۱۸ روز تا ۱۸ سآلِگی  

کوچک تر که بودم راجع به هیجده سالگیم کلی خیال پردازی میکردم . الان چند سال بعد ِ و هجده روز تا هجده سالگیم مونده.تنها چیزی که مهمه اینه که مینآ کوچولوی چند سالِ پیشُ به آرزو هاش برسونم . کلی پیشرفت ؛ تلاش ُ لبخند ُ خوشحالی در پیش دآرم . بدو که رفتیم

ادامه مطلب  

دانلود رایگان ساخت ایران 2 قسمت 1  

دانلود رایگان سريال ساخت ایران فصل دوم قسمت اول با لینک مستقیمبا 4 کیفیت 4K و FullHD1080P و HD720P و LQ480PFree Download Persian Series Sakhte Iran Season 02 Episode 01 4K
گروه فیلم : اجتماعی و کمدیسال تولید : 1396تعداد قسمت ها : 17 قسمتکارگردان : برزو نیک‌ نژادبا هنرمندی : امین حیایی ، محمدرضا گلزار ، سحر دولتشاهی ، محسن کیایى
خلاصه داستان : فصل دوم سريال ساخت ایران که در سال 90 فصل اول آن پخش شد به تازگی فصل دوم این سريال هم آغاز شده که قرار هست بزودی در شبکه خانگی منتشر شود داستان سريال س

ادامه مطلب  

قآنونی  

بعد از ظهر هآی زمستون لم میدادم بقل پای مامان و مشقامو مینوشتم .  چای داغ و نون و پنیر . مامان لقمه میگرفت . آبجی بزرگه خیلی قشنگ و شیک نشسته بود بعد از هر گآزی که به لقمش میزد یه قلپ چآی شیرین میخورد و به من میگفت انقدر بی کلاس نباش نگآ کن رنگ چاییت پنیری شد . منم در حالی که لقممو فرو کرده بودم توی لیوان چای منتظر بودم تا لقمم مثل خمیر قبل از پخت بشه ، بهش میخندیدم . امروز صبح که هجده سالم شد فهمیدم. چقدر دلم واسه لقمه ی خیس خورده تو چآی شیرین تنگ شد

ادامه مطلب  

معرفی بازی انچارتد  

سلام به تمامی دوستان عزیز شاید تا حالا اسم بازی uncharted را شنیده باشید. اگر به بازی های هیجانی، کمی ترسناک، معمایی و اکتشافی علاقه دارید این بازی بهترین گزینه برای شماست. البته روی قسمت ترسناک تاکید دارم. دوست ندارم فکر کنید این بازی آنقدر ترسناک است که شب خوابتان نبرد فقط در حدی که آدرنالین خون شما برای لحظه ای کوتاه بالا رود و آن هم فقط در بعضی قسمت ها . بازی uncharted در ۴ قسمت ساخته شده. ۳ قسمت اول در یک سی دی و قسمت ۴ در یک سی دی جدا ساخته . قسمت او

ادامه مطلب  

اثر تلاش  

یعنی خوش به حال دیگران. انگاری خدا به این ها نگاه ویژه کرده. تازه ببین چه قدر امکانات دارن. خوب اگه خدا به من هم  استعداد می داد و این همه امکانات، من هم فوق العاده می شدم. قسمت این هست که من این شکلی باشم و با قسمت که نميشه جنگید.
درسته با قسمت نميشه جنگید، اما قسمت را چه کسی به وجود می آره؟
خود ما هستیم که تعیین میکنیم، فردایمان چگونه باشد. خودمان تعیین میکنیم، که ده سال دیگه همین جایی باشیم که الان هستیم و یا ده سال جلوتر از این جایی که امروز ای

ادامه مطلب  

مرگ یک فیلمساز و ملکه  

‍ مرگ یک فیلمساز و ملکه N.Mokhtari
اسدالله خان باز عجله کرد...اصلا ابن بشر انگار هفت ماهه بدنیا آمده است . زبانمان مو درآورد از بس گفتیم عجله کار شیطان است و کشور ما هم یک کشور اسلامی و خدایی است شیطان جرات هفت جدش هم نیست که طرفهای مملکت ما پیدایش بشودپس هیچکس در مملکت ما اهل عجله و گوش کردن بحرف شیطان نیست .گمان می کنید چرا وقتی دستور داده میشود با فساد اقتصادی مبارزه شود کسی گوش نمبکند چون هیچکس نمبخواهد شیطان وسوسه اش کند و به جهنم برود .عجله و ش

ادامه مطلب  

حرف حساب....حرف چرند....  

دو دسته از حرف ها هستند که آدمی برای آنها هیچ جوابی ندارد
دسته اول ، همان حرفهای حساب....
و دسته دوم ، حرفهای چرند....
در برابر هر دو ، تنها جوابی که دارید ، سکوت است...
هر دو سکوت شما را به تحیر وا میدارد....
تحیر حاصل از سکوت اول، شما را به سمت و سوی تعمق می کشاند....
و ماحصل سکوت دوم، احساسی در شما پدید می آورد به نام تأسف.....
آنگاه که متأسف می شوید ، به خودتان قول دهید که 
هرگز ،اسباب تأسف دیگران را فراهم نیاورید...
 

ادامه مطلب  

جنگل سوخته را وعده ی باران ندهید  

نمی دونم دقیقا باید با زندگیم چه غلطی بکنم. هر کاری که می کنم دیگران غر می زنن. الان یه عده ام میان کامنت میذارن واسه خودت زندگی کن . اخوی ! بزرگوار ! آدم تا داره با خانواده اش زندگی می کنه نمی تونه واسه خودش زندگی کنه. کتاب می خونم مامانم میگه یعنی چی همش افتادی یه گوشه به کتاب خوندن. فیلم میبینم مامانم میگه یعنی چی این فیلما !! ما اگه می خواستیم تو از این فیلما ببینی خودمون ماهواره می گرفتیم. با دوستام قرار میذارم برم بیرون مامانم میگه اونایی رو

ادامه مطلب  

حکایتهای احمد محمدی راستگو(سوران)  

باکسی که در ظاهر نجیب و بی آزاربود درکاری شریک شدم.شبی پایم به منزلش بازشد.دیدم درهمه ی مسائل خصوصا پولی به همسرش دروغ میگویدواوراازموضوع پرت میکند.نوبت به حساب وکتاب خودمان رسید.اوکه خود حساب وکتاب رابه دست گرفته بودچنان حسابی کرد که انگشت به دهان ماندم وبدهکارش شدم.گفت ادامه میدهی شراکت را ؛گفتم نه.گفت چرا؟گفتم اگرناراحت نشوی علت این است:
آنکه با اهلش نشست به دروغ....آتش افروزد نه راه فروغ
توبا آن رهرو دائما شریک....نبودی صادق چومردان نیک
ا

ادامه مطلب  

کودک را ادم حساب کنید  

قسمت تاریک  

همیشه یه قسمت تاریک توی ذهن همه ادم ها هست که بعضی وقتا باعث میشه بد باشن قسمت تاریکی که خیلی بستگی به شرایط داره که چقدر میتونی جلوی تاریکی درونت رو بگیری ادم هایی که اطرافت هستن چقدر میتونن باعث بشن ادم بهتری باشی و تاریکی رو پس بزنی گاهی بدون اینکه بخواهیم یا بدانیم باعث میشیم از یه ادم فقط تاریکی بمونه .
ادم ها خیلی پیچیده هستن باید مراقب باشیم تا جایی که میتونیم بخش روشن ادم ها رو فعال کنیم نه تاریکی هاشونو ....

ادامه مطلب  

...من هستم  

اگه از دنیا دلت گرفته غمت نباشه ...من هستم 
پیدا نکردی کسیو که با تو همصدا شه ....من هستم 
اگه دیدی که زندگی با تو را نیومد ....من هستم
واسه عشق من کلی سال بعد دل تو لک زد ....من هستم 
من هستمممممممم
من هستم
رو عشق من حساب کن همیشه
آدم از عشقش که خسته نميشه
تنها من رو تو ذهنت نگه دار 
تا تو بخوای من هستم 
نزدیک من باشی ، نباشی
غرق سکوت شی یا که صدا شی 
هرگز نمیگم به تو خدانگهدار!!! 
تا تو بخوای من هستم 
آاااااااای من هستم ...‌
اگه عشق ینی تو نباشی و فک کنم

ادامه مطلب  

اصطلاح و عبارات و تکیه کلامهای عامیانه و رایج زبان انگلیسی قسمت 7  

You make me sick: حالمو بهم میزنی
 let me see the john: میخوام برم دست شوی  
It’s all up with him/her: آب از سرش گذشته
 Tit for tat: این به اون در 
cost an arm and a leg…..خیلی گران 
It’s my treat: (نوبت منه (که حساب کنم 
High Five or Up Top: بزن قدش
I wish the best for you: بهترینها رو برای شما آرزو می کنم
I wish you many years of happiness: سالهای شاد بسیاری را برای شما آرزو دارم
Heartiest congratulations: صمیمانه ترین تبریکات
as easy as ABC/ it’s a piece of cake/ It’s duck soap: براحتی آب خوردن
my hands are tied: دست و بالم بسته
 

ادامه مطلب  

خمینی و 14 فوریه  

زمستان سال 1367 بود. هجده ساله بودم و برای رفتن به کلاس کنکور آموزشگاه علوم در چهار راه کالج و رو به روی دبیرستان البرز، فاصله میدان 24 اسفند (اسم آن را انقلاب هم میگویند) تا چهار راه کالج را هر روز پیاده میرفتم. رو به روی در اصلی دانشگاه تهران بودم که جمعیتی را دیدم که شعار های مرگ بر این و آن و این کشور و آن کشور سرمیدهند و پوسترهایی را هم حمل میکردند. عادت به توجه به آنها نداشتم و به جایش در ذهنم مطالب درسی را مرور میکردم. شب که به خانه برگشتم، تاز

ادامه مطلب  

_T_  

خب اولااگه میخواین بجنگین وحرف حساب حالیتون نیس پس اینقدر بجنگین تاخودتون بفهمین پرچم زمستون همیشه بالاست

ادامه مطلب  

حساب بردن تا این حد  

یه بارم نمیدونم چکار کرده بودم خوشت نیومد ینی فک کنم دوست نداشتی اون کارو کنم (تا چن وقت پیش خود کاره رو یادم بود ولی وقتی میام بنویسم یادم میره

ادامه مطلب  

حساب وکتاب  

هشدار که هر ذرّه حسابست در اینجا
دیوان حسابست و کتابست در اینجا
حشرست و نشورست و صراطست و قیامت
میزان ثوابست و عقابست در اینجا
فردوس برین است یکی را و یکی را
آزار و جحیمست و عذابست در اینجا
آن را که حساب عملش لحظه به لحظه است
با دوست خطابست و عتابست در اینجا
آن را که گشودست ز دل چشم بصیرت
بیند چه حسابست و چه کتابست در اینجا
بیند همه پاداش عمل تازه به تازه
با خویش مر آن را که حسابست در اینجا
با زاهدش ار هست خطابی به قیامت
با ماش هم امروز خطابست در

ادامه مطلب  

خبر آمد خبری در راه است حاجی  

یه آدم جدید وارد داستان شده .باز دوباره یه محمد دیگه!. نمی دونم هنوز قراره چقدر تو سريال نقض داشته باشه. سحر نقش اول داستان هنوز در حاله کشف کردن پسر که. ببینیم استعداد و علاقه موندن تو سريال داره یا بازیگر مهمونه. . ‌ 
فعلا که دو شبه دارم می شناسم پسرک رو ..
 

ادامه مطلب  

.  

زشت و زیبا، چاق و لاغر، سفید و سیاه. 
هردو جوون، بی پول، بی كار، نا امید، تنها
پدر مریض و مادر ناتوان
هر دو تنها حامی پدر و مادر
...
اینا رو چرا میفرستی سراغم؟
برنامه ت چیه؟
نمیفهممت
من چیكاره ام این وسط؟
- نميشه امتحان از یه درس ساده تر باشه؟

ادامه مطلب  

لاس زدن در تاکسی !!  

امروز نوبت دکتر پوست داشتم . ساعت ۸ رفتم دکتر وقتی اومدم بیرون ساعت ۱۰ بود . یه یک ربعی منتظر تاکسی شدم که نیومد ناچارا سوار ماشین شخصی شدم . نشستم عقب . راننده اش یه پسر ۲۳ -۲۴ ساله بود . یکم جلوتر از جایی که من سوار شدم یه دختر ۱۷ -۱۸ ساله سوار شد می رفت دروازه دولت . با یه کیلو عشوه خرکی پرسید ببخشید مسیر بعدیتون کجاست . پسره جواب داد . گفت ای بابا نمی خوره مسیرم به شما که و همین شد سرآغاز یک گفتگوی تهوع آور . دختره یه جوری عشوه می ریخت که دلم میخواس

ادامه مطلب  

رفیق روزهای تنهایی  

 
هندزفری قطعاً یکی از بهترین اختراعات بشر به حساب میاد... چون به گوش هامون قدرت انتخاب میده... که چیزهایی که دلمون میخواد رو بشنویم و چیزهایی که دلمون نمیخواد رو نشنویم... توی این دنیای پر از صداهای ناهنجار هندزفری نعمت بزرگیه... و این روزها بهترین دوست من.

ادامه مطلب  

شش سال تمام ...  

وقت آن رسیده است که دیگر حساب کنم سال های نبودنت
              شش سال تمام است که میپرم از خوابهایم به پشت بام بودنت
 
میکشم هر شب کنار پنجره از زیر پاهایت غرور له شده ام
               به پای هم قسمت نبود و نشد، عاقبت به دستانت پیر شده ام
                                                                           "دیوار غم"

ادامه مطلب  

شاخه ای از کمال  

تو فرهنگ ما خیلی چیزها حرمت داره. باید هم حرمتشون  حفظ بشه.تسبیح نون نمک قران تنور  وغذای امام حسین ونذری و...اسلام دین حیا ست.حفظ شدن حرمتها.جامعه بی حیا یک جامعه مریض حساب میشه.یک جامعه روانی با مردمی سردر گم ومنزوی وعقب افتاده.هیچ کس دوست نداره بین همچین مردمی زندگی کنه.جامعه بی حیا پیشرفت هم نمی کنه. وقتی حرمت حفظ نشه دلیلی هم برای معاشرت وجود نداره.  محله های بد نام در هر شهری نمونه بارز چنین جامعه ای ست.بی حیایی وپرده دری ریشه همه مشکلات ف

ادامه مطلب  

قلب ِ سبز ِ من :)  

یه کوله پشتی . تموم ِ دارایی ِ من یه کوله پشتی هم نميشه . الباقی توی اون باغ ِ وسط ِ سینمه . سبز میشم بالاخره . سبز ِ سبز . گُل میدم . میشم یه باغ ِ قشنگ ِ پُر شکوفه . درختا بهاری میشن ، رشد میکنن ، شاخه و برگ میدن و از چشمام میزنن بیرون . اونوقت ِ که فقط شکوفه میبینم .

ادامه مطلب  

315  

یک بار کسی به من گفت که شبیه دخترهای توی قصه ام. آن وقت ها که گذشت را نمی دانم اما حالا اگر باز داستان مرا می شنید به قسمت های نرم و مهربان و غافلگیرانه ی این قصه می چسبید و حتی با صدا زدن های پیاپی ِ مادرش نمی رفت شام بخورد... :)

ادامه مطلب  

هی سیگار و هی سیگار و هی سیگار  

چه شبها که این خط عمودی مشکی رنگ اینجا چشمک زد و منتظر بود که چیزی نوشته بشود. چقدر نوشتم و از ترس رسوایی پاک کردم. چقدر هر هوسی را لای شرم پیچیدم و فرو دادم و فراموش کردم. چقدر خجالت کشیدم که آرزوی مرگ را فریاد بزنم. چقدر امشب قفسه ی سینه ام از زور سیگارهایی که بی حساب و کتاب می کشم درد می کند. سینه ام درد می کند. درد، سوار سینه ام شده است. این را هم باید فرو داد.

ادامه مطلب  

علم_نه به گیاه خواری  

حالا شاید این تیتر رو بخونید بگید تو حق نداری برای کسی تکلیف تعیین کنی و هر کسی حق داره خودش شیوه ی تغذیه شو مشخص کنه . خب باید بگم اگر یه زمانی یه گروهی پیدا شدن که گفتن آدما زیادی دارن از کسیژن جو استفاده میکنن و ما برای حفاظت از محیط زیست تا سی سالگی بیشتر عمر نکنیم و خودکشی کنیم شما اینو هم یک نوع شیوه ی زندگی می دونید؟! مسلما نه ! چون عملا ضربه زدن به خود حساب میشه و غلطه !
اخیرا آدم هایی که دغدغه ی حفاظت از محیط زیست و حیوانات رو دارن رو به افز

ادامه مطلب  

ماه  

نیمه شب بیدار بشی ...ماه درست وسط پنجره باشه...مگ میشه به خاطرات خوبی ک گذشت فکر نکرد؟؟؟
مثلا به وسعت لبخند هات
مثلا به امنیت آغوشت
مثلا به خوندن شعر مورد علاقه مون وسط پل هوایی
مثلا به کوچه گردی ها
 
نور ماه معجزه ای داره که فقط خاطرات خوبو ب یاد آدم میاره....و این بی عدالتیه محضه ک من دلتنگ بشم
به سکوت جیر جیرک ها قسم به این رفتن و نموندن مجبور میشدیم اگه پیش تر میرفت این رابطه
امان از این نور ماه که از پنجره پاک نميشه

ادامه مطلب  

جریانات امروز  

کلا این داداش کوچیکه ی من سوژه س ..
حالا میگم کوچیک خیال نکنید ۱۵ ۱۶ سالشه ها .. خیر 
بزار حساب کنم .. بله ۲۸ مهر ۹۷ چهل و سه سالِ تمامش میشه 
داداش بزرگه راهیِ مشهد بود مام گفتیم بریم از راه آهن راشون بندازیم و قبل سفر ببینیمشون .. 
همچین قشنگُ از اونورم دلتنگ راهی شدیم .. 
حالا اینجا رو ببین که برادرِ ما که چهارصد و شصت دفعه به قول خودش از داخلِ شهر رفته راه‌آهن، ما رو که میبینه فیلش یادِ هندستون می‌کنه که با این نرم افزارهای مسیریاب بره .. 
یکی ن

ادامه مطلب  

هنوز عشق تو توی این دلمه...  

همچنان دلم برات تنگه هر روزی که میگذره بیشتر از روز قبل 
به درو دیوار چنگ نمیزنم گریه نمیکنم ولی از درون داغونم خیلی داغون مگه میشه ازت گذشت مگه میشه فراموشت کرد نه نميشه هیچ وقت نميشه تو هیچ وقت فراموش نمیشی یعنی من آدم فراموشکاری نیستم نمیتونم نمیتونم از کسی ک بهترین لحظه ها رو برام ساخته بگذرم و فراموشش کنم من تا ابد بیادت هستم و دوستت دارم حتی اگه دیگه اینجا نیام و برات ننویسم باز هم دلیل به فراموش کردن تو نميشه تو همه دلخوشی و زندگی من ب

ادامه مطلب  

آقای کلوین قسمت دوم  

 آقای خارجی بهم میگه: عزیزم صبحت بخیر، فرشته من دیشب رو چطوری گذروندی؟ برام تعریف کن!
 
نده م می گیره به حال و روز کشورمون تو موقعیت فعلی، و به دیشبم فکر می کنم.
و اما دیشب، تو گروه همکارا حسابی گفتگو از اوضاع زیبا و رو به راه مملکت بود و انواع اعتراضات و توضیحات تکراری در موردش.
شب تنهایی ام در قصد جان بود، اون از ایران مذهبی بودن براش پررنگه و میگه ایران کشوری نیرومنده، پر از پوزخند میشم، انقده شایعه درست کردیم هم خودمون باورمون شد هم بقیه می

ادامه مطلب  

پارانرمال  

گفته بودم دارم ومپایر دایریز میبینم؟
خب بجز اینکه چشمام داره در میادبرام جذابیت داره این فیلم
الان فصل 4 ام
اگر بکشم و خسته نشم فصل 5 رو هم میبینم و احتمالن  فصلش بشه سال دیگه
حالا اینارو بیخیال
میخواستم درمورد مسایل ماوراالطبیعه بگم
وای من عااااااااااااشق این جور چیزام
ینی ومپایر و جادوگر و روح و هیولاهایِ محلی و این چیزا
آدم فضایی ها هم بد نیست مثلن ولی بعد از همه اینا قرار میگیره
(مفصل تر خواهم نوشت)
مامانم چیزی نمیگه ک نبین یا هرچیز دیگه

ادامه مطلب  

french manicure  

من تازه فهمیدم مدل لاک مورد علاقم، اسم و رسم داره
مانیکور فرانسویه :)
«مانیکور فرانسوی، یک روش مانیکور است. این ایده ابتدا در پاریس به وجود آمد و مایه اصلی آن، استفاده از رنگ صورتی و طبیعی خود ناخن به علاوه خطی از رنگ سفید در قسمت جلو است. این ترکیب، یادآورنده رنگ طبیعی ناخن است. قسمت جلویی ناخن سفید می‌شود و بقیه آن با برق ناخن، رنگ صورتی می‌گیرد. مانیکور فرانسوی ممکن است به قرن ۱۸ برگردد و در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بسیار معمول بوده‌است»
دوس  دارم

ادامه مطلب  

استاندارد حسابرسي 330 - روشهاي حسابرسي در برخورد با خطرهاي برآوردي  

استاندارد حسابرسی 330
روشهای حسابرسی در برخورد با خطرهای برآوردی
 
 

کلیات
1 .     هدف ‌این استاندارد، ارائه استانداردها و راهنماییهای لازم‌ برای تعیین برخوردهای ‌کلی و طراحی و اجرای روشهای‌حسابرسی لازم برای مقابله با ‌خطر برآوردی تحریف بااهمیت در سطح صورتهای مالی و سطح ادعا در حسابرسی صورتهای مالی است. شناخت حسابرس از واحد مورد رسیدگی و محیط آن، شامل کنترلهای ‌داخلی و برآورد خطر تحریف بااهمیت دراستاندارد 315[1]، توصیف شده است.
2 .     خ

ادامه مطلب  

فکر کنم خدا بین بنده هاش فرق میذاره  

 
توی تاکسی نشسته بودم و منتظر یه مسافر که بیاد و تکمیل بشیم و راه بیفتیم... یه پیرمرد خنده رویی که پاهاش درد میکرد از آقایی که صندلی جلو نشسته بود خواهش کرد بره عقب بشینه... بعد از اینکه راه افتادیم و بعد از اینکه هزار بار از طرف عذرخواهی کرد کرایه هر چهار نفر توی تاکسی رو حساب کرد!!!... و من تمام طول مسیر به شدت متعجب بودم... و فکر میکنم دو نفر دیگه هم به اندازه من متعجب بودند... بعد از اینکه پیاده شدیم هر کدوم تقریباً هزار بار از پیرمرد تشکر کردیم...

ادامه مطلب  

دلتنگی  

عشقت در وجودم هنوز پابرجاست
حتی اگر غربت باشد و پاییز
چه زیباست سرودن برای تو در نیمه های شب
چه غوغاییست درونم امشب
گویند دل به دل راه دارد
گمانم شاه راهیست از من تا تو/که اینگونه مرا پر کرده خاطرت
یادت همیشه ماندگار
که این زیباترین قسمت زندگی من است که همیشه تورا در خودم احساس می کنم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1