چطور عادت كنم به دوري از تو...  

بسم الرحمن...
احساس می كنم افسردگی دارم 
حوصله انجام هیچ كاری رو ندارم
ناراحتم سرم درد می كنه و حالم خوب نيست
هیچ امید و آرزویی ندارم 
شاید یك هفته رفتم سفر تنها كه فكر كنم كه می تونم ادامه بدم یا نه
خیلی خسته ام
حتی حال ندارم اینجا بنویسم
 پ ن: می خوام وقت مشاوره بگیرم

ادامه مطلب  

اشک ها و لبخندها  

چند روز پیش خیلی تصادفی توی یك فایل صوتی این شعر رو شنیدم: " آسوده مباش كه بی نیازی/ یك آن دگر پر از نیازی"
من رو برد به عالم بچگی، موقع شیطنت و بگو بخندهامون، یه بزرگتری از راه می رسید و می گفت: " انقدر نخندین، دو ساعت دیگه اشكتون درمیاد!" و ما هم با ترس و البته با همون شیطنت، یه كمی آرومتر می خندیدیم، به خیال اینكه گریه مون خیلی زیاد نباشه!!
موقع امتحان ها و كارای سخت بهمون می گفتن: "بعد از سختی آسونیه، یه كم تحمل كن". ما هم به امید اون آسونیه تحمل می

ادامه مطلب  

#529  

خوبه که اینستامو فعلا حذف کردم 
خیلی همش سرم تو اینستا بود اگه بشه تا قبل کنکو اصلا دلم نمیخواد نصبش کنم 
کتاب بوفه کور صادقو میخونم 
قشنگه 
13reason why تموم شد و  سريال جدید شروع شد 
^___^
نمیدونم چرا الان نمیتونم چیزی بنویسم واقعا حس می کنم خفه شدم :)

ادامه مطلب  

اولین  

دوازده روز گذشت. دوازده روز از سالگرد تولد ام. نمی دانم چیزی درباره ی بحران بيست و پنج سالگی شنیده اید یا نه؟ آدمها روی اعداد خاصی از سن شان دچار بحران می شوند. مثل بحران بيست و پنج سالگی، بحران سی سالگی، و شایع ترین انها بحران چهل سالگی...نمی دانم چرا دوباره برگشته ام اینجا. نمی دانم چرا باز شروع کرده ام به سیاه کردن صفحه هایی که بعید می دانم به درد کسی جز خودم درمانی باشد. شاید دچار بحران شده ام. احساس تحول عمیقی دارم. تحولی خیلی عمیق در عرض چند

ادامه مطلب  

بگذار سر به سینه ی من..  

بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
 
شاید كه بیش از این نپسندی به كار عشق
آزار این رمیده ی سر در كمند را
 
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق كدامست، غم كجاست
 
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
 
دلتنگم، آنچنان كه اگر بینمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
 
شاید كه جاودانه بمانی كنار من
ای نازنین كه هیچ وفا نيست با منت
 
تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون كبوتری كه پرم در ه

ادامه مطلب  

مطلب شماره ۶۰  

          
از شکستا ی پشت سر هم خسته شدم ، چرا من تو بيست سالگی باید اینقد حس ناامیدی و بیمصرفی داشته باشم ، لعنت به همه 
حالم از همه بهم می خوره ،اول از همه از خودم ، از بغض صدای دوستام از همه و همه متنفرم ، از نرسیدن و نداشتن ، از حسرت متنفرم .
من از خودم متنفرم .
حس شدید پوچی می‌کنم . بدترین دوران عمرمه ، نمیخام هیچوقت دوباره به این نقطه برسم . لعنت به این کشور که هیچی توش نيست .هیچی 
چرا من نرسیدم چرا شکستم ، چی شد که این شد ، من نمی‌دونم هیچکی نم

ادامه مطلب  

مطلب شماره ۶۰  

          
از شکستا ی پشت سر هم خسته شدم ، چرا من تو بيست سالگی باید اینقد حس ناامیدی و بیمصرفی داشته باشم ، لعنت به همه 
حالم از همه بهم می خوره ،اول از همه از خودم ، از بغض صدای دوستام از همه و همه متنفرم ، از نرسیدن و نداشتن ، از حسرت متنفرم .
من از خودم متنفرم .
حس شدید پوچی می‌کنم . بدترین دوران عمرمه ، نمیخام هیچوقت دوباره به این نقطه برسم . لعنت به این کشور که هیچی توش نيست .هیچی 
چرا من نرسیدم چرا شکستم ، چی شد که این شد ، من نمی‌دونم هیچکی نم

