آن روز که برف می بارد و کاش باشد  

.... و اما از بزرگترین غصه های من این است که وقتی می ميرم هم به احتمال نود و نه درصد او اینجا نیست، من آنجا نیستم! این زن مذهبی روضه روها برای بر آورده شدن هر حاجتی ادعیه ای سفارش شده در مفاتیح الجنان و سایر مفاتیح دارند ، کاش بدانم اگر کدام دعا را بخوانم روزی که می ميرم ، هست و می شود آن شانه ی در چوب و ترمه خفته ام  روی شانه ی چپش باشد همان شانه ای که به قلبش نزدیک تر است . 

    

ادامه مطلب  

آن روز که برف می بارد و کاش باشد  

.... و اما از بزرگترین غصه های من این است که وقتی می ميرم هم به احتمال نود و نه درصد او اینجا نیست، من آنجا نیستم! این زن مذهبی روضه روها برای بر آورده شدن هر حاجتی ادعیه ای سفارش شده در مفاتیح الجنان و سایر مفاتیح دارند ، کاش بدانم اگر کدام دعا را بخوانم روزی که می ميرم ، هست و می شود آن شانه ی در چوب و ترمه خفته ام  روی شانه ی چپش باشد همان شانه ای که به قلبش نزدیک تر است . 

    

ادامه مطلب  

The sweetest mistake.ep31 & 32  

سلام...
برد دسانگ MA MAو MELONرو تبریک میگم...
خدا بگم چیکار کنه اونایی رو که اشک بچه هامو درآوردن...از 7تا جایزه ای که برده بودیم، فقط دوتارو بهمون دادن...یه توهین وحشتناک به بهترین گروه دنیا...جایزه هامونم به wannaone و twice و btsرسید...
کوفتشون بشه الهی...
عکس بشه هام تو ماما موزيک اوارد
عکس پسملام تو ملون موزيک اوارد...
 
بفرمایین ادامه....

ادامه مطلب  

شب بخير،شمس من!  

اگه یه روز ببینمت،میدونم ابرای سیاه اینهمه سال ازگلوم وا میشه.دیگه آبروداری نمیكنم.ميرم كنج سینه تو میبارم.انقدریكه پیرهن سفید تنت خیس شه،انقدریكه سیل راه بیفته.طوفان شه.مارو باخودش ببره.خاطراتمو.تلخیای جونمونو.اسمهامونو هم ببره.میخوام اینبار بایه اسم دیگه صدام كنی.صدات كنم.میخوام گذشته غرق شه توی طوفان نوح.میخوام این دفعه ابراهیم صدات كنم.این اسمو دوست دارم.از عین وشین بدون قاف خستم.قزوین بعدتو قبرستون خاطرات وحسرتامه.بیا.قاف وقافیه ا

ادامه مطلب  

اینطوریا  

خب این درسته که ما باید خودمون رو وقف هم کنیمخب خوب میدونی و به صورت ويدئو کال داری میبینی که من آخر هفته ها باید برم دانشگاه و این هفته هفته آخر هست و باید سوال در بیارم ولی از اول هفته تا الان فقط دو ساعت تونستم برای خودم باشم که سوال در بیارم اونم برای یکی از درسا چهار تا سوال در آوردمالان یک قاشق چای خوری با قاشق غذا خوری، سرد کننده خوردم، دیدم داره حرارتم بالا میره و یک ساعت پیش استرسی که روز اول بعد از جوابت بهم دست داده بود(همون روزی که بر

ادامه مطلب  

زلزله  

اون چیزی که مدام  تاکید میشه اینه  که زلزله اومد کجا پناه بگیرید چیکار کنید فلان کنید... و البته خونسردی خود را حفظ کنید 
هیچکس نمیگه با این ترس لعنتی چیکار کنیم. راه ميرم، درس میخونم، مینویسم، این ترس کلا هست. درو باز میکنم تصور میکنم زلزله میاد، راه ميرم تصور میکنم زلزله میاد،ظرف میشورم تصورش میکنم، کلا کلا دارم مدام بهش فکر میکنم. هم اتاقیم از ترس زلزله خوابش نمیبره، تو تاریکی نسبی اتاق بهم زل زده بود و میگفت نمیتونم بخوابم. صدای ماشین از

ادامه مطلب  

بخوانيد، فكر كنيد نخوانديد .....  

انقدر خندیده بود ، كه وقتى با گریه از خستگیاش حرف میزد ، هیچكى نمیفهمید چى میگه، آخه این كِى گریه كردن یاد گرفت؟؟؟ 
 
+ مهم بودنِ آدمارو وقتى میفهمى كه یكهو ساكت میشن! بُغض خفت میكنه از نبودنشون، باهم ساكت نشید آخه ، انقده همتون با هم ساكت نشید خب ، دلِ آدم میگیره خب، با هم ساكت نشید خب .... :')
+ عوض شدم، ميرم تو مغازه حرف میزنم، تو دانشگاه جوابِ استادو میدم ، عوض شدم، دیگه اونقدر خجالتى نیستم، بترسم از تغییراتم؟ 
+ این دخترى كه با موهاىِ باز وایس

ادامه مطلب  

محرم  

باشكوه‌ترین آیین عزاداری عمومی در یزد بر سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) و یارانشان برگزار می شود. یكی از آیین‌ها و مراسم ویژه ماه محرم كه در تمام نقاط یزد برگزار می‌شود، آیین نخل‌بندی و نخل‌گردانی است. نخل از جنس چوب است و آن را به شكل برگ درخت و یا سرو می‌سازند. معمولاً وزن نخل زیاد است و جابه‌جا كردن آن نیاز به كمك ده‌ها نفر دارد. نخل را به عنوان تابوت «سیدالشهداء» یا نمادی ازتابوت شهدای كربلا می‌شناسند و ریشه سنتی كهن دارد. مردم ی

ادامه مطلب  

HBD  

بهم میگن تو نقطه ضعف منی
اما نمیدونن تو...تمام وجودمی 
وهیچوقت تو زندگیم نقطه نمیشی
آخه توهمه ی زندگیمی
مگه میشه دلیل دردم باشی
که همه میترسن جلوم ازت یادکنن
اونقد که حتی سالگرد تولدتم یادشون بره
خودت که میدونی چقد قربونت ميرم
تولدت مبارک...

ادامه مطلب  

بد تر ازینم تونست بشه  

وقتی نمی خونی این پی ام هارو  و جوابمو نمیدی مجبورم بیام اینجا درد دل کنم باهات و نسرینم ک طبق معمول کار داره درگیره
تو امروز میگفتی باید جدا بشیم من و تو اینده ای نداریم چون اختلاف سنی داریم باهم 
ولی این سن نیست ک مهمه سن فقط یه عدده مهم قلب ادم هاست تو باید حرف قلبت رو بزنی نه حرف عقل  و منطق
من  تموم سعیم رو میکنم تا نگه دارمت 
به هر دری میزنم ک بتونم دوباره زندگی  مو بسازم باهات 
تا امروز جون کندم من ک نذارم بزرگ ترین اشتباه زندکی تو مرتکب

ادامه مطلب  

97  

+گوشیم یه روزی هی کند شد و کند شد .....و یهو خاموش شد و دیگه م روشن نشد! حقیقتش اولش میخاستم یه باتری بخرم براش و روشنش کنم ولی وضعیتِ مالی فوقِ خراب بود....و بعدش م ؛ حوصله ای نداشتم برای کار کردن باهاش....ینی به کل خودمو ول کردم...و این از تبعاتش بود برام....
گرچه که خوبیِ این قضیه این بود که از فضای مجازی تقریبا کنده شدم...ولی خب همون یه سرگرمی بود که از دست رفت!! و این اذیتم میکرد....وقتی ساعت ها یه جا تو اتاق مینشستم و زل میزدم به همون گوشیِ قدیمی م که حا

ادامه مطلب  

لرزون!  

گاهى اوقات آدم چقدر زود مى تواند پشیمان شود. وقتى دستهاى مرگ بیش از حد معمول نزدیك گلوى آدم مى رسد و سیب گلویش را قلقلك مى دهد به تصمیم اشتباهى كه گرفته فكر مى كند. به تصمیم هاى اشتباهى كه گرفته!!استیصال...درماندگى و باز استیصال... درماندگى پدر و مادرى كه تنها دخترشان در شهر لرزان تهران مانده و دخترى كه به خیال كلاس رفتن ماندگار شده اما كلاس كنسل شده هیچ ،زلزله خانه و دلشان را هم لرزانده...زودتر این شب باید تمام شود!!زودتر تمام شو*****باید جاى كدوم

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید قراضه چین از محسن چاووشی  

قراضه چین دانلود آهنگ جدید محسن چاوشیDownload New Music By Mohsen Chavoshi Called Ghoraze Chinدانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام قراضه چین با کیفیت بالابا دو کیفیت 320 ، 128 و لینک مستقیم از نیک موزيکپخش آنلاین + لینک پرسرعت آهنگ قراضه چین
 
دانلود آهنگ قراضه چین از محسن چاووشی با لینک مستقیم
و دو کیفیت 320 و 128 از 
دیجی موزيک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

خیال حضور تو  

 
 
وقتی به عکس هاش زل میزنم فکر نمیکنم که فوت کرده ! چون فوت نکرده ...
وقتی سر خاکش ميرم هیچ حس خاصی ندارم .. گنگ و گیجم .. خدا حافظی هم نمیکنم .. با مادرش چرا .. ولی خودش نه . اون با من میاد خونه .. با من میاد و الان کنارم نشسته و شاید ازم شاکیه بخاطر تنبلی ها و سستی هام . 
وقتی میون پارچه ها و شلوغی اتاق ، براش جا باز میکنم کنارم بشینه ، خنده م میگیره .. اون هم لبخند میزنه .. با همون نگاه محجوب که مطمئنم هیچوقت خیره نمیشه . راستش من هم روم نمیشه به عکساش نگا

ادامه مطلب  

من دارم میرم تا تو چادرت رو در نیاری  

خونریزی شدیدی داشت . . .داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چادرم رو در بـیارم تا راحتتر مجــروح رو جابه جا کنم.گوشــه ی چادرم رو گرفت و بریده بریــده گفت :من دارم مـیرم تا تو چــادرت رو در نیاریچـــادرم در مشتش بود که شهید شـــد . . .
 

ادامه مطلب  

خونه‌ی مادربزرگه  

همش دارم یه کاری میکنم که منو جزو اهالی خونه به حساب نیارن. زود ميرم، دیر میام. حالا که امروز تصمیم گرفتم خونه بمونم پشیمون شدم. میخوام بزنم بیرون. ولی خیلی خسته‌ام. نمیشه بتونم یه جا آروم بگیرم؟ نمیشه.
میخوام برم دانشگاه ولی شامر اونجاست و یه حس بدی دارم که برم اونجا و بیکار باشم.
می‌خوام برم پیش کیمیا ولی جوابمو نداده.
میخوام برم.
کجا برم؟

ادامه مطلب  

903.  

ماهی شنیدی میگن هرچی سنگه مال پای لنگه؟ تلفن دیروز عصر حس این جمله رو بهم منتقل کرد.دوست ندارم درموردش حرف بزنم یا فکر کنم. مهمم نیست فعلا. چکار کنم خب.
امروز بجز بخش راه رفتن رو برگای پاییزی، روز جالبی نبود...بعد از دانشگاه، تمام بعدظهر رو کله پا و گیج و خسته بودم و خواب آلود، الانم هستم.
خیلی خسته و گیجم و بدن درد و کوفتگی، انگار کوه کندم.
دارم از حال ميرم....
دلم گرفته....استرس هم دارم ولی خب خوشبختانه اونقدر گیجه خوابم که مغزم کار نمیکنه.
 
 

ادامه مطلب  

پست ۱۴۸  

۱- کلی کار مفید انجام دادم؛ از جمله تصحیح ۴۵ تا برگه امتحان میان ترم و ثبت نمراتش- تحویل سوالات پایان ترم - پیاده روی- شرکت تو جلسه دفاع- خرید مسواک مسافرتی و کیف لب تاپی برای گوشیم و...
۲- ی ترشی بادمجون خریدم خوشششمزززه+ کلی میوه
۳ چقدر همه جا رنگی رنگی کریسمسی شده؛ حس اروپایی بودن بهم دس داد :دی

پ.ن: قرار بود امروز ماشینمونو تحویل بدن که تماس گرفتیم گفتن پنج شیش روز دیگه:[ 
منم از فردا روزشمار سود مشارکت ميرم تا حالشون جا بیاد :دی
مریم من از طرف ا

ادامه مطلب  

عشق یک طرفه  

تو نبودی عاشق من ولی عاشق تو بودم،همه عاشقانه هامو واسه ی تو میسرودم،تو بمن وفا نکردی ولی هم پای تو بودم،همه عاشق من اما،دل سپرده تو بودم،چشم من واسه تو گریون چشم تو پی غریبه،نشدم آخر عزیزت واسه من خیلی عجیبه،خسته ام از دست کارات،عاشقی به تو نیومد،ميرم وتنهات میذارم،دیگه صبر من سراومد،حیف اون روزای عمرم که به پای تو تلف شد،حیف اون شبا که تا صبح واسه خاطر تو سر شد،نمیبخشم تو رو هرگز چون منو بازیچه کردی،توی حرفات گفتی از عشق اما دیدم خیلی سر

ادامه مطلب  

کنسرت فرزاد فرزین  

دیشب رفتیم کنسرت فرزاد فرزین رو.خیلی خوش گذشت.گروه شوک به نظرم عالی هستن و خود فرزاد هم که معرکه ست.
خیلی هم خوش اخلاقه حالا علاوه بر خوش صدا بودنش و... بعد از کنسرت هم رفتیم واسه شام مرغ و کباب ترکی خوردیم. و بعد توی راه با انرژی زیاااد کلی موزيک گوش کردیم و اینا. 
خلاصه خیلی خوش گذشت خداروشکر :)
امروز هم یکم کار واسه پروژه انجام دادم و یکمم واسه گرافیک. تصویر سازیم تقریبا تکمیل شده مونده یکم جزییات.بسته پستی سخت افزار هم اومده و باید کم کم نوشتن

ادامه مطلب  

عادی  

زندگی به روال عادی خودش برگشته 
کتابها میل های بافتنی یک لیوان نسکافه ساعت و برنامه ریزی 
و توی گم شده در یک حادثه ...
دیروز فهمیدم یکی از کتابامو قاطی خونه تکونی ریختم دور :/ :(((
امروزم فهمیدم یه کتاب که توش یادداشتهام بوده ریختم دور :((((((((
باد و خش خش برگ ٬ ترسوند منو الان ! 
تنها باشی صداهای کوچیک ترسناک بنظر میاد 
چالش خوب پیش میره اما یکم نگرانم هرچی جلوتر ميرم بیشتر 
از نتیجه نگرفتن میترسم 
و سخنی نمانده جز احوال دوست 
ادمی دوبار از یه سورا

ادامه مطلب  

جاتو به کسی دیگه میدم  

مرور زمان جایگاه ادمها رو عوض میکنه 
میتونه یکیو از اون بالا بیاره پایین 
یکیم از پایین از اون ته ته های دل ادم بیاره بالا و عزیز کنه 
ناراحتم من کار بدی نکردم اما شما باهام بدبرخورد کردی گغتی بی احترامی کردی از حدت گذشتی.. .
دوستت ندارم دیگع..  ببخشید اما جا تو میدم به کسی دیگه 
ناراحتمممممممممممممم 
بغض دارم ... خوبه که اینجا رو دارم واسه خالی شدن واسه درد و دل 
من بالا ميرم یه روز.. . یه روزی دور میشم ازتون.. . 
تنهایی گاهی انتخاب ماست. لازمش دار

ادامه مطلب  

خدانگهدار  

خدا نگهدار واسه تموم حرفات،خدانگهدار واسه زخما و دردات،خدا نگهدار ولی هیچوقت بر نگردی،همیشه یادت باشه چه ظلمی کردی،حق داری بشی پشیمون،حق داری به پام بیافتی،خدا نگهدار نمیخوام یادم بیافتی،نمیخوام بازم ببخشم،نمیخوام بشم دیوونه،خدا نگهدار نبودی برام نمونه،هرکار بدی که کردی نکردم سرت تلافی،ولی اینبار من ميرم بدون حرفی،خدا نگهدار بعد من کی میشه یارت؟کاش بجای خوبیه من اون بده خیلی آزارت،خدا نگهدار اما نباشه امید دیدار،دل خستم نمیخوا عشق

ادامه مطلب  

خودشیفتگی طوری!!!  

داشتم درس میخوندم.9شب.خسته و له
من واسه تنوع وقتی خسته میشم ميرم جلو آینه یخورده رژلب میزنم و چشمامو قشنگ میکنم روحیم باز شه :)))
جلو آینه رفتن من همانا و شروع کردن به درست کردن موهام با انواع و اقسام مدل های مختلف همانا.
القصه اینکه کتاب رو گذاشتم کنار شروع کردم به قر و فر اومدن!:)))
موهام رو بافتم بچه ها گفتن لعنتی بت میاد اینجوری بباف موهاتو خب .
منم با حالت ذوق زدگی گفتم ها 
خلاصه اینم از پایان روز پنج شنبه ی ما
پ.ن. کلی عکس خودشیفتگی از خودم گرفت

ادامه مطلب  

961  

خوابم میاااااااااااااااااااااااااااااااااااااد
الانکه همتون خوابین،من دارم راه ميرم توپیاده رو
ومیریم که داشته باشیم ب چوخ اعظم رفتن امروزو-_-
میخاستم بخوابم وباسانس خودم برم ولی ازاونور ب شرکت
نمیرسیدم وبدقول میشدم-_- 
سرم درد میکنه ازکم خوابی-_-

ادامه مطلب  

کسل مثل من  

خسته ام........کسلم.....بیحوصله ام.........یه روز موندم خونه اینجوری شدم........اصلا نمیتونم تو خونه باشم..........امروز آفم بود ولی خیلی کسل و بی حوصله ام.......فک کنم به یه تغییر نیاز.....نمیدونم شاید باید الان یه ذره اتاقم رو مرتب کنم و بعدشم یه دوش بگیرم شاید یکم حالم بهتر شد.........شاید بهتره برم موهام رو کوتاه کنم.........نه میذارم یه یک هفته دیگه این کار رو بکنم......الان حس میکنم وقتش نیست........
باید برم یه ورزش ثبت نام کنم......جدیدا یکم شکم اوردم......بدنم شل و ول شده ..

