152  

عاطی میگه عید بیخیالِ قشم شو ، پاشو بیا خونه آقاجون 
با خودم گفتم [ اگه یهو نخواست بره مأموریت چی ؟؟ اینجا باشم باز بلیط میگیرمو ميرم

ادامه مطلب  

موزیڪ ملایــــم !!  

تردمیلمو روشن کردم موزيک گوشیمو پلی کردم و با هنسفری تو گوشم شرو کردم به دویدن

ادامه مطلب  

دانلود iCare Format Recovery v6.1.4 - نرم افزار بازیابی فایل از هارد درایو فرمت شده  

iCare Format Recovery نرم افزاری بسیار قدرتمند در این زمینه بازیابی فایل ها مانند فایل های افیس، عکس، بایگانی، موزيک، ويدئو و هر فایل مدیای فرمت شده محسوب می شود. که در سریعترین زمان ممکن با استفاده از جدیدترین تکنولوژی ها و با قابلیت شناسایی انواع هارددیسک ها و همچنین سیستم فایل ها کار بازیابی را به بهترین شکل ممکن امکان پذیر و میتوانید به سرعت فایلی که پاک شده را پیدا کنید و آن را بازیابی کنید. با نصب این نرم افزار میتوانید بازیابی اطلاعات حذف شده

ادامه مطلب  

دانلود iCare Format Recovery v6.1.4 - نرم افزار بازیابی فایل از هارد درایو فرمت شده  

iCare Format Recovery نرم افزاری بسیار قدرتمند در این زمینه بازیابی فایل ها مانند فایل های افیس، عکس، بایگانی، موزيک، ويدئو و هر فایل مدیای فرمت شده محسوب می شود. که در سریعترین زمان ممکن با استفاده از جدیدترین تکنولوژی ها و با قابلیت شناسایی انواع هارددیسک ها و همچنین سیستم فایل ها کار بازیابی را به بهترین شکل ممکن امکان پذیر و میتوانید به سرعت فایلی که پاک شده را پیدا کنید و آن را بازیابی کنید. با نصب این نرم افزار میتوانید بازیابی اطلاعات حذف شده

ادامه مطلب  

خواهر  

تو را چگونه بخوانم،
تو را چگونه سرایم.
زبان به کام ندارم تو ماه تر ز ماهی
تو ای نگین خدایی تو تاج بر سر بابا
تو نور چشم زمینی برای مادر خود عشق
تو از قشنگترین رودهای پاک و زلالی
نگاه می کنی و من تمام می شوم از خود
صدای خوب تو انگار بلبلی که به شاخه برای
شادی اش از دل به سر دهد همه آواز
 
تو ای تمام قشنگی حیا و عفت و پاکی
تویی تو معنی ایثار
تو دلبری ز ستاره
تمام هستی فدای ناز نگاهت
تو آمدی که بگویی فرشته بال ندارد
تو آمدی که بخوانی سرود صلح و صفا را
ب

ادامه مطلب  

Back to her man  

من تو زندگی بعدیم میخوام معشوقه‌ی دیمین رایس باشم لطفا.از بس که صداش خش دار و سکسیه و میتونم تصور کنم وقتی صب شده از خواب بیدار میشم و میبینم پشت پیانو نشسته و داره برام Back to her man و میخونه ؛
جدیدا داریم رو یه موزيک با آرمان کار میکنیم تا ضبطش کنیم.آرمان خیلی ذوقشو داره و امیدواره.من اما دل و دماغشو ندارم زیاد.هی تمرینو عقب میندازم و میگم یه روز دیگه.نمیدونم چم داره میشه ...

ادامه مطلب  

خسته تر از هر روز  

باوا من خوابم میاد
چطور برم كلاس
اونم ریاضی
://////
نیم ساعت دیگه كلاس شروع میشه
منم اینجا دارم پست میزارم
چه خوش گفت بانو سحر:خستم
من دیگه از همه خستم
من در قلبمو بستم
ازین به بعد تنهام
....................
فقط ده دقیقه بخوابم بعد حاضر میشم ميرم كلااااااس
اینم روز تعطیل من :(((((
 

ادامه مطلب  

فکر کنم خدا بین بنده هاش فرق میذاره  

 
توی تاکسی نشسته بودم و منتظر یه مسافر که بیاد و تکمیل بشیم و راه بیفتیم... یه پیرمرد خنده رویی که پاهاش درد میکرد از آقایی که صندلی جلو نشسته بود خواهش کرد بره عقب بشینه... بعد از اینکه راه افتادیم و بعد از اینکه هزار بار از طرف عذرخواهی کرد کرایه هر چهار نفر توی تاکسی رو حساب کرد!!!... و من تمام طول مسیر به شدت متعجب بودم... و فکر میکنم دو نفر دیگه هم به اندازه من متعجب بودند... بعد از اینکه پیاده شدیم هر کدوم تقریباً هزار بار از پیرمرد تشکر کردیم...

ادامه مطلب  

سفر  

یه ماهی اونجاست.یه ماهی کوچولو و زرین.من باید به اون ماهی برسم تا آبش رو عوض کنم،بهش غذا بدم و برای درمان بیماریش ،دارو توی آبش بزنم.و بعد تا میتونم بهش عشق بورزم تا این ماهی کوچولوی زرین سرحال و شاداب بشه تا وقتی من دوباره بتونم برگردم.
اگه نتونم م.ح رو ببینم،رابطه ام کاملا خراب میشه.باید سعی کنم.باید بتونم مادرم رو قانع کنم که من یه زن بیست ساله ام.امروز صبح زود بیدار شدم با اینکه دیشب حوالی دو خوابیدم و با اینکه کل دیروز راه رفتم و بدنم خسته

ادامه مطلب  

زیباست  

تاریکی شب زیباست هر چند ترسناک گرگ زیباست هرچند درنده
شیر زیباست هر چند بزرگ درخت دلنشین است هر چند کوچک موزيک آرامش بخش است هر چند کوتاه
کمک زیباست هر چند کوچک علاقه زیباست هرچند یک ذره اعتراف زیباست هر چند یک کلمه عشق دل نشین است هر چند کوچک زندگی شیرین است هر چند سخت هر چیزی زیباست چه کوچک و چه بزرگ
 
MB

ادامه مطلب  

اطلاعیه اجرای تعزیه:  

اجرای مراسم تعزیه خوانی وشبیه خوانی توسط گروه تعزیه خوانی علی اکبرع شهرستانهای شرقی استان کرمان  باسرپرستی برادران مرادزاده .   زمان برگزاری مراسم ازاول محرم لغایت دهم محرم بمدت ده روز )بیستم شهریور1397لغایت بیست ونهم شهریورماه)(97/6/20 الی 97/6/29).        مکان برگزاری مراسم :   شهرستان فهرج-روستای برج معاذ .                                                                           
گروه تعزیه خوانی علی اکبر ع باهمکاری تعزیه خوانان اصفهان .
گروه موزيک هنرمندا

ادامه مطلب  

#پایه_بالاتر  

ای خواننده
سلام
چند وقته که مطلب جدید نذاشتم از این بابت عذر خواهی می کنم.
الان چند هفتس که کلاسای تابستونی شروع شده و من هر روز هی بخودم می گم امروز این مطلبو میزاری و بعد اینقد کار دارم یادم میره.
از یکی از بزرگترین معضلام می خوام بگم تو این پست.
مطمئنم خیلی ها تجربش کردن و باهاش درگیرن
..
شماره ی کلاس.
من امسال ميرم پایه ی نهم.
اما نه تنها یادم نیست که نهمیم بلکه وقتی یادم می افته تعجبم می کنم.
خلاصه هروقت یه نفر می پرسه کلاس چندمی جواب من به این

ادامه مطلب  

_G_  

این روح منه -_- در نبود من فرمانروایی میکنه تو این وب .. اوکی ؟ -_- ببینم کسی بهش توهین کنه یا بخواد دهنشو سرویس کنه اونو از وب اخراج میکنم .. فهمیدین ؟ =_=
در مورد مسئله بعدی .. ببینین اینکه زمستون سالاره که شکی نیس اصن چرا الکی بحث میکنید عزیزان دل ؟ عایدا واقعا چیه تابستون باعث میشه فک کنی تابستون بهتر از زمستونه ؟ هوای گرمش که میسوزونه عادمو ؟ من ميرم بیرون حالم بهم میخوره اصن .. تا حد ممکن سعی میکنم دستشویی نرم تو این هوا بعد تو میگی تابستون بهتر ا

ادامه مطلب  

ساره  

قراره امشب ساره بیاد خونه.... دلم واسه لب های خوشگلش تنگ شده.... یه گازی بزنم به لباش.... کس خوشمزه ای داره.... خوبی ساره اینکه سینه های بزرگی داره و میذاره شب ها باهاش بازی کنم.... وقتی سینه هاش رو فشار میدم .... اووووووف....جیغش در میاد و میگه آیدا باهات قهررررم.... بعد منم ميرم و کونش رو گاز میگیرم و سینه هاش رو با نوک انگشتم قلقلک میدم..... بعد که خندید ولش میکنم....
بچم رو سینش حساسه.
بعد هم میاد و سرش رو میذاره رو شکمم و نوک سینه هام رو میمکه تا خوابش بیاد...

ادامه مطلب  

دلم  

دلم برای خودم می سوزه حتی دیگه خودم رو هم نمیشناسم نمیدونم کی هستم کجا هستم دارم به کجا ميرم چه کسایی طرفم و چه کسایی سنگ جلو پام میخوام خودم باشم ولی نمیتونم اطرافیانم نمیگذارند همه ی ما یه نقاب بزرگ روی صورتمان داریم نقاب رو دوست ندارم میخوام برش دارم ولی تا دستم رو میبرم سمتش همه جلوم رو میگیرند مگه چیه اینکه خودم باشم جرمه؟ باید جریمه بدم؟ حاضرم سختیش رو بکشم ولی خودم باشم هیچ نقابی مثل خودت نیست
 
MB 

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

میگه تو که میتونی بنویسی چرا یه نویسنده ی انتقادی با یه قلم کوبنده نمیشی؟
میگم چون بزدلم 
کوبنده نویسی کار آدمای بزدل نیست 
میگه ولی تو نوشتن که خیلی پر دل و جرئتی 
میگم چون اینا یه فقط یه مشت کلمه ان 
من اگه دل و جرئت داشتم 
الان باید به جای قلم اسلحه دستم بود 
میگه اما قلم  یه وقتایی از اسلحه هم کشنده تره 
میگم آره راست میگی
ولی گفتم که قلم کوبنده به آدم بزدل نمیاد 
میگه تو بزدل نیستی فقط زیادی تو خودت فرو رفتی 
میگم چون نمیتونم بشینم و ببین

ادامه مطلب  

اهنگ تو فکر میکنی کی ای از علیرضا طلیسچی  

 
 
متن آهنگ تو فکر میکنی کی ای علیرضا طلیسچی
 
من عاشق ترم ازت که پات وایسادم الان
منی که میدونی دل کندن از تو راحت نبود برام
من عاشق ترم ازت نرفتم دلم نخواست
 
که قلم سرم دلم جونم الان اینجوری رو هواست
تو بی معرفت شدی رفت
میرفتی دلت نمیرفت
کل شهر شدن خاطرات تو بی رحم
 
مگه کم بودم دیوونه ت 
چی بودش دیگه بهونه ت 
پس الان واسه چی دارم ميرم
 
تو فکر میکنی کی ای ؟
که ول میکنی میری
نه روزی که من بهت دل دادم
تو چی تو خودت دیدی نه
 
تو چی تو خودت دیدی
که

ادامه مطلب  

مثلا رژیم !  

مثلا خواستم از 63 برگردم به 59 که بودم ، امروز مثلا خواستم کم غذابخورم ! صبح : کاپوچینو( قهوه و شیر و شکر و یذره پودر کاکائو) ظهر: جوجه . عصر: کاپوچینو و چای و بازم چای و بازم چای و بازم چای و میوه و بستنی کاکائویی .
ابرو خودمو بردم فقط :/ 
+ فردا برم سراغ ناظر . در کل دوتا ناظر اصلی دارم که رو کل پروژه نظارت میکنن اما بازم بدون من کاری نمیتونن بکنن !مال منه پروژه اخه .سه تا هم ناظر واسه سه بخش میخوام که ناظر فردا یکیشونه دوتای دیگه رو هم پیدا کردم اما هنو

ادامه مطلب  

73. شمع و آرامش  

تمام شمع های اتاقم رو روشن کردم.. موزيک اروم پیانوی دریاچه ی قو رو گذاشتم و غرق آرامش شدم.. من عاشق شمعم و وقتی شعله و روشنایی زیباش رو میبینم وجودم پر گرما و آرامش میشه.. من عاشق شمعم چون لحظات تنهایی و سکوتم رو عرفانی میکنه و من رو به درون خودم دعوت میکنه..میبره پیش خدای خودم.. تو اتاقم انواع شمع هارو دارم..خیلی دوسشون دارم.. خواهرم همیشه منو مسخره میکنه و میگه اتاقت مثل معبد آمون می مونه:)) مامانمم میگه اتاقه یا زیارتگاه.. دیگه اونا خیلی اغراق می

ادامه مطلب  

شصتِ پای چپم!  

 
انگشت شصت پای چپم رنگش زرد شده فکر می کردم ضربه ای چیزی خورده در جریانه این فوتبالایی که ميرم بازی می کنم ولی بعد دیدم همه ناخنهام رشد میکنن جزء این یکی که از قضاء رنگشم تو ذوق میزنه در نتیجه تصمیم گرفتم تا برم دکتر ببینم چشه.. هنوز نرفتم!
الان سرچ زدم که دیدم نوشته علامت بیماری درونیه این وضعیت ازجمله نواحی کبد یا کلیه.. حالا برم ببینم چم شده آیا عمرم بدنیا هست یا نیست ..زوده یا دیره مردنم ولی جدا از موندن یا نموندنم لازم می بینم اشاره کنم زیا

ادامه مطلب  

شرنگ  

اشک می ریزم بر این تقدیر و می ميرم ،اندوه تمام وجودم را گرفته  چه دردناک سکوتی که  درسراسر زندگیم نشسته من ادامه دادم ، آه کشیدم و ادامه دادم مثل آن روزهای دردناک بلوغ که همه هستی بغض می شد مثل تمام روزهای بی کسی مثل آن روز که هرچه  تلاش کردم نشد مثل روزهای عصبانیت پدر و شاید آن روز بغض آلود سرطان مادر مثل آن روزی که صبحش مادر  هرگز بیدار نشدو دنیایم تمام شد  من تمام شدم در تو نیز تمام شدم
از رفتنت از عاشقانه های دروغینت دلگیر نشدم از اینکه سا

ادامه مطلب  

یه قلب ریزه...  

امروز دومین باری بود که صدای قلبش رو شنیدم..
دکتر گفت شاید نشه صداش رو بشنویم حالا فقط امتحان میکنیم! امتحان کرد و شنیدم صدای قلب کوچیکش رو...
تا همین یه هفته پیش هر کسی ازم می پرسید حس مادری داری با نی نی حرف میزنی و از این دست سوال ها،واقعا بهشون صادقانه میگفتم نه هیچ حسی ندارم فقط میدونم حال روحیم بده...
حالا من یه هفته ای میشه که دوسش دارم.اینقد دوسش دارم که میگم درد زایمان یا هر چیزی ارزش به دنیا آوردنت رو داره، البته من رو دوست داشتن یه نفر ج

ادامه مطلب  

768  

گفته بودم قبلا هم. که دلم میخواد یادآوری کنم خاطره تنها کنسرت رسمی و خدای عمرم، کنسرت Olafur Arnalds! و یادم بیاد که رفتم باهاش حرف زدم از نزدیکترین فاصله و چون داشتم سکته میکردم و انگلیسی رو به افتضاح ترین شکل حرف می زدم، بهم گفت که نفس عمیق بکشم و شمرد و باهم سه تا نفس عمیق کشیدیم! و اصلا برم اون پست رو که کامل نوشتم رو پیدا کنم و باز بخونم! که جدی جدی من این خدا رو بغللللل کردم کلیییی و اون چقدرررر دوست داشتنی و مهربون بود ! 
امیلی همیشه درباره این مو

ادامه مطلب  

پایان تعطیلات :)  

بلاخره یه کم مواد اولیه جور شد
بعد دو هفته تعطیلی فردا ميرم شرکت
.
.
.
دوستم میگه
بیا خودمون یه کاری جور کنیم دوتایی
گفتم چقد سرمایه می خواد
گفت کمه پنج شش تا تو بزار کنار پنج شش تا هم من
گفتم احیانا این پول خودت که نیست می خوای بزاری کنار
گفت نه
گفتم والا تازه از خدمت تموم شدم بزار یه کم کار کنم میلیونر بشم بعدش نهایتا اگر چیزی دستمون موند و از گرسنگی نمردیم اونوقت در این مورد هم بحث می کنیم
از اون موقع که رفته دیگه زنگم نزده
اخه چیکار کنم
این م

ادامه مطلب  

27.  

زیاد وقت ندارم چون باید کار مهمی انجام بدم و هنوز پشت سیستم و توی دنیای مجازی غرقم ...غـــرق
یوقت واتساپ یه وقت اینستا
یه وقت تلگرام
باز ميرم توییتر و میام به وبلاگ نازنینم سر میزنم .
اون خواستگاره که حسابی مثلا عاشق و دلباخته بود جون خودش،
یجوری ناپدید شده رفته که نیستش :|
نه اکانت های تلگرامش و نه هم واتساپ و نه اینستا کلا از دایره دنیا محو شده .
بهتر ...
ان شاءالله برداره بره دنبال روزگارش دست از سر کچل من بدبخت برداره والله دیگه انقد هی چک نکنه

ادامه مطلب  

قربان  

دلم تو سینه میکوبه پسرک دیگه اروم ووقرار ازم رفته ، دلتنگی یه درده این دلتنگی مادر و فرزندی هزار و یک درد ... دارم میميرم پسرِ مامان ! تو چه حالی داری که هیچکس به فکر وصالمون نمیافته ؟ چقدر غرق خوشبختی و ارامشی که هوس کمک و قدم خیر برداشتن نمیکنن ؟ چقدر خوب و راضی هستی از دوری مامان که هیچکس هوای دلتنگی من به سرش نمیافته ؟ پسر عزیزم دیروز عرفه بود، بعد نهار رفتم خونه ی خودمون ، خونه ی جدید من و تو ‌.. نمازم و خوندم و برای اولین بار با دلهره و اشک وس

ادامه مطلب  

ترجیح میدهم شیطنتم گل کند تا خانوم بودنم زبان زد عام و خاص باشد  

فردا هم که مثلا قراره برم عروسیییییییییییییی
مثلاااااااااااااااااااااا
تازه هوچ کاری هم نکردم
از تمام خرید عروسی یه لباسشو گرفتم با یه ریمل
فردا هم باید بیفتم دنبال کفش
بابا مگه تیپ اسپرت چشههههه اخه
جین با کتونی چشهههههههههه؟
اوه اوه فردا چقدر کار دارم من
حالا باید موهامم متناسب بالباس و خانومانه ارایش کنم
بخصوص اینکه مامان هم نیس باید لایق جانشینی باشم دیگه
اوه اوه کادو هم باید بدم
این اولین عروسی  ای هس که باید تنهایی و به نمایندگی از

ادامه مطلب  

درست وقتی که خیالت از نبودنش راحت میشه، برات دست تکون میده!  

