من و خاطرات  

دیروز تو مسیر رفتن به خونه ی خواهر، منتظر اتوبوس ایستاده بودم.تو حال و هوای خودم بودم که صدایی آشنا به گوشم رسید. صدایی که چند سال پیش مالِ کسی بود که واقعاً دوستش داشتم ولی بدترین خاطرات رو واسم به یادگار گذاشت.
صداش دقیقاً مثل خودش بود و جالب اینکه خونه ی اونها هم همون جایی بود که صاحب صدا، سالها پیش خونه شون اونجا بود!
شاید داداش اون بود. نمیدونم.
همین صدا باعث شد من برم به سالها پیش.
حالا اون چند سالی هست که در آمـریـکـا داره زندگی میکنه و از

ادامه مطلب  

آهنگ تموم زندگیمی تو  

دانلود اهنگ ای عشق تموم زندگیمی تو پایه ثابت دیوونگیمی تو
آهنگ دیگری بشنوید از بند خوب ایرانی "ایوان باند" با عنوان " ای عشق تموم زندگیمی تو" که یک موزیک شاد مخصوص رقص میباشد و شما میتونید با دانلود اهنگ ای عشق باهاش برقصید و لذت ببرید.

متن شعر ای عشق تموم زندگیمی تو پایه ثابت دیوونگیمی تو ایوان باند
اسیر دام تو شدم وحشی و رام تو شدم دوباره خام تو شدم عشق دلیل هر هم هم تو به جون خریدم غمتو آخ که چه گرمه دم تو عشق ای عشق تموم زندگیمی تو پای ثابت د

ادامه مطلب  

آهنگ تموم زندگیمی تو  

دانلود اهنگ ای عشق تموم زندگیمی تو پایه ثابت دیوونگیمی تو
آهنگ دیگری بشنوید از بند خوب ایرانی "ایوان باند" با عنوان " ای عشق تموم زندگیمی تو" که یک موزیک شاد مخصوص رقص میباشد و شما میتونید با دانلود اهنگ ای عشق باهاش برقصید و لذت ببرید.

متن شعر ای عشق تموم زندگیمی تو پایه ثابت دیوونگیمی تو ایوان باند
اسیر دام تو شدم وحشی و رام تو شدم دوباره خام تو شدم عشق دلیل هر هم هم تو به جون خریدم غمتو آخ که چه گرمه دم تو عشق ای عشق تموم زندگیمی تو پای ثابت د

ادامه مطلب  

سر شلوغي  

خی لی وقت بود اینجا نیومده بودم كلی لتفاق افتاد تو این زندگی پر از دست انداز من
قرارداد رسمی مو با ولوو امضا كردم بالاخره و با شركت تموم كردم از اول فوریه شروع میكنم 
ادمی كه از پشت زده بود توسط نیروهای همیشه در صحنه دستگیر شد 
ماشینمو عوض كردم و ماشین جدید گرفتم
شب كریسمس نورا باهام نمیدونم چی بگم گفت كه همو نبینیم!!! 
یلدا با نورا (قبل كریسمس بود) رفتیم كافه ٥٣ و خیلی خوش گذشت (خندش این بود وقتی مریم استیج لایو بود تو اینستاگرام و من بودم ییهو

ادامه مطلب  

خاطرات بهترین سفر روز دوم  

چشمام ک میبندم صدای خنده هامون تو گوشم میپچه 
و صدای عاغایی ک هی بهم یادآوری میکرد تو خونه ندو اینجا آپارتمانیه 
ومنم میگفتم من فرهنگ آپارتمان نشینی ندارم

ادامه مطلب  

بهشتِ من  

اگر از زندگی حذفت کنم می تونم خودم باشم. می تونم اعتقاداتمو بدون ترس نشون بدم، می تونم آزادانه وارد اجتماع بشم. می تونم موسیقی یاد بگیرم. می تونم کلاس برم، می تونم هرچیزی که دوست دارم بپوشم. می تونم به ظاهرم برسم، می تونم خاطرات دانشگاهم رو بدون ترس و با صدای بلند توی خونه تعریف کنم. می تونم عاشق بشم. می تونم بخندم. اگر فقط تو نباشی، من کمتر دروغ می گم. کمتر با لرز میام خونه.
اگر تو نباشی من بهتر زندگی می کنم.
 
+ چطور وجدانت انقدر آسوده است؟ چطور ف

ادامه مطلب  

اینترنت دزدی  

دیشب محض نمونه ی قسمت سریال آشوب رو با نت گوشی دانلود کردم ۱۷ دقیقه شدقسمت بعد رو با نت خونه دانلود کردم ۶ ساعت زمان داد و تا صبح طول کشید !از ۲۹ آذر تا امروز من ۳ شب خونه بودم و همسرم ۵ شب ، شب ینی از ۱۲ تا ۸ صبح ، جفتمونم نت گوشی داریم و با موبایل که کار میکنیم نت گوشی رو مصرف میکنیم ... ینی یک هفته اس نت خونه هیچ استفاده ای نشده ... شاتل جانِ دزد ، توی اکانتمون زده روزی ۸ گیگ مصرف ! آخه بی پدر ، بی شرف ، بی چیز ، ما اصلا خونه نبودیم ! شاتل عزیز ، کمتر دز

ادامه مطلب  

——-  

رفتم كتابخونه...بی حوصله بودم یكم..ذهنم خیلی در گیر بود..حدودا یك ساعت موندم اونجا...دیدم حالم خوب نیست جزوه هام و موبایلم برداشتم رفتم پارك روبه رو كتابخونه نشستم...چشمم به جزوه ها بود ولی حواسم نه...یه اهنگ اروم گذاشتم...(اهنگ فرزاد فرخ هوای تو)..داشتم فكر میكردم چی شد كه اینجوری شد؟ دلیل..منطق...عقل...هیچكدوم حریف دلم نبود...دلم میخواست برم از اونجا..رفتم كتابخونه وسایلم جمع كردم از رو میز چادرم پوشیدم از كتابخونه زدم بیرون..با مامان تماس گرفتم..گف

ادامه مطلب  

ترس  

هر چه بیشتر قران میخونم بیشتر از خدا میترسم ، بیشتر به گناهام و خالی بودن دستم پی میبرم
یکی از دوستان وبی میگفت از خدا نباید ترسید خدا که ترس نداره ، دوست داشتنیه و ...
وقتی این حرفو زد جوابی براش نداشتم
اما حالا میفهمم که هر چه بیشتر خدا رو بشناسیم و نزدیک بشیم به همون اندازه ترس و عشقمون بهش بیشتر میشه
اگه فقط عاشقشی و به مرحله ترس نرسیدی بیشتر و بیشتر قران بخون و به ایاتش فکر کن
اگه به ترس از خدا رسیدی بیشتر از بیشتر قران بخون و به ایاتش فکر کن

ادامه مطلب  

تصادف  

از خیابان فرعی رد شدم یهو یه راننده پژو دنده عقب با سرعت زیاد بدون اینکه عقب را نگاه کنه کوبید تو ماشینم خیلی ناراحت شدم حاضر نبود بپذیره مقصره گفت چراغم را شکستی باید خسارتش بدی، گفتم زنگ بزن پلیس اگه مقصر بودم تمام و کمال خسارتش میدم، آشنا بود ولی منو نشناخت از اونجا که مهمون شهرمون هستند فقط خواستم بپذیره مقصره...
.........
حکم تخریب خونه مون را دادند خونه ای که خاطرات زیادی ازش داریم و دل کندن ازش خیلی سخته...

ادامه مطلب  

خدایی ارزش ثبت شدن داشت  

هر چی نگاه میکنم که این خونه خونه ی کیه و سفره تو.کدوم خونه پهن شده نمیتونم تشخیص بدم بعد از کلی پایین و.بالا کردن یهو میفهمم که خونه جاری جانه که بالاخره به روی بازدیدکنندگان باز شده و توش مهمونی برقراره عکیها رو بیا و.ببین دسرها و پیش غداها و پس غذاها و خودعذا فکر کنم خودشونم از این عمل قهرمانانه تو شوکند که همون شب و.با اون تعداد از مراسم عکس گذاشتند و توی گروه های مجازی قرار دادن انشالله همیشه سفره شون اباد و دلاشون شاد باشه

ادامه مطلب  

سرد شدی درد شدی  

سهمم از عشق به تو
حسرت و فریاد شد...
دیشب
4 ساعت یه ریز گریه کردم
خودم به حال خودم خندم میگرفت
دو سه شب هست باز گریه...
هر بار که حالم یکم خوبه با خودم میگم دیگه قوی شدم گریه نمیکنم سر هرچی
ولی بعد یه شبایی...
این ترم واقعا خسته کننده ترین ترم کل کارشناسیمه
هر روز کلاس دارم
هر روز عصر بیرونم
این پاییز گوه هم که عصرش با شبش یکیه
میرسم خونه خسته ترین حالت ممکنمه
دلم میخاد از خستگی داد بزنم
وقتی هم دراز میکشم عذاب وجدان میگیرم: لعنتی درسات!
دارم تلف میش

ادامه مطلب  

اهنگ یاور همیشه مومن darush  

دانلود اهنگ یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت داریوش با کیفیت 320
آهنگ اصلی یاور همیشه مومن با دکلمه Dariush از آلبوم شقایق با لینک مستقیم و رایگان.داریوش این اهنگ را در کنسرت نیز خوانده است.
متن شعر یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت داریوش
ای بداد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی

ادامه مطلب  

جملاتی از کتاب پس از تاریکی موراکامی را می‌خوانیم:  

می‌دانی به چه فکر می‌کنم؟
اینکه شاید خاطرات انسانها، چیزی شبیه سوخت است که می‌سوزانند تا زنده بمانند.
اینکه موضوع آن خاطره‌ها واقعاً چقدر مهم است، چندان مهم نیست.
مهم‌ این است که آنها سوختی برای حفظ شعله‌های زندگی هستند.
وقتی قرار است با سوزاندن کاغذ، شعله‌ای را زنده نگه داری، دیگر مهم نیست که روی آن کاغذها چه نوشته‌اند.
آگهی‌هایی که روزنامه‌ها را پر کرده‌اند، کتابهای فلسفه، تصاویر عریان در یک مجله و یا یک بسته اسکناس ده‌هزار ینی.
آ

ادامه مطلب  

خاطرات مهم هستند  

همه ما از کودکی تا کنون در داستان ها , سخنان , سریال ها از یک دفترچه به نام دفتر خاطرات شنیدیم . نوشتن خاطرات کاری خیلی مهم است . اما قبول کنیم کاری بسیار سخت هم هست . بعد از مدت ها تلاش برای نوشتن خاطرات در دفترهای کاغذی و موفق نشدن در این امر تصمیم گرفتم خاطرات رو آنلاین بنویسم .
انتهای هر روز نیم ساعت قبل از خواب خلاصه ای حداقل 30 حرفی (کاراکتر) و حداکثر 400 کاراکتری از اتفاقات روز رو می نویسم . متن ها براساس تاریخ روز جدا سازی میشه و هر ماه کل متن ر

ادامه مطلب  

Today  

خیلی دلم تنگ بود امروز خیلی زیاد .....
به خدا پناه بردم 
و چه عاشقانه بنده هاشو نوازش میکنه 
یعنی من امروز و دل تنگمو و نوازش های تو رو فراموش میکنم؟!
هیچوقت!
ازت سپاسگذارم ...سپاس گزارم 
+ خونه گرفتم! امروز مامان و بابای عزیزم لطف کردن و این همه کیلومتر راهو اومدن اینجا و برام خونه گرفتن و قولنامه و ...اینا! 
..ایه ی 29 سوره مومنون  :)
البته امشب رو خونه قدیمی می مونم چون بخاری رو نخواستم فعلا ببرم ک دخترا سردشون بشه. امشب همگی توو خونه قدیمی گرد بخاری

ادامه مطلب  

دلگیرم!  

ترک های مورد علاقه ام تو این اهنگ !
آدم از یه روز بعد خودش خبر نداره :)
باید بزارم سرنوشت سمت غصه پیش بره :|
من و قلبمو فقط دیوار میدید اما بازم منو مردم دار میدید :(
دلگیرم از دست خیلیا از دست این روزا :)
+آهنگ های خوب و بهتری هست ولی خب بعضی اهنگ ها کم شنیده میشه وبنظر من گوش کردنش خالی از لطف نیست ...
http://dl.nicmusic.net/nicmusic/009/015/Alireza%20Talischi%20-%20Delgiram%20128.mp3
 

ادامه مطلب  

28  

ادم باید تو زندگی خودش قهرمان باشه
جوری که باورش بشه میتونه و یه نفر بهش تکیه کنه فقط یه نفر
زمانی که انقدر بزرگ شدیم که فقط یک عشق تو قلبمون باشه قهرمان زندگی خودمون میشیم
فقط کافیه عشقمون بهمون ایمان داشته باشه باورمون کنه
اما اگه اون یه نفر بشه چند نفر یا اینکه اون باوره نباشه
تو زندگی خودمونم سیاهی لشگریم که فقط دنبال حرف و حدیث مردمیم و راضی نگه داشتن دل همه

ادامه مطلب  

هوای تو  

دانلود اهنگ به هوای تو من تو خیال خودم بی تو پرسه زدم
یکی از اهنگهای پرطرفدار فرزاد فرخ که اسمش هست " هوای تو " رو با کیفیت عالی 320 بصورت اختصاصی همراه با پخش آنلاین mp3 ترانه havaye to رو قرار دادیم.

متن شعر به هوای تو من تو خیال خودم فرزاد فرخ
به هوای تو من توو خیال خودم بی تو پرسه زدم منو برد به همان شبی که به چشای تو زل میزدم من به دنیای تو با این احساس ناب عادت کردم عادت کردم بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را عبادت کردم آه که نبودت به من آتش جان زد سوختم

ادامه مطلب  

هوای تو  

دانلود اهنگ به هوای تو من تو خیال خودم بی تو پرسه زدم
یکی از اهنگهای پرطرفدار فرزاد فرخ که اسمش هست " هوای تو " رو با کیفیت عالی 320 بصورت اختصاصی همراه با پخش آنلاین mp3 ترانه havaye to رو قرار دادیم.

متن شعر به هوای تو من تو خیال خودم فرزاد فرخ
به هوای تو من توو خیال خودم بی تو پرسه زدم منو برد به همان شبی که به چشای تو زل میزدم من به دنیای تو با این احساس ناب عادت کردم عادت کردم بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را عبادت کردم آه که نبودت به من آتش جان زد سوختم

ادامه مطلب  

خونه ، خونه ، خونه ی سبز :)  

چقدر دلم واسه این مکان تنگ شده بود !
اومدم اینجارو چک کردم دیدم انگار زمان اینجا وایستاده ! زمان تو آخرین پست ِ حذف شده این وبلاگ وایستاده ! دیدم زمان تو منم ایستاده ، تو معز ِ من ، تو درون من ، تو زندگی من ... نمیشه که اینجوری ! میشه ؟! تار عنکبوتارو از گوشه کناراش بزنم کنار ِ یکم نازش کنم ، دل خودمم آروم میشه :)
 

ادامه مطلب  

جودی عآبُت ^_^  

بخشی از کتاب بابالنگ دراز اثر "جین وبستر"
 
جودی عزیزم!...
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم.و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
دوستدارتو: بابالنگ دراز
 
 
+ خاطره خوش |نیازمندیها |
 
- مامان ! زندگی خیلی قشنگ شده =)
+ چیشد که به این نتی

ادامه مطلب  

تصمیم من!  

نگرانم!
تصمیمی که گرفتم و خواستم تنهایی خونه بگیرم 
حالا نمیدونم از پسش برمیام یانه !
حضور اون موش توو خونه خیلی نگرانم کرده
و از طرفی بافت قدیمی خونه و تو در توو بودنش ....
شبا تنهایی خوابیدن یکم ترسناکه برای یه دختر :(
من بلاتکلیف ام الان
و این بدترین حس دنیاست 
کاش ادم همیشه پیش خانواده ش بود و مجبور نبود این شرایط رو تحمل کنه...تحمل کنم 
خدایا پلیز هلپ می 

ادامه مطلب  

کجای تهران خونه بخریم؟!  

ما تصمیم گرفته بودیم خونه بخریم اما همپول نداشتیم هم اینکه کجای تهران خونه بخریم رو نمی‌دونستیم. بعد از ماجراهای فروردین ماه که با ده میلیون پولِ نقد رفته بودیم دنبال خونه‌های ۲۵۰ میلیونی، شیوه گشتن‌مون عوض شد. دنبال وام‌های مختلف میلیاردی(!) گشتیم. واحدهای ارزون‌تر می‌دیدیم که در دسترس‌تر باشن. داشتیم فکر می‌کردیم چقدر از چه کسایی می‌تونیم پول قرض کنیم. داشتیم می‌گفتیم بعد از انتخابات خونه ارزون میشه حتماً!
نسخه کامل این نوشته دنبا

ادامه مطلب  

خونه‌ی مادربزرگه  

همش دارم یه کاری میکنم که منو جزو اهالی خونه به حساب نیارن. زود میرم، دیر میام. حالا که امروز تصمیم گرفتم خونه بمونم پشیمون شدم. میخوام بزنم بیرون. ولی خیلی خسته‌ام. نمیشه بتونم یه جا آروم بگیرم؟ نمیشه.
میخوام برم دانشگاه ولی شامر اونجاست و یه حس بدی دارم که برم اونجا و بیکار باشم.
می‌خوام برم پیش کیمیا ولی جوابمو نداده.
میخوام برم.
کجا برم؟

ادامه مطلب  

...  

به هوای تو من..تو خیال خودم..بی تو پرسه زدم..منو برد به همان شبی كه به چشای تو زل میزدم...من به دنیای تو با این احساس ناب عادت كردم..عادت كردم..بعد از ان شب سرد هر نگاه تورا عبادت كردم..اه كه نبودت به من اتش جان زد سوختم از این عشق كه تو را بی وفا كرد ..من شدم انكس كه روم پی مستی..قلب مرا تو شكستی..دل به تو دادم كه غمم برهانی..نشوی تو همان كس كه به درد بكشانی..كاش كه شود باز كه یه روز تو بیایی و بمانی...حال كه دگر كه مرا تو نخواهی..تو بگو كه چه كنم كه هوایت برو

ادامه مطلب  

شروع تنهایی های شیرین  

صبح مثل همیشه با طلوع خنده هات صبحم به خیر شد. بعد کارها باهات تماس گرفتم از تعجب  پرسیدی چطور شده یاد فقیر و فقرا کردی گفتم من که همیشه یادتم چقد حرف زدیم امروز اروم و بی دغدغه  تنها بودم و بقیه رفته بودن مهمونی صدای ارومت مثل همیشه موسیقی ملایمی بود برای ارامش قلبم بعد کلی حرف و خنده  رفتیم  تو دنبال کارهات .من ناهار بعد نماز  و  ناهار برگشتیم پیش هم باز حرف تا غروب انگار این روزا دلمون نمی خواد  ازهم جدا بشیم  امروز باز انگشتر هدیه ا

ادامه مطلب  

حذف  

چون مطابقه معمول بازم به حرفام بی توجهی كرد چند شبه خونه نمیرم
فردا هم قرار عكاس بیاد خونه
منم گفتم تا هفته بعد نمیام خونه
الته شك نكنید خونه مادرم نمیرم
اصلا" مامانی نیستم
و از اون مهم تر نمی خوام نگران بشن
یا خونه دوستامم
یا هتل مرجان
اصلا هم ناراحت نیستم
چون قول دادم هر چیز
هر جا
و هر كس كه اذیتم كنه رو حذف میكنم
فقط دلم پیشه دتر باباست
جوری بابا فراز صدام میكنه كه دلم غش میره واسش
فردا رو میخوام مرخصی بگیرم
الته اگه بشه
صبح باید برم دادگاه ی

ادامه مطلب  

فرار از خونه!!  

بازم آلاخون والاخون ی.......
باران دوست پسر آورد خونه و منم فقط تونستم کیفمو بردارمو بیام بیرون از خونه تا قبل از اومدن اون پسر
نمی دونم چرا یکم رعایت دیگرانو نمیکنه؟!!!
اون می دونه من روی این مسائل حساسم ولی بازم خیلی یهویی دعوت میکنه از یارو که بیاد خونه ی ما که خونه ی مجردی و دانشجوییه دخترونه ست!!!
اونقد سریع اومدم بیرون که نه کتابی نه جزوه ای نه حتی مسواکمو نیاوردم!!! بندکفشامم نبستم ! و فوری اومدم توو خیابون تاکسی بگیرم. اخه ساعت نزدیک 10 شب بود

ادامه مطلب  

32  

عجیبه ، امروز دایم خاطرات کوچه بهار تو  ذهنم تداعی میشه ...
نمیدونم چرا  انگار دل تنگش شدم ، تو این چند ماه اولین بار که ذهنم فایل اون مدتو باز کرده و نمیدونم دنبال چی میگرده توش ...
 تا امروز هیچ وقت دل  تنگ اون خونه و خاطره هاش نشدم .
 غروبای دلتنگش ...
شبایی که منو خواهر جان بیخود و بیجهت  اشکامون جاری بود و همزمانم میخندیدم ...
بوی سوخته غداهام ...
صدای اون سوسکه که  ما رو به خیال هایی وا نداشت و چقدر ترسیدیم و بعدش که فهمیدم  ی سوسکه درختی که  هر

ادامه مطلب  

243: بویِ خونه تو زمستون  

این روزهای شلوغ و سخت، و خسته کننده دلیل نمی شه که به موز های رسیده ی روی اپن آشپزخونه رحم کنم، داشتم موزها رو برای درست کردن پودینگ شکلاتی آماده می کردم که یه نفس عمیقِ دوباره کشیدم و با خودم فکر کردم از ساعتِ هشت که رسیدم خونه تا الان که ساعتِ نه شبه همش یه بوی آشنا تویِ خونه می فهمم که قبل از رفتنم نبود.
وقتی دیدمشون تو گلدون شیشه ای جا خوش کردن به زمین و زمان و چشم هام که حتی جلوی پامم نمی بینن فحش دادم. این بو، جزئیِ از بوی خونه ی ماست، مثل ب

ادامه مطلب  

تلقین چیز خیلی خوبیه.:)  

من نمی دونم چرا وارد صفحه ی مدیریت وبلاگ می شم حرفم می پره. تنبلی شدما. بلغمم بالا رفته. چقدر تلقین چیز خوبیه. من از تلقین خاطرات خیلی خوبی دارم. چند روز پیش تو یه خونه ای بلانسبت شبیه کاهدونی بودم که سر خودکارمو گم کرده بودم. حالا مگه پیدا می شد. شروع کردم به خودندن ورد جادویی " جوینده یابنده بود" حالا نگو کی بگو، 100 بار در یک دقیقه، در حین تکرار این جمله هم بیکار نموندم و واقعا دنبالش کلاه خودکار گشتم. همش هم بین تکرار جمله و گشتن تمرکز می کردم که

ادامه مطلب  

انار انار بیا بِ بالینم/شبنم گل نآر...  

زل میزنه تو چشآی آدم میگه خیلی بچه های بی چیزی هستین،
بعد وقتی خندت میگیره چش غره میره!
آخه چه کاریه استاد؟:))
+عنوآن پست تو راه تا خونه تو ذهنم پلی میشد، رسیدم خونه یادم رفت؛
بعدِ ناهار ظرفِ انارو کِ رو میز دیدم دوباره شروع شد.

ادامه مطلب  

خونه ما  

خونه ما دوره دورهپشت کوه های صبورهپشت دشتای طلاییپشت صحراهای خالیخونه ماستاون ور آباون ور موجهای بی تابپشت جنگلهای سروهتوی رویاستتوی خوابپشت اقیانوس آبیپشت باغ های گلابیاونور باغ های انگورپشت کندوهای زنبورخونه ما پشت ابراستاونور دلتنگی ماستته جادهای خیسهپشت بارون پشت دریاستخونه ی ما قصه دارهآلبالو و پسته دارهپشت خندهای گرمشآدمای خسته دارهخونه ما شادی دارهتوی حوضاش ماهی دارهکوچهاش توپ بازی دارهگربه های نازی دارهخونه ما گرم و صمیمیر

ادامه مطلب  

Old man take a look at my life, I'm a lot like you*  

صبح روز کریسمس. برنامه ای ندارم. خونه قدیمی هستم.بعد از تقریبا شیش ماه. این خونه رو دوست دارم. توی اتاق سوم پشت میز تحریر ز نشستم. ز احتمالا الان یه جایی وسط اقیانوس آرامه. از لای پنجره هوای ازه و خنک میاد و صدای موزیکی پیت. سلیقه خوبی داره توی موزیک.  پیت، همسایه جنوبی، پیرمردی که تنها زندگی میکنه، کلاه سرش میزاره و یه مزدای بادمجونی رنگ داره، هنوز اینجاست.  اون اواخر داشت سعی میکرد خونه ش رو بفروشه ولی یه مشکل هایی داشت. شاید الان دیگه منصرف ش

ادامه مطلب  

 

سلام 
برای اولین بار میخواهم خاطرات زندگی شخصی خود را اینجا به نویسم   خاطرات شیراین تلخ خود را بنویسم
البته  که زندگیم پر از درد که همیشه با درد مقابله میکنم که سالها تنها خود را احساس میکنم بدون شخص خاص زندگیم که برای من دنیا را نشان داد که بهتراین روز های زندگی ام بود
زندگی پر از چیزای قشنگ، زیبا بود همیشه احساس میکردم که با این روز های زیبا زندگی ام را اغاز کنم اما نمیدانستم که زندگی پر از مشکلات بود و بسیار دلم برایش تنگ شده حتأ خود را فر

ادامه مطلب  

!About you  

درونم مریمی هست که دوست داره ساعت ها و روز ها و هفته ها شیرینی پزی کنه گاهی وقتا بره مسافرت گاهی تو هوای بارونی بره خرید بعضی موقع هام با یه اهنگ لایت بذاره و با دوستش شروع کنه به طراحی خلاصه که خیلی طالب ارامشه اما نمیتونم بهش اجازه بروز بدم وقتی این همه ظلم رو دور و بر خودم میبینم 
احساس میکنم این ارامش روا نیست اینکه من تو ارامش بشینم و با اهنگ لایت طراحی کنم و تو اتلیه ام نطرات فیلسوفانه ارائه بدم خیلی مسخرست وقتی یه جایی تو شهرم کشورم و یا

ادامه مطلب  

دیدن نعمت های ریز خداوندی در خانه ی 44 متری!  

 
داشت درد دل میکرد شاکی بود از خونه ی کوچیکی که توش زندگی میکنند ، حق داشت. گفتم خونه ات نقلی _ اما خیلی با سلیقه چیدیش ، تمیز و مرتب و با همه کوچیکش با صفاست. راه پله هاشو گلدون گذاشتی و حیاط 5 متری خونه ات صفاش بیشتر از 5 متره.
خونه ات کوچیکه ولی برای این که خدا بهت سلیقه و هنر داده  شاکر باش ، آدم_ با سلیقه کوچکترین خونه رو زیبا میچینه ولی آدمی که سلیقه نداشته باشه بزرگترین و شیک ترین خونه رو هم... حالا خودت فکر کن ببین دوست داشتی خونه ات بزرگ ب

ادامه مطلب  

مرد!؟  

وقتی  بچه بودم یه بار در خونه رو محکم میزدند خیلی محکم ؛از پشت در صدای جیغ زن همسایه می اومد...
تیپش تیپ خونه ای با موهای پریشون  بود تا در رو باز کردیم پرید تو خونه و در و بست .
از دست شوهرش که داشته بد جور کتکش میزد فرار کرده بود...و بعد همسرش اومده بود دنبال زنش و محکم می کوبید به در و اون خانم اصرار میکرد باز نکنین در رو...
از اون روز از مرد همسایه بدم میومد و ازش می ترسیدم!!تا این که از این محل رفتند
 تو  همسایگی خونه ی جدید یک شب در میون صدای کتک ک

ادامه مطلب  

طبق معمول حال بد و دان کردن اهنگ  

طبق معمول هر وق حالم خوب نباشه اهنگ دان میکنم حالا هرچی 
باشه!!داشتم اهنگ دان میکردم ک دیدم یکیش زمان دان کردنش 
طولانی شد بعد دان دیدم ویدیو عه ینی دراین حد حالم دست خودم نیس
هووف بزا یادگار بمونه :// 














متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط

ادامه مطلب  

طبق معمول حال بد و دان کردن اهنگ  

طبق معمول هر وق حالم خوب نباشه اهنگ دان میکنم حالا هرچی 
باشه!!داشتم اهنگ دان میکردم ک دیدم یکیش زمان دان کردنش 
طولانی شد بعد دان دیدم ویدیو عه ینی دراین حد حالم دست خودم نیس
هووف بزا یادگار بمونه :// 














متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط

ادامه مطلب  

812  

سه شنبه شب ...بهترین شب عمرم بود.
صبح پراز آشوبی بود، وقتی از در خونه اومدم بیرون مردگ سگ با پلیس اومده بود در خونه مون.باید سیس برگه ایو امضا میکرد...برگه ای که رسما برگشت سیس براشون به رویا تبدیل میکرد...تا مغازه دویدم...بهشون گفتم برید اونجان...منتظرت بودیم...به پلیس گفتم...بعدش رفتن...منم دویدم تا برسم...وقتی رسیدم جلو در بود رفت کنار بهش گفتم میموووون...
میخواست بمیره.
بگذریم...این صبحش بود...
بعدش رفتیم کیکارو نگاه کردیم با سیس یه کیک 40تومنی خریدیم

ادامه مطلب  

رفاقت ها!  

منتظرم بار میوه خالی بشه. میوه بخرم واسه عصر.
پدر، طبع و ذایقه ترشی داشت. خیلی ترش! از چمران که اومده خونه، هرچی براش پرتقال خریدن، حال نکرده. زنگ زده به رفیقش، عمده فروش میوه، که فلانی اینها بلد نیستند پرتقال ترش بخرند، برام بیار.
یارو، سر ظهر، بنگاهشو سپرده به شرکا، پرتقال برده در خونه ما!
 
 

ادامه مطلب  

زندانبانی به نام خاطره  

خاطرات                                                          
روزها به شب و شب ها به روز و ناگهان می بینی که چقدر گذشت !
حکایت قصه دور " چقدر زود دیر شد " را تکرار نمی کنی چون همیشه می گذرد و تو نمی دانی که این گذشتن ها دیر بوده و یا که زود  قضاوتش آسان نیست
آن شیرین خاطرات و عاشقانه زیستنت و شور و شعر و دیوانگی هایت می شود خاطره های  زود گذر و چقدر طلبکارانه می پنداری که بی شک حق تو را کم داده اند از این شیرین حکایت در یادها!
سکه روی دیگری ن

ادامه مطلب  

ازاین گریه چه میدونی...  

اخرش به خاطر فکرکردن زیادی مغزم متلاشی میشه 
نمی تونم به یه تصمیم نهایی برسم با خودم ....
همیشه یه گوشه ذهنم اینه نکنه اشتباه باشه ...
ازاشتباه میترسم ...
واسم خیلی مهمه ....نمی تونم بی تفاوت باشم برخلاف همه چیزهای دیگه که ساده میگذرم ازشون
هرکس زندگیش رویه محوری میچرخه زندگی کوفتی من فقط همین... من از اون دسته ادما میشم مطمنم که اگه مدرکم ازم بگیرن هیچی ندارم (ولی شما اینجور نباشین)
نمی تونم سرش ریسک کنم 
هنوز 9 ساعت وقت دارم تا تغییرش بدم 
نکنه اخر

ادامه مطلب  

جودی عزیزم :  

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم ب

ادامه مطلب  

و از نشانه های خوشبختی!  

دیروز سرما خورده بودم و سرکار متاسفانه مشهود بود که حالم خوب نیست.
همکار می فرمایند من بهت غبطه می خورم که اینقدر حالت بده که وقتی رفتی خونه مستقیم می تونی بری بخوابی ولی حال من اونقدرا بد نیست و باید برم خونه وسایلم رو جمع کنم و برم شهرستان :|  
و از نشانه های خوشبختی این است که مریضی ات هم مورد حسادت است چه برسد به خوشی هایت :)

ادامه مطلب  

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست  

اینجا خانه ی نو است...اصلا تا به حال جایی جز همان خانه ی قدیمی ننوشته ام...انگار دست و پایم میلرزد و نگرانم...غریبی میکنم شاید هم خجالت زده ام...راستش اسباب و اثاثیه ام را هم نیاوردم گذاشتم همان خانه ی قدیمی بماند نمیدانم اصلا بیاورمشان یا نه...میترسم در اسباب کشی خطی برشان بیفتد آنها شاید یک مشت کلمه های بی ارزش باشند اما پر اند از خاطرات قدیمی آنجا پای همه ی حرفهایم کلی یادگاری است و میدانید که دیوانه ها با خاطراتشان زندگی میکنند و اگر روزی خدای

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1