ادامه مطلب  

دلتنگی...  

دلم تنگ شده. برا مامانم برا بابام .برا خونمون . برا شهرمون برا با خواهر بودنم.... کل وجودم پر از دلتنگیه. دستام ، وقتی مینویسم ؛ پاهام وقتی راه ميرم. روحم وقتی نماز میخونم. ذهنم وقتی درس میخونم.... شاید خوب باشه. حاصل از حس خوب و با ارزش دوست داشتن. 
نمیدونم... آیا زندگی برای ما آرامشی خواهد داشت؟؟ وقتی نمیدونی اینجا چیکار میکنی. وقتی نمیدونی این دلتنگی ارزشش رو داره یا نه؟وقتی نه چیزی شدی که خودت میخوای نه اون چیزی که بقیه میخوان. تا کی باید تلاش کر

ادامه مطلب  

۴۴۸  

فک میکنم باید بعضی چیزا رو برا خودم نگه دارم بعضی فکرا بعضی هدف ها ...ب قول خود قبلنم همه چیت نباید رو باشه اما بیشتروقتا هرچی میشه ميرم میگم کمتر شده بود یمدت این اخلاقمو هرچیزی رو نمیگفتم اما الان دوباره اینطور شدم هرچی بشه یا نشه هم میگم ب اطرافیانم شاید گمان میکنم زیاد به من نزدیکند اما اینطور نییت هرچقدر هم نزدیک باشند یکسری فکر ها باید برای خودم و همین بلاگفا باقی بماند..هرچند خیلی چیزها را فقط ب یکی دوسه نفر میگویم اما به هرحال همان ها ر

ادامه مطلب  

بی پولی  

داری زندگیتو میکنی، درستو میخونی ، یهو به خودت میای و میبینی ای دل غافل! بیست سالم شده و دیگه روم نمیشه از بابام پول بگیرم، بیست سالم شده و هیچ کاری بلد نیستم که بتونم ازش پول دربیارم، هیچی از خودم ندارم. وام دانشجویی میگیری که حداقل یه ماه بتونی خرج کارای لازم عقب افتاده که روت نمیشه از بابات بخوای رو بدی، اونم نگاه میکنی و میبینی اینقدر کم هست که نتونی هیچ کاری بکنی. یهو یه نگاه به درسات میکنی و میبینی ای وااای از اینم که نمیشه پول دراورد... ی

ادامه مطلب  

103  

+فقط یه سریالِ کره ایِ جنایی-پلیسی داریم که بابا خوشش میاد....براش میذارم شبا و میشینم که همراهش ببینم!...تو بینِ سریالای دیگه ای که دیدم و اکثراً تینیجری بودن ؛ این یکی خیلی جدی ساخته شده و عشق و عاشقی ش هم به نسبت بقیه خیلی کمتره...
جالبه که قسمتای اول بابا سعی داشت داداشمو یجوری از پای تلویزیون بلند کنه و بفرستتش تو اتاق...یکی دوباره با زبون نرم و یکی دوباری هم با دعوا ؛ میرفت ولی خودش دلش میخواست ببینه!
بابا معمولا بعد از تشر زدناش به داداشم رو

ادامه مطلب  

قافیه ها ریخت بِِهَم  

وقتی بهش گفتم «ميرم و تا بیست و یک دی دیگه منو نمی بینین » و فهمیدم ک دلم براش تنگ شده، ازش بدم میاد، یا حداقل انقدر برام خوب و آروم نیست. هم اون تغیر کرده تو ذهنم هم خودم، ولی عمده ش اینه که لعنت به احساس، لعنت به دلتنگی! و دیگه توانش رو ندارم. شاید تا این مدت به عنوان مرورگر ازش استفاده کردم و سوال کنکور پرسیدم و... به هر حال انقدر خوب و محترم و متین بود که نمیشد دوسش نداشت. این دقیقا معنای قافیه ها ریخت بهم ‍ِ‍ه . وقتی کسی رو دوست دارم تلاش میکن

ادامه مطلب  

خاطراتی که معنی زندگی میده!  

