قهر  

ب طرف گفتم مهربونی حالا واقعام مهربون بود !
نمیدونم چی شد ب شوخی یا اینکه خواستم خودمو لوس کنم بهش گفتم نامهربون یا همچین چیزی اونم تو تکست ! 
جواب داد شما بهم گفته بودین مهربون حالا نامهربون شدم باشه خوشحال شدم از آشناییتون ، موفق باشین =))
میخواین برید ، برید ولی خدایی این بهونه ها رو نیارید خدایی خیلی زشت و خنده دار این حرفا و رفتارا =))

ادامه مطلب  

دمی با شعر.....  

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه ليلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپُر ز ليلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرده ایجام ليلا را به دستم داده ایوندر این بازی شکستم داده اینیشتر عشقش به جانم می زنیدردم از ليلاست آنم می زنیخسته ام زین عشق،دل خونم نکنمن که مجنونم تو مجنونم نکنمرد این بازیچه دیگر نیستماین تو و ليلای تو... من نیستمگفت ای دیوانه ليلایت منمدر رگ پ

ادامه مطلب  

لیلی قصه ها  

 من که ليلا شد در چشم مجنون 
هم نشینی جز باران ندارد 
عشق اگر عشق است آسان ندارد 
گفتم این آغاز پایان ندارد 
زیر باران آن حال پریشان کو ؟
جای تنهایی در سینه ها مانده 
رفته مجنون و ليلا به جآ مانده !
گفتم این آغاز پایان ندارد !
عشق اگر عشق است پایان ندارد 
گفتی از پاییز باید سفر کرد 
آنکه ليلا شد در چشم مجنون
همنشینی جز باران ندارد
گفتم این آغاز پایان ندارد !
 
خیلی خوبه :)

ادامه مطلب  

سنگ ها را قورت بده  

سارا و ليلا بستنى مخصوص سفارش دادند و از بس به به و چه چه كردند كه بستنى مخصوص اینجا عالى است و حرف ندارد و آخر خوشمزگى ست،من هم از همان را خواستم.اما، هر چه منتظر ماندیم،خبرى از بستنى نشد و بعد از نیم ساعت انتظار با كمال شرمندگى من غر زدم و در جواب غر _من،سارا غر دیگرى زد كه اگر من چهار تا جاى باكلاس رفته بودم،مى دانستم قانون چنین جاهایى صبر است و نباید انتظار داشتم باشم فرتى سفارشم حاضر شود.حسابى توى پرم خورد و ساكت منتظر ماندم.چهل و پنچ دقیقه

ادامه مطلب  

#5  

کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها
کجایی
اگر مجنون اگر ليلا غریبم در بیابان ها کجایی
کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی
نه میگویم نه میدانم کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی
اگر شب هست و فردا نیست
اگر راهی به رویا نیست
چه آهو ها که در چشمان ليلا نیست
اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن
اگر از شکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن...

ادامه مطلب  

تحلیلم از فیلم پدر...  

فیلم پدر را که دیدم یاد فیلم دل شکسته افتادم.
با همان مضمون و همان تصویر سازی ها...
اگر انتهای فیلم هم بیشتر از این کش دار شود بدون شک به بی راهه خواهد رفت.
برخی سکانس ها اصلا ضروری نیست و اغراق شکل میگیرد.در این فیلم هم این دختر است باید عاشق پسر شود.
و این دختر است که باید پیشنهاد ازدواج بدهد...
گاهی در ابعاد مختلف جامعه قیاس هایی شکل میگیرد.
امروز وضع اقتصادی جامعه و مردم اصلا خوب نیست.
پولدار بودن و این نوع تصویر سازی ها از زندگی ها برای مردم وا

ادامه مطلب  

خنجر  

این
...ليلایشعرهای پراکنده ،- در عشای ربانی -نان و شراب را ،بی شرمندگی سُنتِ تنبه طلوع درون می فرستد .
آیبنگریدببینیدشآن جادوگری که از لوسترهای کهنهآویزان استما را می پایدگاهی کیشگاهی ماتمان می کند ،و در زمان مقتضیگولمان می زند .
لئوسرمست ازحرارت این جام بلورینقلم موهایت را می دزددتا آسمان بالای سرت را رنگ کند ،تا ابرهای پراکنده راجمع کند .
در پیچ این خیابانآن پرنده فروش پیرنام تمام پرندگان مُرده را ليلا می گذاردتا از دل خاکستر ققنوسیکبار د

ادامه مطلب  

حاج علی نصف حرف میزد و نصف حرف نمیزد.  

زمانی که خانواده تشکیل میشه ..باید با هم حرف بزنن در بابا تمام مسائل و اتفاقات؛برای اینکه امروز اتفاقی که برای خانواده ی حاج علی افتاد دلیلش این بود که نیومدن خانواده دور هم بشینن و درباب مشکل و یا مسئله صحبت کنند.
پنهانکاری از هم و ورود افراد ثالث به بحث خانوادگی باعث شد که از آب گل آلود دشمن خانواده سوءاستفاده کنند.
متاسفانه شاید این اتفاق برای هر فردی رخ بدهد.
تنها راهکار این است که بشینیم و با صداقت کلام تمام مسائل از ریز تا درشت را مطرح کن

ادامه مطلب  

کرگدن  

چند ماه پیش که با سارا آبیدر رفته بودیم و سارا کلی گریه کرد،در واقع ماجرا به برزین مربوط می شد.چند سال پیش همین موقع ها برزین و سارا با هم قرار ازدواج گذاشته بودند و قرار بود هفته بعد برزین با خانواده به خواستگاری سارا بیایند و یک هفته یک ماه و دو ماه و سه ماه شد و برزبن نیامد و وقتی آمد در جواب سوالات سارا به راحتی گفته بود اصلا نمی داند خواستگاری یعنی چی؟سارا هم از برزین خواهش کرده بود برود و لطف کند طوری برود که برنگردد.خدا شاهد است این ماجرا

ادامه مطلب  

اعمال نرم سند 2030 در فیلم دلدادگان...  

اخیرا فیلم هایی از تلویزیون در حال پخش شدن است به نام های پدر و دلدادگان...
در طول ماه مبارک اتفاقاتی افتاد در شبکه سه که تحلیل ما بر این بود که سند 2030 دارد در ابعاد خانواده اعمال می شود فیلم دلدادگان در راستای سند 2030 در حال پخش است.
فیلم هایی فرهنگی_اجتماعی؛با یک مضمون آن هم خانواده؛اما چیزی که برایم همگی جالب است شخصیت زن در این فیلم هاست.
جای بسی تعجب و تاسف است.نگاه به زن در این فیلم ها،بخصوص در فیلم دلدادگان؛و جالب تر تکرار رفتارهای زشت هر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1