ادامه مطلب  

یادداشت بیست و سه همسرم کوشی  

خسته هستممممهمسری بیا همسریییییکوشیییی...چرا نمیایییییی؟؟؟آه خدای من همسری ... این قدر مرا چشم انتظار مگذارالآن حس می کنم اگر می بودی خیلی خوب بودالبته ...پیش از به دنیا آمدن فرزندانمان بودو تو همچون خسته نبودیخیلی خوب بودهمسری کوشییی؟؟کجای این شهر هستیییی؟؟کجای این کره خاکی؟؟؟

ادامه مطلب  

یادداشت بیست و هفت ثبت شرکت  

رسیدیم مرحله ای که باید تو سایت ثبت شرکتها ورود اطلاعات کنیمیکی از بچه ها که وقتش آزادتره گفت میام سه شنبه با هم انجام بدیم گفتم باشسه شنبه مرحله اول دوم رو زدیم رفتمرحله سه یکی یکی مشخصات بچه ها رو زدیم، کلیک که بره مرحله بعدیسایت اورد که:فلانی با مشخصاتی که تو سازمان ثبت احوال ازش هست تطابق نداره...خخخخبه چهار نفر گیر دادههیچی دیگههر روز میریم سایت ثبت  ببینیم دوست ما رو پیدا کرده یا هنو نمی شناسدشیعنی دولت الکترونیک رو باید ...از روش چند تا

ادامه مطلب  

416  

حس میکنم یه ادم رها شدم..
هیچکس دوسم نداره..
حتی دوست پسرم.....
نمیدونم کی این کابوس تموم میشه ..ولی میشه..
روزی هزار بارم بهم بگه دوسم داره..وقتی حتی یه لحظه واقعا حس میکنم دوسم نداره..یعنی همشو بریزبیرون.
همیشه تو تصوراتم تو اینده قراره بوده عاشق یه مردی بشم که سنش حدود30هست ..تحصیل کرده هست..فهمیده و باوقاره.. کسیه که مسعولیت منو تو زندگیش قبول میکنه.براش مهمم...احساس امنیت مطلق میکنم کنارش..باهم کتاب میخونیم...پسر نيست...مرده.. اقاست.. از جنتلمن بودن

ادامه مطلب  

#527  

خب خب من برگشتم با روی خوش و لبی خندان و دلی شاد و پر از انرژی
دیگه اون همه ناله کردنا بسه دیگه  
ایییش 
چه وضعش بود 
الان خیلی حال دلم خوبه و واقعا آرامش دارم و اینکه دمت گرم دیگه خدا جون که هوا داری 
اقا وضعیت درسامم خوبخ خدارو شکر زبانو هر روز جدی می خونم و فقط حس می کنم تو بقیه درسا کمی کندم که باید رو این موضع خوب کار کنم 
و اینکه سريال چی شروع کنم برا دیدن هر روز یه قسمت ؟
بدیم اینه که خیلی از سريالامو نصفه نیمه رها کردم که این واقعا بده 

ادامه مطلب  

این مایی که کثافت همه جامونو گرفته  

1-ترم پیش سر یکی از کلاس ها بچه ها دائم به استاد میگفتن این درس تو زندگی ما تاثیری ندارهیه جلسه استاد ازمون خواست برای جلسه بعد تو بيست خط بنویسیم این درس چه تاثیری تو زندگی شخصیمون داشته و ارائه بدیمجلسه بعد بچه ها به خاطر نمره چه داستان سرایی ها که در خصوص اثر این درس تو زندگیشون نمیکردندر حالی که من مطمئنم واقعا اون درس هیچ اثری تو زندگیشون نداشت2-تبدیل شدیم به آدم هایی که به خاطر منافعمون حاضریم هر کاری بکنیم

ادامه مطلب  

بیست حدیث کوتاه و جملات قصار از امیر المومنین علیه السلام در کتاب غرر الحکم تالیف مرحوم عبد الواحد آمدی (۲۰)  

بيست حدیث کوتاه و جملات قصار از امیر المومنین علیه السلام در کتاب غرر الحکم تالیف مرحوم عبد الواحد آمدی (۲۰)
(٣٨١) الحَسَدُ شَرَّ الْأَمرٰاضِ
حسد، بدترین دردها است.
(٣٨٢) الجُودُ حٰارِسُ الْأَعْرٰاضِ
بخشندگی نگهبان آبروها است.
(٣٨٣) الْإِقْتِصٰادُ ینُمِی القَلِیلِ
میانه‌روی، کم را زیاد گرداند.
(٣٨٤) الإِصْرٰافُ یُفْنِی الجَزِیلَ
زیاده‌روی، بسیار را کم سازد.
(٣٨٥) السّاعٰاتُ مَكْمَنُ الآفٰاتِ
روزگار، کمینگاه آفت‌ها است.
(٣٨٦) العُمْرُ تُ

ادامه مطلب  

تنها تو مي ماني...  

بسم الرحمن
این عید هم كم كم به پایان خود نزدیك میشود به قول گاندی نمیدانم هرسالی كه میگذرد یكسال به عمرم اضافه میشود یا یكسال از آن كم میشود
حالا هفتمین سال ازكنكور كارشناسی ام گذشته است
راه جدیدی آغاز كردم كه سریعا فهمیدم راه من نيست و از آن خارج شدم
حال بیش از پیش میدانم كه باید درس بخوانم من برای ادامه تحصیل زاده شده ام هرچند كه سخت باشد و پراسترس
این روزها حتی به مهاجرت فكر میكنم خیلی جدی حتی مهدی هم راضی شده 
اما باز هم میترسم…
و ترس این

ادامه مطلب  

دلتنگی  

از مدرسه اومدم خونه ... همینجوری اینور اونور میرفتم واس خودم ک دیدم مامان داره تو اتاق مٰژگان گریه میکنه :(
ترسیدم گفتم نکنه خدایی نکرده اتفاقی افتاده باشه ....
چن بار پرسیدم چی شد گفت دلم برا مژگان تنگ شد .... فک کردم داره دروغ میگه بازم اصرار کردم گفت : بابا دلم گرفته از این ک خونه نيست ...
آخه داشت ظرف برا ناهار برمیداشت همیشه برا مژگانم ظرف بر میداشت یهویی دلش گرفت ازین ک خونه نيست :(
حالا خوبه مژگان صبح خونه بود
پدرشوهرش امروز رفت کربلا و این چن

ادامه مطلب  

بازهم مهم نیست....همچنان مهم نیست..  

سلاممهم نيست پول داشتی...عوضش امام حسین ع همینطوری بطلبت...
مهم نيست هیجای این دنیا مال من نيست..عوضش یه تیکه های قلب من همون رو میخواد...
مهم نيست هیچ کدوم نشه،حداقل میفهم که اداها نيست شدند...
ولی مهمه درست بخوام،طوری رضایت خداوند رو کسب کنم..
خدایا همیشه سر افکنده بودم.این سری کمکم کن تا روسفید تو درگاه ..
دل امام زمان عج شاد کنم...
پس گاها مهم هست...

ادامه مطلب  

یادداشت بیست و چهار حرف الکی  

خیلی برام پیش اومده که بعضیا اومدن و شروع کردن به حرف زدن باهام حرف ...یعنی حرفی که اگه نمی زدن هم اتفاقی نمی افتادبه نظرتون دقیقً این کار یعنی چی؟دوس دارن فقط یه چیزی بگن؟دوس دارن من یه چیزی بهشون بگم؟دوس دارن دو تایی با هم حرف بزنیم؟مثال:نشسته بودم مشغول گوشی یکی از دوستام اومده بود داشت دور می زد می گه این مغازه ...  رو دیدی؟می گم آره خیلی وقته زدهمی گه چه بامزه هستشمثالی دیگر:آقا پسری کنارم راه می رفت می گه شما فلانی هستینمی گم نمیگه نسبتی ه

ادامه مطلب  

زنان و معشوق در شعر حافظ:  

 زنان و معشوق در شعر حافظ:
الف- زهره، رامشگر آسمان هاست. زهره و مریخ در عربی معادل ناهید و بهرام در فارسی و ونوس و آدونیس یونانی، براساس متون افسانه نام دو عاشق و معشوقی زمینی است که به آسمان رفته‌اند طبق افسانه‌ های بابلی، هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به خاطر بدکاری آدمیان به خداوند اعتراض نمودند، خدا به آن ها نیروی عشق را عطا کرد و به زمین فرستاد و آن ها مرتکب گناه‌ های پی در پی شدند:
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سماع زهره به رقص آورد م

ادامه مطلب  

خانه ی جدیدمان  

از تاریخ بيست اردیبهشت تا دوازدهم تیر خونه ی مامانینا بودیم ... 
خونه ی مامان علیرغم سختیهایی که داشت خیلی هم خوش می گذشت . 
این اواخر مهران درگیر ترکیه رفتنش بود و ما هم درگیر جور کردن پول چکهای خونه که البته خیلی زیاد بود . 
فشار زیادی متحمل شدم و بیشتر از من پدر و مادرم غصه خوردند . 
خدا را شکر ، با کمک و حمایت خدا و فرشته حمایتگر من ، در تاریخ ده تیر خونه را تحویل گرفتیم و دوازدهم رسما زندگی را توش آغاز کردیم . خانه بزرگ ودلباز و قشنگی است . خدا

ادامه مطلب  

دانستن و شناختن اهداف  

دانستن و شناختن اهداف یك سازمان آموزشی از مسائل بسیار مهم مدیریت آموزشی است.رفتار و فعالیت‌های هر مدیر بستگی به اهدافی دارد كه او برای سازمان خود (مدرسه) در نظر دارد. شاید برخی از مدیران از اثرات اهداف آموزشی بی‌اطلاع باشند یا چندان نظر روشن و مشخصی درباره اهداف آموزشی‌شان نداشته باشند. اینكه وظیفه آموزش و پرورش چیست؟ اهداف تعلیم و تربیت دانش‌آموزان كدام است؟ آیا مدیریت آموزشی خود را مسئول ایجاد تغییرات عمیق فكری، عاطفی، اجتماعی و حرفه

ادامه مطلب  

Ode to a Nightingale  

Ode to a Nightingale
My heart, aches and a drowsy numbness painsMy sense, as though of hemlock I had drunk,Or emptied some dull opiate to do the drainsOne minute past, and Lethe-wards had sunk:‘Tis not through envy of the happy lot, But being too happy in thine happiness,That thou,light-winged Dryad of the trees, In some melodious plotOf beeches green, and shadows numberless, Singest of summer in full throated ease.O, for a drought of vintage! That hath beenCool’d a long age in the deep -delved earth ,Tasting of Flora and the country green , Dance , and provencal song , and sunburnt mirth.....John Keats
قصیده ایی برای بلبل
قلب من به درد میآید و كرخی خواب آلوده ای تمام وجودم را فرا میگیرد مشاعرم گویی كه از

ادامه مطلب  

نقش رسانه؛ سرگرمی یا آموزش؟  

کودکان امروز در کنار تربیت خانوادگی و مدرسه‌ای، به تربیت رسانه‌ای نیاز دارند؛ این نکته‌ای است که مناقشه‌ای در آن نيست. برنامه‌های تلویزیون، سینما و حتی رادیو، علاوه بر پر کردن اوقات فراغت و سرگرمی بر رفتار و رشد فکری کودکان هم اثر دارد. برنامه‌سازی برای کودکان در گستره جهان و با شرایط بومی و فرهنگی خاص، نیازمند تحقیقات گسترده‌ای است که برنامه‌سازان و سیاستگذاران برنامه‌های کودک آن را در نظر می‌گیرند. تولیدات تلویزیون نقش مهم‌تری د

ادامه مطلب  

هتل 4 ستاره وی پی کوالالامپور  

هتل 4 ستاره وی پی کوالالامپور
هتل وی پی مالزی که در شهر زیبا و بکر کوالالامپور قرار دارد جزو هتل های 4 ستاره شهر کوالالامپور می‌باشد که این هتل دارای تمامی امکانات رفاهی و تفریحی میباشد . هتل وی پی  با فاصله کمی از مرکز شهر کوالالامپور قرار گرفته است و به همین علت مسافرین نیاز نيست مسافت زیادی را برای رسیدن به مقصد مورد نظرشان طی کنند و با اقامت در هتل وی پی به راحتی میتوانند به تمامی مناطق گردشگری دسترسی پیدا کنند . رستوران هتل وی پی دارای

ادامه مطلب  

نیست جدیت  

زنگ زدم مصطفی نون دانشگاه نيست کاشکی لب تاپ آورده بودم با خودم توی سایت دانشگاه میشستم یه چند ساعتی برنامه نویسی کار می‌کردم!؟؟؟ البته از سابق خودم بعید میدونستم چنین کاری رو با هزار بدبختی و مکافات لب تاپ رو می‌آورده ام دانشگاه اما خبری از برنامه نویسی کار کردن نبود!؟! من جدی ت برای تغییر در من نيست و همین بس

ادامه مطلب  

زنجیره های احساسم...371  

دلمشغولی آدم ها متفاوت;یکی نگران از مد افتادن رنگ موهاشه، یکی دیگه نگران اینه امشب غذا چی بخوره یکی م نگران مادر نشدنش ;منم نگران مادرم که با این وضع نتونسته  کنار بیاد...همیشه دعا میکردم که من قبل از عزیرانم صعود کنم به بغل خدا...ولی چه کنم
که زجرهایم تمامی ندارند؟!
از داشته هاتون لذت ببرید انقدر از خدا شکایت نکنید که چرا ماشین فلان مدل ندارید چرا خونتون تو فرشته نيست;چرا پدرتون وزیر نيست ;چرا مادرتون دکتر نيست;انقدر حسرت نخورید:)
با خودت هم هس

ادامه مطلب  

ردپای واضح و شیرین خدا  

#داستانک_معنوی 
داستانی #واقعی 
به روایت یک کارمند بانک

یه جوایزی بود  برای قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه ، بيست و پنج میلیون تومن نقد.
  اسامی که می اومد می فرستادیم شعب که به مشتری اطلاع بدن که بیاد یه جشنی بگیریم و تو جشن حواله ها رو بدیم ، تحویل جایزه ها یکی از بامزه ترین کارهای من بود ، همه جور آدم می اومد با اخلاق های مختلف .
 هر کی یه ژستی می گرفت ، یکی خودش رو میزد به بی تفاوتی ، یکی خوشحال بود ، یکی مضطرب ...
 
یه روز تو دفتر نشسته بودم ، یه ه

ادامه مطلب  

ردپای واضح و شیرین خدا  

#داستانک_معنوی 
داستانی #واقعی 
به روایت یک کارمند بانک

یه جوایزی بود  برای قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه ، بيست و پنج میلیون تومن نقد.
  اسامی که می اومد می فرستادیم شعب که به مشتری اطلاع بدن که بیاد یه جشنی بگیریم و تو جشن حواله ها رو بدیم ، تحویل جایزه ها یکی از بامزه ترین کارهای من بود ، همه جور آدم می اومد با اخلاق های مختلف .
 هر کی یه ژستی می گرفت ، یکی خودش رو میزد به بی تفاوتی ، یکی خوشحال بود ، یکی مضطرب ...
 
یه روز تو دفتر نشسته بودم ، یه ه

ادامه مطلب  

سئول بدون میونگ دونگ، سئول با میونگ دونگ! (سفرنامه کره جنوبی قسمت سوم)  

 
 
نزدیک غروب بود که گردش در شهر را آغاز کردیم. در کره، مردم بیشتر وعده‌های غذایی را بیرون از خانه صرف می‌کنند؛ شام را هم بیشتر مواقع بعد از پایان کار روزمره و زمانی که هوا هنوز روشن است، می‌‌خورند؛ بنابراین طبیعی است در محله‌های مسکونی نزدیک غروب رفت و آمد چندانی در کار نباشد. در فرودگاه فراموش کرده بودیم سیم‌کارت مخصوص گردشگران را تهیه کنیم. از پذیرش هتل پرسیدم برای خرید سیم‌کارت کجا برویم؛ پاسخ داد باید به یکی از دو محله توریستی شلوغ

ادامه مطلب  

 

هتل 4 ستاره نیهال دبی
هتل نیهال دبی یکی از هتل های 4 ستاره دبی است که در شهر پایین دبی قرار دارد و  جزو هتل های خوب و پر رفت و آمد دبی است . یکی از ویژگی های هتل نیهال این است که به تمامی جاذبه ها و مراکز خرید دبی نزدیک است و این امکان را برای مسافرین فراهم آورده تا بتوانند با مسافتی کم به مقصد مورد نظرشان دسترسی پیدا کنند .شما مسافرین و توریستان عزیز میتوانید در ساعاتی که در هتل به سر میبرید از رستوران های این هتل استفاده کنید دارای دو رستوران ب

ادامه مطلب  

یادداشت بیست و نه چی کار کنم بچه ها کمک یکی از دوستای خوبم  

سلامامشب داغونم داغونمشاید به خاطر فشار کاری باشه ولی خودم این طور فکر نمی کنمیکی از دوستام که یه آقا پسر پونزده شونزده ساله هست ...وایی خدا جونمداره خودشو نابود می کنهدو سه روزی میشه که فکر این داره دیوونم می کنهبا بچه ها شنبه شب رفته بودیم گردش این آقا پسری هم بودتو این سه چهار ماهی که زیاد ندیده بودمش خیلی عوض شده بوددیگه اون شور قبلو نداشتسکوتاش طولانی شده و کم یعنی خیلی کم حرف می زنهر خیلی پسر باهوشی هست بهش می گفتم باید ازت یه مهندس کامپ

ادامه مطلب  

 

اما من و تو دور از هم می پوسیمغمم از وحشت پوسیدن نيستغمم از زیستن بی تودر این لحظه ی پر دلهره است... دیگر از من تا خاک شدن راهی نيستاز سر این باماین صحرا، این دریاپَر خواهم زد، خواهم مُرد... غم تو این غم شیرین راباخود خواهم برد .....

