هیچ عنوانی ندارد  

میدانی سنگ شدن چطور اتفاق می افتد؟
یا اصلا بگذار این طور برایت بگویم که میدانی که اندوه از کجا سر در می آورد ؟
میدانی دوست داشتن به چه کار آدم می آید؟
میدانی انتهای دنیا کجاست؟
میدانی آدم هایی که بی ربط ترین سوال ها را می پرسند غمگین ترین آدم های این کره ی خاکی اند؟

ادامه مطلب  

فقط خدا داند  

دلم گرفته ازهمه دنیا فقط خدا داند
پریش و خسته و شیدا فقط خدا داند
هزار قصه عشق و حکایت غم ودرد
منم اسیرآن مه پیدا فقط خدا داند
امید بود و خیالی و آرزوی محال
امید خسته دلان را فقط خدا داند
ندیده ام به حقیقت دلی که عاشق بود
جداست عشق زسودا فقط خدا داند
دلم زعشق وتمناهماره مدهوش است
کجاست عشق دلارا فقط خدا داند
خیال و یاد تو کی میرود زخاطر من
دل تو سنگی خارا فقط خدا داند
رها به عشق توسوگند می خورد یارا
رمیده گشت به صحرا فقط خدا داند

ادامه مطلب  

نصب و تعمیر کولرگازی بکو Bekoدر تبریز  

کولر گازی بکو ساخت کجاست ؟
بکو (انگلیسی: Beko) شرکت تولیدکنندهٔ لوازم خانگی ترکیه‌ای و یکی از برندهای آرچلیک است و توسط کوچ هولدینگ مدیریت می‌شود. این شرکت در سال ۱۹۶۷ در استانبول توسط وهبی کوچ بنیانگذار کوچ هولدینگ تأسیس شد. 

ادامه مطلب  

هشتگــ#پــــدر  

 
بوی سیگار شدیدی آمد...
با خودم میگویم
نکند باز پدر غمگین است؟!؟
نکند باز دلش...؟!؟؟
پله ها را دو به یک طی کردم
 تا رسیدم بر بام
پدرم را دیدم
زیر آوار غرورش مدفون... 
زیر لب زمزمه داشت
که خدا عدل کجاست؟
که چرا مزه فقر وسط سفره ماست؟! 
 و چراها و چراهای دگر...
دل من هم لرزید مثل زانوی پدر
دیدن این صحنه آن چنان دشوار بود
که مرا شاعر کرد...
 
✍شاملو
 

ادامه مطلب  

من از ستاره سوختم  

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من
دیگر ان نشاط و نغمه و ترانه مرد
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او اخر ان نوای گرم و عاشقانه مرد
ای ستاره ها مگر شما هم اگهید
از دورویی و جفای ساکنین خاک
که این چنین به قلب اسان نهان شدید ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک
رفته است و مهرش از دلم نمی رود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست..
ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

ادامه مطلب  

گفتگوی شیطان با امیرالمومنین علی ( ع )  

روزی گفتگویی میان شیطان و رسول خدا(ص) اتفاق افتاد که پاسخ شیطان به سوالات ایشان شنیدنی است.
پیامبر اکرم(ص) در خانه اُمّ سلمه  نشسته بودند.کسی از همسر ایشان اجازه ورود خواست.حضرت رسول(ص) فرمودند:ابلیس است، در را به روی او نبندید نمی خواهم راهش ندهید در را باز کنید و بگذارید بیاید .
وقتی ابلیس رو به روی پیامبر (ص) نشست، گفت من به اختیار خودم به اینجا نیامده ام، دو فرشته از جانب خداوند من را مأمور کردند تا جلسه ای با تو داشته باشم. حضرت فرمودند: من س

ادامه مطلب  

شصت و هفت - سی و هفت  

سلام. 
بالاخره امیدوارم این نوشته طلسم این همه عقب ماندگی ام رو بشکنه... آغازی باشه بر سرآغاز زندگیم، بر این که به دل سختی ها و ترس هام بزنم. به دل مشکلات... با توکل، با توسل... 
به اینکه دیگه عقب ننشینم و نگاه نکنم به آنچه که می گذرد... سعی نکنم دوری کنم از موقعیت های سخت و دردناک... گاهی همان درد، چیزی که لازم دارم تا یک قدم جلوتر روم، شاید همان دردی است که از کندن زنجیر ها و کشیدگی آنها دست می دهد... از اینکه نمی خواهند رهایت کنند و باید مبارزه کنم و

ادامه مطلب  

تاریخ ببینید  

مرگ امیرانتظام باعث شد برم سراغ دیدن مصاحبه ش توی مجموعه خشت خام.
بعدش رفتم سراغ قسمتهای دیگه مجموعه و خب واقعن کار دهباشی (صرف نظر از دلیل و موضع ساخت این مجموعه) در گردآوری یک مجموعه شفاهی از تاریخ معاصر و اجازه حرف زدن به همه دادن، حرف نداره.
مصاحبه ش با بنی صدر رو بیش از همه دوست داشتم. دلم سوخت برای بنی صدر، قرن بیستم قرن انقلاب‌ها بود و قرن بیست و یکم شد قرن مرگ انقلاب‌ها و انقلابی ها. اما این پیرمرد هنوز شور و شعف انقلابگری در سخنان و واک

ادامه مطلب  

خاطره f.s عزیز  

شاید بشه گفت همه چیز از اونشبی که همه جمع شدیم خونه ی مامانی شروع شد. مامان بزرگ مادری بنده 4 الی 5 ماه پیش توی پله های خونشون خوردن زمین و نتیجه ی این حادثه ی دردناک چیزی نبود جز شکستگی لگنشون. از اونجایی که همیشه دست شکسته وبال گردن دیگرانه مسئولیت خطیر نگه داری از ایشون افتاد گردن من مفلوک! و همین مسئله سبب شد من بیشتر شب های این بهترین سه ماه سال رو مجبور باشم خونه ی ایشون بمونم. سه یا 4 هفته ی پیش بود امیر حسین و الهه و امیرعلی تصمیم گرفتن به خ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1