دانلود رمان کابوس رویاهام  

 
نام رمان: کابوس روياهام
نویسنده: مرضیه اخوان نژاد
ژانر: عاشقانه و اربابی و هیجانی
تعداد صفحات: 266 صفحه
خلاصه رمان:
شدی کابوس روياهام
تموم زندگیم دود شد
یه احساسی تو قلبم بود
که اونم نیست و نابود شد.
داستان دختری به اسم یسناست که در کودکی مادرش رو از دست داد و با پدرش که مردی قمار باز و معتاد بود زندگی کرد . پدر یسنا توی یه بازی شکست و طلبکارش که مردی اخمو و عصبی است یسنا رو به عنوان یه خدمتکار به خونش میاره . اما در اصل یسنا رو برای پسرش

ادامه مطلب  

 

در مورد این کرنومتر پست قبلیه کرنومتر مشکی با بند بلند که چند حالت داشت و من فقط بلد بودم باهاش تایم بگیرم. یه بار خواستم طرز کارش یاد بگیرم..کلا به هم ریخت و یه جور تنظیم شد که علاوه بر تایم گرفتن هر ساعت وقتی دقیقه پنجاه و دوم میشد یه بوق کوتاه میزد. یه بوق کوتاه و کم جون.این بوق کوتاه شده بود کابوس من. همش منتظر صداش بودم که در بیاد. صبح، ظهر و حتی شب...بعضی شبا که حالم خوش نبود و به زور خودم میخوابوندم وسط شب با صدای بوقش از خواب می پریدم. یه ش

ادامه مطلب  

بیادل رارها کن  

ثبت شده درتاریخ شنبه 11فروردین 97 بشماره
سریال درسایت شعرنواینستا گرامدلم افتاده برخاکت مکن له چونکه میمیرماگرچه کشتن دل زیر پایت گشته تقدیرمازاین دنیای وانفسا پریشانی نصیبم شدرهایم کن ازاین نکبت زمانه کرده تکفبرمنفس خَم گشته درسینه،فشرده زخم احساسمکه من درسوگ آزادی،همیشه پا به زنجیرمتعفن کرده احوالم ، ازاین کابوس ویرانگر!چراژولیدگی هایم ، چنین افسرده تصویرم !؟مراآزادزاییدند، ندانستم دراین زنداناسیر نانجیبانی ، پُراز اکبیر وتزویرمت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت ششم  

داستان سهم من قسمت ششم
آخه احمد...
احمد چی...؟
احمد با چاقو زدش.
خوب اره ولی چیزیش نشد ...آها...تو از وقتی چاقوی خونی رو دیدی بیهوش شدی تا حالا...!این کابوس و جیغای شبانه
هم مال همینه من بدبخت اتاقم دیوار به دیوار همین اتاقه هر شب صداتو میشنیدم میگفیت نه!نه!جیغ میزدی سعید
سعید میکردی مادرت جلو دهنتو میگرفت لابد خیال میکردی احمد سعید رو کشته آره؟برو بچه جون احمد از این
عرضه ها نداره اصلا مگه میشه یه نفر بره آدم بکشه بعد هم راست راست بگرده و بیاد خ

ادامه مطلب  

یادی از بچگی  

من بچه ای بودم که زیادی میفهمیدم. خیلی بیشتر از بچه های هم سن و سال خودم به مسائل دقت میکردم. در مورد خیلی چیها سوالات زیادی در ذهنم شکل میگرفت. زیادی کتاب میخوندم. زیادی تلویزیون تماشا میکردم. خیلی خیلی زیاد در مورد اطرافیانم و روابطشون دقیق بودم. برای همین هم زیاد بچگی نکردم. همیشه فکرم توی دنیای بزرگترها چرخ میزد.وقتی بچه بودم و فیلم های خارجی رو تماشا میکردم که توش مردا وقتی میرسیدند خونه، همسرشون رو میبوسیدند، که زنها با شوق میرفتند به ا

ادامه مطلب  

یادی از بچگی  

من بچه ای بودم که زیادی میفهمیدم. خیلی بیشتر از بچه های هم سن و سال خودم به مسائل دقت میکردم. در مورد خیلی چیها سوالات زیادی در ذهنم شکل میگرفت. زیادی کتاب میخوندم. زیادی تلویزیون تماشا میکردم. خیلی خیلی زیاد در مورد اطرافیانم و روابطشون دقیق بودم. برای همین هم زیاد بچگی نکردم. همیشه فکرم توی دنیای بزرگترها چرخ میزد.وقتی بچه بودم و فیلم های خارجی رو تماشا میکردم که توش مردا وقتی میرسیدند خونه، همسرشون رو میبوسیدند، که زنها با شوق میرفتند به ا

ادامه مطلب  

درد داریم تا درد  

درد
داریم تا درد. زمان سابق هم من درد داشتم الان هم دارم. آنوقت دردم این بود که چرا
دیگران اینقدر دارا و خوشبختند و من اینقدر ندار و بدبخت. چرا من یک خانواده بی
سواد و بی فرهنگ دارم اما دیگران با سواد و با فرهنگ هستند. خمار که می شدم خیلی
درد می کشیدم. از بی کسی درد می کشیدم از تنهایی درد می کشیدم از گرسنگی درد می
کشیدم از بی خانمانی درد می کشیدم از این که آن همه درد توی خودم داشتم اما کسی را
برای شنیدنش نداشتم درد می کشیدم. از این که حکوکت عادلانه

ادامه مطلب  

درد داریم تا درد  

درد
داریم تا درد. زمان سابق هم من درد داشتم الان هم دارم. آنوقت دردم این بود که چرا
دیگران اینقدر دارا و خوشبختند و من اینقدر ندار و بدبخت. چرا من یک خانواده بی
سواد و بی فرهنگ دارم اما دیگران با سواد و با فرهنگ هستند. خمار که می شدم خیلی
درد می کشیدم. از بی کسی درد می کشیدم از تنهایی درد می کشیدم از گرسنگی درد می
کشیدم از بی خانمانی درد می کشیدم از این که آن همه درد توی خودم داشتم اما کسی را
برای شنیدنش نداشتم درد می کشیدم. از این که حکوکت عادلانه

ادامه مطلب  

درد داریم تا درد  

درد
داریم تا درد. زمان سابق هم من درد داشتم الان هم دارم. آنوقت دردم این بود که چرا
دیگران اینقدر دارا و خوشبختند و من اینقدر ندار و بدبخت. چرا من یک خانواده بی
سواد و بی فرهنگ دارم اما دیگران با سواد و با فرهنگ هستند. خمار که می شدم خیلی
درد می کشیدم. از بی کسی درد می کشیدم از تنهایی درد می کشیدم از گرسنگی درد می
کشیدم از بی خانمانی درد می کشیدم از این که آن همه درد توی خودم داشتم اما کسی را
برای شنیدنش نداشتم درد می کشیدم. از این که حکوکت عادلانه

ادامه مطلب  

سفر با وسایل نقلیه‌ی عمومی در چین - قسمت دوم  

چطور با وسایل نقلیه‌ی عمومی در چین و تور این کشور سفر کنید - قسمت دومبا بخش دوم حمل و نقل با وسایل نقلیه ی عمومی درتور چیندر خدمت شما همراهان خوب زیما سفر پارس هستیم.علم به وسایل نقلیه عمومی درتور چینبسیار مهم است و می تواند کمک شایانی به شما کند. در این مقاله به بررسی مزایا و معایب حمل و نقل در تور چین می پردازیم.قطارهای محلی و متروعلاوه بر قطارهای سریع السیر، قطارهای محلی نیز وجود دارد که مناطق روستایی را به شهرهای بزرگ متصل می کنند. در بس

ادامه مطلب  

تجارت الکترونیک را با طراحی سایت گسترش دهیم  

درعصر ارتباطات و فناوری اطلاعات ، طراحی سایت اصفهان  و حضور در رقابت آنلاین به یکی از مهم ترین رکن های اصلی هر کسب وکار تبدیل شده است. در این مقاله قصد داریم تا فواید طراحی سایت اصفهان برای تجارت الکترونیک را با هم بررسی کنیم. در ادامه همراه با طراحی سایت باشید.1 - نسبت به نقص های خود روراست باشید"از این که چه کسی هستید خوشحال باشید... خودتان باشید... شاد باشید و نقص های خود را بپذیرید."اگر
برای خوشحال بودن نیاز به شجاعت داشتید، برای شاد ب

ادامه مطلب  

تجارت الکترونیک را با طراحی سایت گسترش دهیم  

درعصر ارتباطات و فناوری اطلاعات ، طراحی سایت و حضور در رقابت آنلاین به یکی از مهم ترین رکن های اصلی هر کسب وکار تبدیل شده است. در این مقاله قصد داریم تا فواید طراحی سایت برای تجارت الکترونیک را با هم بررسی کنیم. در ادامه همراه با طراحی سایت اصفهان باشید.1 - نسبت به نقص های خود روراست باشید"از این که چه کسی هستید خوشحال باشید... خودتان باشید... شاد باشید و نقص های خود را بپذیرید."اگر
برای خوشحال بودن نیاز به شجاعت داشتید، برای شاد بودن حتما ش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >