دوازده بهار.  

یکی از بستگان دور از دنیا رفت .
یه دختر دوازده ساله . بیمار بود از پدرش پیوند مغز استخوان زدن براش .
رفت تو کما . چند بار قلبش ایستاد و دوباره برگشت . پدر و مادرش توی بیمارستان مدام صداش میزدن.
دکتر بهشون گفت صداش میزنید نمیزارین بره . عذابش میدین صداش نزنین بمیره راحت بشه.
مادرش دیگه صدا نزد پدرش دیگه نگفت دخترم. به جاش کمر هردوتاشون شکست.
مادرش هیچ درکی از اطراف نداره . دخترشو صدا میزنه لباسای مدرسشو اتو میزنه کتاباشو مرتب میکنه ..
چقدر سخته دیدن

ادامه مطلب  

علم بهتر است یا ثروت؟!  

دانش بهتر از مال است . زیرا علم ، نگهبان تو است ، ولى تو باید از مال خویش نگهدارى كنی؛ مال با بخشیدن كم مى شود اما علم با بخشش فزونى گیرد ؛ و مقام و شخصیتى كه با مال به دست آمده با نابودى مال ، نابود مى گردد.
اى كمیل بن زیاد! شناخت علم راستین ( علم الهى آیینى است كه با آن پاداش داده مى شود و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مى كند ، و پس از مرگ ، نام نیكو به یادگار گذارد . دانش . فرمانروا؛ و مال، فرمانبر است.اى كمیل!ثروت اندوزانِ بى تقوا، مرده اى

ادامه مطلب  

گیتار دوازده سیم  

گیتار دوازده سیم (Twelve-string Guitar) نوعی گیتار آکوستیک یا الکتریک با سیم های فلزی است که به جای شش سیم، دوازده سیم دارد. نحوه ی قرارگیری سیم ها به صورت شش دسته ی دوتایی است که هر دسته کورس(Course) نامگذاری می شود. در واقع در سازشناسی واژه‌ی کورس به تعداد دو یا بیشتر سیم های مجاور روی سازهای زهی گفته می شود که سیم ها با فاصله ی کمی نسبت به هم قرار می گیرند، ولی هر کورس با دیگری فاصله‌ای استاندارد دارد. در عکس زیر به وضوح فواصل هر کورس با یکدیگر و سیم‌های

ادامه مطلب  

بغض  

تو این دو سه روزه بغض دارم و گهگاهی هم میترکه 
امروز سر کار چشام همش پر اشک میشد همکارام دورم بودن نمیشد خودمو خالی کنم 
تا اینکه اومدم رختکن و رفتم زیر آب 
توی شلوغی صدای دوازده تا دوش صدامو کسی نمیشنید 
دیشبم توی ماشین تا برسم بیمارستان موقعش بود
 

ادامه مطلب  

آوای بهبودی 7 دی  

"ما باید این واقعیت را بپذیریم هرنقص شخصیتی که امروز با آن مواجه
هستیم؛دردورانی از زندگی برای مان کار کرده است ."دوازده قدم و دوازده سنت پرخوران گمنام ص 65
 
وقتی از سودها و فایده های هریک از نقص های اخلاقی ام آگاه شدم و به
آن اقرار کردم،هراسان شدم.من بدون استفاده ازاین ابزارهای
قدیمی،چگونه ازعهده ی حل مسائلم بر می آمدم؟به احتمال زیاد گیر می
افتادم و به یک شخص تنها،تنبل و بی شخصیت تبدیل می شدم.
 
اما بعدها فهمیدم که ..................

ادامه مطلب  

آوای بهبودی 6دیماه  

  " در برخی موارد رفتار ما همراه با سلامت عقل نبوده است .به طور مثال در
پاسخ به نیاز عاطفی فرزندانمان که خواستار توجه بیشتری بودند ، فریاد
می زدیم ..." دوازده قدم و دوازده سنت پرخوران گمنام  ص 20  

اولین باری که از درهای OA  وارد شدم ،یک دیوانه ی زنجیری ، بسیار
خشمگین و هزیان گو بودم .شِکَر ، مهم ترین "مُخَدِّر مورد انتخاب من" بود.
واقعاً ..............

ادامه مطلب  

آوای بهبودی 8 دی  

"فروتنی را در انجمن به گونه ای درک می کنیم که در طبقه بندی ارزشی
ما را نه بالا تر و نه پایین تر ازدیگران قرار می دهد."دوازده قدم و دوازده سنت پرخوران گمنام ص68
 
بسیاری از ما درمواقعی که غذاخوردن مان نظم دارد هم احساس ناامیدی
می کنیم .چرا که هنوز بقیه ی زندگی مان آشفته وخارج از کنترل است .
ما با افرادی که با ما هم عقیده نیستند ومثل ما فکر و رفتار نمی کنند
برخورد می کنیم .بعضی اتفاقها به دلخواه ما نیستند . وقتی به عقب
برمیگردیم ،متوجه می شویم..........

ادامه مطلب  

پیشنهاد بی شرمانه*  

اغلب پیام هایی که در تمام این سال ها ازش داشتم در ساعت های معقولی بوده؛ مثلا ساعات اداری. جمعه ساعت دوازده و نیم شب ویس فرستاده که : فاطمه یه پیشنهاد بی شرمانه دارم؛ بیا بریم دنبال نویسندگی! آخه شرم پیشکش! عزیز بی ملاحظه ی من؛ چرا در تاریکی به قلب آدم شلیک میکنی؟! :)

ادامه مطلب  

پیشنهاد بی شرمانه*  

اغلب پیام هایی که در تمام این سال ها ازش داشتم در ساعت های معقولی بوده؛ مثلا ساعات اداری. جمعه ساعت دوازده و نیم شب ویس فرستاده که : فاطمه یه پیشنهاد بی شرمانه دارم؛ بیا بریم دنبال نویسندگی! آخه شرم پیشکش! عزیز بی ملاحظه ی من؛ چرا در تاریکی به قلب آدم شلیک میکنی؟! :)

ادامه مطلب  

پیشنهاد بی شرمانه*  

اغلب پیام هایی که در تمام این سال ها ازش داشتم در ساعت های معقولی بوده؛ مثلا ساعات اداری. جمعه ساعت دوازده و نیم شب ویس فرستاده که : فاطمه یه پیشنهاد بی شرمانه دارم؛ بیا بریم دنبال نویسندگی! آخه شرم پیشکش! عزیز بی ملاحظه ی من؛ چرا در تاریکی به قلب آدم شلیک میکنی؟! :)

ادامه مطلب  

این روزا نمیدونم به داشته هام قانع شم یا زیاده خواه.  

نوشتنی زیادهحال تایپ نیستدختره داره کنار درس دانشگاش ۱۰ ساعت واسه کنکورش میخونه.میخوام بپرسم چی تو ازش کمه؟سنتون که یکیهشرایط پشت کنکور بودنتوندانشگاه و اساتید فعلی تون.هدف و آینده ای مه میخواینیا شایدم تو نمیخوای.پزشکی!روياي منه یا یه پل برای رسیدن به رویام؟روياي من کره است.مسافرت بهش.زندگی تو اون کشور.دیدن فرهنگ مردمش.و پزشکی و درآمدش پل سخت و فوق العاده ایه.و من بهش میرسم.قول میدم.

ادامه مطلب  

خواب  

خواب شیرنی دیدم که دلم نیومد تایپش/ثبتش نکنم.
از اون تصاویری نبود که کل روزم رو بسازه. هیجان زده ام کرد و می خندم. لبخندی با لب چفت شده که گوشه چشم هام خط می افته.
بعدتر زیر دوش آب ولرم و بعدتر وقتی دارم لنزم رو می ذارم و تو کیفم به قدر ده دوازده ساعت خرت و پرت می چپونم باز فکرش می آد تو کله ام و به محض این که بطری آبم رو عمودی می ذارم تو کیفم، خیالبافی اتومات متوقف می شه.

ادامه مطلب  

آوای بهبودی 30 آذر  

 
" زمانی رهایی از بیماری قطعی خواهد بود که ما  پرخوران بی اختیار  قدم
سوم را به درستی اجرا کنیم. وقتی روز به روز بر اساس تصمیم جدید خود
، یعنی سپردن همه چیز به خداوند زندگی کنیم ، نیروی برترمان ما را در
پیمودن نُه قدم باقی مانده راهنمایی خواهد کرد ."
دوازده قدم و دوازده سنت سال پرخوران گمنام  ص35
 
این یکی از نوید های برنامه است که همیشه مایه ی  آرامش و اعتماد من
می شود . هر گاه دچار شک و ضعف میشوم ، این جمله را به یاد می‌آورم
و  برای بهبودی  ب

ادامه مطلب  

خاطره عشق  

#خاطره_عشق================در دل تاریك جنگل جای رد پای تو مانده ام در حسرت یک بوسه از سیمای تو
راه تاریک است و من امشب هراسانم از آنشاخه های درهم و خشکیده در صحرای تو
میروم در امتداد جاده ی خاکی عشقتا ببینم چشم مست و قامت رعنای تو
ماه نو در آسمان است و شهابی در گذروه چه رويايی شده مهتاب بی همتای تو
هر ستاره جلوه ی چشمان خمار تو بودماه نورانی شده از طلعت زیبای تو
میخکوب آن نگاه نافذ و مردانه امشد تمنای دلم ، اغوش پر غوغای تو
تا مرا دیدی ، در اغوشم گرفتی تن

ادامه مطلب  

بازی گوشی بازی  

سلام
پاییز دوازده
ظهر، گرامی والدین پس از دو شب و سه روز (شد شبیه تبلیغ تورهای مسافرتی) برگشتند گلبهار... ان شاءالله همطاف هم فردا پس از انجام یکسری کار اداری خواهدرفت..
در این چندساعتی که تنها شدم گوشی دستمه فعلا ابزار! ارتباطم  با اینجا، فقط گوشی است. گوشی بازی عجب سرگرم کننده است ها.
از بازیگوشی کودکی چیزی یادم نمونده ولی این گوشی بازی رو دوست می دارم. حال خوب کن است.بسی.
 
 

ادامه مطلب  

آوای بهبودی 3 دی  

"به مرور باورهای جدیدمان رانسبت به خداوند که برای ما کار می کند،به
جای باورهای قدیمی که کارایی چندانی برای مان نداشت جایگزین
کردیم."دوازده قدم و دوازده سنت پرخوران گمنام ص25
باورهای قدیمی من درباره ی خداوند ،اغلب از مدرسه ی مذهبی ای  بود
که اخرهفته ها می رفتم. با وجودی که دانش مذهبیمن محدود بود،
تصورمیکردم خداوند درآسمان هاست ومانند والدینم منتظراست من
خطایی انجام دهم تا مرا تنبیه کند.
وقتی که به گروه کُرِ کلیسا رفتم،شروع به نیایش با خداو

ادامه مطلب  

پریزاد(بابک جهانبخش)  

متن شعر آهنگ:
یک آن ای جان کم نشدی در یادم شادم زان دم که بی هوا دل دادمجانه جانان آه ای پریزاد من عشقت عمریست رسیده به داد منزیبای دلخواه ای خوب همراه غرقه توست بود و نبود منجان به قربانه آن دو چشمانه مهربانت ای وجود منتو پریزادی و انگاری که رويايی و چشمات مینیاتوری ترین تصویر دنیای منهتو مثه خوابی و ای کاش منو دریابی و دریایی بسازی از شبو روزی که روياي منهتو پریزادی و انگاری که رويايی و چشمات مینیاتوری ترین تصویر دنیای منهتو مثه خوابی و ای ک

ادامه مطلب  

بی خیال من...من که دیگه رد داده مخم  

بدون نظر
بدون نظر
بدون نظر
این روزای تلخ منو وبلاگم...
تف...
لعنتی اینجا یروزی تو صف کامنتا کشته داد
سه نفرم مجروح شدن
کامنت ندارم ولی اسیر دارم
امان از کودتا
امان از کودت ها...
دنبال ی حرفی هستی که آرومت کنه؟
دنبال ی کسی باش ک آرومت کنه
هرچند ک آدما از حرفا زودتر میرن
زودتر
و
زودتر
امروز و تا این ساعت من زنده ام
اگه کسی این پیامو دریافت میکنه
من هر روز راس ساعت دوازده تو ضلع شرقیه سنترال پارک هات داگ میخورم

ادامه مطلب  

ادابازی عشق  

مگر به این که ادا درآوردن گناه است اعتقاد ندارید؟! مگر نمی دانیدمسخره بازی کار خوبی نیست؟! آهای ایها الناس ؛ ادای چیزی و کسی را درآوردن تباهی می آورد.آن قدر ادای عشق و عاشقی را درآوردید که عشق رنجید و رفت..تا حدی گندش را درآوردید که برای نوشتن یک عاشقانه ی واقعی صدبار باید ناز قلم و کاغذ را بکشیم.. که بابت طرز نگاهمان باید به زمین و زمان جواب پس بدهیم.. ادا بازی شما تاوان سنگینی برای ما دارد. نسلی پر از روياي باور نکرده و بی مخاطب صفحات مجازی و کا

ادامه مطلب  

من آدم رویای تو نیستم  

من آدم روياي تو نیستم
من فکر و ذکرم پرتاین سازه
یکی مث تو با چش رنگی
با یه روانی کهنمیسازه
من آدم روياي تو نیستم
من با خودم درگیرمافسردم
من زخمی راهن همه پاهام
از بس تو هر راهی زمینخوردم
کنار من لب یه پرتگاهی
که آخرم سقوطمیکنی
دیوونه زل نزن توی چشام
چرا هرچی میگم سکوت میکنی
 
 
-بخاطر دلم-

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

دوستت دارم  

 
دوستت دارم ای تک روياي زندگی مندوستت دارم ای تنها عشق منتو تک چراغ زندگی منی با من بمانتو آن تک واژه زندگی من هستیدوستت دارم ای تنها عشق منتو تک خوشی زندگی منی با من بمانتو آن تک عشق زندگی من هستیدوستت دارم ای تنها عشق منتو تک کلید خوشبختی منی با من بمانتو آن تک یاردوران تنهایی من هستیدوستت دارم ای تنها عشق منتو تک ستاره ی زندگی منی با من بمانتو آن تک نیاز زندگی من هستیدوستت دارم ای تنها عشق منتو تک امید زندگی منی با من بمانتو آن تک آوای زندگ

ادامه مطلب  

تاریخ قدیسان  

در تاریخ چنین آمده است که یوسف نه سال داشت که به چاه افتاد، در دوازده سالگی به زندان رفت، هیجده سال در زندان بود و هشتاد سال پس از آزادی در مصر زندگی کرد؛ به این ترتیب در مجموع 110 سال عمر کرد. می‌گویند پس از وفات حضرت یوسف علیه السلام مردم مصر به نزاع برخاستند و هر دسته‌ای خواهان دفن جنازه او در محله خود بودند، تا اینکه پیکر وی را در تابوتی از مرمر نهادند و در کف رود نیل دفن کردند. سال‌ها بعد حضرت موسی علیه السلام پیکر وی را به فلسطین منتقل کر

ادامه مطلب  

دانلود کتاب صوتی ۱۲ ستون موفقیت  

کتاب ۱۲ ستون موفقیت  یکی از کتابهای خوب و ارزشمند جیم ران است که می تواند برای هر فردی مفید باشد .
ستون موفقیت : جیم ران یک مربی موفق و صاحب نام در سطح بین المللی است و افراد معروفی همچون آنتونی رابینز ، بیل گیتس ، جک کنفیلد از جمله کسانی هستند که از مربیگری او استفاده می کنند .
این کتاب حقایق جاودانی از زبان یکی از بزرگان انگیزه‌دهندۀ نسل ما است. جیم به مدت چهل سال است که به دور دنیا سفر می‌کند و فلسفه و اصول مرتبط با دوازده ستون موفقیت را آموز

ادامه مطلب  

معرفی و دانلود کتاب "رویای زمستانی"  

نویسنده: پویا جفاکش
این رساله یکی از شخصی ترین کتابهای من است.در آن از تجربه ی دو رویا در اواخر زمستان سال 1394 گفته ام.این رویاها در زمانی ظاهر شدند که از مدتی قبل در حوزه ی اسطوره شناسی تحقیق میکردم و این دو جایی در مرز اسطوره و تجربیات شخصیم قرار داشتند.این موضوع شاید برای کسانی که میخواهند بدانند خط فکری من در مقالات و کتابهایم از کجا می آید مهم باشد.چون پس از روبرویی با این دو روياي شفاف و مقایسه ی آن با رویاهای بعضی از دوستانم به این نتیجه ر

ادامه مطلب  

مهدویت در مذهب شیعه دوازده امامی چگونه است؟؟  

شیعیان دوازده امامی معتقدند بنابه وعده الهی فردی از نسل پیامبر اسلام و هم‌نام وی، نهمین فرزند از نسل حسین بن علی، با لقب �مهدی�[۹] ظهور می‌کند و زمین را سراسر عدل و داد می‌کند.
بنابه این اعتقاد، مهدی فرزند حسن عسکری (امام یازدهم شیعه) در سال ۲۵۵–۲۵۶ (قمری) به‌دنیا آمده است و پس از دوره‌ای به‌نام غیبت صغری که به وسیلهٔ نائبان[۱۰](جانشینان) خاص او با مردم بخصوص شیعیان در ارتباط بوده، غیبت طولانی (غیبت کبری) شروع شد که تا زمان ظهور ادامه

ادامه مطلب  

966  

ساعت نه ونیم بیدارشدم ازخواب،هیچیم درس نخونده بودم
ساعت دوازده هم میانترم داشتم:|| 
من مونده بودم وهشت تا پاور پوینت:/// 
تو برگه پشت ورو نوشتم! هردوتا پاور پوینت ی‌برگه پشت ورو
شد! خلاصه چارتابرگه داشتم ب چ گنده ای

ادامه مطلب  

گام های موسیقی (قسمت اول)  

#گام_های_موسیقی (قسمت اول)#Scales

ادامه مطلب  

درد مددکار بودن  

بر سر کار برگشته ام و موضوعی ذهنم را مشغول کرده است. مشاهدات سفرم را وقتی با پرونده هایم میکس کردم، یک موضوع ذهنی از آن در آمد که چند روز است به آن می اندیشم. در بلوچستان شاهد ازدواج زودرس بودیم، بعضا دختران دوازده و سیزده، چهارده ساله ای که ازدواج کرده بودند. البته آنجا این، ازدواج زودرس مرسوم و متداول می‌باشد.قانون کشور سن ازدواج دختران را سیزده سال در نظر گرفته است و دولتمردان و نمایندگان مجلس،تلاش آن دارند که این سن را به پانزده سال برسا

ادامه مطلب  

ربیع الاول  

 
ماه ربیع اول بهار ماه ها
ماه ربیع الاول مانند نامش بهار ماه های دوازده گانه است؛به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است .

ادامه مطلب  

آوای بهبودی1 دیماه  

"هدف قدم دهم ابتدا نشان دادن وسپس برطرف کردن موانعی است که
امروز بر سر راه بهبودی ما قرار دارد."دوازده قدم ودوازده سنت پرخوران گمنام ص88
قدم دهم همیشه به من یادآوری می کند که کار باید انجام شود.امروز وقتی به مانعی بر می خورم ................

ادامه مطلب  

حرف دل اثر دارد.فرهنگ سالم مثل هوای پاک است.  

 
* حاج آقای قرائتی: من یك وقت در تلویزیون یك خاطره ‏اى از یك طلبه‏ گفتم، طلبه هم برادر آیت الله مشكینى است كه مرحوم شده است (چون مرحوم شده نامش را بردم) برادر آیت الله مشكینى یك روحانى بود در ملایر، ایشان مى‏گفت: زمان شاه به دهى رفتیم براى تبلیغ‏ و مشاهده كردیم كه مردم ده آب آشامیدنى ندارند. غروب كه مى‏شود، اسب و الاغ و گاو و... را بر مى‏دارند و با سطل و مشك مى‏برند چند كیلومترى و از چشمه آب مى‏آورند. مى‏فرمود دلم سوخت و در قم خانه‏اى داشتم،

ادامه مطلب  

پول، شکم، صندلی و قدرت‌ ها معبود نیستند که ما عابد آنها شویم 96/10/3  

پول، شکم، صندلی و قدرت‌ ها معبود نیستند که ما عابد آنها شویم           
پروردگار از روی رحمت و قدرت خود حقایق، لطائف و معانی بلند را تنها برای درس‌ دادن به بندگانش و اتمام حجت به عبادش در یک جمله قرار می‌ دهد، اگر در قرآن کریم از اول سورهٔ حمد تا «من الجنة و الناس» دقت کنید، دو بار کلمهٔ طیبهٔ «لا اله الا الله» ذکر شده و در بقیهٔ آیات، «لا اله الا هو» یا «لا اله الا انا» است؛ همین «لا اله الا الله» که یک خط هم نمی شود، یک‌طرفش منفی «لا اله» و یک

ادامه مطلب  

یه روز پر حرف  

امروز صبح زودتر از همیشه اومدم . تو هم اومدی زود 
حرف هامون شروع شد . اون قد گرم حرف شدیم که یهو‌دیدیم ساعت نه شد. 
هر دو باعجله و خنده رفتیم پی کارهامون
تا حدود ده و نیم که تنها بودم و زنگ زدم . اما نبودی و نشد حرف بزنیم. که گفتی رفتی مانتو برام بخری اما خب اونی که در نظر داشتی فروش رفته بود. 
مشغول ناهار و نماز و  فیلم شدم .
شد دو و نیم که اومدم پیشت
دیدم دوازده پیام دادی اما انلاین نبودم . 
حرف هامون شروع شد . چندتا عکس دیدیم 
باز تنها شدم و زنگ زدی

ادامه مطلب  

"لولهنگ"، نمونۀ بارزی از انحطاطِ علومِ عقلی  

بهرام مشیری:"علی نگهدارِت"، نمیدونم "دستِ علی به همراهِت"، "علی یارِت"، اونوقت "علی یارِت" چه مزخرفیه داری میگی؟ چه جوری علی یارَم؟ کجاست این علی که یارِ من باشه؟ لااقل این کار را هم میخواهی بکنی با، در تاریخ ها آمده است که "علی بن ابیطالب هرگز دروغ نگفت"، بیا اون راستگویی رو اقلاً گسترش بده، خودت هم راست بگو، کارِ خودت رو کردی، اما علی چگونه میخواد یارِ من باشه؟ اون بیچاره یارِ خودش نتونست باشه، زدند کشتنش.متأسفانه این عرض میکنم خانقاه ها هم ش

ادامه مطلب  

هـنـر در دنـیـای کـودکـان  

کودکان در زندگی و در بسیاری از مسائل مربوط به خود ناآگاهانه از محیط طبیعی خویش الهام می‌گیرند یا درصدد تقلید از آن برمی‌آیند، البته آن‌ها با دید و دریافتی دیگر به تمام موجودات چه جاندار و چه بی‌جان می‌نگرند و می‌اندیشند. این موضوع چیزی نیست مگر سادگی توأم با صداقتی که در وجود آن‌هاست، حتی این صداقت با احساسات بی‌آلایش آن‌ها درهم آمیخته می‌شود و پدیده‌ای به بار می‌آورد که تأثیر آن در چهره و رفتار و حرکات و حتی در خطوط و نقوشی که پدید م

ادامه مطلب  

اولین نرگس امسال  

به نام خدا
 
اولین نرگس امسال را امروز خریدم. از حاج خانم گل فروش روبه روی مترو شهدا. حاج خانم گل فروش دیده بودید تا حالا؟ من دیدم. چادری با روسری گل ریز که محکم جلویش گیره زده، عینک تیپیکال و همه مهربانی و مادرانگی حاج خانم ها. همیشه چند سطل بزرگ پرگل جلوش گذاشته و مریم و رز دوتومانی و دسته های داوودی و میخک می فروشد. لهجه دارد و همیشه هست. همیشه هم سرش شلوغ است خدا را شکر. گل هایش ارزان و کوچکند. می شود سر راه خانه خودت را مهمان کنی به یک دسته داو

ادامه مطلب  

قسمت دوم داستان کشف هویت  

سلام امروز قسمت دوم داستان رو براتون آوردم

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ ( قسمت دوم)  

سلام @_@
ببخسید کم هستم و نیستم!
قسمت دوم قرار یود یکم زودتر گذاشته بشه ولی یکم دیر شد؛ بازم به بزرگی و بزرگواری خودتون عفو کنین :))
*****
قسمت دوم
- آهای آسا.. آساااا پاشو دختره‌ی خوابالو.. پاشو که الان عمه طلی میادا... نگاش کن چطور گرفته خوابیده! دهنش که اندازه غار بازه.. یه لنگش اینوره، یه دستش اونور.. خروپفشم که یه فیلُ از پا درمیاره!
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ ( قسمت دوم)  

سلام @_@
ببخسید کم هستم و نیستم!
قسمت دوم قرار یود یکم زودتر گذاشته بشه ولی یکم دیر شد؛ بازم به بزرگی و بزرگواری خودتون عفو کنین :))
*****
قسمت دوم
- آهای آسا.. آساااا پاشو دختره‌ی خوابالو.. پاشو که الان عمه طلی میادا... نگاش کن چطور گرفته خوابیده! دهنش که اندازه غار بازه.. یه لنگش اینوره، یه دستش اونور.. خروپفشم که یه فیلُ از پا درمیاره!
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

آوای بهبودی 4 دی  

"بیشتر ترس ما ناشی از ناتوانی در اعتماد کردن بوده است.ممکن است
دلایل کافی برای اعتماد کردن نداشته باشیم."دوازده قدم ودوازده سنت پرخوران گمنام ص58
اگرخوردن غیرارادی ام را ادامه دهم ودرمسیر نابودی خودم گام بردارم چه
می شود؟اگراعتیادم به غذا و همه ی نیازهایم را به نیروی برترم بسپارم و به او
اعتماد کنم ممکن است چه اتفاق بدی بیافتد؟خُب این مطلب اتفاق افتاده.
آیا من می ترسم که.........................

ادامه مطلب  

پشیمونی برای بار بیستودوم در روز  

با این حجم اندوه
آسمان اگر بودم
هیچ ابری
بی باران نمی گذشت از من...
کوه اگر بودم
چشمه ساران بسیار داشتم
اما
بی کسی بیابانم
خویش راه افتاده ام در خویش
من تکه ابری تنها
که هیچکس
باریدنش را ندیده است
#آریا_معصومی
وقتی خودم برای خودم بیرنگ میشم،خودمو نمیبینم،اونموقع ست که کم کم همه چیز به چشمام سیاهوسفید میاد
رنگ وروی همه چیز ازبین میره وقتی به خودم میام میبینم دنیای سیاه سفیدو دوس ندارم دنیایی که اینهمه تنهامو دوس ندارم سعیمو میکنم که ادمای از د

ادامه مطلب  

کلیپ های امروز(پنجشنبه6\10\96)  

امروز مجموعه کلیپ های حمله ی زامبی ها به زمین رو میگزارم.من به خاطر یک سری مشکلات تنظیمات دو روز ساخت وبلاگ به رو تعویق انداختم به همین دلیل امروز سه تا کلیپ میگذارم.حجم قسمت یک 13 مگ حجم قسمت دوم 9 مگ وحجم قسمت سوم 27 مگ هست امیدوارم از دیدن این کلیپ ها لذت ببرید.نظر فراموش نشه. شما میتونید کلیپ ها رو از گوشه راست وبلاگ دانلود کنید.منتظر کلیپ های بعدی ما باشید.

ادامه مطلب  

آوای بهبودی 5 دی  

 
"هنگام روبه رو شدن با مشکل ها یا تصمیم گیری هادر مورد غذا یا درباره
ی زندگی و یا در مورد احساس های افسار گسیخته،به گونه ای جدید
واکنش نشان خواهیم داد.به جای عمل کردن براساس میل آنی به میزان
کافی صبر کرده تا به اراده ی خدا پی ببریم."دوازده قدم ودوازده سنت پرخوران گمنام ص 35
من یاد گرفتم به خداوند اعتماد کنم تا از من مراقبت کرده و درمقابل
پرخوری بی اختیار به من کمک کند.خداوند  "یک روز یک روز   "  نیرو ،توانایی و عشق خود را با گرفتن وسوسه
ی غذا،ث

ادامه مطلب  

خلاصه 45 کتاب مدیریتی در چهل جمله  

1- اجرا بزرگ‌ترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.
۲- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند.
۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.
۴-در بازاریابی نوین (بازاردانی)ب

ادامه مطلب  

دوقلوها .. و سایر قضایا !  

چند شب قبل همراه همسرجان برای خرید به هایپر استار خلیج فارس رفته بودیم . خرید ها رو که انجام دادیم رفتیم قسمت فودلند که شام بخوریم. یک لحظه سر میز روبرویی چشمم افتاد به دو آقاپسر حدوداً بیست و پنج ساله که دوقلو بودن و لباسهاشون هم عین همدیگه بود. چند لحظه بعد دیدم دو تا آقاپسر دیگه که اتفاقاً اونها هم دوقلو بودن اومدن و با دوقلوهای اولی دست دادن و خوش و بش کردن و نشستن سر همون میز .. قضیه برام جالب تر شد. دو سه دقیقه بعد یک جفت دوقلوی دیگه!! خسته ت

ادامه مطلب  

جشن چهل روزگی  

از صبح یه جوری بودم
یهو یادم اومد من خیلی وقته پاکم..
رفتم تقویمو نگاه کردم..دقیقا فرداش که الان باشه چهلمین روز پاکیم بود
حالم بد شد..خوشحال بودم و هستم.‌خیلی نمیتونم بگم چقدر ولی حالم بد شد
فقط گریه میکردم..گریه کردم عصر یکم خوابیدم بلن شدم انگار نه انگار چیزی 
بوده..دوازده شب ک شد دیگه دست خودم نبود..میگفتم چهل روز شدی..همه 
روزای گند و سختم جلو چشمام اومد..همه شبایی که گریه میکردم فقط یه هفته
ده روز پاک باشم..همه شبایی که حالم از خودم بهم میخو

ادامه مطلب  

همه چیز را می شود حاشا کرد جز عطر آنکه دوست می داری(نزار قبانی)  

گفتم : " وسائلتو بذار توی کیف من .دیگه کیف خودتو نیار .می خوایم پیاده بریم راه زیاده ، خسته می شی"  تند تند همه را از جیب ها و کیفش ریخت توی کیفم و راه افتادیم .آخر شب وسائلش را برگرداندم. نگاه کرد، نگاه کردم ،همه ی خرده ریزها را برگردانده بودم . حالا چند روز گذشته . دیشب دنبال کلیدم می گشتم پیدا نمی شد ، سردم بود کیفم را خالی کردم روی پله ی دم در .یکهو لای کتابها و کیف پول و تسبیح و دانه های عناب و دسته کلید خال خالی شیشه ی کوچک عطری را دیدم .عطر من نب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1