چشمم به پست "سکوت" که خورد... انگار یادم اومد چی می خواستم بگم...
پاییز و این که چرا حال دلم این روزا خوب نیست... خط اول رو که خوندم همه ی دلایلم بهم هجوم آوردن... یاد پارسال افتادم و روزای پاییزی که از محوطه ی دانشگاه منظره ی بی نظیر تهران رو نگاه می کردم و هر بار بیشتر عاشق میشدم. عاشق شهری که برام معنیِ زندگی میده! یاد سال قبلش افتادم که تو راه کنکور خیابون ولیعصر رو از میدون تا چهار راه پیاده گز می کردم. دستامو می ذاشتم تو جیبم. از باریک راه کنار پی

ادامه مطلب  

حقیقت تلخ ...  

درک بعضی از حقیقت های توی زندگی، خیلی تلخ و ناگواره ...
به حدی این حقایق تلخه که آدم ترجیح میده فراموششون کنه و بهشون فکر نکنه ...
ولی حقیقت چیزی نیست که بشه ازش فرار کرد ...!
آخرش یه روزی، یه جایی باید باهاش مواجه بشی ...
اون وقته که یا باید باهاش درگیر بشی و یا باید بپذیریش و سرتو پایین بندازی و دم نزنی ...
امروز حقیقت تلخی به من اثبات شد که هیچ راهی جز پذیرفتنش ندارم ...
حقیقت اینکه وجود من در کنارش نه تنها فایده ای نداره، بلکه فقط براش دردسر و ناراحت

ادامه مطلب  

بیانی های عزیز  

بچه ها من خدافظیمو با وب کردم اما دیدم بیشتر از وب دوستای عزیز دارم ک از اونا خدافظی نکردم
کسایی واسم ارزوی موفقیت کردن ک من حتی ب وبشون نرفتم و اونا تا این مدت مطالبمو میخوندن
از همتون ممنونم بخاطر دوستی صادقانتون!!
من رفتم فک نکنم بتونم ب وبتون سر بزنم(البته منصوره جون تولد وبت 
میامااا تو نگران نباش:) ) 
امیدوارم زندگیتون روال روتین و عادیشو طی کنه 
و اما من ميرم بیام ببینم سر وب نازنینم بلایی اومده خودتون میدونید هاااا 
امانت دار خوبی باش

ادامه مطلب  

902.  

وی یک عدد ماهیِ کله شق و امتحان گریز بود که جای خواندن انبوه درسهای تلنبار شده اش کتاب" بابا لنگ دراز" را میخواند...
+عاشق جودی ابوت و نامه هایش هستم اما این بخش از نامه اش خیلی دلم را برد:
من فهمیده ام که بحث کردن دوباره ی مذهب با خانواده ی سمپل بی خطر نیست. خدای آنها( که آن را آکبند از اجداد پیوریتن و دور خود به ارث برده اند) تنگ نظر،بی منطق،ظالم،پست،کینه توز و متحجر است.شکر خدا که من هیچ خدایی را از هیچ کسی به ارث نبرده ام.من آزادم که خدای خودم را

ادامه مطلب  

 

 
تو حالم را نمی پرسی من احوال تو را ، حتی
تو از احساس من دوری من احساس تو را حتی
 
مرا دیگر نمی بینی نه در خواب خودت حتی
نه حتی جای پایم را ، به قاب دیده ات حتی
 
سراغم را نمی گیری ، سراغت را نمی گیرم
چون این را خوب می دانی بدون تو نمی ميرم
 
تویی آدم ، منم حوا ، چنان دیوانه بی پروا
به جرم خوردن گندم ، شدی آواره ی دنیا
 
رویای خاموش
 

ادامه مطلب  

خرییید :)  

دیروز رفتم آرایشگاه و ابروهامو برداشتم. قصد نداشتم به این زودی برم چون دفعه قبلی یه ارایشگاه جدید رفتم و خیلی ابروهامو نازک کرد واسه همین گذاشته بودم دربیاد و هنوز اونقدری که میخوام پر نشده بود ولی دیگه رفتم و نتیجه هم خوب شد خداروشکر. یه آرایشگاه جدید رفتم که دکورشم خیلی قشنگ بود. کمی هم موهامو کوتاه کردم. انشاا... از این به بعد هم ميرم اینجا فعلا.
امشب رفتیم نظر برای خرید کاپشن یا پالتویی چیزی، من یک پالتو نازک جنس فوتر توی تلگرام دیده بودم ک

ادامه مطلب  

عروس شدنت مبارک:)  

خواهر جان ما به کمک و یاری خدای مهربان همزمان با میلاد امام رضا میرن سر خونه زندگی شون:) منم به لطف سر کار رفتن و اوایل شروع به کارم و نداشتن مرخصی نتونستم زودتر برم و اونجا باشم . فقط در این حد ميرم که دو روز عروسی اونجا باشم. امروز رفته بود پرو لباس عروس. خیلی دوست داشتم منم اونجا بودم و تو لباس عروس میدیدمش اما نبودم:) مطمنم اون روز عروسی اینقدری سرمون شلوغ میشه که اصلا یه لحظه هم وقت ندارم که نگاهش کنم:))) واای چه شلوغی میشه خدا میدونه . مهمونام

ادامه مطلب  

بیوگرافی منصور جعفری ممقانی  

بیوگرافی منصور جعفری ممقانی


منصور جعفری ممقانی (۶ مرداد ۱۳۵۰ در تهران) خواننده، آهنگساز و بازیگر ایرانی است.وی اصالتا آذربایجانی است.
نام اصلی : منصور جعفری ممقانی
نام مستعار : منصور
زادروز : ۶ مرداد ۱۳۵۰
تهران، ایران
اهل کشور : ایرانی
سبک‌ها : پاپ
کار(ها) : خواننده، آهنگساز، بازیگر
مدت کار : ۱۹۹۱ – تاکنون
ناشر(ها) : ترانه رکوردز – کلتکس رکوردز – ام زی ام رکوردز – سنچوری رکوردز آمریکا
وب‌گاه : www.mansourmusic.com
زندگی
در ۶ مرداد تابستان سال ۱۳۵٠ در ت

ادامه مطلب  

107  

وقتی بعد از اربعین از کربلا برگشتم ، دایی مامان قرار بود که بیاد خونمون..دیدن من و عطیه!...
خودش آدم مذهبی ای هست ولی خانومش نه خیلی...خودش چند باری قصد کرده بود بره کربلا ولی خانومش مایل نیست فعلا...که دلایلش هم منطقیه!
همون روزا مامان وقتی دید تمایل دارن بیان خونمون ، یه شب شام دعوتشون کرد...من بادمجون شکم پر درست کردم و اونم یه غذای دیگه درست کرد و ...خلاصه خوب بود! 
حالا یک هفته ای میشد که خودش با بابابزرگ رفته بود کربلا و برگشته بود....اولین بارش

ادامه مطلب  

کنکور دوباره  

رفتم دامپزشکی ی سال خوندم و دیدم ک رویاهام با این رشته ب حقیقت پیوند نمیخوره 
تصمیم گرفتم دوباره کنکور بدم 
الان مرخصی گرفتم ی ترم میخونم و بعد ميرم انصراف میدم برای کنکور دوباره
تا ببینیم چی میشه
خیلی وقت بود نیومده بودم آپ کنم ولی ب نظرم حس خوبیه این وبلاگ نویسی
کلا آرومم میکنه نوشتن 
حالا در کنار این همه برای خود نوشتن بذا دو تا هم پست جمعی بذاریم ملت بخونن بدونن یکی این گوشه دنیا داره چیکا میکنه چ برنامه ای برای زندگیش داره و ب چی داره فک

ادامه مطلب  

104  

+: روزای زیادیه که یه مهمونی درست درمون نرفتم ؛ و سالای زیادیه که یه عروسیِ خوب نرفتم....
بچه های عمو حالا مدرسه میرن....و آخرین عروسیِ ما اون بوده!....
با اینکه اهمیت این چیزا حالا برام خیلی خیلی کمرنگ شده ؛ ولی امیدوار بودم یه اتفاقِ خوبِ اینجوری ، وضعیت رو یکمی بهتر کنه!....
..
+: خودمو تو دفتر با زل زدن به صفحه ی لپ تاب دارم کور میکنم! فیلم پشتِ فیلم ؛ در حدی که کم میاد و ميرم سراغِ تکراریا...
بینابینِ همه ی فیلما گه گاه میشه یک ساعت برم سراغِ فایل های د

ادامه مطلب  

امروز  

به نام خدا
 
احتمالا یک تصمیم آنی است ولی به شدت فکر می کنم اگر در اینجا را حداقل برای مدتی تخته کنم برای حالم خوب باشد. بعد کجا بنویسم و برای که بنویسمش را البته هنوز نمی دانم. و من که بی نوشتن می ميرم
«اتفاق» هم بالاخره افتاد. همین امروز ظهر. وقتی فاطمه را گذاشتم مهد پایین مدرسه و وسط گریه و ماما گفتنش رفتم سمت کلاس ها. خیلی آرام. سلام بچه های توی راهرو را جواب دادم. انشاها را توی راه گرفتم. با خانم میم سلام و علیک کردم و وقتی وارد دفتر دبیران ش

ادامه مطلب  

بهونه کرده دلم  

سلام!
دیشب یلدا بود
یلدا!
تو ته دلم یه تنهایی عجیب و آزار دهنده ای حس میکنم
دلگیرم از همه چی
از بودن تو این حیطه از جهان
نه جغرافیایی نه تاریخی!
نمیخامش
احساس میکنم بدتر از این وجود نداره
نمیدونم شایدم اشتباه میکنم
دیروز دانشگاه انقد عصبانی بودم
نمیخام توضیح بدم
فقط اینکه از ساعت دوازده و نیم تا 4 تنها فقط اهنگ گوش دادم جلو در دانشگاه تو ماشین
قشنگ اشکم در اومده بود
چرا مث بقیه دخترا نیستم
اصن دلم دوس پسر میخاد
اصن دلم میخاد یا درس نخونم یا درس

ادامه مطلب  

امشب و فردا  

دل من گرفته زاینجا هوس سفر نداری؟ ز غبار این بیابان؟
-همه آرزویم اما چه کنم ک بسته پایم 
اونم مثل من قرار ِ خودشو تو رفتن و دور شدن میدونه. آدمای اطرافم ذره ذره روحمو می کُشن و به یه زباله پر آرزو تبدیلم میکنن. آدمای مهر طلبی که دائم باید ستایششون کنی، تاییدشون کنی و بهت اجازه نمیدن ارزشمند باشی. حال ِ خودت خوب باشه. آدم چه طوری میتونه درد این حسو کم کنه و چشمش رو روی این رفتارا ببنده؟ دارم از آدما و محبتشون و حرفاشون ک هیچ وقت واقعی و خالص نیس ب

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید علی لهراسبی به نام بی نظیره  

دانلود آهنگ علی لهراسبی به نام بی نظیره با بالاترین کیفیت
Download New Music By Ali Lohrasbi Called Bi Nazire
ترانه: حدیث دهقان ؛ آهنگسازی: فواد غفاری ؛ تنظیم: مصطفی مومنی ؛ میکس و مستر: آرش پاکزاد
 
 
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی با لینک مستقیم
                                    و دو کیفیت 320 و 128 از
                                              دیجی موزيک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

من امشب هیجان زده ام :)  

خب خیلیی سریع بگم این چند روزه که نیومدم وبلاگ چیکارا کردم. 
یکشنبه هم کمی گلوم میسوخت ولی بعدش بهتر شدم و کمی سرفه و عطسه و اینا میکردم و به حال سرما رو خوردم! البته دانشگاه نرفتم.یکشنبه و دوشنبه کمی روی پروژه کار کردم و سه شنبه هم که دانشگاه بودم.چهارشنبه که دیروز باشه هم زیاد کاری واسه پروژه نکردم اما واقعا دلم میخواست خطاش رو رفع کنم و هنوز هم میخوام! چهارشنبه شب با مامانم رفتیم کمی دور زدیم و بعدش هم رفتیم کافی شاپ و من بدون توجه به سرما خو

ادامه مطلب  

تلاش تلاش تلاش  

بسم الله...
 
دیگه کسی رو ندارم.. دیگه تنها شدم .. به قول بنیامین .. وای تنها شدم وای و اینا
راستی مامان و بابا چند شب پیش همو دیدن. وقتی مامان اینجا بود بابا سر رسید. بابا که داشت ذوق مرگ میشد اما بازم به مامان چیز میگفت که چرا فلان کردی و بهمان کردی. مامان هم باز داشت بلف چیزهاش و اینا رو میزد. من بعد از 13 سال به آروزم رسیدم و باز این دو را در کنار هم دیدم. در خلال صحبت هاشونم من گریه کردم و اونا ناراحت شدن. ولی برام اهمیتی ندارن من پدر و مادر دیگه ایی

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید ماکان بند به نام دو دقیقه بودی  

دانلود آهنگ ماکان بند به نام دو دیقه بودی با بالاترین کیفیت
Download New Music By Macan Band Called Do Deyghe Boodi
ترانه و آهنگسازی: ماکان بند ؛ تنظیم, میکس و مستر: امیر میلاد نیکزاد
 
 
دانلود آهنگ جدید ماکان بند با لینک مستقیم
                                 و دو کیفیت 320 و 128 از 
                                         دیجی موزيک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

داستان یک روانشناس  

شیرین یک استاد دانشگاه در رشته روانشناسی است او سالهای سال است که در مطب به کار روانشناسی اشتغال دارد.
منشی: یک خانومی چند بار مراجعه کرده به مطب تا در مورد بیماریش با شما صحبت کنهگفته تا چند دقیقه دیگه مییاد مطب.
شیرین: مشکلی نیست بفرستش بیاد داخل.
منشی بعد از چند دقیقه به سراغ دکتر رفت و گفت که بیمار خانم روانشناس به مطب آماده است و شیرین به منشی گفت تا به اتاق وارد شود.
شیرین: بفرمایید داخل خانم
خانم: خانم دکتر سلام ببخشید من یک مدتی است که فک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >