شِی باتر زده بودم و بوی نارگیل مي دادم، چند روزه بوی نارگیل مي دم، رفتم زیر پتو، زدم رو پخش. سه تا موزیکی که شعرش آدم رو مي تونه متقاعد کنه بره به درک، شاید برای هر کسی: "برو بمير". چند ساعت قبلش با آميتیس تو بالکنِ کافه ای که ملک انحصاری خودم مي دونم قهوه خوردیم و از سرما لرزید و نذاشت از اون قوطی حلبی هایی که رو درش توردوزی داره بخرم. گفت شیشه ترشی رو برمي دارن رنگ مي کنن و از این حصیرا به درش آویزون مي کنن و نود تومن مي فروشن که کار خیلی آسونیه و

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1