امروز ظهر  

حدود ساعت یک بود که از خرید برمیگشتم !
دو تا  نوه های خاله ها داخل کوچه  بودن با لباس مدرسه !
از دور با سرعت خودشون رو انداختن توی بغلم !
البته یه نفر یه نفر، میان
گردنم داشت داغون میشد
قبلنا محدثه که کوچکتر بود با سر میرفت داخل شکمت
الان قد هر  دو  بلندتر شده !
خونه ما رو خونه خودشون میدونن !
دلم حسابی براشون تنگ شده بود 
با اصرار من اومدن خونه .ورود محدثه از زلزله هم بدترِ
بعد یه ربع امیر حسین اون یکی نوه خاله هم اضافه شد 
 
اونا که رسیدن داخل خ

ادامه مطلب  

حضرت معصومه جان...  

آذر پیام داده بابت دیشب.
پیامشو باز نکردم. نمیدونم چی بهش بگم. دوست نداشتم این شرایط رو بهش بگم. ولی مجبور شدم که بگم.
محدثه رو اوکی م. سودابه هم یحتمل فهمیده. اینم از آذر. هعییی خداا..
+ خدایا ممنون که سرما نخوردم.
√ روزه گرفتم امروز :)
الان فهمیدم مصادف شده با وفات حضرت معصومه سلام الله علیها.
حضرت معصومه جان.... خودت کمکمون کن.... خودت دست هممونو بگیر.....

ادامه مطلب  

حضرت معصومه جان...  

آذر پیام داده بابت دیشب.
پیامشو باز نکردم. نمیدونم چی بهش بگم. دوست نداشتم این شرایط رو بهش بگم. ولی مجبور شدم که بگم.
محدثه رو اوکی م. سودابه هم یحتمل فهمیده. اینم از آذر. هعییی خداا..
+ خدایا ممنون که سرما نخوردم.
√ روزه گرفتم امروز :)
الان فهمیدم مصادف شده با وفات حضرت معصومه سلام الله علیها.
حضرت معصومه جان.... خودت کمکمون کن.... خودت دست هممونو بگیر.....

ادامه مطلب  

يك فنجان عشق مهمان باش (قسمت دوم )  

سلام ...اومدم ادامه داستانمو بگم ...
بله ..تا اینكه یك روز نرگس اومد مدرسه با دوستاش منم داشتم با محدثه حرف میزدم ....زنگ تفریح كه شد با تعجب دیدیم كه هوا یه جورایی تاریك بود ...یهو رعدوبرق بدی گرفت و همه جیغ و داد كردیم بارون اومد زمین سر شده بود ناظم از ما خواست سریع بیایم تو سالن ما كه داشتیم میامدیم یهو زینب به شوخی نرگس رو هل داد نرگس هم جیغ زد و سر خورد ...منم دویدم پیشش چیزی نمونده بود سرش بخوره تو دیوار منم پریدم جلوش و سرشو گرفتمو خودم رفتم تو

ادامه مطلب  

پارسا و سپی  

قیافه زیبا بچگونه است
امروز بهم میگفت اینا قدر سنشون نیستن
حالا جالبیش اینجاست که ۷۰ درصد حرفای منو زیبا اصلا نمی فهمه
بهش گفتم دیگه اینو نگو
خودم که نه ولی دیگران شاید یک وقت بهش ایراد بگیرن..... اونوقت ناراحت میشه
از ترس زیبا و حسودی کردنش زنگ نماز که رفته بود نماز بخونه رفتم پیش دوستام....
موقع برگشتن هم سحر جلوم بود جرئت نکردم بزنم پشتش و دستش رو بگیرم با هم بریم:)
زیبا خیلی حساسه روی این قضیه
فکر می کنه من منحصرا باید مال اون باشم...
آره من در

ادامه مطلب  

کسب دو مقام اولی و یک مقام سومی حاصل کار تیم اعزامی دانشجویی شمشیربازی دختران دانشگاه آزاد اسلامی اس  

کسب دو مقام اولی و یک مقام سومی حاصل کار تیم اعزامی دانشجویی شمشیربازی دختران دانشگاه آزاد اسلامی استان یزد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا تیم شمشیر بازی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی استان یزد با ترکیب خانمها محدثه طاهر خانی از دانشگاه آزاد اسلامی بافق، مرجان توکلی، فرنوش شورچه و دنیا ستوده نیا از دانشکده سما، و فاطمه تقوی از دانشگاه آزاد اسلامی تفت در مسابقات شمشیر بازی دختران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی کشور خوش درخشیدند.
در این

ادامه مطلب  

افرینش در 6 روز  

در این مطلب به دلایل آفرینش هستی در 6 روز می پردازیم و به این سوال پاسخ می دهیم که چرا خداوند هستی را در 6 روز خلق کرد و همچنین این سوال که مگر برای خداوند امکان نداشت که در یک لحظه هستی را خلق کند پس چرا آن را در 6 روز آفریده است؟با ما همراه باشید تا به این سوال اساسی که مسلما در ذهن همه انسانها و مسلمانان است پاسخ دهیم….
برای پاسخ به سۆال، ابتدا باید بدانیم که منظور از آفرینش جهان در شش روز در آیات قرآن کریم چیست؟ بحث از آفرینش، در هفت مورد از

ادامه مطلب  

پاورپوینت در مورد آن‌نامه‌ حفاظت‌ حمل‌ و نقل‌، ذخره‌ ساز‌ و توزع‌ گاز ماع‌  

پاورپوینت در مورد آیین‌نامه‌ حفاظت‌ حمل‌ و نقل‌، ذخیره‌ سازی‌ و توزیع‌ گاز مایع‌ پاورپوینت در مورد آیین‌نامه‌ حفاظت‌ حمل‌ و نقل‌، ذخیره‌ سازی‌ و توزیع‌ گاز مایع‌ لینک دانلود و خرید پایین توضیحات دسته بندی :پاورپوینت نوع فایل : .ppt ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد اسلاید : 45 اسلاید قسمتی از متن .ppt : آییننامه حفاظت حمل و نقل، ذخیره سازی و توزیع گاز مایع آییننامه حفاظت حمل و نقل، ذخیره سازی و توزیع گاز مایع آییننامه حفاظت حمل و...ادا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1