ادامه مطلب  

هتل 5 ستاره موون پیک دبی  

هتل 5 ستاره موون پیک دبی
هتل موون پیک دبی یکی از هتل های مجلل و شیک 5 ستاره دبی در شهر دیره است . اگر شما و عزیزانتان به دنبال هتلی مجلل با تمامی امکانات رفاهی و تفریحی هستید هتل موون پیک میتواند انتخاب خوبی برای شما باشد . این هتل دارای  2 قسمت میباشد که شامل : خود هتل و هتل آپارتمان که چسبیده به خود هتل موون پیک است که این هتل مشمل بر 312 اتاق میباشد .  رستوران هتل موون پیک دبی دارای غذاهای بین المللی ، عربی و هندی است . این میتواند پیشنهاد خوبی ب

ادامه مطلب  

هتل 3 ستاره آدینه قشم  

هتل 3 ستاره آدینه قشم
هتل آدینه قشم از دسته هتل های 3 ستاره است و مناسب برای کسانی است که میخواهند سفر مقرون به صرفه ای داشته باشند علاوه بر اینها این هتل دارای محیطی کاملا خانوادگی با اتاق های خانوادگی است . هتل آدینه قشم دارای بنا نسبتا قدیمی است زیرا تاسیس آن در سال 1396 بوده است اما داخل ساختمان هتل به صورت کامل بازسازی شده است . این هتل در شهرک الهیه  که یکی از مناطق خوب و دلنشین قشم است قرار دارد . این هتل توریستان زیادی را به خودش جذب کرده ز

ادامه مطلب  

مینارد کینز در میدان فردوسی  

قیمت دلار تا کی در این نرخ می‌ماند؟
منتشر شده در نشریۀ دانشجویی رمزعبور
«تا کِی ادامه دارد؟»، زمانی سوال هر فعال و دلال بازار ارز با مشاهدۀ رشد نرخ ارز بود. هرچه نرخ دلار بیش‌تر شد تردیدِ نهان در این سوال هم بیش‌تر شد. در حوالی نقطۀ اوج این تردید، مداخلۀ بانک مرکزی، فعال و دلال را از تردید خارج کرد و وی را به فروش آن‌چه دارد سوق داد. «تا کِی ادامه دارد؟» اما اکنون، پرسش فعال و دلال دربارۀ ماندن قیمت دلار در نرخ سه برابری خود است؛ اما این بار

ادامه مطلب  

هتل 4 ستاره سیتی سیزن دبی  

هتل 4 ستاره سیتی سیزن دبی
هتل سیتی سیزن که در منطقه قدیمی دبی در شهر دیره قرار دارد . یکی ازهتل های خوب و 4 ستاره دبی است . هتل سیتی سیزن درست در مرکز شهر دبی قرار دارد و باعث شده است که مسافرین به راحتی و با مسافت کم بتوانند به تمامی جاذبه های تفریحی و گردشی و مراکز خرید دبی دسترسی پیدا کنند . رستوران هتل سیتی سیزن دارای انواع غذاهای دریایی و ایتالیایی است که به علاوه اینها دارای تمامی غذاهای بین المللی است و به طور کلی غذاهای این رستوران به صو

ادامه مطلب  

 

هتل 4 ستاره گرند هالیک استانبول
هتل گرند هالیک استانبول به خوبی واقع شده در مرکز شهر beyoglu   که یکی از بهترین مناطق استانبول است و شما متوانید لذت ببرید از منظره ی زیبا و دلنشین دریای طلایی که در نزدیکی  میدان تکسیم است و همچنیین این هتل به برج های گالاتا نزدیک است و حتی شما با ایستادن در بالکن های این هتل میوانید از دو منظره ی دریای طلایی و برج گالاتا لذت ببرید  و پیشنهاد میکنم این برج هارا از دست ندهید و برای یکبار هم که شده از آن دیدن کنید.ا

ادامه مطلب  

و در این نقطه فصلِ اولِ این بازی به پایان می‌رسد | یکسال وبلاگ‌نویسی  

حتّی سريال‌های خوب هم استراحتِ میان‌فصلی دارند. وبلاگِ هالی هیمنه که جای خودش را دارد. مدتی می‌روم تا از این فضا دور باشم. سعی می‌کنم اهدافم را دوباره بازبینی کنم و مسیرم را مشخص کنم تا قدم‌هایم را محکم‌تر از پیش بردارم. این وبلاگ‌نویسیِ یکساله برایم تجربۀ مفیدی بود. بیشتر خودم را نوشتم، بیشتر خودم را شناختم، و چیزهای زیادی هم یاد گرفتم. قبلاً چنین تجربه‌ای را در توئیتر داشتم (یکی از اولین پست‌های این وبلاگ: یکسال تجربه در توئیتر) و حال

ادامه مطلب  

هیچ کشتی بادبان برافراشته ای چون کتاب نیست  

There is no frigate like a book
There is no frigate like a book
To take us lands away,
Nor any coursers like a page
Of prancing poetry:
This traverse may the poorest take
Without oppress of toll;
How frugal is the chariot
That bears the human soul!
 
Emily Dickinson (1830-1886)
Translated by Niloufar Nikram
هیچ کشتی بادبان برافراشته ای چون کتاب نيست
هیچ کشتی بادبان برافراشته ای چون کتاب نيست
تا ما را ببرد سرزمین های دوردست
و نه هیچ اسب چابک سواری چون برگی
از مرکب سرکش دفتر شاعری:
این جاده ای است که مسکین ترین ها هم قادر به گذرند
بی آنکه خراج باج بگیران گردنه ذلیلشان کند
چه ساد

ادامه مطلب  

یادی از پروفسور کیوان مزدا  

شاید برای نوشتن از این بزرگمرد کمی دیر شده باشد؛اما چه باک!خودم را سرزنش می کنم که چرا تا کنون نام او را نشنیده ام .اما چه می توان گفت  و نوشت؟شاید این شعر سعدی توصیف زیبایی باشد: عبادت به جز خدمت خلق نيست******به تسبیح و سجاده و دلق نيست نوشتار عصر ایران در این باره را اینجا بخوانید. روانش شاد و آمرزیده ی درگاه الهی باد! 

ادامه مطلب  

اللهم عجل لولیک الفرج  

بیایید در کنار دعا، با عمل ظهور حـــضرت را نزدیک تر کنیم بعضی ها ظهور را چیزی عجیب و غیرقابل باور می پندارند در حالی که اینطور نيست کاری سختی نيست کمی تمرین می خواهد:
نمـــاز اول وقت، انجـــام واجبات و تـــرک محرمات       این کارها را انجام دهیم و بعد آن هم بگوییم اللهم عجل لولیک الفرج
کمــــی گوش دل باز کنیم......... ندای هل من ناصر ینصرنی می پیچد در فضا......
 
 

ادامه مطلب  

در سوگ دنیا که شهید راه دانش شد.  

عصر ایران؛ مصطفی داننده- در خبرها آمده بود «دنیا ویسی، دانش آموز پایه اوّل دبستان روستای "گرماش" سنندج، بر اثر فروریختن دیوار مدرسه تخریبی از دنیا رفت.»
دنیای قصه ما احتمالا از مدرسه زیاد شنیده، آنجا سواد یاد می‌گیری، دوست پیدا می‌کنی، درس می‌خوانی و ...
دنیا با هزار شور و شوق روزهای تابستان را شب کرده بود تا مهر از راه برسد. مهر از راه برسد تا او به مدرسه برود.
شب رفتن به مدرسه با وسواس دفتر مشق و کتاب‌های خود را در کیف مدرسه‌اش می‌گذارد. کی

ادامه مطلب  

روزِ پنجم (بعد از دو روز وقفه به خاطر اسباب کشی به خونه ی خاکشناسی)  

امروز شنبه، بيست و هشتمِ  مهرماهِ نود و هفته.
دو روزه که هیچی ننوشتم و دلم واسه نوشتن تنگ شده بود. این دلتنگی برا من نشونه ی
خوبیه. بالاخره هفته ی خسته کننده ی اسباب کشی هم گذشت و تا اسباب کشیِ بعدی
میتونم کمی استراحت کنم. شاید باور نکنی اما تنها فکر کردن به اینکه میتونم یه سفر
یا پیک نیک برم حالمو خوب میکنه. با وجود اینکه آدمِ مادی ای هستم اما این اواخر
حتی خیال بافی کردن هم برام لذت بخش شده. خیلی خستمه. بیشتر از جسمم، روانمه
که عیب برداشته و

ادامه مطلب  

پوووغ  

از سط راه برگشتم که بیام سر کلاس توی کارگاه صندلی نيست برای نشستن!؟!؟ چه باید کرد حالا؟!؟؟ هیچی برم سینما بهتر؟ حالا که من درس خون شود نشود قرص رو نوشته بعد از ناهار دکتر داروخانه ساز هم بهم گفت با شکم پُر هیچ خالی انداختمش بالا!!!

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت نهم)  

عبرت را اموختیبله فک میکنمدر ماورا چه توصیفی داریماورابله و اعتبار منمراقبت از این اعتباروایسا بینمیعنی هفتاد سالهاره لعنتی هفتاد سالهدر گوشه شهر برلینکنار این دیوار میخوابمو بیدار میشوماندرهبله جانمداری میگیدقیقایه سری ساتنلی کوبریک هم واسه فیلم برداریخوب پسدیواری دیگر نيستستونی دیگر نيستبا تاریخ بگو چه معامله ای داریمن تجربه در زندگیزندگی و درماندگینفس من  بود این دیوارشرط مادل بود این دیوارحالا تا اخر عمرت...دقیقا تا اخر عمرمحدس

ادامه مطلب  

روز اول  

دلم میخواد بنویسم اما نه مثل نویسنده های معمولی، چرندیات!
دلم میخواد وقتی خودمو میخونم از خودم خوشم بیاد. آره همین کافیه!
همین کافیه؟
امروز بيست و دوم مهر نود و هفته. از امروز با خودم قرار گذاشتم حداقل روزی
500 کلمه بنویسم و ادیت کنم و بندازم تو وب.
خب به نظرم فکر خوبیه اگه پیش از شروع، دقیقا که نه اما حدودا بدونم چراانقدر
تمایل به نوشتن منو قلقلک میده و دست بردارم نيست؟
راستش من وقتی یه نوشته  یا یه کتاب خوب میخونم به شدت تحریک(جوگیر)
میشم که ب

ادامه مطلب  

عنوان  

علت این حجم از بی حوصلگیم چیه؟؟!
یه ذهن وحشی که با کوچکترین حرکتی طغیان میکنه،از کی بپرسم از کی بخوام تا ارومم کنه
کاش تو گوشی برا شنیدن داشتی
...
پیشنهاد دادن صبح ساعت6بریم کوه نوردی صفه اما مثل همیشه مهرداد گفت صبح خیلی زوده ومن میخوام بخوابم.....
شدم مثل یه پیرزن... 
تا جایی که امکان داره مقاومت میکنم 
حالا وقت سقوطم نيست
 

ادامه مطلب  

 

‏گاهی راه‌حلی نيست. اینجا از خودت می‌پرسی: «چرا؟» یا توکل می‌کنی، نذر حتا، تقلا. برخی فحش می‌دهند و برخی ناامید می‌شوند. اراده مخدوش، بن‌بست، یا آنچه که راه‌ ندارد، بد چیزی است. بعدش اما، گاهی، بیخیالی می‌آید، یا ناامیدی. هر آنچه است خطی روی روان می كشد،كه جایش بماند،تا مرگ.

ادامه مطلب  

اگر عشق واقعى است،  

 
اگر عشق واقعى است، پس به همان روشى با آن رفتار كن كه با یك گیاه رفتار مى كنى تغذیه اش كن،و در برابر باد و باران از آن محافظت كن. هر كارى را كه مى توانى كاملا انجام دهى. اما اگر عشق واقعى نيست، در این صورت بهترین كار این است كه به آن بى توجهى كنى تا پژمرده شود...

ادامه مطلب  

...  

جسمم شرایط خوبی نداره ظاهرا داره برمیگرده به چند ماه قبل ، نگرانم که نکنه مجبور بشم راه رفته رو برگردم و دوباره از اول شروع کنم ، شاید این دفعه میسر نباشه ...
مطلبی که تو اینترنت خوندم نگرانیمو بیشتر کرده ، ولی خب دستم به جایی بند نيست فعلا باید نظاره گر باشم ببینم چی برام پیش میاد ...
 

ادامه مطلب  

سر حد نهایی  

امروز که نگاهی به دفترچه یادداشت گوشیم انداختم، از خوندن بعضی از دلنوشته هام دلم گرفت. نوشته هایی سرشار از نا امیدی و التماس از خدا. تصور اینکه روزی به این درجه از نا امیدی رسیده بودم برام سخت و دور از ذهن می اومد. نوشته ای که در اون از خدا پرسیده بودم: من یک نفرین شده ام؟ تو دوستم نداری؟ پس چرا زنده ام؟ و حالا بعد از گذشت روزها و ماه ها و سالها درس بزرگی از زندگی گرفتم. فهمیدم کمی نا امیدی خوب نيست. اگه قرار بر نا امیدی هست، بهتره به نهایت نا امید

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >