد راحت شدم یکیش رو گذاشتم تو کمد و یکیش رو هم بالاي خشک کن !!! دیگه جلو چشمم نیستن. بعد مبل ها رو جا به جا کردم ، نتیجه عالی شد ،خونه دلبازتر شده ،جلوی پنجره اصلی  باز شد و حالا میشه رفت کنارش ايستاد و چاي خورد و سرسبزی اطراف و صداي پرنده ها رو  همراه چاي سر کشید....سه تا گلدون دلبرم هم فکر کنم باهام  اخ

ادامه مطلب  

 

دیروز افتادم به جون خونه براي تغییر چیدماناول از همه اتفاق خوبي که افتاد از دست اون دوتا صندلی بي ریخت که نمیدونم چرا اينقدر ازشون بدم میاد راحت شدم یکیش رو گذاشتم تو کمد و یکیش رو هم بالاي خشک کن !!! دیگه جلو چشمم نیستن. بعد مبل ها رو جا به جا کردم ، نتیجه عالی شد ،خونه دلبازتر شده ،جلوی پنجره اصلی  باز شد و حالا میشه رفت کنارش ايستاد و چاي خورد و سرسبزی اطراف و صداي پرنده ها رو  همراه چاي سر کشید....سه تا گلدون دلبرم هم فکر کنم باهام  اخ

ادامه مطلب  

گل افشان  

شاد و خندان به خانه بازگشتیم و صبحانه دلچسبي خوردیم و الهه و آقاي ناطق و خانم صامت به سمت تهران بازگشتند و من و سمانه و علی و امیر سفر را ادامه دادیممدل مهران مدیری دید دیری دید دید دیری...با میزبان مهربان خداحافظی کردیم و هدیه کوچکی به عنوان یادگاری برايشان گذاشتیم ، حقیقتا خون گرم و با مرامند اين مردمان بلوچ و به سمت غرب چابهار به راه افتادیم و من از همان ابتدا فهمیدم چه خوشی هايی در راه است با اين سه جوانکاملا مشخص بود که یک مسافر واقعی ه

ادامه مطلب  

گل افشان  

شاد و خندان به خانه بازگشتیم و صبحانه دلچسبي خوردیم و الهه و آقاي ناطق و خانم صامت به سمت تهران بازگشتند و من و سمانه و علی و امیر سفر را ادامه دادیممدل مهران مدیری دید دیری دید دید دیری...با میزبان مهربان خداحافظی کردیم و هدیه کوچکی به عنوان یادگاری برايشان گذاشتیم ، حقیقتا خون گرم و با مرامند اين مردمان بلوچ و به سمت غرب چابهار به راه افتادیم و من از همان ابتدا فهمیدم چه خوشی هايی در راه است با اين سه جوانکاملا مشخص بود که یک مسافر واقعی ه

ادامه مطلب  

خطوط زخم ...  

بر اشک نشسته بر باران چشم دلیلی نمی بيند ...بر گذر تند واژه ها از میان شبو هاي پریشان  زخم بر نگاهی خسته از آشفتگی افکار به دست پرنده ی رها دلیلی نمی بينمبر نگاه پریشان جاده ی انتظار بي راهه ی سکوت را ترسیم کرده و بن بست فراموشی را تابلوی اعلان نموده  بر سر در باغ آشفتگی مهر قضاوت تلخ، بر سوختگی اندیشه هاي باران نهاده فکر پریشان را چوب حقارت زده و در نگاه آفتاب زخم می زنیم ماندگاری طروات روییده از مهر تابان را ...آسمان کویر اين روزها آشفته ی

ادامه مطلب  

خوردگی بتن مسلح در برابر آب دریا  

1- تهاجم شیمیايی سولفات ها2- تهاجم فیزیکی نمک ها3- تفاوت ساز و کار خرابي اين دو تهاجم4- دانش و ساز و کار تاثیر اين دو خرابي براي درک پتانسیل تاثیر آنها بر عملکرد سازه ها5- خرابي متاثر از انجماد و ذوب6- خرابي حاصل از واکنش شیمیايی سنگ هاي سیلیسی و کربناتی7- خرابي ناشی از قرار گرفتن در معرض مواد شیمیايی8- خرابي در اثر، سايش و فرسايش خوردگی فلزات درون بتن9- روش هاي تعمیرات براي ارتفاع سیستم هاي محافظتی پوششی براي دوام سازه هاي بت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1