آدمی که حتی منو نگاه نمیکرد و داشتم اسمش رو هم فراموش میکردم! ساعت چهار صبح پیام داده برای احوالپرسی؛ به خودم میگم قطعا سرش به جایی خورده و بدون اینکه پیامش رو باز کنم با مرور روزهایی که گذشت تاکید میکنم: مواظب رفتارت باش! تو نباید از موضعت پایین بیای، چون وقتی که به هر دلیلی بخوای تماما با شرایط اون پیش بری، عشق هیچ شباهتی به تو و زندگیت نداره!!! پس اجازه نده نزدیک تر بشه. اجازه نده صمیمی بشه. اجازه نده غلط فکر کنه. اجازه نده اشتباه پیش بره. اون

ادامه مطلب  

731  

آنتراکت بین کلاسه و من یه کم دپ شده ام! ببین اگه فرض کنیم من یک روزی یه طراح وبسایت بک اند حرفه ای بشم، هیج وقت شانس زیادی برای کار در این زمینه نخواهم داشت چون طراحی صفحات وب بلد نیستم. یک چیزی فراتر از بلد نبودن، یک جور بیزاری وحشتناک دارم ازش و حس میکنم مغزم رو دچار آشفتگی میکنه. هیچ قانونی نداره لامصب. حداقل توی ذهن من..... خلاصه بميرم هم نمیتونم خودم رو مجبور کنم چنین چیزی یاد بگیرم. و بدون اون، عملا شانسی ندارم. تازه داره از طراحی وب خوشم میا

ادامه مطلب  

فاش؟کاش؟جاش؟  

خدایاااااااااا هیچ کسی رو مثل من بی خواب نکنااااااااااااااااااااا
ملت بیدار شدن سرکارشونم رفتن
اونوقت من هنوز میل به خواب هم ندارم
باورم نمیشه 3ساعته دارم سر یه شعر تلاش میکنم
خوبه نوشتمشااااااااااااا
اه اگه همون موقع تموم میکردم الان کارم به اینجا نمی رسید
وسواس شدید گرفتم تو این ی مورد
تازه کلی هم مینا داره تو بیتهاش
البته ی بیت که تازه بذهنم رسید شاهکار بودااااااا خدایی می ارزید
اما فقط همون ی بیت و تونستم بنویسم خدایی خیلی سخته  و سنگ

ادامه مطلب  

کفتر جلد  

آقا جان عرض سلام دارم مو رو نگا بکن
میون این همه زائرت مورم صدا بکن
 
دل سحرها که مشه برا آقاش پر مزنه
کنج خونشه ولی به مشهدش سر مزنه
 
یه قلم به دستمه گنبد آقا رو به روم
مشهدش رو میبنم کوچه به کوچه کو به کو
 
گوشه باب الجوادش میشینم زار مزنم
میشینم عشق خودم رو به آقا جار مزنم
 
دل سند زدم به نام حضرت امام رضا
اسمش میه آروم میگره قلبم به خدا
 
اگه حج فقرا مشهد آقام رضایه
قم برای ما فقیرترا یه پا کربلایه
 
هر دو خواهرن برادرا بشون سر مزنن
با کبوترا ب

ادامه مطلب  

و من برای کسی می نویسم...  

 
آدم ها، وقتی می نویسند که نتوانند حرف بزنند. غیر از این است؟
آدم ها، _ ببخشید، من _ وقتی برای کسی می نویسند که نتوانند به هر دلیلی مستقیم با او حرف بزنند.
سال 86 و سال 89 وقتی آن دو فرشته ی کوچک پا به عرصه ی وجود گذاشتند، حرف ها داشتم برایشان و حرف ها. از دنیایم، از دنیای قبل از بودنشان و از دنیاها. آن روزها، هنوز حتی فرق رنگ ها را هم نمی توانستند تشخیص دهند،چه برسد به حروف و بعد کلمه ها و در یکی مانده به نهایت؛ به مفاهیم و معانی گسترده ی وجود!
گمان د

ادامه مطلب  

وابستگی در عین رهایی  

 
 
من الان به هیچ چیز و هیچ کس متصل نیستم ..... حقیقتا و عمیقا .....
اما تجربه‌ی جالبیه که سه روز یه لباس رو عوض نکنم چون عطر آغوش دوستی رو میده که این روزا فقط خودم و خودش و "او" میدونیم چققققققققققققققققدر عذابش دادم ................ البته هپل نیستما :)) حموم ميرم ولی باز همون لباسو میپوشم .......... این یه عشقِ رمانتیک نیست ...... این نهااااااااااااااایتِ دوست داشتنِ دوستیه که کاری کرده که به جرات میتونم بگم کسی نمیکنه ..... هییییییییییییییییچکس ................... این

ادامه مطلب  

نظر سنجی طور  

خب قضیه ازین قراره ک در جریانید ک گوشی من عملن چیزی روش نصب نمیشه در همین راستا اینستامو ادد اکانت کردم رو گوشی مامانم و خب تقریبن در صلح با هم پیش میرفتیم
امشب من کاری کردم ک نمیدونم زیاده روی و اشتباه بوده یا ن؟...
سایفون ک کار نمیکنه رو لپ تاپ پس درنتیجه تلگرام هم بی تلگرام:(
فیلترشکن جدید هم نتونستم دان کنم
پس ی تل نصب کردم رو گوشی مامانم(مامانم تلگرام x داره من اون آبیه رو نصبیدم) و در صورتی ک رضایت نداره ازین کار 
حالا م چیکار کنم؟ینی بردارم

ادامه مطلب  

نخونده بهتره  

آقا من هر وقت که درس نخونم بهتر نتیجه میگیرم :)
حالا من در کل زیاد نمیخونم اما خب بعضی وقتا جوگیر شاید بشم و یکم درس بخونم و این یعنی بدبختی چون قطعا امتحانم رو بعدش گند میزنم :)
اما هر وقت درس نخوندم بهتر بود...منظورم از نخوندم البته این نیستا که اصلن اصلن اصلن لای کتابمو باز نکنم نه....اما خب یعنی فقط یک دور از رو جزوه هام نگاه میندازم و بعدم بدون استرس ميرم بیرون یا بازی میکنم و عین خیالمم نیس که مثلا فرداش امتحانه :)
هفته پیش دوشنبه فیزیک داشتیم

ادامه مطلب  

♥♥♥♥♥♥♥  

بسم الله الفتاح
نتونستم هیچ‌وخ از نهایت بی‌قراریم برای تو بگم . برعکسِ دفترام اینجا انقدی امین نبود و نیس یا عوض شدم یا ... مثه اون‌بار که نوشتم برات ، هنوز وسط دلم اسید ریخته‌س انگار و هنوز جوشیده میشه وجودم و فروتر ميرم و فک میکنم تموم نمیشه هیچ‌وخ ؟ تا دم مرگ رفتن ، این چیزیه که عجین شده باهاش ثانیه‌های شبام و پر شده از دل دل زدن و جون دادن . بد رفیقیه شب ، بدتر که آدمارو بهم میرسونه ، عاشق میکنه و از هم دور میکنه . دورترین جای ممکن و شروع می

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1