دلم گرفت  

هر بار که با بابا حرف میزنم دلم میگیره. خیلی میگیره. دلم براش میسوزه که تنهاست. دلم براش تنگ میشه شاید حتی...نمیدونم. ولی‌ هر بار که باهاش حرف میزنم اشکم میاد که بریزه ولی کنترلش میکنم.
الان اگه ماشین داشتم میرفتم پیشش. حالش خوب نيس. صداش خوب نبود. گفت باز حالش بد شده.
اشکام میخوان بریزن ولی نمیذارم.

ادامه مطلب  

بسم الله...  

سه شنبه شب مامانم حالش بد شد و بیهوش شد
وقتی رسیدیم بیمارستان ....
از بعد از  رفتن علی آقا مامان حالش بد بود
و روز به روز بدتر شد...
اینقدر جیغ زدم تا بیهوش شدم و بستری
حالا دیگه هیچکس رو ندارم به معنای واقعی...
مگه اکرم چقدر میتونه پیشم بمونه...؟ 
بعدش من می مونم و همه تنهایی های عالم...
دلم براش تنگ شده برای مامان مهربونم 
نیما سرش رو کوبید تو دیوار 
سرش شکست خون میومد ولی اون همچنان گریه میکرد
و مامان مامان میزد....
اکرم رو بچگیش خیلی بیشتر میتونه خ

ادامه مطلب  

امروز  

امروز بعد سه روز تونستم با یه خیال راحتی بخوابم بدون سرو صدای اتاق یا بهتر بگم سرو صدای کمتر...فائزه میگه از بس شبا نمیخوابیو در عوض صبح خوابی لاغر شدی... این بیخوابیا ضرر داره...چای خوردیم و اون رفت کلاس پریسا هم حالش بده زنگ زده بود به  فائزه و.... پریوش هم اومد و با هم کلی حرف زدیم یه رازهایی رو بهم گفت و من دوباره چای خوردم... و میوه خوردیم و حرف زدیم....و بعد  قرار شد بریم سلف که آرزو یه کاری با پریوش داشت رفتند پریسا هم اومدو رفته بود دکتر و حالش ب

ادامه مطلب  

خوش به حالش  

خوش به حال آنکه قلبش مال توستحال و روزش هر نفس، احوال توست
خوش به حال آنکه چشمانش توییآرزوهایش همه آمال توست
 
آنکه دستش تا ابد در دست توکوچ او از غصه ها با بال توست
من خطاکارم خداوندا، ولیدیدگانم تا ابد دنبال توست
_______________________________________

ادامه مطلب  

 

٤ساعت قبل از امتحان تجزیه رفتیم واسه رفع اشكال ، خودمون ٤تا ، از اون ٤ساعت ٢ساعتش فقط حرف زدیم :)) چه چیزها كه نگفت هركى :) ، الف از رضایى كه از بچگى دوسش داشت گفت،دوست داشتنى كه خودشو گول میزد یه دوست داشتن خواهر برادرانس،ولى وقتى رضا هم دوست داشتنشو گفته فهمیده كه نه، این با اون فرق داره، حالا چقدر بده كه میدونن مامان باباهاشون باهم هم خون هستن اما مخالفِ خوشبختیه بچه هاشون ، چقد بده حتى شوخیش كه الف بگه "اگه یه روز فرار كردیم تعجب نكنیدا:)) " ب

ادامه مطلب  

1209  

دیشب خواب بابا رو دیدم...
بخاطر حرفهای مامان هم بود...
نیم ساعت پیش زنگ زدم حالش رو بپرسم که جواب نداد...
الان زنگ زد و جواب سلامم رو نداده همه عصبانیتش رو سرم خالی کرد...
منم چیزی نگفتم...میدونم غرق در ح ه مثل همیشه...
فقط گفتم ببخشید بابا...ببخشید...
اما اون تلفن رو قطع کرد...
آخه مگه من چیکار کردم...
از خودم بدم اومد...
از همه زندگیم بدم اومد...

ادامه مطلب  

بسم الله...  

دیشب یکی از مریض ها حالش بد شد
پسرش ما رو متهم کرد به نداشتن وجدان کاری و سهل انگاری
منم عصبانی شدم و بهش گفتم شما آخوندا
همتون از آدم طلبکارید، ما سعیمون رو کردیم.
امروز صبح نامه حراست به دستم رسید رفتم برای محاکمه
اخطار خورد رو پرونده کاری ام و تعهد و....
اینم مزد دستم برای پرستاری شبانه ام از مادر 
هفتاد ساله اون حاج آقا....! خدایا شکرت
آبجی و بچه ها عصری برمیگردن خونشون و
دوباره من می مونم و مامام و البته داداش نیما...

ادامه مطلب  

تسلیت......  

ســـــــــلام.........
اول اینکه خیلی دلم واسه اینجا تنگ شده ......
دوم اینکه تسلیت میگم به مردم کرمانشاه و....به همه اتفاقات بد....
 
خب .....
بالاخره بعد از بیست روز بابام از کربلا برگشت. ...
یعنی یکشنبه اون هفته .....
خیییلی دلم واسش تنگیده بووووووووود.......
خداروشکر که اومد وسالم اومد.......
خداروشکر حالش  خوبه و خوشحاله........
 
خداجووووووون به خاطر همه چی شکرت......
.........
........
..................
.........
................ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـــ.ـ.ـ.ـ.ـ.ــ
 
پی نوشت:
اون روز که با

ادامه مطلب  

بسم الله...  

نیما از بچگی تو خونه ما بود همیشه به بهانه برادر ررضاعی بودن من
آخه وقتی خاله نیما رو به دنیا میاره تا چند روز حالش بد بوده و 
نیما خان هم غیر از شیر مامان من چیز دیگه ای نمیخورده
تا اون سال که خاله تصادف کرد و...
نیما شد مقیم دائم خونه ما...
کلاس سوم دبستان بودیم که اون اتفاق وحشتناک افتاد...
خدایا به بابام بگو که ازش متنفرم و هیچوقت اونو نمی بخشم...
تو اون لحظه من بیشتر از نیما به کمکش احتیاج داشتم...ازش متنفرم متنفرم

ادامه مطلب  

سیکل معیوب  

یه چیزی رو فهمیدم.وقتی به اون روزا بر میگرده، منم به اون حسا بر میگردم به همون روزا.
نمیتونم نگاهش کنم. نمیتونم دوسش داشته باشم. نمیتونم بهش محبت کنم.
ازش فراری می شم. چیکار می تونم بکنم؟
اون با اینکار تلاش می کنه برای خوب شدن حالش، و توجه ما رو میخواد که بهترتر هم بشه. و چون با این کارش حالمو بد می کنه و اون چیزی که می خواد رو نمی بینه، باز می‌ره تو پیله خودش، بیشتر میخوره نوشیدنی، و بیشتر حال منو بد میکنه. و این سیکل معیوب هی ادامه داره!
به نظرم

ادامه مطلب  

چرت نویس:)  

من میخوام با با وفاهام باشم....
بعد یکبارم شونه ام سر خسته ی اونهارو مهمون کنه....
یکم واسه اونها وقت بگذارم....
بعد می بینم دقیقا همین امروزی که من پیششونم و پیش زیبا نيستم زیبا هم تنها داره تو محوطه متفکرانه قدم میزنه....
خودم از تنها بودن و تنها قدم زدن چندان خوشم نمیاد و دوست ندارم اونم تنها باشه گرچه واسش فرقی نمی کنه
اما من به نسیم گفتم اگر وفادارم میخوام وفادارای زندگیم رو نگه دارم....
دیگه تو چشمای سحر تو ذوق و شوق رو نمی بینم حتی ......
و اینکه م

ادامه مطلب  

بی جواب ...  

توی این سالها اکثر نوشته هایی که توی دفترچه خاطراتم برای عزیزم می نویسم، بی جواب می مونه ...
یکی از دردهای بزرگ روزهای دوری واسه من همینه که هیچ ارتباطی با من نداره و از حالش بی خبرم ...
یه بار خیلی ناراحت بودم و اصرار کردم که جواب منو بده ...
در جواب گفت خیلی وقته فهمیدم این جواب دادن ها بی فایده است ...!
هرچند که من هزاران فایدشو واسش شمردم ولی خب نظرش این بود ...
حالا نمی دونم این جواب ندادن ها و خودداری ها چه فایده ای داره بجز دلگیر کردن من و ناراحت

ادامه مطلب  

از ناراحتی به راحتی  

وقتی احساسات آدم آسیب میبینه، اولش آدم حالش بد میشه. خیلی بد میشه و این بد شدن انقدر ناراحت کننده هست که میتونه تا مدتها آدم رو ضعیف کنه؛ گاهی ممکنه از طرف مقابل بدمون بیاد، گاهی ممکنه از خودمون متنفر بشیم، گاهی خسته میشیم، گاهی از اندازه وسعت گذشت کردنمون تعجب میکنیم، گاهی حس میکنیم نباید دیگه به هیچ آدمی اعتماد کنیم، گاهی احساس حماقت بهمون دست میده، گاهی فکر کردن به اشتباهاتمون دست از سرمون برنمیداره... و خلاصه! بنظرم توی این شرایط بخشیدن

ادامه مطلب  

دلتنگی  

سلام .....خیلی دلم واسه اینجا تنگ شده........
دلیل اینکه نیومدم زیاد سربزنم این بود که اصلا چیزی واسه گفتن ندارم.....
زندگیم خداروشکر خوبه و خیلی بهم خوش میگذره....بابام رفته کربلا خوش به حالش ایشالا همه باهم بریم ...شماهم قسمتتون شه برین.......
 
همه چی خوبه اما........یه چیزی گاهی وقتا اذیتم میکنه.......اینکه چرا طرف مقابل که دلایلمو براش توضیح میدم درک نمیکنهـ......فکرخودشه.....
پس من چی....احساسم چی میشه.....من امادگی حجم این اتفاقات رو نداشتم .....
 
خودشم خوب میدو

ادامه مطلب  

فانی  

مرگ اونقدر عجیب هست که وقتی یه نفرو حتی ندیدی و نمیشناسی و فقط یه ذره از وصف حالش رو خوندی هم اگر از دنیا بره باورش سخته
پدر یکی از دوستان وبلاگی فوت کردن و من با خوندن اون دو تا نیم خط چند لحظه کلا موندم...خدا بیامرزه همه رفتگان رو
دلم یه جوریه...شاید چون میدونم چه لحظاتی پیش رو هست براشون...یا شاید چون یه سری تصاویر داره برام مرور میشه...حالم گرفته شد کلا
زندگی یا بهتره بگم این دنیا چقدر مزخرفه...بهترین ها، بهترین آدم ها، بهترین حسا، همشون یه روزی

ادامه مطلب  

رنج ما را دو تکه می‌کند....  

رنج ما را دو تکه می‌کند. وقتی کسی‌که رنج می‌کشد، می‌گوید: «خوبم... خوبم...» به این دلیل نيست که حالش خوب است. برای این است که خودِ درونش به خودِ بیرونش فرمان داده که واژه‌ی «خوبم» را به زبان بیاورد. او حتا گاهی‌اوقات اشتباهی می‌گوید: «خوبیم.» دیگران فکر می‌کنند که خودش و اطرافیانش را می‌گوید، ولی این‌طور نيست.
او دو تکه‌ی خودش را می‌گوید: خودِ آسیب‌دیده و خودِ نماینده‌اش. نماینده‌ای که برای مصرف عمومی مناسب است! رنج، یک زن را دو تکه می‌

ادامه مطلب  

شیطون دم صبح  

در روایتی از امام باقر علیه السلام اومده که:
از برای شب شیطانی است که او را «رها» می گویند، پس هرگاه بنده ای از خواب بیدار شود و اراده کند برخاستن برای نماز شب را، آن شیطان به او می گوید حالا وقت برخاستن تو نيست. پس دفعه دیگر که بیدار شود و خواهد برخیزد، آن شیطان گوید که وقت برخاستن نشده، یعنی زود است. پس پیوسته او را از برخاستن باز دارد و حبس کند او را تا فجر طلوع کند و چون فجر طالع شود، بول کند در گوش او. آن وقت بگذرد از او، در حالی که دُم خود را م

ادامه مطلب  

هـــــی لولـــــــــه گــــــــــاز  

سلام علیک و رحمت الله
وقتی کسی کاری میکنه و نتیجه نمیگیره به عت بی عرضگی مسئولین غیر محترم و تمام تلاشهای او یکباره یا ذره ذره هدر میره چاره ای نمیمونه غیر از اینکه به در و دیوار بد بیراه بگه و آخرش همه میگه ای روزگار
وقتی روزگار هم با او سازگاری نداره و حالش رو درک نمیکنه فقط این لوله گازه  که به دادش میرسه 
پس ای لوله گاز
 

 
 
 
 
هی لوله گاز

ادامه مطلب  

فکر کن من غریبه حالم اینه اونی ک تو عاشقشی تو آسمون چندمه؟  

آخ امان از تو.
امشب فقط میخوام از تو بنویسم. 
برات پیام دادم. تو مثل همیشه مهربون جوابمو دادی. آخ که چقدر خوشحال بودم. شبیه دختر بچه های ۵ ساله. از خوشی به شکم خوابیدم و پاهامو شبیه اون عروسک آواز خونی ک هیچوقت نداشتم تکون میدادم. تو مدت هاست با قلبم عجین شدی. چقدر قشنگه اینجوری دوست داشتن کسی. پنهونی. بدون اینکه کسی بدونه. و حتی بدون اینکه خودت بدونی. من آدم پرحرفیم. پر ذوق. از اونا ک خیلیم غرغرو هستن. از اونا ک آلو تو دهنشون خیس نمیخوره. نمیتونن ذ

ادامه مطلب  

جولیوسیوس  

خدایان یونان باستان آدم های خلاق و اهل دلی بودن. مثل خدای متعال ما نبودن که بگن هر کی هر کار بدی کرد بندازینش تو آتیش و آلت گناهشو داغ کنین بریزین تو حلقش. نه. می شستن دور هم و سر فرصت فکر می کردن چطور حال طرف رو بگیرن که پیامِ «خوبت شد؟! خوبه ما هم باهات همچی کنیم؟» به وضوح به یارو منتقل شه.
مثلا تانتالوس, غذا و شراب خدایان رو دزدید تا برای آدمیان ببره, و مجازاتش این بود که تا ابد توی برکه ای از آب گوارا وایسه در حالی که شاخه انگوری از بالای سرش آو

ادامه مطلب  

با صدایی بغض آلود  

 
با صدایی بغض آلود
 
         پیش آمــــد بسیار تلخ برای آقای مشهدی عبّاس سلطانـــی ، 
    همـــــروستایی عزیز و دوست دوران جوانیم ، ماه هــــاست روان و
    احساسم را درگیر آزردگی کــرده است . هماره از حال و روز ایشان
    خبر می گــــرفتم ؛ تا این کــه امروز با تماس تلفنی ، جویای حالش
    شدم . در یک گفت و گــوی صمیمی ، از خودش ، از آن پیش آمد و
    از خاطره های شیرین گذشته گفت و آنگاه با صدایی بغض آلــــود ،
    شعری برایم خواند که نوشتم :
«حکی

ادامه مطلب  

عصب سوخته  

اقبال قاسمی پویا, [۲۶.۱۱.۱۷ ۰۸:۱۷]
[Forwarded from بهترین های ایران (Msn)]
♨️ عصب سوخته 
#رخشان_بنى_اعتماد
سالها پیش به عیادت زن جوانی كه خـودسوزی كرده بود رفتم ، با اینکه شدت جراحتش بسیار بالابود اما به راحتی حرف میزد . از دیدن صورت خندان او كه تنها بخش پانسمان نشده در بدنش بود متعجب شدم . خوش‌باورانه به دكترش گفتم حالش كه خوب است و درد ندارد . جواب دقیق دكتر یادم نيست ولی واژۀ #عصب_سوخته را از میان کلماتش هرگز نتوانستم فراموش کنم چون دو روز بعد زن جوان م

ادامه مطلب  

درس عبرتی شد که دیگه سوال طرح نکنم  

گاهی وقتا آدم خیلی حالش گرفته میشه ولی ترجیح می ده سکوت کنه
چند هفته قبل استاد سر کلاس گفت یه نفر داوطلب بشه از جزوه کلاسی سوالاتی رو طرح کنه تا من از بین اونها چندتا سوال برای امتحان پایان ترم انتخاب کنم
هیچ کس قبول نکرد و از اونجایی که اگر می خواستیم همه جزوه رو بخونیم هم به لحاظ محتوا و هم زمان با مشکلاتی مواجه می شدیم همه مایل بودند یکی این کار رو بکنه و نگاه ها به سمت من دوخته شد و استاد هم به من گفتند انجام بده منم توی رو در بایستی افتادم و

ادامه مطلب  

پیماِن عاشقی ات مبارک رفیق جان...  

تمام حجم نگرانی  م این بود که
از تنهایی درآید...
وقت هایی که پراز ناامیدی میشد
مرگ تدریجی را در او میدیدم
و از اعماقِ جان نگرانش بودم
و غمگین بودم برای خودم
برای این خود که هیچ اثری بر هیچکس نتوانستم بگذارم...
دغدغه ی روز و شبهایم شده بود
ذهنم مدام برایش نقشه میکشید
که چگونه
و کجا...!
اربعین را دلخوش بودم
که با همو که اشتیاق زیارتش را درمن شعله ور کرد
عازمیم ان شاءالله...
ولی ناباورانه در لحظه ای 
و بهانه ی کوچکی نشد که بیاید!
و من باید این بار عشق ر

ادامه مطلب  

درک نمیکنم این همه تناقض رو...  

همیشه ی حرفش ازارم میداد هر وق میگفتم خودتو عوض کن و اونجور 
حرفا میگف اره راس میگی واس ی دختر ک پول از همه چی واسش مهمتره 
باید عوض بشم !! درحالی ک هیچوق نفهمید من بخاطر اینک ارزشش پیش 
من و بقیه بالاتر بره میگفتم بعضی کارارو کنار بزار !! نمیدونم در اووج عاشق 
بودنش همچین حرفایی رو چطور میزد همیشه هم میومد معذرت خاهی 
میکرد اما لیوان شکسته دیگ اب توش جمع نمیشه!!
یادمه ی بار گفتم از فلان دوستت فاصله بگیر بهش برخورد ک تو چی 
ازدوستام دیدی اونا مث

ادامه مطلب  

درک نمیکنم این همه تناقض رو...  

همیشه ی حرفش ازارم میداد هر وق میگفتم خودتو عوض کن و اونجور 
حرفا میگف اره راس میگی واس ی دختر ک پول از همه چی واسش مهمتره 
باید عوض بشم !! درحالی ک هیچوق نفهمید من بخاطر اینک ارزشش پیش 
من و بقیه بالاتر بره میگفتم بعضی کارارو کنار بزار !! نمیدونم در اووج عاشق 
بودنش همچین حرفایی رو چطور میزد همیشه هم میومد معذرت خاهی 
میکرد اما لیوان شکسته دیگ اب توش جمع نمیشه!!
یادمه ی بار گفتم از فلان دوستت فاصله بگیر بهش برخورد ک تو چی 
ازدوستام دیدی اونا مث

ادامه مطلب  

5 دی 1396  

سلام خدا جان
یه بار مرمر بهم گفت دلم میخواد یه ساعت  و یه عینک خوب بگیرم،رفتم بهترین و خوشگلترین ساعتی که دیدم رو واسش گرفتم همشم تو ذهنم بود یه عینک خوبم بگیرم ولی عینک بایدبه صورتش میومد خودش اخه میگفت هر عینکی به صورتم نمیاد ،هرچی میخواستم ساعت رو بهش بدم نمیشد هرچی بهش گفتم بعد اخرین بار ،بیا بریم سینما بریم کاخ گلستان جایی نیومد ساعت موند و من ،الان گذاشتمش روی کتابام و نگاش میکنم و فقط غصه میخورم!چقدر دلم میخواست میدادم بهش و ذوق زده ش

ادامه مطلب  

به یک نفر دوست نیازمندیم...  

 
برای خودتان یك دوست پیدا كنید،
یكنفر كه تا اَبَد بماند،
یكنفر كه حالتان،جانتان،یارتان،بد و خوبتان را همه را با هم بخواهد،
یكنفر كه حالش را بپرسید،خوابش را ببینید .
آدم ها باید، غیر از عشق و خانواده ،یكنفر را داشته باشند
كه همه چیزهایی كه نمی شود به آن دو قبلی گفت به او گفت!
از سردرد های كوچكتان تا غمهای یكساله!
یكنفر كه تا صبح روبروی هم بنشینید و غرهایتان را بزنید و او گوش كند
و شما را با آغوشش گمراه نكند و به وقتش آغوشش را چهار تاق باز كند

ادامه مطلب  

تأثیر گذر زمان بر رفتار و خلق و خوی انسان(14)  

تغییراتی که در گذر زمان به وجود آمد ...
دیروز نوشتیم وقتی به نقل خاطرات بزرگان می اندیشم وقتی دیده ها و شنیده هایم را چون دانه های تسبیح شماره می کنم وقتی چهره ها را یک به یک چون فیلم های امروزی و  یا همچون سریال  از جلوی دیدگانم عبور می دهم من می مانم و یک قبرستان بزرگ و آدم های بزرگتر، من می مانم که واگویه هایی که تکرارشان ملال آور نيست، من می مانم بزرگانی که حسرت دیدارشان بر دل ها نقش می بندد، بزرگانی که همراه با سنت های حسنه ای که حس نوع دوستی

ادامه مطلب  

پیام اشتباهی  

سلام مجدد خدمت همه دوستان عزیزم مرسی از عزیزانی که لطف میکنن میخونن و کامنت میگذارن افتخار میدین دوستان عزیزم عارضم به خدمتتون که یار از دیشب اخلاقش بد شده بود،  سر ظهر خواستم به دوست عزیزی که امروز قرار بود یارش رو ببینه پیام بدم ، پیام رو اشتباهی فرستادم واسه آقای یار، حالا متن پیام این بود : سلام عزیزدلم خوبی؟ وقت بخیر خدا قوت. وای که چقدر حال  و هوات رو درک میکنم. امیدوارم اونجام مثل اینجا هوا ابری و دو نفره باشه حالش رو ببری، بو

ادامه مطلب  

٠٢:٤٥  

همون موقعى كه هندزفریم تو گوشم بودو داشتم آهنگ یاسمین امیدو گوش میدادم و تو دلم باهاش قر میدادم بخاطر اینكه بلاخره این چند روز مزخرف تموم شده بود و یه تیكه هایى از ذهنم داشتم به هزار و یك موضوع دیگه فك میكردم، به خودم فوش میدادم كه چرا بخاطر بیدار موندن اینقد هایپ و ردبول خوردم و چرا دیشب مث احمقا ریتالین خوردم كه الان حس كنم تموم سلولاى ذهنم ته نشین شده، به دوتا جوش روى صورتم فك میكردم، به مردى كه امروز تو دانشگاه دیده بودمش و چون نمیتونست ب

ادامه مطلب  

بار دیگر .. روز اول - پس از تاریکی طولانی  

امروز اولین روز از زمستان سال 96 است .. بعد از ده روز آلودگی هوای شهر بهتر شده به مدده بارش باران .. و من عهد شکسته خود را از نو به دست میگیرم .. چرا ؟
روز چهارشنبه قبل از کلاس .. یک چیزی دیدم که الان که فکرش را می کنم می بینم ارزش اون همه حرص خوردن داشت . میخائیل رفته بود کنسرت همایون ... و حتی یک پشینهاد هم به من نداده بود ؟ چرا .. ما اینقدر از هم درویم . آره ..آرزو دورید خیلی دور چون اون نیم خواهد باشی .پس چرا مچاله شدی و دلت گرفت . اون آدم اصلن ت را نمی بین

ادامه مطلب  

شب داشت به نیمه نزدیک میشد...!!!  

#شب_داشت_به_نیمه_نزدیک_میشد!... دایرکتهامو چک میکردم که نظرم به پیامی جلب شد. اینکه موضوع #گفتگو چی بود مهم نيست، ولی نتیجه اون منو به سختی به فکر فرو برد. میگفت من آن #وعده_الهی را که تو میگویی دیده ام!... به حالش #غبطه خوردم کاش من هم میدیدم...ولی انگار کمی دلگیر بود. دیگر به ان باور های چند سال قبلش افتخار نمیکرد.
توضیح خواستم....پاسخم را نداده بود و در حال #انتظار #خواب رفتم!.... #صبح از باب انتظار شب قبل نا خودآگاه اولین کاری که قبل از نماز کردم چک کرد

ادامه مطلب  

چه کسی گفته؟؟؟  

چه کسی گفته باید در زندگی یک دختر مردی باشد که مدام به او تکس بدهد و دختر در هر شرایطی میخواهد باشد در اتوبوس شلوغی که نفس به سختی بالا می آید یا سر کلاس فلان استاد بد اخلاق ، باید بلافاصه که صفحه گوشی اش روشن شد جوابش را بدهد و اگر چند دقیقه فقط چند دقیقه دیر تر جواب دهند شخص مقابل صدایش را بیاندازد ته  گلویش تا مردانگی اش را ثابت کند...چه کسی گفته باید در زندگی یک دختر مردی باشد که مدام به او تکس بدهد و دختر در هر شرایطی میخواهد باشد در اتوبوس ش

ادامه مطلب  

برایم قرآن بخوانید  

 سلام به دوستان و همراهان دنیای مجازی
سلام به اونایی که خواسته یا نا خواسته مطالب من را می خوانند و نظر نمی دهند
و سلام به اونایی که می خوانند و نظر می دهند
دلم گرفته از خودم از دنیا و گاهی هم از خدا
چی بگم میگن کفر نگو حتما حکمتی در کار است الله و اعلم
برایتان از برادرم گفته بودم روزی که تعریف کردم 3 روز بود که بیمارستان بستری بود
حسین 20 روز بستری بود بیمارستان مسیح دانشور
هر روز آزمایش های مختلف نمونه گیری های گوناگون ازش می گرفتند
به اند

ادامه مطلب  

زیارت نذر کرامت  

 
قصه ی یک راز قسمت اول
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند ای به قربان تو شاها که حج فقرایی
زتربت شهدا بوی سیب می آید زطوس بوی رضای غریب می آید
 
، ای غریبی که زجد و پدر خویش جدایی خفته در خاک خراسان تو غریب الغربایی
به ثامن الحجج حضرت رضا ااااااا صلوات
اللهم صل علی محمدوآل محمد
 
مردم کسب و کار خود را رها کرده بودند و به بدرقه ما آمده بودند رسم بود در مهریز مخصوصا مزویراباد آباد که مردم همراه زوار با صدای چاووش قبل از سوار شدن به مینی بوس به مزار

ادامه مطلب  

درهـــــــم  

دیشب شوهری زنگ زد گفت بوق زدم بیایید پایین بریم یه دوری بزنیم دیگه شام دخملی رو که داده بودم زیر غذاها رو خاموش کردم و چون شوهری بالا نیومد از پله ها رفتیم رسیدیم به بازار بزرگ که شوهری گفت بریم چند تا مدل پالتو ببین بعد بیاییم بخر خدا رو شکر خیلی خلوت بود سریع مغازه ها رو دیدیم و سه مدل انتخاب کردم که بعد بپوشم ببینم چطورهبعدم اومدیم من هوس شیرینی کرده بودم خریدیم و شوهری گفت سیب زمینی بخرم بعد دوباره پشیمون شد گفت بریم شام بخوریمسر راه میوه

ادامه مطلب  

عمه نوشت به همراه تم شیطانی  

سلام و صد سلام مجدد به عزیزان دلم خب عارضم به خدمتتون که من تا 5 عصر کلاس داشتم و جلسه آخر بود، داشتم برمیگشتم خونه تو اتوبان بودم که اقای یار تلگرام داد و یکم چت کردیم، گفتم در چه حالی ؟ چگونه ای ؟ گفت دارم میرم خونه عمه ئه سرین !!! و من برای لحظاتی حس کردم کرخت شدم ....گفتم کجا ؟! گفت پیش عمه ئه سرین !!! عمه ئه سرین تهران خونه داره، ساکن کردستانه، هر از گاهی میاد تهران واسه چک آپ و اینا. گفتم کشیک نداری؟  گفت کشیکم ساعت 10 شب شروع میشه، دیشب بعد کشیک

ادامه مطلب  

در سوگ آخر ماه صفر  

    
   در جود و کرم دست خدا هست حسن         
دست همه را وقت عطا بست حسن
                نومید نگردد کسی از درگه او                  
زیرا که کریم اهل بیت است حسن
 در روایت شیخ مفید(ره) اینگونه آمده که پس از جریان مسموم شدن خود فرمود: " فاذا قضیت فغمضنی و غسلنی وکفنی و احملنی علی سریری الی قبر جدی رسول الله (ص) لا جدد به عهدا، ثم ردنی الیقبر جدتی فاطمة بنت اسد رضی الله عنها فادفنی هناک، و ستعلم یا ابن ام ان القوم یظنون انکم تریدون دفنی عند رسول ا

ادامه مطلب  

این روزها  

تنهام تو اتاق.  فا... که قمی هست و اکثرا نيست. پ... هم پریروز رفت خونه شون. چند مدتیه به شدت از تنهایی لذت میبرم. واقعا احساس آرامش میکنم. نمیدونم چرا ولی وقتی پ... گفت میخواد بره خونه شون خیلی خوشحال شدم از اینکه آخر هفته تنهایی خواهد گذشت. پ... دختر خیلی خوبیه. مادرش رو از دست داده سال اول دانشگاهش. از پارسال که اینو متوجه شدم، همش دوست دارم باهاش خیلی خوب رفتار کنم و مثل یه خواهر براش باشم اما مشکل اینجاست که دیگه از اون ف... صبور و مهربون واقعا چیزی

ادامه مطلب  

سبک تر شدن  

فکر کردن به تقدیر دیوونم میکنه. فکر کردن به این که آیا اتفاقی که برای من افتاد رو خودم رقم زدم یا از قبل برام نوشته شده بود. فکر کردن به این که آیا اگه این اتفاق کوچیک نمی افتاد، اون اتفاق بزرگ هم نمی افتاد؟ یا در هر صورت در تقدیر نوشته شده بود و رخ میداد؟
از دیروز تا حالا هزار بار این صحنه رو مرور کردم. مرور کردیم. طوری که حاج ناصر گفته بود. پهلوون داشت تو زورخونه ورزش میکرد. از گود اومد بیرون. یه لیوان آب خورد. آب سرد بود. بعد چند دقیقه،‌ دیدیم سر

ادامه مطلب  

کودکانی که به دنیا نیامده قربانی اند  

 
 
 

Photo: conrado/bigstock.com
نعیمه دوستدار
برای مریم- ز، ماما و فعال اجتماعی، همه چیز از آن روزی شروع شد که برای زیارت و گشت و گذار به شاه‌عبدالعظیم شهر ری رفت؛ جایی که در صحن حرم با یک زن بچه به بغل روبه‌روشد.
«زن کنار دیوار نشسته بود و رنگ به صورت نداشت. خیلی لاغر بود و نوزاد چندروزه‌ای را در بغل داشت. از حال و هوایش فهمیدم معتاد و مریض است.»
مریم ماماست؛ در حوالی میدان راه‌آهن تهران یک مطب شخصی دارد: «اولین بار نبود که یک زن معتاد می‌دیدم. خیلی از ز

ادامه مطلب  

گزارش کارآموزی دوره کاردانی با موضوع اسانسگیری 152 ص  

گزارش کارآموزی دوره کاردانی با موضوع اسانسگیری 152 ص گزارش کارآموزی دوره کاردانی با موضوع اسانسگیری 152 ص لینک دانلود و خرید پایین توضیحات دسته بندی :وورد نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 152 صفحه قسمتی از متن .DOC : دانشگاه آزاد اسلامی واحدتاکستان دانشکده کشاورزی گروه کشاورزی (گرایش گیاهان دارویی) گزارش کارآموزی دوره کاردانی موضوع : اسانسگیری استاد راهنما: آقای دکتر دانشیان سرپرست کارآموزی: مهندس مشکی زاده نگارش :...ادامه و

ادامه مطلب  

گزارش کارآموزی دوره کاردانی با موضوع اسانسگیری 152 ص  

گزارش کارآموزی دوره کاردانی با موضوع اسانسگیری 152 ص گزارش کارآموزی دوره کاردانی با موضوع اسانسگیری 152 ص لینک دانلود و خرید پایین توضیحات دسته بندی :وورد نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 152 صفحه قسمتی از متن .DOC : دانشگاه آزاد اسلامی واحدتاکستان دانشکده کشاورزی گروه کشاورزی (گرایش گیاهان دارویی) گزارش کارآموزی دوره کاردانی موضوع : اسانسگیری استاد راهنما: آقای دکتر دانشیان سرپرست کارآموزی: مهندس مشکی زاده نگارش :...ادامه و

ادامه مطلب  

فایل آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنماییبه روش5Edocx  

فایل آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنمایی به روش 5E.docx .. فایل آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنمایی به روش 5E.docx .. آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنمایی به روش 5 E.docx فرمت فایل: ورد تعداد صفحات: 2 این الگوی تدریس ازپویاترین و کارآمدترین، الگوهای تدریس است که در بسیاری از کلاس های دنیا با موفقیت در حال اجرا است . مراحل اجرای الگوی تدریس حاضر در 5 مرحله برنامه ریزی واجرا می شود؛...ادامه و دانلود



تحقیق درباره فصل زنبور داری تحقیق درباره فصل ز

ادامه مطلب  

فایل آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنماییبه روش5Edocx  

فایل آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنمایی به روش 5E.docx .. فایل آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنمایی به روش 5E.docx .. آموزش تدریس درس حشرات علوم اول راهنمایی به روش 5 E.docx فرمت فایل: ورد تعداد صفحات: 2 این الگوی تدریس ازپویاترین و کارآمدترین، الگوهای تدریس است که در بسیاری از کلاس های دنیا با موفقیت در حال اجرا است . مراحل اجرای الگوی تدریس حاضر در 5 مرحله برنامه ریزی واجرا می شود؛...ادامه و دانلود



تحقیق درباره فصل زنبور داری تحقیق درباره فصل ز

ادامه مطلب  

تحقیق در مورد گوش ها و لهجه ها در فارس 10ص  

تحقیق در مورد گویش ها و لهجه ها در فارس 10ص تحقیق در مورد گویش ها و لهجه ها در فارس 10ص لینک دانلود و خرید پایین توضیحات دسته بندی :وورد نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 11 صفحه قسمتی از متن .doc : گویشهای زبان فارسی در استان فارس گویشهای زبان فارسی بخشی از میراث ماندگار فارسی به شمار میآید که در مناطق مختلف استان فارس مورد استفاده قرار میگیرد و به...ادامه و دانلود



محمد (ص) 2 محمد (ص) 2 لینک دانلود و خرید پایین توضیحات فرمت فایل wo

ادامه مطلب  

امپوتر چست  

کامپیوتر چیست کامپیوتر چیست لینک دانلود و خرید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 16 کامپیوتر چیست ؟ کامپیوتر دستگاهی است که میتواند محاسبات و تصمیم گیریهای منطقی را میلیونها و حتی میلیاردها بار سریعتر از انسان انجام دهد. به عنوان مثال بسیاری از گامپیوترهای شخصی امروزی می توانند در یک ثانیه صد میلیون عمل جمع را انجام دهند. درحالی که انجام چنین محاسبه ای برای یک انسان با یک ماشین حساب ممکن...ادامه و دانلود



کامپیو

ادامه مطلب  

صلوات  

1امام صادق - علیه السلام - فرمود: الصلوة من الله رحمة و من الملائکة التزکیة و من الناس دعاء ؛ صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوی فرشتگان پاک کردن و از طرف مردم دعا است.
2 از امام کاظم - علیه السلام - درباره معنای درود خدا و فرشتگان و مؤمنان در آیه: ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً - صلاة الله رحمة من الله، و صلاة الملائکة تزکیة منهم له، و صلاة لمؤمنین دعاء منهم له خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود می ف

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1