اسفند...  

در غربت و تنهایی،خرداد چو اسفند است
حال دل تنهایم،به موی تو مانند است
در ندبه ی این جمعه آقا قسمت دادم
سوگند به تنهایی،این آخر سوگند است
بعد از تو نفس هایم جز آه نمی خوانند
کوه غم غربت ها،غم نیست،دماوند است
این عالم پهناور،ارزانی یک دیدار
یک لحظه تو را دیدن،آقا تو بگو چند است؟
امّید وصال تو،روشن شده در قلبم
خورشید امید دل،چون روی تو تابنده است
ای کاش دمی بینم بر چهره ی تو جانا
چون غنچه ی مه رویی،بر روی تو لبخند است
ای کافر خوش جامه،در پوشش اس

ادامه مطلب  

متن ظهور  

کامپیوتر روشن بود. نرم افزار جدیدی که خریده بودم، روی دستگاه نصب کردم؛ نمایش، جستجو، آیات، روایات و … . وارد منوی جستجو شدم. می خواستم کلمة «مسلمان» را جستجو کنم، خواستم «مسلمان» بنویسم، «سلمان» نوشتم. روایتی روی صفحة مانیتور، میخ کوبم کرد: یکی از یاران امام صادق۷ از ایشان، سخنی را نقل کرده بود:- چقدر از شما می شنوم که سلمان فارسی را نام می برید؟- نگو سلمان فارسی، بگو سلمان محمدی. می دانی چرا سلمان، اینقدر نزد ما عزیز و گرامی است؟- نه نمی‌دان

ادامه مطلب  

کاریکاتور/ شروط بن‌سلمان برای آزادی شاهزاده‌‌ها  

گمانه‌زنی‌ها حاکی‌ست که ولیعهد سعودی شاهزاده‌های بازداشت‌شده را مشروط و با محدودیت‌هایی آزاد می‌کند و بعد از نشستن بر تخت پادشاهی در اواخر ماه آینده یا اوایل سال جاری، آنها را در اقامت اجباری قرار می‌دهد. همین امر هرگونه مخالف در میان خاندان سلطنتی را علیه بن‌سلمان از میان برمی‌دارد.

ادامه مطلب  

گزارش یک سازمان اطلاعاتی درباره طرح ترور بن سلمان  

در تازه ترین اطلاعاتی که در صفحه «العهد الجدید» در توئیتر به نقل از منابع خاص منتشر شده، آمده است که سازمان اطلاعات یک کشور حوزه خلیج فارس، به محمد بن سلمان ولیعهد سعودی اطلاع داده است که تحرکاتی برای ترور وی صورت گرفته است.
در صفحه «العهد الجدید» که از جمله صفحات فعالی است که فعالان سعودی در توئیتر آن را با دقت پی گیری می کنند، آمده است که سازمان اطلاعات یک کشور حوزه خلیج فارس، گزارشی را به سازمان اطلاعات عربستان سعودی ارائه داده که درآن ،

ادامه مطلب  

جانا سخن از زبان ما می گویی  

و گفت: «مرا سه مصیبت افتاده است، هر یک از دیگر صعب‌تر». گفتند: «کدام است؟». گفت: «آن‌که حق از دلم برفت». 
گفتند: «از این سخت‌تر چه بود؟». گفت: «آن که باطل به جای حق بنشست». 
گفتند: «سیوم چه بود؟». گفت: «آن که مرا درد این نگرفته است که علاج و درمان آن کنم و چنین فارغ نباشم».
#تذکره‌الاولیاء
ذکر شبلی رحمة‌الله‌علیه

ادامه مطلب  

ساعت دیواری جانا کجایی (خرید از طریق تلگرام و سایت)  

ساعت دیواری شعروگرافی طرح جانا کجایی با قیمت ارزان و تخفیف به مدت محدود
شعر نوشته شده روی محصول: به جان میجویمت جانا کجایی از سروده های فخرالدین عراقی
شما عزیزان میتوانید این محصول را از طریق کانال تلگرام ما سفارش دهید و یا از طریق سایت با چند کلیک براحتی خرید کنید
ویژگیهای محصول:
کیفیت ساخت از مواد عالی و مرغوب
جنس پلکسی گلاس و فوم
نوع موتور روانگرد بیصدا
ضخامت فوم:5 میلیمتر
رنگ فوم:مشکی
رنگ پلکسی:مشکی براق
ضخامت پلکسی:2 میلیمتر
ابعاد:114*120 س

ادامه مطلب  

ساعت دیواری جانا کجایی (خرید از طریق تلگرام و سایت)  

ساعت دیواری شعروگرافی طرح جانا کجایی با قیمت ارزان و تخفیف به مدت محدود
شعر نوشته شده روی محصول: به جان میجویمت جانا کجایی از سروده های فخرالدین عراقی
شما عزیزان میتوانید این محصول را از طریق کانال تلگرام ما سفارش دهید و یا از طریق سایت با چند کلیک براحتی خرید کنید
ویژگیهای محصول:
کیفیت ساخت از مواد عالی و مرغوب
جنس پلکسی گلاس و فوم
نوع موتور روانگرد بیصدا
ضخامت فوم:5 میلیمتر
رنگ فوم:مشکی
رنگ پلکسی:مشکی براق
ضخامت پلکسی:2 میلیمتر
ابعاد:114*120 س

ادامه مطلب  

فیلم ببر زنده است با بازی سلمان خان پنجمین فیلم پر فروش تاریخ بالیوود شد  

جدید ترین فیلم اکران شده از سلمان خان توانست به پنجمین فیلم پر فروش بالیوود تبدیل شود
سینمانیوز :
به نقل از فرست پست، «ببر زنده است» با بازی سلمان خان و کاترینا کیف در نقش‌های اصلی با فروش ۳۰۰ کرور روپیه چندین رکورد بالیوود را جابه جا کرد.
این فیلم که از ۲۲ دسامبر راهی سینماها شده از فیلم‌های با بودجه بزرگ بالیوود است و به کارگردانی علی عباس ظفر ساخته شده است.
«ببر زنده است» که از ابتدا انتظار می‌رفت به رقم ۳۰۰ کرور روپیه برسد، در شانزدهمین

ادامه مطلب  

زيبا  

در عشق تو اخر،دیوانه شدم زیبابا رقص سیاه زلفت،مستانه شدم زیباآنروز كه تو را دیدم،ای نور اسمانیاز مردم این دنیا،بیگانه شدم زیباهر لحظه ای این عمر،بخشم به امیدتدر شوق وصال تو،پروانه شدم زیبامن عشق تو را جانا هر لحظه خریدارمدرمجلس عشاق داخل،رندانه شدم زیبایا رب تو مرا دست ده،تا رسم بر دراز بوسه ای دیدارت،یكدانه شدم زیباگر خواهى مرا خضر،دراسمان عشقز شوق او ای مسعود،مستانه شدم زیبا

ادامه مطلب  

غزل حسرت نبرم جانا بر آینه خانه  

آتش زده ای امّا چون عشق به تولایی
بُردی تو قمار دل حقّا که تو مولایی
 
حسرت نبرم جانا بر آینه ی خانه 
چون آینه بر جانم دائم به تجلایی
 
در بزم دلم غوغاست از بدوِ ورود عشق
غوغا که مگو شهد است این گنج اهورایی
 
این گنج ، نهان آمد از حُسنِ گمان آمد
چون صبر گران آمد چندی به تمنایی
 
غافل مشوی ای دل او قاصد محبوب است
هم هدیه مخصوص است از عالم بالایی
 
در جان نگهش می دار جانی که پُر ازسرِّ است
حسی که پر از مِهر است جانش شده سودایی
 
سودات خریداریم زین رو

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

هواخواه توام جانا ...  

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از

ادامه مطلب  

رویا  

‍ ‍ ‍ سهراب آریانپور
شهرطوفان زده را،ساحل آرامی نیستموج در موج بلا،جزبه سحرگاهی نیستخواب دیدم که شده،غرش دریاآرامخواب برهم زده را،لذت بیداری نیستسینه بر موج زدم،پنجه به رخسارم زدسینه چاکان بلا،رنگ به رخساری نیستآشنای همه ام،غربت جانم سنگیندرددل باکه کنم،جزغم دل یاری نیستبهترآن است که جان درکف طوفان ماندچونکه "جانا"به دلم،جزغم پرکاری نیست

ادامه مطلب  

سی و ششم  

میخواهم برایت بنویسم، میخواهم لحظه به لحظه و شب و روز برایت بنویسم؛ زیر آفتابی که دارد کم کم با شرم و حیا طلوع می‌کند، زیر شلاق و سوز سرما، در صبح سرد و شب تاریکی، در سرگشتگی و جنونم...
[همان]
[می‌بینی؟ رسما مجنونم کرده‌ای جانا؛ بیخوابی که جای خود دارد! البته خب تو چه تقصیری داری؟ این خود منم که از شوق پلکم به هم نمیرسد و این پیشانی من است که مدام عرق می‌کند، تو چه تقصیر داری؟]
[و ضمیمه حرفهام؛ بیت سوم از سی و یکم باشد]

ادامه مطلب  

سی و ششم  

میخواهم برایت بنویسم، میخواهم لحظه به لحظه و شب و روز برایت بنویسم؛ زیر آفتابی که دارد کم کم با شرم و حیا طلوع می‌کند، زیر شلاق و سوز سرما، در صبح سرد و شب تاریکی، در سرگشتگی و جنونم...
[همان]
[می‌بینی؟ رسما مجنونم کرده‌ای جانا؛ بیخوابی که جای خود دارد! البته خب تو چه تقصیری داری؟ این خود منم که از شوق پلکم به هم نمیرسد و این پیشانی من است که مدام عرق می‌کند، تو چه تقصیر داری؟]
[و ضمیمه حرفهام؛ بیت سوم از سی و یکم باشد]

ادامه مطلب  

اصل ضیافت  

شور بر پا شده انگار قیامت شده است
باز هم موعد و هنگامه ی حرکت شده است
باز جابر شده راهی همگی بر خیزید
باز هم موسم دیدار و زیارت شده است
همه گویند که ماه رمضان مهمانی ست
به خدا ماه غمش اصل ضیافت شده است
آه!خسران گناهان و دل وامانده
حال،آن موقع جبران خسارت شده است
همگی حاضر و آماده شوید ای مردم!
اربعین عم و اندوه و مصیبت شده است
به خدا معنی این حرکت ما هشدار است
که نبینیم به این نام جسارت شده است
نفس را پاک کن آلوده ترین آدم هم
به ضمانت گری یار شفاع

ادامه مطلب  

و خدا شاعران رو دوست دارد  

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از م

ادامه مطلب  

اوس کریم  

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم آخر سال کن که گدا را چه حاجت است 
ارباب حاجتیم و زبان سال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است جام جهان نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است آن شد که بار منت ملاح بردمی گوهر چو دست داد به در

ادامه مطلب  

انتظار ۲۳۳ _بیا مهدی ( عج )  

بیا و زنگ غم از قلب ما زُدا مهدی
به جان مادرپهلو شکسته ات بیا مهدی 
جلای هر دل نورانی از عنایت توست
به  قلب  تیره  ما  هم  بده  جلا  مهدی 
قیود نفس و هوی عامل فراق شده
ز شر نفس و هوی کن رها مرا مهدی 
همیشه از تو تقاضایم این بود جانا
که لحظه ای نشوم از شما جدا  مهدی 
به هیچ کس نکنم عرض حاجت خود را
فقط تویی که کنی حاجتم  روا مهدی 
تو از جرائم اعمال خلق محزونی
مرا ببخش گر آزرده ام تو را مهدی
به جان مادر پهلو شکسته ات زهرا 
عنایتی به من مبتلا نما   مهد

ادامه مطلب  

شمیم شیدایی  

السّلام ای تمام زیبایی
السّلام ای شمیم شیدایی
ای انیس شب سیاه دل
بانوی لحظه های تنهایی
خانه ام شهر قم،حرم،ایوان
صاحب خانه های رویایی!
کنج این خانه قد کشیدم من
کنج این خانه ی تماشایی
زیر دست تو کودکی کردم
مادرم!ای تمام زیبایی
در حرم می دویدم و هر بار
تو صدا می زدی:«چه آقایی»!
بس که تو خوب و مهربان هستی
از تو حاجت گرفته ترسایی
می روی،زود نیست بانو جان؟
مانده در قلب خسته پروایی-
اینکه آدم چنان شما هم هست
با چنین خلق و خو و سیمایی
خانه ات مامن همه دن

ادامه مطلب  

آموزش خرید ساعت دیواری از طریق کانال تلگرام  

در این آموزش قصد داریم به شما همراهان عزیز مراحل گام به گام خرید و سفارش اینترنتی یک ساعت دیواری فانتزی را از طریق کانال تلگرام فروشگاه ساعت دات نت یاد بدهیم تا بتوانید خریدی امن ، سریع و ارزان را تجربه کنید
مرحله اول: عضویت در کانال تلگرام فروشگاه
جهت عضویت در کانال اینجا کلیک کنید سپس روی گزینه join channel کلیک کنید
مرحله دوم: انتخاب محصول مورد نظر
اگر محصول مورد نظرتان را پیدا نکردید در قسمت بالای کانال روی عکس ذره بین که برای سرچ کردن است کلی

ادامه مطلب  

می‌دانم که می‌دانی  

پس از مدت مدیدی دوباره می‌نویسم به عشق تو
هر چند شرمنده ام از برای تو ننوشتن 
و برای تو نبودن
اما شوق نوشتن و گفتن که در وجود انسان نهادی مرا به نوشتن وا می‌دارد
به فکر کردن
فکر کردن در عالم و آدم
و فکر کردن در راه و رسم زندگی و کار 
و فکر کردن در خود
و ادبیات لباس لطیف و زیبایی است که بر اندیشه ها می پوشانم 
تا بدان وسیله نگذارم ظلمت فکر زیبایی های تو را در نظرم کمرنگ کند

ادامه مطلب  

بابای شعرهای به دنیا نیامده !  

سلام حاجی!سلام بابا!سلام سردار...
میدانی چند وقت است حرف نزدیم..؟
بابا دخترت بزرگ شده.دخترت شبیه همه شده.دخترت همه شده...
دیگر در سرش هوای پرواز نیست.دیگر فکر هجرت نیست.دیگر فکر راه نیست...
بابا دخترت با همان چیزهایی خوشحال میشود که دیگران میشوند.
بوی خاک مستش نمیکند.آبی آسمان عاشقش نمیکند.
دلش بوی دنیا گرفته.
اصلا میدانید چند وقت است به چشم هاتان خیره نشده؟شمعی روشن نکرده؟چیزی در دفتر "دوستت دارم"ننوشته؟دلش از چیزی نلرزیده؟
چرا..لرزیده...از چه ا

ادامه مطلب  

سلمان خان  

تبلیغات نام تجاری ویرایش
سلمان خان خیلی قبل تر از این که وارد صنعت فیلم و سینما شود، وقتی برای دوچرخه‌های Hero Honda و پیراهنهای Double Bull تبلیغ می‌کرد بعنوان یک نام تجاری شناخته می‌شد. او حتی پس از این که یک سوپراستار شود، هرگز علاقه‌ای در تبلیغ خودش به عنوان یک نام تجاری نشان نداد اما در سال ۲۰۰۲ قراردادی با Thums Up امضاء کرد و تا زمان اتمام قرارداد، همکاریش را ادامه داد. بعداً آکشی کومار جانشین خان شد. او سپس سفیر نام تجاری نوشابه غیر الکلی به نام

ادامه مطلب  

920 .  

بسم الله و باالله
از توو هال صداش می یومد " عددِ .. هفت .. عددِ .. هفت " .. علی اومده میگه " میدونی داره چیكار میكنه ؟ " رفتم توو هال .. پوم پومای آبی رو از توی پلاستیكش درمیاورد و میگرفت سمت بیننده های خیالیش " عددِ .. هفت " یكی بعدی " عددِ .. هفت " :)))))))
یه موقعم ژنهایی كه نه برترن ، نه ضریب هوشی بالایی دارن ! از جناباتا پرش میزنن و میمارو رد میكنن و میان توو وجود برادرزاده جانا ، متبلور میشن ! یعنی اونقدی كه بابابزرگش توی عمرشون توو قرعه كشی ای نبوده شركت ن

ادامه مطلب  

شاید ...  

شاید سهم هم نشویم
شاید " قسمت " کارِ خودش را بکند .
"دل"بدهیم " تن " ندهد .
من اما کاری با این حرف ها ندارم جانا !
من جز یک " تو "
نه چیزی می شنوم 
نه می بینم
و نه می دانم قسمت چیست ...!
می خواهم سخت در آغوشت جان بدهم .
یادم برود سهم هم نیستیم .
خدا را چه دیده ای !
شاید قسمت دلش به حالمان سوخت...
ما هم" قسمت" هم شدیم!

ادامه مطلب  

شاید ...  

شاید سهم هم نشویم
شاید " قسمت " کارِ خودش را بکند .
"دل"بدهیم " تن " ندهد .
من اما کاری با این حرف ها ندارم جانا !
من جز یک " تو "
نه چیزی می شنوم 
نه می بینم
و نه می دانم قسمت چیست ...!
می خواهم سخت در آغوشت جان بدهم .
یادم برود سهم هم نیستیم .
خدا را چه دیده ای !
شاید قسمت دلش به حالمان سوخت...
ما هم" قسمت" هم شدیم!

ادامه مطلب  

شاید ...  

شاید سهم هم نشویم
شاید " قسمت " کارِ خودش را بکند .
"دل"بدهیم " تن " ندهد .
من اما کاری با این حرف ها ندارم جانا !
من جز یک " تو "
نه چیزی می شنوم 
نه می بینم
و نه می دانم قسمت چیست ...!
می خواهم سخت در آغوشت جان بدهم .
یادم برود سهم هم نیستیم .
خدا را چه دیده ای !
شاید قسمت دلش به حالمان سوخت...
ما هم" قسمت" هم شدیم!

ادامه مطلب  

شاید ...  

شاید سهم هم نشویم
شاید " قسمت " کارِ خودش را بکند .
"دل"بدهیم " تن " ندهد .
من اما کاری با این حرف ها ندارم جانا !
من جز یک " تو "
نه چیزی می شنوم 
نه می بینم
و نه می دانم قسمت چیست ...!
می خواهم سخت در آغوشت جان بدهم .
یادم برود سهم هم نیستیم .
خدا را چه دیده ای !
شاید قسمت دلش به حالمان سوخت...
ما هم" قسمت" هم شدیم!

ادامه مطلب  

شاید ...  

شاید سهم هم نشویم
شاید " قسمت " کارِ خودش را بکند .
"دل"بدهیم " تن " ندهد .
من اما کاری با این حرف ها ندارم جانا !
من جز یک " تو "
نه چیزی می شنوم 
نه می بینم
و نه می دانم قسمت چیست ...!
می خواهم سخت در آغوشت جان بدهم .
یادم برود سهم هم نیستیم .
خدا را چه دیده ای !
شاید قسمت دلش به حالمان سوخت...
ما هم" قسمت" هم شدیم!

ادامه مطلب  

شاید ...  

شاید سهم هم نشویم
شاید " قسمت " کارِ خودش را بکند .
"دل"بدهیم " تن " ندهد .
من اما کاری با این حرف ها ندارم جانا !
من جز یک " تو "
نه چیزی می شنوم 
نه می بینم
و نه می دانم قسمت چیست ...!
می خواهم سخت در آغوشت جان بدهم .
یادم برود سهم هم نیستیم .
خدا را چه دیده ای !
شاید قسمت دلش به حالمان سوخت...
ما هم" قسمت" هم شدیم!

ادامه مطلب  

inception (2010)  

Director: Christopher NolanMusic by
Hans ZimmerIMDB : 8.8cast : Leonardo DiCaprio , Tom Hardy , Joseph Gordon , Marion Cotillardاسکار بهترین فیلمبرداری ،بهترین تدوین صدا ، بهترین میکس صدا ،بهترین جلوه ویزهرتبه 14 imdb
مردی با ورود به خواب و رویای افراد میتونه افکارشونو بدزده.فکر میکنم همین جمله از داستان فیلم به اندازه ی کافی میتونه آدمو ترغیب به دیدنش کنه!کریستوفر نولان همیشه مارو با فیلمهاش شگفت زده کرده،و خب حالا تصور کنین فیلمی رو از این کارگردان میبینید که 10 سال برای نوشتن فیلمنامه ش زمان گذا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1