داشتنی های من!!  

اینکه میگم ميخوام فقط برا خودم باشی میدونی یعنی چی؟!!!!
یعنی نه فقط اون حس داشتنت که من بدونم و خودت..
نه اون چیزی که تا حالا از داشتن شنیدی..
و نه اون "میم" که اخر اسمت بذارم و صدات کنم..
شنیدی میگن اتاق فلانی؟ کامپیوتر فلانی؟ حتی وقتایی که خودش نباشه یا دور باشه همه میدونن که اون اتاق و اون وسیله متعلق به همون فلانیه..
نه اینکه خدایی نکرده بخوام تو رو به یه وسیله تشبیه کنم! نه....
ولی میبینی چقدر راحت مالکیتشون با یه جمله مشخص میشه؟؟؟
از بین تمام داش

ادامه مطلب  

دلم  

دلم برای خودم می سوزه حتی دیگه خودم رو هم نمیشناسم نمیدونم کی هستم کجا هستم دارم به کجا میرم چه کسایی طرفم و چه کسایی سنگ جلو پام ميخوام خودم باشم ولی نمیتونم اطرافیانم نمیگذارند همه ی ما یه نقاب بزرگ روی صورتمان داریم نقاب رو دوست ندارم ميخوام برش دارم ولی تا دستم رو میبرم سمتش همه جلوم رو میگیرند مگه چیه اینکه خودم باشم جرمه؟ باید جریمه بدم؟ حاضرم سختیش رو بکشم ولی خودم باشم هیچ نقابی مثل خودت نیست
 
MB 

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

عینكم از قسمتِ اتصالِ شیشه و دسته شكستُ مجبور به تعویض شدم اما قبلش دكتر رفتم یكی از چشمام یه بیست پنج صدم نمرش زیادتر شده یعنی یكیش دو یكیش دوُ نیم ولی گفت نیاز به قطره ندارم واسه عمل هم گفت باید از دكتر قلبش بپرسی ببینم ضرر داره یا نه اما از نظرِ سن اوكیِ دیه عینك جدیدم عین قبلیِ یعنی فریمش همونِ فقط دستش رو مستحكم تر گرفتیم كه دیه زودی نشكنه اخه كلا خیلی عینكِ ظریفیِ از دور كه نگاهم میكنی انگار عینك نزدم قبل از این كه واردِ مطبِ دكتر بشیم نش

ادامه مطلب  

اولین روزی که ادم بدی شدم  

شاید واسه خیلی هاتون اتفاق افتاده که بعد از یه اتفاقات خاصی که تو زندگیتون میفته , و خیلی ناراحت و کلافتون میکنه و هر چی تو چرتکه میندازی که چرا واسه چی اینطوری شد باز نمیتونی جوابی براش پیدا کنی و یهو میزنی زیر همه اعتقادات و دین و ایمان و خدا و خلاصه هر چیزی که بهش معتقدی . و یهو میخوای بشی  ادم بده ی روزگار .
این ماجرا برمیگرده به 2 سال پیشم که یهو تصمیم گرفتم ادم بدی بشم و پا بذارم روی خیلی از عقایدم که حداقل بتونم خودم اروم کنم که دیگه نمیخوا

ادامه مطلب  

پر پرواز  

کل روزام شده دعای زیر لب
برای تغییری که دارم به خاطرش سختی ها رو تحمل میکنم و مطمئنم سختی های بیشتری هم تو راهه
دلم خوشه تو میبینی
تو میشنوی
مثل قبلنا
مثل قبلنا که فقط فقط خودت بودی و خودم
بشنو
ميخوام خلاص شم
ميخوام بپرم
ميخوام به دیگران هم کمک کنم تو این پریدن
اما اول خودم باید یاد بگیرم
میدونم سخته
میدونم ممکنه کم بیارم
اما مطمئنم بمونم میمیرم
بمونیم میمیریم
بال پروازمون میشی مهربون؟

ادامه مطلب  

خلوت39  

همین الان بارون شروع به باریدن کرد. چقدر دلم میخواست برم زیرش و همراه باهاش اشک میریختم. اما انقد رمق ندارم که از زیر پتو در بیام! خدا رو شکر چن روز پیش بادمجون شکم پر( شمالی) زیاد درست کردم و گذاشتم فریزر .وگرنه امروز گشنه میموندیم. هنوز صبحونه هم نخوردم. بارون شدت گرفت. چقد عاشق بارونم. صداش بهم آرامش میده حتی اگه گریمو در بیاره. هوا هوای پاییزه. سرده. یه بویی داره.بوی مهر دلم گرفته . دلم میخواد با یکی حرف بزنم اما انقد بی حالم که فقط ميخوام چشم

ادامه مطلب  

ناهیدِ سگ...  

زخم هایی که ناهید سگ به دلم در تمام این سالها زده اونقدر عمیقن که تا قیامت هم خوب نمیشن
ناهید کفتار همون کسی بود که عشق حمیده کثافت را انداخت تو دل شوهرم...
ناهید خودت دختر داری...منتظرم تا بدبختی دخترتو ببینم...از خدا ميخوام چشمان گریان دخترت دلتو خون کنه...
ناهید به شوهرم یاد میداد تا منو بزنه و خودم از زندگیم دست بکشم...ناهید سگ صفت بدان که بخاطر آشغالی مثل تو، شوهرم دهنمو خون کرده و لبم پاره شده آنچنان محکم از دهنم زد تا دل توی عوضی شاد بشه...فکر

ادامه مطلب  

هزار و صد و هشتاد و سومانه  

[somewhere I belong]
 
پ.ن:خیلی ناگهانی اومد تو ذهنم،اینکه حتی اون‌یکی ″من″،توی جایی که نیست هم درنهایت همین حسی رو داره که من دارم.ینی کاملا ناخودآگاه اصلا سعی نکردم منِ‌ایده‌آل رو کمی شادتر یا اجتماعی‌تر یا حتی کمتر تنها تصور کنم. وضعش از من خیلی خرابتره؛اما اون ولی آزاده.فکر کنم نهایت چیزی که از کائنات ميخوام همین باشه.حالا هرچقدرم غم‌دار و خطاکار و تنها.

ادامه مطلب  

لامپ !  

تا الان بیدار موندم ، داشتم یه سری کارای خرده ریز انجام میدادم . حالا هم که از شدت سوزش چشم ، ميخوام بخوابم معصومه نمیذاره . متأسفانه اتاق من و اون ، مشترکه و الان نمیذاره برق رو خاموش کنم بخوابم ( فکر کنم ناچاراً باید کله‌ام رو بکنم زیر پتو‌ ) . جالب ترینش اینجاست که نشسته از تو نت ( همین نیمساعت پیش ) جملات قصار پیدا کرده ( از همونایی که غالباً هم از زبون شازده کوچولو و دکتر شریعتی هستن ) . بعد حالا با یه حالتی لم داده روی تختش و هی هم برای من میخو

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

كلاسِ طراحی ثبتِ نام كرده بودم یعنی اول كه واسه ثبت نام رفته بودم پرسیدم ميخوام از صفر شروع كنم باید از چی شروع كنم دو تا از استادها رو اسم برد كه كارشون خوبه یكیشونُ گفت سبك هایِ مختلفِ نقاشیُ آموزش میده یكیشونم گفت از طراحی شروع میكنه به نقاشی میرسه و یواش یواش پیش میره و اگه مشكلِ تایم نداری همین خوبه واستُ با دانش آموزها و دانشجوهاام راه میاد منم همونُ انتخاب كردم وسایل هایِ موردِ نیازمُ واسم لیست كرد هشتاد تومن پولِ ثبتِ نام شد ولی پولِ

ادامه مطلب  

پست شماره 77  

صبح خوابم نمیبرد , بعد ازظهر نمیتونستم پاشم و خواب موندم...
دلم نمیخواست پاشم بیام خونه ددی اما مجبور بودم چون قول داده بودم.
خواهر جان مسئولیت داده تا 28 گیگ اینترنت رو تموم نکردی پانمیشی بیای. منم ناچارا قول دادم.بسته جمعه تموم میشه.
حالا موضوع اینه:
-حوصله ندارم
-تموم لیست دانلودی هامو به جز دانلود چند تا البوم انجام دادم
-لب تاب ددی هیچ برنامه ای نداره و هرچی میگردم نمیتونم اسم برنامه هامو پیدا کنم تا دانلودشون کنم, هر برنامه ای هم که یادم او

ادامه مطلب  

ادرس اینترنتی دانشگاه های علوم پزشکی میهن اسلامی ایران  

نام دانشگاه
آدرس سایت

دانشکده علوم پزشکی آبادان
http://abadanums.ac.ir

دانشگاه علوم پزشكی اراک
https://www.arakmu.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
http://www.arums.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی اروميه
http://www.umsu.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
https://mui.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
http://www.ajums.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی ایران
http://iums.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر
http://www.irshums.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی ایلام
http://www.medilam.ac.ir

دانشگاه علوم پزشکی بابل
http://www.mubabol.ac.ir

دانشگاه علوم پزشک

ادامه مطلب  

105  

به نظرم مشکل خیلی هامون اینه که انشاء رو , تو دبیرستان جدی نگرفتیم .
یاد نگرفتیم  " غمگینم " و ناراحتم و " غصه دارم " فرق دارن .نمبدونیم جواب چطوری؟؟ مرسی نیست , اینکه مرسی حالت نیست رو هممون میدونیم قاعدتا ! اما انگار حالتمون رو بلد نیستیم توضیح بدیم . یا خوبیم , یا بد نیستیم , یا مرسی .
چون نمیتونیم بگیم دقیقا کجامون درد میکنه , اصلا دردمون چیه مرضمون چیه , درمونشم پیدا نمیکنیم :| یعنی ميخوام بگم تا وقتی نگفتی , شنیده هم نمیشی و شنیده نشدن خودش یه در

ادامه مطلب  

106  

چند سالی بود که دور خودم  یه خط قرمز کشیده بودم , که از خیلی چیزها دور باشم یا حتی خودم رو دیگه درگیر خیلی از رابطه ها نکنم .
حتی جاهایی که باهم رفته بودیم نرم , از چند فرسخی شهرشون رد نشم .کسایی که تو وبلاگ قبلم بودن و هنوز خبر ندارن این وبلاگ ساختم , میدونن چی میگم . تنها چیزی که بهم این 4 سال ارامش داد نوشتن بود . تا تونستم از عشق نوشتم , انقدر نوشتم که خودمم باورم شد عشق , جدایی , نرسیدن , رفتن اگر چه برای من اتفاق خوبی نبود ولی عاشق شدن بد هم نبود.خ

ادامه مطلب  

اسامی دانشگاه های علوم پزشکی در کشور اسلامی ایران  

دانشگاه های سراسری علوم پزشکی

نام دانشگاهنشانی اینترنتیتلفن تماس نشانی  

  علوم پزشکی اراک  
www.arakmu.ac.ir
3135760- 0861    
خیابان علم الهدی – جنب بیمارستان امیرکبیر

علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران
www.ajaums.ac.ir
55- 88028350- 021
تهران - خیابان فاطمی غربی - خیابان شهید اعتمادزاده - دانشگاه علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران  

علوم پزشکی اردبیل
www.arums.ac.ir
2232051- 0451
اردبیل – خیابان دانشگاه – روبروی دریاچه شورابیل کد پستی ۵۶۱۸۹۸۵۹۹۱  

علوم پزشکی اروميه
www.

ادامه مطلب  

خاطره f.s عزیز  

شاید بشه گفت همه چیز از اونشبی که همه جمع شدیم خونه ی مامانی شروع شد. مامان بزرگ مادری بنده 4 الی 5 ماه پیش توی پله های خونشون خوردن زمین و نتیجه ی این حادثه ی دردناک چیزی نبود جز شکستگی لگنشون. از اونجایی که همیشه دست شکسته وبال گردن دیگرانه مسئولیت خطیر نگه داری از ایشون افتاد گردن من مفلوک! و همین مسئله سبب شد من بیشتر شب های این بهترین سه ماه سال رو مجبور باشم خونه ی ایشون بمونم. سه یا 4 هفته ی پیش بود امیر حسین و الهه و امیرعلی تصمیم گرفتن به خ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1