دانلود رایگان رمان گریه می کنم برات  

این رمان قشنگم تقدیم به همه رمان دوست ها. من که تمش رو اصلا دوست نداشتم چون از اسمشم از اول خوشم نیومد. اما چون جزو رمان های درخواستی بود نتونستم نه بگم. این رمانم تقدیم به دوست خوبم سولماز جان امیدوارم که ازش خوشت بیاد.
اینم لینک دانلود رمان
دانلود رایگان رمان گریه می کنم برات

ادامه مطلب  

رمان بینوایان از منظر رهبر انقلاب اسلامی.  

رهبر معظم انقلاب درباره بینوایان می گویند: به
نظر من بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من
همه‌ رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان
خوانده‌ام که مربوط به حوادث قرن‌های گوناگون هم هست. بعضی رمان‌های خیلی قدیمی را
هم خوانده‌ام. مثلا فرض کنید کمدی الهی را خوانده‌ام. امیرارسلان هم خوانده‌ام. الف
لیله و هزار و یک شب را هم خوانده‌ام. وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویک

ادامه مطلب  

رمان بینوایان از منظر رهبر انقلاب اسلامی.  

رهبر معظم انقلاب درباره بینوایان می گویند: به
نظر من بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من
همه‌ رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان
خوانده‌ام که مربوط به حوادث قرن‌های گوناگون هم هست. بعضی رمان‌های خیلی قدیمی را
هم خوانده‌ام. مثلا فرض کنید کمدی الهی را خوانده‌ام. امیرارسلان هم خوانده‌ام. الف
لیله و هزار و یک شب را هم خوانده‌ام. وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویک

ادامه مطلب  

معرفی رمان دلباخته  

دلباخته (حس و حساسیت) رمان اجتماعی دیگری است از جین آوستن، نویسنده‌ی مشهور انگلیسی و صاحب آثاری چون «کاترین (کلیسای نورتنگر)»، «اِما» و «غرور و تعصب» که جزء 100 کتاب برتر جهان قرار گرفته است.
در این کتاب شما زندگی عاشقانه‌ی خواهران دش‌وود را می‌خوانید که یکی با حس، و باورهای قلبی و دیگری با حساسیت، و تکیه بر عقل، این مسیر را طی کرده و....
چکیده‌ای از متن:
آه! دوشیزه دش‌وود، موضوعى مثل این، که مدت چهارده سال آشکار نگشته در هر حال خطرناک است. هر

ادامه مطلب  

معرفی رمان دلباخته  

دلباخته (حس و حساسیت) رمان اجتماعی دیگری است از جین آوستن، نویسنده‌ی مشهور انگلیسی و صاحب آثاری چون «کاترین (کلیسای نورتنگر)»، «اِما» و «غرور و تعصب» که جزء 100 کتاب برتر جهان قرار گرفته است.
در این کتاب شما زندگی عاشقانه‌ی خواهران دش‌وود را می‌خوانید که یکی با حس، و باورهای قلبی و دیگری با حساسیت، و تکیه بر عقل، این مسیر را طی کرده و....
چکیده‌ای از متن:
آه! دوشیزه دش‌وود، موضوعى مثل این، که مدت چهارده سال آشکار نگشته در هر حال خطرناک است. هر

ادامه مطلب  

ملت عشق  

راستش هیچوقت به خودم نمیدیدم که یه کتاب500صفحه ای اونم رمان رو خط به خط بخونم 
ولی این کتاب اونقدر منو مجذوب خودش کرد که من توی دوروز این کتابو تموم کردم  خیلی قشنگ بود 
چقدر جالب، باعث میشه یه تفحصی هم بکنیم توی خودمون ،ببینیم چند چندیم با خودمون
بخونیدش بنظرم
#ملت_عشق

ادامه مطلب  

ملت عشق  

راستش هیچوقت به خودم نمیدیدم که یه کتاب500صفحه ای اونم رمان رو خط به خط بخونم 
ولی این کتاب اونقدر منو مجذوب خودش کرد که من توی دوروز این کتابو تموم کردم  خیلی قشنگ بود 
چقدر جالب، باعث میشه یه تفحصی هم بکنیم توی خودمون ،ببینیم چند چندیم با خودمون
بخونیدش بنظرم
#ملت_عشق

ادامه مطلب  

معرفی رمان اما  

اِما ( Emma ) نام رمانی از جین آستن است که درباره عشقی سو تعبیر شده، نوشته شده است. این رمان ابتدا در دسامبر ۱۸۱۵ میلادی (برابر با آذر یا دی ۱۱۹۴ شمسی خورشیدی) منتشر شد. مانند سایر رمانهایش، آستن در این داستان هم به دغدغه‌ها و مسائل زندگی زنان در دوره جورجی انگلستان میپردازد.
قبل از نوشتن داستان آستن نوشت «میخواهم قهرمان زنی بیاورم که هیچ کس غیر از خودم خیلی دوستش نخواهد داشت». در اولین خط داستان، شخصیت اسمی رمان را اینگونه معرفی میکند: «اما وود

ادامه مطلب  

معرفی رمان اما  

اِما ( Emma ) نام رمانی از جین آستن است که درباره عشقی سو تعبیر شده، نوشته شده است. این رمان ابتدا در دسامبر ۱۸۱۵ میلادی (برابر با آذر یا دی ۱۱۹۴ شمسی خورشیدی) منتشر شد. مانند سایر رمانهایش، آستن در این داستان هم به دغدغه‌ها و مسائل زندگی زنان در دوره جورجی انگلستان میپردازد.
قبل از نوشتن داستان آستن نوشت «میخواهم قهرمان زنی بیاورم که هیچ کس غیر از خودم خیلی دوستش نخواهد داشت». در اولین خط داستان، شخصیت اسمی رمان را اینگونه معرفی میکند: «اما وود

ادامه مطلب  

اتحادیه ابلهان  

این رمان روایتگر تضادها در یک متن جامعه است، اما چیزی که در وهله اول باعث توجه خواننده‌اش می‌شود، ناکامی نویسنده‌اش –جان کندی تول– در انتشار آن در دوران حیات‌اش است، در واقع نویسنده آنقدر براي انتشار این اثر به این در و آن در زد و جواب منفی شنید که در غم این ناکامی در ۳۲ سالگی خودکشی کرد و به زندگی خود خاتمه داد.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

معرفی کتاب قلعه حیوانات: جورج اورل  

- قلعه حیوانات
 
کتابی که گفته می شود در اعتراض به وضعیت آزاردهنده اداره حکومت توسط استالین
در شوروی به نگارش درآمد و زندگی اهالی این کشور را مسخ کرده است. قلعه حیوانات رمانی
پادآرمان‌شهری به زبان انگلیسی و نوشتهٔ جورج اورول
است. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی در اواخر
دههٔ ۱۹۵۰ میلادی
به شهرت رسید. این رمان دربارهٔ گروهی
از حیوانات است که در اقدامي آرمان گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای

ادامه مطلب  

معرفی کتاب قلعه حیوانات: جورج اورل  

- قلعه حیوانات
 
کتابی که گفته می شود در اعتراض به وضعیت آزاردهنده اداره حکومت توسط استالین
در شوروی به نگارش درآمد و زندگی اهالی این کشور را مسخ کرده است. قلعه حیوانات رمانی
پادآرمان‌شهری به زبان انگلیسی و نوشتهٔ جورج اورول
است. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی در اواخر
دههٔ ۱۹۵۰ میلادی
به شهرت رسید. این رمان دربارهٔ گروهی
از حیوانات است که در اقدامي آرمان گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای

ادامه مطلب  

برگزاری کلاس داستان نویسی  

 
 
برگزاری جلسه داستان نویسی در کتابخانه شهید باهنر شمیرانات
 به همت مسئول کتابخانه، خانم ملکوتی وکتابداران کتابخانه شهید باهنر شمیرانات، کلاس داستان نویسی روز چهارشنبه ۲۵مهر ماه ۱۳۹۷ به مربیگری مهسا پیروزفر کارشناس ارشد ادبیات نمایشی و باحضور جمعی از اعضا کتابخانه در محل کتابخانه برگزار شد. در این جلسه، مهسا پیروزفر مربی کلاس داستان نویسی هدف از برگزاری این جلسه را ادامه بررسی ادبیات انگلستان در دوره ویکتوریایی عنوان کرد و افزود:
با

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هشتاد و دوم  

#او_را ... (۸۲)

وقتی براي تلف کردن نداشتم .
ممکن بود جایی بره که گمش کنم !
سریع برگشتم سمت ماشین و رفتم دنبالش
مغزم پر از علامت سوال و علامت تعجب شده بود
پس پدرش شهید شده بود...!
مادرش کجا بود ؟
چرا اونجوری گریه میکرد ؟!
دستش چی شده که هنوز تو بانده ؟!
هرچی بیشتر پیش میرفت ، بیشتر تفاوت بینمون رو احساس میکردم !!
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رمان مشهور خارجی ( کیمیاگر The Alchemist ) نویسنده : پائولو کوئیلو paulo coelho  

کیمیاگر
The Alchemist 
نویسنده : پائولو کوئیلو
paulo coelho
رمان مشهور خارجی


جاوا پرنیان jar
جاوا کتابچه jar
آندروید معمولی apk

آندروید حرفه ای ( محیط زیباتر ) apk
آیفون - تبلت - آندروید epub
پی دی اف  pdf
نسخه آندروید حرفه ای

کیمیاگر درباره رمان 
رمان کیمیاگر اثر پائولو کوئلیو نویسنده مشهور برزیلی است. کیمیاگر داستانی پرکشش
و جذاب دارد و سبک داستانی آن مشابه سبک داستان‌های شرقی است؛ روح کلی
داستان دعوت به آزاد شدن از تعلقات و وابستگی‌ها و آغاز سفر

ادامه مطلب  

«آنا برنز» برنده جایزه ادبی بوکر ۲۰۱۸ کیست؟ بیوگرافی نویسنده کتاب «مرد شیری»  

«آنا برنز» ۵۶ ساله به عنوان اولبن نویسنده اهل کشور ایرلند شمالی موفق شد با رمان «مرد شیری» جایزه معتبر من بوکر سال ۲۰۱۸ را از آن خود کند. به نقل از گاردین، هیئت داوران جایزه ادبی بوکر که امسال با توجه به برگزار نشدن جایزه نوبل ادبیات از اهمیت بالاتری نیز برخوردار بود، به اتفاق آرا رمان «مرد شیری» نوشته «آنا برنز» را شایسته دریافت جایزه ۵۰ هزار پوندی بهترین اثر داستانی معرفی کردند.

ادامه مطلب

ادامه مطلب  

«آنا برنز» برنده جایزه ادبی بوکر ۲۰۱۸ کیست؟ بیوگرافی نویسنده کتاب «مرد شیری»  

«آنا برنز» ۵۶ ساله به عنوان اولبن نویسنده اهل کشور ایرلند شمالی موفق شد با رمان «مرد شیری» جایزه معتبر من بوکر سال ۲۰۱۸ را از آن خود کند. به نقل از گاردین، هیئت داوران جایزه ادبی بوکر که امسال با توجه به برگزار نشدن جایزه نوبل ادبیات از اهمیت بالاتری نیز برخوردار بود، به اتفاق آرا رمان «مرد شیری» نوشته «آنا برنز» را شایسته دریافت جایزه ۵۰ هزار پوندی بهترین اثر داستانی معرفی کردند.

ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هشتاد و سوم  

#او_را ... (۸۳)

دوباره به اسپیکر نگاه کردم
خلقت؟ هدف؟
همون چیزی که دنبالش بودم ...!!
از اینکه قسمت اول حرفشو نشنیده بودم دوباره حرصم گرفت و لبمو گاز گرفتم !
"اونوقت دیگه وقتت رو تلف نمیکنی !
حالا بگو ببینم هدف خلقت چی بود؟
تو که خودت ، خودتو خلق نکردی !
پس کسی تو رو خلق کرده !
تو خلق شدی که به چی برسی؟!
مگه نمیتونست تو رو به شکل یه حیوون خلقت کنه؟
چرا انسان خلقت کرد ؟!
به من بگو چرا ؟؟"
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هشتاد و پنجم  

#او_را ... (۸۵)

مثل مرغ سرکنده شده بودم !
هیچ جا نبود !
حتی سه شنبه و پنجشنبه رفتم اونجایی که جلسه بود ، اما نیومد ...!
امتحاناتم تموم شده بودن
با این درگیری های ذهنی واقعا قبول شدنم معجزه بود !!
مجبور شدم به گوشیش زنگ بزنم اما ...
خاموش بود !!!
چند روز بعد وقتی که سر کوچشون به انتظار نشسته بودم ،
یه وانت جلوی در نگه داشت و اسباب و اثاثیه ی جدیدی رو بردن تو خونه !
ناخودآگاه اشک از چشمام سرازیر شد...
اون رفته بود ....!!
اما کجا؟؟
نمیدونستم...
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هشتاد و یکم  

#او_را ... (۸۱)

فردا جمعه بود و این به معنی این بود که احتمالاً نه کلاس داشت و نه کار !
صبح زود از خونه دراومدم ،
شب قبلش از مامان اجازه خواسته بودم که براي تنوع ، چند روزی ماشینامون رو با هم عوض کنیم .
صبح جمعه خیابون ها خیلی خلوت بود و خیلی زودتر از اونی که فکرش رو میکردم رسیدم به محلشون .
ساعت حدودا هشت بود که یکم عقب تر از کوچشون ماشین رو نگه داشتم .
احتمال میدادم الان خونه باشه اما بعد از پنج دقیقه از کنار ماشین رد شد و رفت سمت کوچشون !!
این وقت صبح

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هفتاد و هشتم  

#او_را ... (۷۸)

شال رو دوباره سرم کردم 
و اسپری رو از کیفم درآوردم .
حواسم بود زیاد از حد استفاده نکنم که بوش آزاردهنده بشه
نمیدونم چرا
ولی ساعت خیلی آروم جلو میرفت !
احساس میکردم یک ساعت تبدیل به سه چهار ساعت شده !
تو این یک ساعت طولانی ، بارها ظاهرمو چک کردم و عکس سلفی از خودم انداختم .
بالاخره عقربه ی بزرگ ساعت ، خودشو به زور به شماره ی دوازده رسوند !
دل تو دلم نبود ...
ولی خبری ازش نشد !
بعد ده دقیقه تصمیم گرفتم بهش زنگ بزنم
که ماشینش رو دیدم !
ادامه

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هشتاد و چهارم  

#او_را ... (۸۴)

وقتی اومدم بیرون ، تعجب کردم !
سر و ته کوچه رو نگاه کردم اما خبری از ماشینش نبود !!
اونقدر فکرم درگیر بود که نمیتونستم به اینکه کجا رفته فکر کنم !
ماشین رو روشن کردم و راه افتادم
تمام طول راه با خودم درگیر بودم !
"کدوم واقعیت رو باید قبول کنم !؟
منظورش چی بود؟
یعنی چی که آدم دیندار شاده؟
بعدم چه هدفی؟
کدوم خدا؟
اون میگفت خدا رو تو اتفاقات ببین !
این میگه خدا تو رو براي خودش خلق کرده !
اینا چی دارن میگن !!
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هفتاد و ششم  

#او_را ... (۷۶)

گوشی رو از کیفم برداشتم و افتادم رو تخت
هنوز سایلنت بود و پنج تا میس کال از "اون" داشتم .
همون موقعی که تو خونش مشغول فضولی بودم زنگ زده بود و نگران شده بود !
با یادآوری خرابکاری هام و اتفاقات و در آخر هم دادی که سرش زدم ،
احساس شرمندگی کردم
لب پایینمو گاز گرفتم !
تازه فهمیدم چیکار کرده بودم !
اون همه دردسر براش درست کردم
آخرم هرچی از دهنم درومد بهش گفتم !
خجالت زده به اسمش نگاه کردم !
"اون" !!
چهرش جلوی چشمم نقش بست !
نمیدونم چرا
با اینکه

ادامه مطلب  

ادبیات، زبانی برای سخن گفتن  

می گویند جان مکسول کوتزی* جایی نوشته است: راه سومی میان حرف زدن و سکوت کردن وجود دارد، و آن "ادبیات" است. زبانی که من با آن سخن می‌گویم مناسب نوشتن است، نه گفت‌وشنود.
 
پی نوشت: به نظر من گاهی نوشتن یک درمان قوی هم هست. نوشتاردرمانی یا رایتینگ تراپی!
 
* رمان نویس، مقاله نویس، منتقد ادبی، زبان شناس و مترجم هلندی تبار اهل آفریقای جنوبی
 

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هفتاد و نهم  

#او_را ... (۷۹)

احساس میکردم به اندازه ی یک کوه سنگین شدم !
چندین ساعت بی هدف تو خیابونا پرسه میزدم و به اتفاقی که افتاده بود فکر میکردم ...!
بار اولی بود که یه پسر منو از خودش میروند !
هوا تاریک شده بود که به خونه برگشتم .
مرجان رو به بهونه ی امتحان ، از سر خودم باز کرده بودم و دلم میخواست فقط بخوابم !
جوری بخوابم که دیگه بیدار نشم ...
بدون شام به اتاقم رفتم
احساس حماقت بهم دست داده بود .
تقصیر خودم بود
اون حتی تا به حال بیشتر از دو ثانیه منو نگاه نکرده ب

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هشتادم  

#او_را ... (۸۰)

صبح ، زودتر از ساعتی که دیروز راه افتاده بودم،
از خونه دراومدم .
یه ماشین رو براي چند ساعت کرایه کردم و راه افتادم به سمت همون جایی که دیروز قایم شده بودم .
اتفاقات روز قبل تکرار شد و با دنده عقب از خیابون خارج شد !
براي احتیاط عینک آفتابیم رو زدم و شالمو کشیدم جلو 
و دنبالش راه افتادم !
واقعاً شانس آوردم که تو چراغ قرمز و ترافیک و پیچ و خم و... گمش نکردم !
بعد حدود نیم ساعت کنار خیابون نگه داشت
با فاصله ازش پارک کردم تا ببینم چیکار میکن

ادامه مطلب  

1319  

روزهای بی برنامه به ظاهر دارن خوب پیش میرن، اما جایی تو کانال آتنا، تعبیری خوندم، زمان خاکستری فکر کنم بود! وقت هایی که تفریح و کار قاطی میشه، نه تفریحی که دوست داری با لذت انجام میدی و نه برنامه ای که باید انجام دادی...
حکایت تمام زندگی من همیشه این بوده...
ذهنم پی آینده و اهداف و برنامه هاست، اما کاری که میکنم این روزها، رمان خوندن و گاهی تا صبح بیدار بودن و نماز صبحی که دو روزه قضا شده، هیچی به اندازه ی نماز صبح های قضا شده، حس باختن و بد بودن ب

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هفتاد و هفتم  

#او_را ... (۷۷)

صبح با آلارم گوشی
از جا پریدم !
اینقدر سریع بیدار شدم
که تا پنج دقیقه فقط رو تخت نشسته بودم تا ببینم چی به چیه !!

یکم به مغزم فشار آوردم
برنامه امروزم ...
تا ساعت دو دانشگاه ،
و ساعت چهار یه قرار مهم !
نمیدونم چرا دلم یه جوری میشد ...!
از فکر اینکه باهام قرار گذاشته ...
انگار تو این زندگی مسخره تازه یه موضوع جالب پیدا کرده بودم !
سریع یه دوش گرفتم
بهترین اسپریم رو زدم و انداختمش تو کیفم !
دلم میخواست امروز بهترین تیپمو بزنم تا قیافه ی ترسنا

ادامه مطلب  

نماز موجب یاد خدا است  

اد خدا بهترین وسیله براي خویشتن داری و كنترل غرایز سركش و جلوگیری از روح طغیان است. «نمازگزار» همواره به یاد خدا می‏باشد، خدایی كه از تمام كارهای كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدایی كه از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا از اندیشه ما می‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترین اثر یاد خدا این است كه به خودكامگی انسان و هوسهای وی اعتدال می‏بخشد، چنان كه غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و كیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و كم فروغی آن می‏شود.
 
انس

ادامه مطلب  

انظباط و وقت شناسی  

نمازهای اسلامی هر كدام براي خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند، لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقت‏شناسی كمك مؤثری می‏كند.
 
بالاخص كه نمازگزار باید براي ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد، طبعا یك چنین فردی گذشته از این كه از هوای پاك و نسیم صبحگاهان استفاده می‏نماید، به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز می‏كند.

ادامه مطلب  

زندگینامه جین آستین  

آستین سال 1775 در همپشایر انگلستان به دنیا آمد. همان روزی که بتهوون به دنیا آمد.البته آستین، 5 سال از او کوچک‌تر بود. پدرش کشیش بود و هفت تا خواهرو برادر بودند. اما دستشان به دهانشان می‌رسید.
جین، آدم سرزنده و خوش‌مشربی بود، با این حال تنها کسی که واقعا به او نزدیک بود، خواهرش «کاساندرا» بود. از جین بزرگ‌تر و خوشگل‌تر بود و در مقایسه با خواهرش، آدم غمگینی به حساب می‌آمد. جین از  طبیعت سرد و آرام او خوشش می‌آمد. آستین، ازدواج نکرد  (چند نفری که

ادامه مطلب  

زندگینامه جین آستین  

آستین سال 1775 در همپشایر انگلستان به دنیا آمد. همان روزی که بتهوون به دنیا آمد.البته آستین، 5 سال از او کوچک‌تر بود. پدرش کشیش بود و هفت تا خواهرو برادر بودند. اما دستشان به دهانشان می‌رسید.
جین، آدم سرزنده و خوش‌مشربی بود، با این حال تنها کسی که واقعا به او نزدیک بود، خواهرش «کاساندرا» بود. از جین بزرگ‌تر و خوشگل‌تر بود و در مقایسه با خواهرش، آدم غمگینی به حساب می‌آمد. جین از  طبیعت سرد و آرام او خوشش می‌آمد. آستین، ازدواج نکرد  (چند نفری که

ادامه مطلب  

عادت مي كنيم  

مثل همیشه . مثل خیلی چیزها ٠ كه فكر می كردیم عادت نمی كنیم ٠ عادی نمی شود ٠ كه شد ٠ كه عادت كردیم ٠ مهاجرت هم همین است ٠ جای جدید ٠ زندگی جدید ٠ همه چیزهابی كه تازگی دارد ٠ كه روزی عادی می شود ٠ براي بعضی خیلی زود ، براي بعضی بعد از یك مدتی و براي بعضی هم بعد از مدتی طولانی تر ٠
اما عادی می شود ٠ دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد ٠ مثل خیلی چیزهای دیگر ٠ كه عادی شد ٠ كه عادت كردیم ٠ مهاجرت هم عادی می شود ٠ و این آفت مهاجرت است ٠ آفت رفتن و دل بریدن ٠


ادامه مطلب  

هزار باده ناخورده در رگ تاك است...  

بسم الرحمن...
امروز بعد از مدت ها ساعت ٧ صبح رو دیدم 
صبا رو بردم دانشگاه و خودمم اومدم كتابخونه میرزا نشستم پای كارام
هنوز گیج و گنگم اما دارم خودمو جمع می كنم
میخوام كار كنم فعال باشم مفید باشم 
اما فكر كنم دیگه نمی خوام براي زندگی برم خارج از كشور اما میخوام تمام تلاشمو بكنم كه صبا و صاحبه رو بفرستم فكر كنم كار درست تریه
اما هنوزم دلم میخوام اگر قراره بچه ای داشته باشم جایی كه بهش پاسپورت دیگه ای هم بدن به دنیاش بیارم تا براي فرداش فرصت های ب

ادامه مطلب  

نقد رمان روی ماه خداوند را ببوس  

مصطفی مستور نویسنده، داستان نویس معاصر در سال ۱۳۴۳ در اهواز متولد شد. وی فارغ‌التحصیل رشته مهندسی عمران و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی می‌باشد.
در ۲۵ سالگی اولین اثر ادبی خود را به نام «دو چشم خانه خیس» در سال ۱۳۶۹ را به عرصه ادبیات ارائه نمود. از وی کتاب‌های «عشق روی پیاده‌رو»، «من دانای کل هستم»، «من گنجشک نیستم»، «استخوان خوک و دست‌های جذامی»، «چند روایت معتبر»، «تهران در بعد از ظهر»، «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین،

ادامه مطلب  

انتخابانه  

فكر نكنم درصدامو توی همه ی درسا بالا ببرم براي این آزمون
پس چنتا درسو انتخاب میكنم و در حد عالی میخونمشون
البته اون یكی ها رو هم حتما میخونم
عربی،زبان،دینی،شیمی،ریاضی موازی و زیست.....بالای هشتاد درصد
سوالای ادبیات قلم چی وحشتناك سخته و میترسم كلی وقت بزارم بخونمش و درصدم كم بشه
ولی براي اطمینان از بالا رفتن ترازم ادبیات هم به درسای بالا اضافه میشه

ادامه مطلب  

ضوابط مربوط به رمپ پارکينگ  

5- ضوابط مربوط به رمپ پارکینگ1-5- شروع رمپ با 5/2 متر فاصله از معبر عمومی (پیاده رو)2-5- شیب حداکثر 15%3-5- رعایت ارتفاع حداقل 195 سانتیمتر از روی رمپ تا زیر سقف بالای رمپ.4-5- حداقل قطر در چرخش 180 درجه 12 متر رعایت گردد.5-5- حداقل وتر مثلث در زاویه چرخش 90 درجه رمپ 7 متر رعایت گردد.6-5- در نظر گرفتن دو رمپ با عرض حداقل 5/3 متر یا یک رمپ با عرض حداقل 5 متر براي پارکینگ با ظرفیت بیش از 24 خودرو بصورت رفت و برگشت ضروری است.7-5- در نظر گرفتن رمپ به عرض حداقل 5/3 متر براي پارکین

ادامه مطلب  

اتصالیِ ول کنم درست شد D:  

 
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و پیامی نفرستاد
سوی من وحشی صفت عقل رمیده
آهو روشی کبک خرامی نفرستاد
دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست
وز آن خط چون سلسله دامي نفرستاد
فریاد که آن ساقی شکر لب سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
چندانک زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
حافظ بادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد :)
 
+
از عوارض امتحان ا

ادامه مطلب  

داستان کوتاه  

روزی مردی داخل چاله‌ای افتاد و بسیار دردش آمد.شیخی او را دید و گفت: «حتما گناهی انجام داده‌ای!»یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!یک روزنامه‌نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!یک یوگیست به او گفت: «این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند، در واقعیت وجود ندارند.»یک پزشک براي او دو قرص آسپرین پایین انداخت!یک پرستار کنار چاله ایستاد و براي او گریه کرد!یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن

ادامه مطلب  

احترام گذاشتن به ديگران نشانه عظمت وبزرگي  

 
احترام گذاشتن به دیگران نشانه عظمت وبزرگی:
هر انسانی براي خود احترامی قائل است . زمانی كه به عقاید ،كارها وسلیقه های افراد در حد ومحدوده خودشان احترام بگذاریم وسعی نكنیم همیشه در پی رد كردن آنها برآییم دیگران ما را به رسمیت می شناسند چرا كه مردم عادتا با كسی كه به آنان احترام بگذارندونسبت به ایشان ابرازتوجه وقدردانی كنندانس والفت می گیرندپس براي جلب مردم آنچه می خواهند باید به آنان بخشید . بدیهی است كه مردم براي دوستی ورزیدن با افراد مال

ادامه مطلب  

دمنوش گیاهی گل گاو زبان کیسه ای  

 
دمنوش گیاهی گل گاو زبان کیسه ای ۲۰ عددی  ( کد محصول : ۱۰۶۷۲ )
قیمت : ۱۴۶۰۰ تومان
 
گل گاو زبان گیاهی طبی است که تقریباً تمامی اجزاء آن ، اعم از گل ها و برگ ها و دانه های آن به عنوان دارو استفاده می شود. همچنین دانه های این گیاه را براي تهیه روغن مورد استفاده قرار می دهند. گل گاوزبان دارای طبیعت گرم و اثر نشاطآور، مقوی تمام بدن و آرامشبخش است.دمکرده گل گاوزبان را به همراه کمی لیمو عمانی، یک دمنوش مناسب براي مقابله با سرماخوردگی است. این دمنوش به ش

ادامه مطلب  

you motherfuckers.. I can see you there  

اینجا دوباره بیشتر از انتظار خواننده داره. یاد روزام با شین میفتم. :))‌
خب. بزار یه کلام جوابتونو بدم. ..یرم پس کله همتون عزیزانم.  این از این. برم سرم درد دلم. 
چیزی که این روزا بیشتر درگیرم کرده این پول خوردنا و حق کشیا نیست. جرم گرفته. از این موهبت آلزایمری که بابا گرفته. ۶ فاکینگ ساله که می رم تحلیل. انواع اقسام جون کندنا رو انجام دادم که بشناسم خودمو. سایه مو. هر کوفتی که تو هر مکتبی اسمشه. و من این روزا،‌دوست داره به پدرش لبخند بزنه و بگه: گو فا

ادامه مطلب  

امکانات تحصیل در چین  

تحصیل در چین
کشور چین با موفقیت ها و پیشرفت های اقتصادی به یکی از قدرت های اقتصادی دنیا بدل گشته است هم چنین تحصیل در چین موفقیت شغلی و تجاری فرد را نیز تضمین می کند. طبق برنامه ریزی های رسمی، دولت چین قصد دارد تا سال 2020 تعداد حداقل 500 هزار دانشجوی خارجی را مورد پذیرش قرار دهد ، دولت چین در سال 2010 مبلغ 800 میلیون یوان را براي پرداخت کمک هزینه و بورس براي دانشجویان خارجی تخصیص داد. حتی بسیاری از دانشگاه های کشورهای اروپایی و پیشرفته درصد اعزام دا

ادامه مطلب  

تنها تو مي ماني...  

بسم الرحمن
این عید هم كم كم به پایان خود نزدیك میشود به قول گاندی نمیدانم هرسالی كه میگذرد یكسال به عمرم اضافه میشود یا یكسال از آن كم میشود
حالا هفتمین سال ازكنكور كارشناسی ام گذشته است
راه جدیدی آغاز كردم كه سریعا فهمیدم راه من نیست و از آن خارج شدم
حال بیش از پیش میدانم كه باید درس بخوانم من براي ادامه تحصیل زاده شده ام هرچند كه سخت باشد و پراسترس
این روزها حتی به مهاجرت فكر میكنم خیلی جدی حتی مهدی هم راضی شده 
اما باز هم میترسم…
و ترس این

ادامه مطلب  

مرگ  

این وقت شب كاری جز گریه نمیشه كرد
دلم به شدت مرگ میخواد
***
تقدیر من تقدیر همه كس نیست
مرگ سخن تازه ایست
مرگ سخن ساده ایست
و من دیگر براي تو از نهایت سخن نخواهم گفت
و چه سوگوارانه است تمام پایانها
***
علی همیشه مهربونم، از خدا بخواه بیام پیشت

ادامه مطلب  

بنويسم تا بقيه شايد يادشون بمونه!  

خب موضوعی كه براي من پیش اومده اینه:
من حدودا یك ساله این وبلاگو دارم،و میتونم بگم از همون دوران كه نوشتن و یاد گرفتم خاطراتمو مینوشتم منتهی روی كاغذ...این وبلاگ هم نقش یه دفتر خاطرات مجازی رو داره برام...یه ارشیو كامل از تراوشات ذهنی من در هر لحظه و بدون محدودیت...من از شادیام و ناراحتیام مینویسم...خودمم بهتر از همه مسیر زندگیمو میشناسم و همچنین ادمای اطرافم رو...اصولا زود واكنش نشون نمیدم منتهی نمیدونم باید چی بگم الان...كِی وقت كردیم انقدر مضح

ادامه مطلب  

دوست داشتن  

تو را دوست دارم ...مثل خوردنِ نانِ آغشته به نمك !مثل اینكه بیدار شوی ،با سوز و تب در نیمه شب !و بچسبانی لب خود را به شیر آب خوردن !مثل باز كردن یك بسته‌ی بزرگ ،كه ندانی چیست !با اضطراب ، با شادی تو را دوست دارم ...مثل گذراز روی دریا با هواپیما براي اولین بار !مثل اینكه دلم را چیزی مور مور كند ...تو را دوست دارم ...مثل گفتن جمله‌ی " زنده‌ایم شكر ! "

ادامه مطلب  

ثبت مشخصات همكاران در سناد ابتدايي  

با سلام خدمت همكاران محترم
با توجه به اعلامیه سناد مبنی بر تغذیه اطلاعات بكفا از سناد ضروری است كه دبیران هر درس در سناد مشخص گردد مشخصات برخی همكاران در سناد وجود دارد و با زدن كد ملی مشخصات همكار می آید در برخی موارد تا این لحظه مشخصات برخی همكاران در سناد وجود ندارد ابتدا باید منشخصات این همكاران در سناد ثبت گردد در منوی مدیریت دانش آموزان در گزینه مدیریت اطلاعات شناسنامه ای در سیستم متوسطه اول و دوم براي این مورد مشكلی وجود ندارد ولی در

ادامه مطلب  

شهید بابایی  

- شهید بزرگوار، عباس بابایی، رمز موفقیت خود را در دوره خلبانی در كشور امریكا، توجه داشتن به نماز اول وقت می داند و می گوید: «خلبان شدن من هم عنایت خدا بود. قرار بود بعد از پایان دوره در كشور امریكا، مصاحبه نهایی را یك ژنرال امریكایی با من انجام دهد. تمام تلاش های این دو سال، بستگی به همین مصاحبه داشت. وقتی وارد اتاق او شدم، از من پرسش هایی كرد و من پاسخ دادم. بعد از چند دقیقه، فردی وارد اتاق شد و ژنرال با او رفت و من باید در اتاق منتظر او می ماندم.

ادامه مطلب  

رمان : یکــــــ تـــار مــــــــوی تــــــــــو  

قسمت نهم
 
پله ها را دو تا یکی میکنم و با سرعت به طبقه ی پایین می آیم ... مادرم در آشپزخانه مشغول صحبت با تلفن است .از طرز حرف زدنش میفهمم که با یکی از همکاران صمیمی اش صحبت میکند ... با دیدنم آرام سلام میکنم و مادر برايم سرش را به بالا و پایین تکان میدهد...پشت میز  مینشینم و مشغول خوردن صبحانه میشوم . چند خمیازه پی در پی میکشم و لقمه ی کوچکی را در دهانم میگذارم ...در این پنج روزی  که از ماجرای گل فروشی گذشته ،گویی خواب از چشمانم فراری شده !. ..شب ها تا د

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >