کرانک ای سی (قسمت هشتم)  

دخترکی تنها اینجاواقعا چه سال ایستمحدوده سوا و پاسخ اغاز شدهمجری محترم سی ان اندر روستای مابله گرفتمدر روستای ما میگویند دل خوش اگر نباشدادمی گریه هم نمیکندبه فرض گریه هم گرفت ولی اثبات احساساثبات احساسات واقعیت داردمن یک دختر تنها هستماهمجری و تیم همراه رفتندبه خدا این سرزمین صلحی داشت و ثباتی داشتسال 3018در کل همه چیز ارام بودمردمان ثبات داشندمردمان یکدیگر را دویت داشتندنوبت به تست نخواهد رسیداین شهر تست خود را پس داده بوددر مقام یک دخ

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت نهم)  

عبرت را اموختیبله فک میکنمدر ماورا چه توصیفی داریماورابله و اعتبار منمراقبت از این اعتباروایسا بینمیعنی هفتاد سالهاره لعنتی هفتاد سالهدر گوشه شهر برلینکنار این دیوار میخوابمو بیدار میشوماندرهبله جانمداری میگیدقیقایه سری ساتنلی کوبریک هم واسه فیلم برداریخوب پسدیواری دیگر نیستستونی دیگر نیستبا تاریخ بگو چه معامله ای داریمن تجربه در زندگیزندگی و درماندگینفس من  بود این دیوارشرط مادل بود این دیوارحالا تا اخر عمرت...دقیقا تا اخر عمرمحدس

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1