سی و سه...  

جمله ى " دوستت دارم "نقل و نبات نيست كه به هركه رسیدید تعارف كنید،" دوستت دارم " یك جمله ى مقدس است،اگر آن را براى یك نفر بر زبان مى آورید باید فقط و فقط براى او تكرار كنیداگر مى گویید عاشقش هستم،باید تمامِ حواستان پرتِ او شوددرست مثل زمانى كه محوِ صدایى مى شویدو دیگر صداهاى اطراف را نمى شنویدباور كنید سخت نيست...اگر واقعا عاشق باشید...#سروش_كلهر

ادامه مطلب  

بر میگردیم به زمان قدیم  

برگردیم به زمان هاى قدیمبه ما تكنولوژى نیامده جانمبرایت نامه مینوسم!از مبدأ معلوم، به مقصدِ نا معلومعزیزِ جانم؛ سلام!كلام را كوتاه میكنم!ملالى نيست جز دلتنگى هاى هر شبو مرورِ تمامِ خاطراتى كهاى كاش از ذهنَت پاك نشده باشد!همین!دلتنگِ "تو"،"من"#علی_قاضی_نظام

ادامه مطلب  

ذهنت را درگير حرف مردم نكن  

ذهنت را درگیر حرف مردم نكن
این روزها حرف و حدیث زیاد استمهم نيست دیگرانچه فكر مىكنند و چه میگویندهیچكس در هیچ جاى دنیاهمدرد دردهاى تو نخواهد شدجز خودتگاهى باید از نو شروع كرد ودل به دریا زدماندن كنار آدمهاى اشتباهحق هیچکس نيست
 

ادامه مطلب  

پیغام ماهی ها  

رفته بودم سر حوض 
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب 
آب درحوض نبود...
ماهیان می گفتند: 
«هیچ تقصیر درختان نيست»
ظهر دم کرده تابستان بود 
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست 
و عقاب خورشید، آمد او را به هوا برد که برد 
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب 
برق از پولک ما رفت که رفت 
ولی آن نور درشت 
عکس آن میخک قرمز در آب 
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد 
چشم ما بود 
روزنی بود به اقرار بهشت 
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو «ماهی ها، ح

ادامه مطلب  

ویرانه نسازید از احساس ادم ها ...  

عرضه ى دوست داشتنِ اگر نداریدتوانِ نگه داشتن اگر نداریدخراب نكنید احساسِ پاكِ آدمهایى كه بعد از شمامیخواهند واقعاً عاشقى كنندشما مى آییدوعده اى میدهیدسرتان را مى اندازید و مى روید به ناكجاآدمِ بعد از شما اماباید جان بكَنَد تا ثابت كند مثلِ شما و امثالِ شما نيستعر ضه ى دوست داشتن اگر ندارید،خراب نكنید همین اندك ریتمِ شیرینِ عاشقى را كه جریان دارد...
#علی_قاضی_نظام

ادامه مطلب  

شنا کردن خلاف جهت آب  

شادی خوشکار:
در هفتمین روز از هفتمین ماه، زن و مردی که بعد از هفت سال از ازدواجشان هنوز بچه‌دار نشده بودند به شهر دیگری می‌روند و دختری را به فرزندی قبول می‌کنند که اصلاً شبیه‌شان نيست و در اوایل نوجوانی آن‌ها را برای همیشه از دست می‌دهد.
همان وقتی كه «بیدی‌شانس» همراه مشاور مدرسه و دو دوست تازه‌اش برای اولین‌‌بار به بستنی‌فروشی رفته‌اند، پدر و مادرش در یك تصادف می‌میرند.
روی جلد نوشته «اگر گم شده‌ای شاید مجبور شوی خلاف جهت آب شنا ك

ادامه مطلب  

ی هم‌دم،ی هم‌راه،ی هم‌فکر  

می‌دونی کی بدبختی؟  
وقتی که حالت خوب نيست، 
کانتکتای گوشیتو زیرو رو می‌کنی
اما هیچ کس نيست  که باهاش حرف بزنی
هیچ کس نيست که باهاش بری بیرون
و هیچ کس نيست که با دیدن اسمش لب‌خند بیاد به لبت
همون موقس که فکر می کنی
من برای چی زندم؟  

ادامه مطلب  

تو را. . .  

"تو" را،براى تمامِ روز هاى خوبى كه هنوز نیامده است،مى خواهم...تو را براى خنده هاى از تهِ دلتو را براى ِیك حالِ خوبتو را براى تمامِ دوست داشتن هاى به موقع،تو را براى یك خیالِ راحت،مى خواهم...در این آشفته بازارِ دوست داشتن هاىِ ساعتى،وقتِ آمدن نيست جانمكمى صبر كن! و عاشقى را از بَر شوكه وقتى آمدىكه وقتى" با پاىِ خودَت آمدى"بمانى برایم...تمامِ لذتِ دوست داشتن،همین است كه آدمهانه با اصراركه با پاىِ خودشان بیایندو بمانند براىِ همیشهكه تا آخرِ عمر،ه

ادامه مطلب  

نورحق  

ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
یک بیک بر وحدت ذاتش گواهی دیگر است
اهل دل بینند در هر ذره از حق جلوه
هر دم ایشان را برخسارش نگاهی دیگر است
دیده حق بین نه بیند غیر حق در هر چه هست
لاجرم او را بهر جا سجده گاهی دیگر است
عاقلان جویند حق را در برون خویشتن
عاشقانرا از درون با دوست راهی دیگر است
مینماید جلوه او در هر چه دارد هستیئی
لیک او را پیش خوبان جلوه گاهی دیگر است
آنچه مطلوبست یک چیزست نزد هر که هست
لیک هر کس را بهر چیزی نگاهی دیگر است
عاشقان ر

ادامه مطلب  

حاکم عقل  

آنگه که عشق  حاکم عقل است و اختیار
از دست کس  رود خرد و هوش واعتبار
عشقت شکست جان و دلم را عجیب نيست
اینهم حکایتیست ز بیداد روزگار
در بحث عشق صحبت مشفق قرار نيست
صیادوصیدودانه و دام است و یک شکار
گاهی شکار عاشق صیاد میشود
صیاد مرحبا که شوی عشق گلعذار
رنگین کمان عشق عجب رنگ میزند
بر پرده محبت و بر چهر پرده دار
روزی که نيست صحبت مژگان وچشم و لب
آنگه بدان رها که جهان نيست پایدار

ادامه مطلب  

 

«إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَكَ ما فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیم»؛ یاد كن زمانى را كه زن عمران گفت: پروردگارا بدرستى كه مننذر كردم براى تو كه این طفلى كه در شكم دارم محرر (خادم بیت المقدس) باشد پس از من قبول فرما محققا تو سمیعى و عالمى به آن چه نذر كردم و قرارداد نمودم.

«فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُها أُنْثى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

كلاسِ طراحی ثبتِ نام كرده بودم یعنی اول كه واسه ثبت نام رفته بودم پرسیدم میخوام از صفر شروع كنم باید از چی شروع كنم دو تا از استادها رو اسم برد كه كارشون خوبه یكیشونُ گفت سبك هایِ مختلفِ نقاشیُ آموزش میده یكیشونم گفت از طراحی شروع میكنه به نقاشی میرسه و یواش یواش پیش میره و اگه مشكلِ تایم نداری همین خوبه واستُ با دانش آموزها و دانشجوهاام راه میاد منم همونُ انتخاب كردم وسایل هایِ موردِ نیازمُ واسم لیست كرد هشتاد تومن پولِ ثبتِ نام شد ولی پولِ

ادامه مطلب  

قران  

بعد نماز صبح برای قلب شکسته ام قران باز کردم، سوره اعراف آیه 68 آمد...
پیامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و براى شما خیر خواهى امینم.»
آیا تعجب كردید كه بر مردى از خودتان، پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را هشدار دهد؟ و به خاطر آورید زمانى را كه [خداوند] شما را پس از قوم نوح، جانشینان [آنان‌] قرار داد، و در خلقت، بر قوّت شما افزود. پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید، باشد كه رستگار شوید.
گفتند: «آیا به سوى ما آمده‌اى كه تنها خدا را بپر

ادامه مطلب  

راز عمر  

منم که کشتی عمرم ز موج بشکستست
و نيست چاره ای اکنون به گل که بنشستست
به خاک پای تو ای گلعذار عنبر موی
قسم که نيست غمی جز غم تو من خستست
دلم هوای تو دارد که تا لطیف شود
هوای سخت و سیاهی که بی تو بگذشتست
مرا به چهره نشستست چین و می دانم
جوانیم به هدر رفت و عمر بگسستست
نبود هیچ کسی را میسر از سر زور
به قهر بشکندش ،عمر، راز سر بستست
هزار مرتبه کردم ترا صدا ونبود
یکی جواب ز روی وفا که بر جستست
ترا قسم به لب و موی وچشم ومژگانت
جفا مکن که دل من به مهر پیوست

ادامه مطلب  

تنهانرو  

 

 تنها نرو، این راه رفتن نيست،دنیای تو، چیزی به جز من نيست،تو از خودت چیزی نمی دونی،تنها نرو، تنها نمی تونی.میری که با فکر تو تنها شم،میری که هم درد خودم باشم،تو آخر راهو نمی دونی،تنها نرو، تنها نمی تونی.من حال این روزاتو می دونم،چیزی نگو، چشماتو می خونم،این جاده تا وقتی نفس داره،چشماشو از تو بر نمی داره.من از هوای جاده دل گیرم،از فکرشم دلشوره می گیرم،این آینه تو فکر شکستن نيست،باور نکن، این صورت من نيست.دستامو با احساس تو بستم،من، بی نها

ادامه مطلب  

یک مسیحی کیست ؟  

یک مسیحی کیست؟
جواب: واژه "مسیحی" در فرهنگ لغت، تعریفی این چنین دارد: "شخصی که به مسیح بودن عیسی، و یا به آیینی که بر تعالیم مسیح پایه گذاری شده است، اقرار کند." برای درک معنای واقعی واژه "مسیحی"، شاید این تعریف فرهنگ لغت آغاز خوبی برای درک این واژه باشد، ولی در مقایسه با آنچه کتاب مقدس در این رابطه ارائه می دهد، تعریف کاملی نيست.واژه "مسیحی" فقط سه مرتبه در عهد جدید بکار برده شده است (اعمال رسولان فصل 11 آیه 26؛ اعمال رسولان فصل 26 آیه 28 ؛ اول پطرس ف

ادامه مطلب  

بهترین باش  

مهم نيست تو زندگی همیشه اون چیزی که تو خواستی اتفاق نیافتاد، مهم نيست تو اون شرایط، مکان و موقعیتی که تو میخواستی باشی نيستی، مهم اینه که هر جا و هر زمان و تو هر موقعیتی که هستی بهترین باشی....اگه بخوای تعلل کنی تو زندگی مطمئن باش همون چیزایی رو هم که داری از دست میدی.....پس با جریان زندگی تو هم جاری باش، متوقف نشو و از اهداف و خواسته ها و ارزشات دست نکش........کسی چه میدونه.شاید زندگی بهتری در انتظارمون باشه...!

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

عینكم از قسمتِ اتصالِ شیشه و دسته شكستُ مجبور به تعویض شدم اما قبلش دكتر رفتم یكی از چشمام یه بیست پنج صدم نمرش زیادتر شده یعنی یكیش دو یكیش دوُ نیم ولی گفت نیاز به قطره ندارم واسه عمل هم گفت باید از دكتر قلبش بپرسی ببینم ضرر داره یا نه اما از نظرِ سن اوكیِ دیه عینك جدیدم عین قبلیِ یعنی فریمش همونِ فقط دستش رو مستحكم تر گرفتیم كه دیه زودی نشكنه اخه كلا خیلی عینكِ ظریفیِ از دور كه نگاهم میكنی انگار عینك نزدم قبل از این كه واردِ مطبِ دكتر بشیم نش

ادامه مطلب  

در اوردن شیرینی  

دیگه خیلی ها تقویم شدن، روز جهانی فلان، روز جهانی فلان، هی ریپید میشه این حرف، خب کافیه تو توی زمان خودت زندگی کن، روز های خودت رو بشناس تاریخ برات مهم باشه ولی تاریخ برات حال نباشه، زنده باشه توی ذهنت ولی زندگی نشه توی روزگارت، تجربه هست ولی همه چیز نيست، تقویم برابر با حال نيست...

ادامه مطلب  

 

786
عقیده وحدت 
عالم تضاد همین محل این همه سعی ما برای حصول منظری روشن است ، که هرگزدراین محیط ممکن نيست ! همه می دانیم که توجه درحرکت بسیارمشکل است وتمرکز درآن ناممکن واینجا ازحرکت خلق شده است ! 
جهانی که درآن جز خداوند کسی نيست وجزخداوند همه دیده می شوند و شنیده میشوند !
این ظاهرترین پنهان هستی که غیراورا نمی توان دید و غیراورا نمی توان شنید !
این درهنر باید جستجو کنیم که درعین یگانگی گوناگون دیده شوی و مختلف فهمیده شوی !

ادامه مطلب  

762  

اینکه من از یک سنجاب آبی خیالی خوشم اومده چیز ترسناکی نيست که بخاطرش احساس خطر کنم. چون به این موضوع آگاهم که این سنجاب فقط توی ذهن من میتونه دوست داشتنی باشه و نه در دنیای واقعی. اینکه کسی برای همه دوست داشتنی باشه و مثلا 5 صبح به دلایل نامعلوم کنار دختر دیگه ای باشه، جالب نيست مسلما. من باید به خودم احترام بذارم و همچین انسانی رو نادیده بگیرم که تا حدود زیادی هم موفق شدم. 
زمان، عجیب ترین چیز زندگیه. 

ادامه مطلب  

دلتنگم  

اینجا ماندن بهانه میخواهد.... اینجا حرف های بی منطق من بوی دلتنگی میدهند.... اینجا ک گودال برای باران های پائیزی نيست،حس دردودل را کور میکند.... من از اینجا،صبررادر پیچیده ترین نحو ساده آموختم.... ابر خاکستری،کافی تلخ،ترئینی برای دل افسرده ها بیش نيست.... وقتی در غرب ترین گوشه غرب خاکستری میشوی گریه تنهانور چشمک زن امیدی است برای حس بودن تو.... ((اینجامردن بهانه نمیخواهد،وقتی تو نباشی))

ادامه مطلب  

 

همه چیز خوب بود.من خوب بودم تا اینکه دوستم رو دیدم که طی یه هفته سه کیلو کم کرده.ناراحت شدم چون تمام امسال من سعی داشتم یه کیلو کم کنم و نشد.حس مغلوب شدن دارم.
درسته که هیکل زیبا رو دوست دارم و چهره ی جمع و جور و لاغر ولی دلیلم برای کم کردن وزنم اینا نيست.میخوام نشون خودم بدم که میتونم لاغر بشم.این همه سال تلاش کردم این چند کیلو اضافه وزنو از خودم دور کنم و نشد الان حس مغلوب بودن،دائم المغلوب بودن رو نسبت به کاهش وزنم دارم.عزمم جمه و میخوام شکستش

ادامه مطلب  

رهایی  

زندانی نيست در بیرون که زندان بیرون ،تنها جسم را به اسارت نگاه داشته و اندیشه همچنان ازاد و رهاست ،رهایی از زندان بیرون رها گشتن نيست که رهایی یعنی  از بند وابستگی عاطفی ،پاکسازی  و خلق نکردن انرژی‌های منفی ،ارتباط با خود برتر،جذب جفت روحی،کنترل خشم و رها گشتن از خودی است، که در زمان است و به تمنای زنجیر کشیدن خویش ،رها از قفس این زندان .و این قفس اگر در خدمت بال گشودن باشد،چه وسعت بی انتهای آسمانی است
رضا5/31

ادامه مطلب  

بلاتکلیفی خوب نیست اصلن ...  

این هوا را میبینید؟ نه سرد بودنش معلوم است نه گرم بودنش... آدم میماند لباس هایِ گرمش را از ته کمد بیرون بکشد یا با همان لباس هایِ تابستانی اش سر کند... نتیجه ی این بلاتکلیفی هم چیزی جز سرما خوردگی های وحشتناک نيست... دوست داشتن های ما هم چیزی شده شبیه این حالِ بلاتکلیف هوا... نه درست و حسابی میمانیم،نه مثل آدم از زندگی شان میرویم. نه عاشقیم نه دوستِ صمیمی، یک "بلاتکلیفیم" یک "دوستِ معمولی"... حالا نتیجه ی این دوست داشتن های بلاتکلیف چه باشد ؟! خدا مید

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

" خدا غول چراغ جادو نيست که یه دفعه معجزه کنه و همه چی رو تو یه چشم به هم زدن درست کنه"
ظلم و فقر و بی عدالتی کاملا ساخته دست خود بشره 
خوشبختی و بدبختی ما از صفر تا صدش دست خودمونه 
باور کنید!
خدا یه موجودی خارج از وجود ما که مسئول برآورده کردن خواسته ها و نیازهای ما هست ، نيست 
خدا توی خود ماست 
توی قلب ماست 
اصن خدا خود ماست 
چرا هر وقت مشکلی پیش میاد برامون از خودمون شاکی نمیشیم؟
چرا به خاطر هر چیز کوچیک و بزرگی از خدا گلایه میکنیم؟
 
چرا نمیخو

ادامه مطلب  

رویای یار  

آمد امشب مه نو بر سر بالین منش
خنده بر لب رخ سیمین و شکرخودهنش
گفتمش جان دلم مستی می شهد وجود
زندگی نيست اگر شهد لبت دل نربود
عاقبت در پی یک لحظه مستی ز لبت
می دهم جان وبسوزم ز شدیدای تبت
با خیالت صنما روز و شبم می گذرد
این چنین است تو گو دیده به مه می نگرد    
گفتمش ماه که حسن تو زحد بیرون است
حسن روی تو ز ماه فلکی افزون است
چشم و مژگان و خم زلف تو درعالم نيست
بی تو در عالم هستی نتوانیم که زیست
ای مه چارده ای بدر رخت گلگون است
مستی من ز شکر خند لب می

ادامه مطلب  

آدم حقیر  

ی هم کلاسی سابق دارم خیلی ادم حقیری هست پر از عقده های درون , هی یادم میره متاسفانه
امروز ی کاری بود (تماس گرفتن برا ی موقعیت کاری) داشتم حرف میزدم باهاش گفت اگر میخوای بده که باهاش تماس بگیرم, بعد که بهش گفتم, گفت عصر
عصری گفتم چی شد؟؟ گفت فردا یادم بیار
گفتم لازم نيست دیگه, همون اول مثل ادم بگو انجام نمیدم کس های دیگه ای بودن که بهشون بگم
گفت بهشون بگو
گفتم حتما بهشون میگم چون خودت پیشنهاد دادی اول به تو گفتم
حالا میخواد با این کارش چیو ثابت کنه

ادامه مطلب  

حصار شکنی  

 
" اصلاح و تکمیل انسان بدین نيست که فرض شود یک سلسله امور زاید در وجودش تعبیه شده است و باید آن زاید ها و مضرها معدوم گردد . به عبارت دیگر اصلاح انسان در کاستی دادن او نيست . در تکمیل و اضافه کردن به اوست . وظیفه ای که  خلقت بر عهده انسان قرار داده است در جهت مسیر خلقت است ، یعنی در تکامل و افزایش است نه درکاستی و کاهش .
مبارزه با خودپرستی مبارزه "با محدودیت خود " است . این خود باید توسعه یابد . این حصار که به دور خود کشیده شده است - که همه چیز دیگر غیر

ادامه مطلب  

انگیزه  

برای انجام هرکاری انگیزه لازم داری تنها دلیل برای زندگی فقط و فقط انگیزه هست که انگیزه هر ادمی یا از عشق یا نفرت ، بعضی وقتا هیچی نيست نه عشق نه نفرت یعنی یک تهی بی پایان یا پایان تهی بنظر من هیچی خطرناک تر از ادم خنثی نيست .
ادمی که هیچی نداره حتی نفرت یعنی چیزی برای بدست اوردن یا از دست دادن نداره خطرناکترین ادما خنثی هستن.

ادامه مطلب  

حقتونه هرچی سرتون میاد.  

منطق بسیاری از آدمای اطرافمونمی فهمم.
فقط یکی توضیح بده این رفتارا شون یعنی چی که مثلا به طرف می گن دوست دختر یا دوست پسر شرعی نيست, گناه داره, کار خوبی نيست بعد اینا انگار نه انگار که شنیده باشن از قصد با یه جنس مخالف دوست می شن, حالا مسئله من شرعش نيست دلایل منطقانه ایه که جدا از این شرعیات و یا حتی دلایل منطقی خود این شرعیاته. ما حتی اگه یه دیوونه بهمون بگه یه خطر کوچیک مارو تهدید می کنه باز حرفش رو در نظر می گیریم چون مثلا احتمال داره یه همچین

ادامه مطلب  

بیست و هفت  

ماجرا برای یک شب یا تنها یک لحظه نيست.
اصلا هیچ ماجرایی در دنیا تنها شامل چند لحظه نيست.
همه ی اکنون های متوالی، داستان ها را میسازند.
زمانی که بیست و هفت ساله شدم هم چنین بود.
هیچ چیز یک آن رخ نداد،
هیچ چیز به جز فوت کردن شمع های روی کیک.
هیچ کس ،هیچ کجا به یکباره به سن و سالی نرسیده ، با آنکه این مایه ی غافلگیری شاید باشد.
ما اگرچه احساس نمیکنیم،
اما انگار مجموعه ای از تغییرات محسوس و نامحسوس است...
 
از زمانی که لذت معنایش از لحظه به عمق میرود
عمق

ادامه مطلب  

داستان کوچک  

دیروز دوستی را در مسیر برگشت به خانه دیدم ؛ احساس کردم مثل همیشه شاد نيست ؛ از زندگی اش کم و بیش خبر دارم ؛ همسر و دو بچه دارد ؛ خانه و اتومبیل و ویلا دارند ؛ و سالی یک بار هم به کشورهای دیگر سفر میکنند ؛ خدا را شکر همگی شان سالم هستند ؛ همه ی این فکرها در عرض چند ثانیه از ذهنم گذشت ؛
دلیل شاد نبودنش را پرسیدم ؛ جالب این که خودش هم نمی دانست که چرا شاد نيست ؛ سعی کردم با گفتن چند جمله سرحالش بیاروم ؛ اما موضوع به این راحتی ها حل نشد ؛ وقت خداحافظی ؛

ادامه مطلب  

همیشه تو وجودمی  

#عشق یعنى ..????یهو به خودت میاى میبینی یکی #هست که #با همه فرق میکنه ..????صدای #پاشو میشناسی ..????از دور احساسش میکنى ..????وقتی میبینیش انقدر #قلبت تند تند میزنه که فکر میکنی الان #صداشو همه میشنون ..☺❤بهت محل نذاره #کلافه ای .. ! ????وقتی هست خوبی .. ????#مهم نيست که با هم قهرین یا آشتی ؛ مهم اینه که پیشت باشه .. ????فقط باشه ..????#وقتی هم نيست جاشو هیچکس دیگه ای پر نمیکنه ..????????و این یعنی بهترین و #ناب ترین حس دنیا ..????اصلا یعنی خود خود #زندگی ???? 
 

ادامه مطلب  

اهنگ دلی از علیرضا طلیسچی  

 
 
این همه دیوونه داری خب یکیشم من
یعنی تو قلبت یه لحظه م جا نمیشم من
من نمیرم واسه تو پس واسه کی مُردم
من که با اسم دله یه عالمو بردم
 
من دلی دوسِت دارم به خدا
خیلی دوسِت دارم به خدا
از این علاقه قلبی هیچی کم نشدا
 
من بگم حرفامو جز تو به کی
همه ی زندگیم خودتی
منی که از تو خاک تو میرسم به خدا
 
متن آهنگ دلی علیرضا طلیسچی
 
قصه ی مهر تو اونجور که بخوای دل بکنی نيست 
حس قلبم به تو انقدره که نابود شدنی نيست
بایدم نفس کشید تو آسمون پر ستاره ت
ریشه های

ادامه مطلب  

بی رحمانه بی رحمی  

مدام تکرار میکنی گذشته و من عوض شدم من فراموش کردم برام مهم نيست مهم ایندست باید ایندمو بسازم باید از گذشته درس بگیرم ولی ، اره ولی همون ولی که میگه خاطرات بهت اجازه نمیدن به زور خودشونو تو ذهنت جا میدن و باعث میشن توی یه تکرار بی رحمانه اسیر بشی انگار زندانی شدی میخوام مثبت باشم میخوام بگذرم میخوام ببخشم میخوام رد بشم ولی اسیر شدم .
زندگی فقط زنده بودن نيست من فقط زنده ام بعضی وقتا فکر میکنم اگر بغیر از مادر و پدرم یک نفر دیگه رو داشتم که میشد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1