عــدالـــتــــــ ...  

خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود
عدالت کجايي ، عدالت کجايي
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا
اینها همه لالایی خواباندن ما بود
عدالت کجايي ، عدالت کجايي
ای کاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود
عدالت کجايي ، عدالت کجايي
( حرفی نی هر چی بود عرفان و جیدال گفتن ، عدالت رو گوش کنید

ادامه مطلب  

ترک جان عزیز بتوان گفت ترک یار عزیز نتوانیم  

یه پاییز زرد و زمستون سرد ویه زندون تنگ و یه زخم قشنگ وغم جمعه عصر و غریبی حصر ویه دنیا سوالو تو سینم گذاشتیجهانی دروغ و یه دنیا غروب ویه درد عمیق و یه تیزی تیغ ویه قلب مریض و یه آه غلیظ ویه دنیا محالو تو سینم گذاشتیرفیقم کجايي دقیقا کجاييکجايي تو بی من، تو بی من کجاييیه دنیا غریبمکجايي عزیزمبیا تا چشامو تو چشمات بریزمنگو دل بریدیخدایی نکردهببین خواب چشمات با چشمام چه کردههمه جا رو گشتمکجايي عزیزمبیا تا رگامو تو خونت بریزمبیا روتو رو کنمنو

ادامه مطلب  

 

 یکی از اهداف سال 96 که بطور جدی  به دنبال آن بودم کاهش وزن بودکه تا حدی موفق هم شدم و 20 درصد از راه را طی کردم .
اما لامذهب من تو می دونی وقتی زمان بی خبریم از تو طولانی میشه  وقتی دلتنگی ات امانم می بره یا وقتهایی که از همه خلق خدا خسته  میشم ( به قول پزشک طب کار کارخانه میزان شدت ضربان قلب من در گوشم و حرفهایی که نه با عقل و منطق نه با اخلاق و شرع و نه با دانش مدیریت جور نیست و فقط پول و پول  و پول آن را توجیه می کند را می شنوم و بهم می ریزم ) پناه می

ادامه مطلب  

الا که راز خدایی ... (عشق)خدا کند که بیایی...  

تو را من چشم در راهم ...
 
بیا جانا
کجايي.
ای همه هستیِ من ...
ای مستیم
ای نیمه جانم ...
عزیزم مهربانم .... آشنای غصه هایم ...
سرمه ی چشمان من ....
رنگ لبهایم ...
شانه ی مویم .... امیدم ... آرزویم .... ساعت صفرم... جاده ی اهداف آیینم .. کجايي تو
 
الهی که بیایی...

ادامه مطلب  

بگو کجایی  

بگو کجايي
به سوی تو♪♪به شوق روی تو♪♪به طرف کوی تو♪♪سپیده دم آیم♪♪مگر تو را جویم♪♪بگو کجايي♪♪نشان تو♪♪گه از زمین گاهی ز آسمان جویم♪♪ببین چه بی پروا♪♪ره تو می پویم♪♪بگو کجايي♪♪کی رود رخ ماهت از نظرم … نظرم♪♪به غیر نامت کی نام دگر ببرم … ببرم♪♪اگر تو را جویم حدیث دل گویم♪♪بگو کجايي♪♪به دست تو دادم♪♪دل پریشانم♪♪دگر چه خواهی♪♪فتاده ام از پا♪♪بگو که از جانم♪♪دگر چه خواهی♪♪یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من♪♪دگر چه پر

ادامه مطلب  

دلتنگی  

سلام زندگیم خوبی امشب دلم هواتو کرده نمیدونم چیکار میکنی میدونی الان کجا بودم تو همون دفتری که هنوز بوی تورو میده توهمون نوشته هایی که برام نوشتی و الان تنها چیزم شدن وقتی بازش میکنم وقتی بوش میکنم بوی تو هنوزم هست عکسات رو میبینم دلم پر غصه میشه چشام پر اشک حسرتت هنوز روی دلمه حسرت داشتنت بو کشیدنت وای کجايي دارم میمیرم کجايي که حرصمو دربیاری مثله اون روزا کجايي که ببینی هنوز بعد چند سال از دوریت از فراقت اشک میریزم من مردم تا زندگی کن

ادامه مطلب  

خاطرات  

سلام همه کسم 
همه کسی که به معنای  واقعی همه کسم بودی و هستی
کجايي دارم میمیرم از بی کسیت
کجايي که دوست دارم خلاص بشم ولی نمیشم 
کجايي که دلم برا یه لحظه دیدنت تنگ شده 
هنوز که هنوزه هیچ کس رو اندازه تو دوست ندارم
اشتباه من بود که تو رفتی 
وگرنه رفتنی نبود
لعنت به من و زندگیم 
لعنت به منو کارایی که کردم
تو قلب منی و خواهی بود 
این یه واقعیته شاید گذرا کسیو تو زندگیم راه دادم
ولی هیچ کس تو زندگیم نیست
و هیچ کس تو نمیشه 
هیچ کس رو نمیتونم بیشتر از

ادامه مطلب  

 

بزار ببینم چی میشه ! 
عید داره میاد و نزدیكتر میسه  بعد از تعطیلی و خوشگذرونی چند روزه اول ! 
شاید یك سفر  رفتیم  به  یكی از سهرای تقریبا مركزی و اب و هواي خشكش ! 
 و زیبایی خای باستانی و شب های پرستارش! 
٦٠ مسافرت جوره ! امیدوارم تا اون موقع  بقیه ی ٤٠ درصد هم جور بشه ! 

ادامه مطلب  

دلم برات چه تنگه  

 دلم برات چه تنگه 
چقددددد زیاااااااااد 
آی از اوی زیادایی که انگار تمومی ندارن 
کجايي ؟ 
کجايي 
تو کجايي ؟ 
نمیدونی چقد دلتنگتم ؟ 
میخوام حرف بزنم و بگم برات، حرف بزنم شاید این بغض لعنتی یکمی کمتر بشه و راه نفسمو باز کنه، میخوام بگم که سقوط کردم ، بگم افتادم اونم از یه ساختمون صد طبقه، بگم که انگار تیکه تیکه شدم 
بگم داغون شدم 
بگم یه ویرونم
بگم تو رو کم آوردم
بگم هزار تیکه شدم و هر هزار تیکه وجودم بازم تو رو میخوان 
بگم که دیگه هیچی حالمو خ

ادامه مطلب  

گمشده ام!!...  

خدایا,گمشده ام یا گمم کرده ایی...
نمیدانم...
اما,عجیب اینروزها
دلم یک بغل بزرگ خدا میخواهد...
خدایا,اینروزها کجايي؟...
میدانم دوستم داری...
هنوز گاه وبیگاه نشانه ای پراز عشقت را میبینم...
ولی من محبت راه دور نمیخواهم
پس خدایا,کجايي؟...
که مثل همیشه دستت را روی قلبم بگذاری 
وبگویی:چرا باز قلبت تند میزند؟...
مگرمن آنجا نیستم؟...
ورو به چشمانم بایستی وبگویی...
فقط مرا ببین
خدایا کجايي؟...
کجايي که طپشهای سنگین قلبم را آرام کنی...
خدایا ,اینروزهایم ,آغوش خدا

ادامه مطلب  

***پس فرستادي***  

تو سنگی و صدای عاشقت را پس فرستادی/ صدای ناله های عاشقت را پس فرستادی
تمام هدیه هایم عاشقت بودند، اما تو/ تمام هدیه های عاشقت را پس فرستادی
نمی بخشم تو را رویای كشتی های بی برگشت/ تو گنج ناخدای عاشقت را پس فرستادی
پری سرزمین آرزوهای سفر كرده !/ دل فرمانروای عاشقت را پس فرستادی
خودم در زیر باران جمع كردم رد پایت را/ تو رد پای عاشقت را پس فرستادی
خودت قربانی عشقت شدی فرزند زیبایی/ ولی قوچ خدای عاشقت را پس فرستادی
مرا كشتی و برگشتی و خندیدی به من

ادامه مطلب  

شریک حس خوب هوای من  

هواي ما گاهی مملو از عطرهای طبیعی میشهچندوقت پیش وقتی در هوايی با عطر ِ تلخ ِ برگ ِ سبز ِ چای، نفس عمیق میکشیدم، چشمامو بستم و توی دلم گفتم کاش میشد این هوا رو توی شیشه بریزم و برای تو نگهش دارم...این جمله رو طی چندین بار حضورم در همچین فضایی باخودم تکرار کردم اما نشد که همون موقع اینجا برای تو ثبتش کنم این روزها که عطر خوشه های رسیده ی برنج وقتی از حاشیه جاده ها باسرعت رد میشم، به مشامم میرسه، دلم میخواد این عطر رو برای تو بفرستم!از اونجا که ام

ادامه مطلب  

هوای تو ...  

دیروز حال و هواي تو به سرم زد ...
از اونجایی که اجازه ندارم هروقت که دلتنگت شدم بیام و روی ماهت رو ببینم به ناچار فقط اومدم اطراف خونتون و کمی توی کوچه های محلتون پرسه زدم ...
همین که احساس میکردم تو در این نزدیکی هستی، حس و حال خوبی رو برای من رقم میزد ...
ای کاش روزی برسه که بتونم برای همیشه در کنار تو بودن رو تجربه کنم ...
وقتی دلم هوايی میشه، هیچ هوايی جز هواي تو در سرم نیست ...

ادامه مطلب  

رفت...همه چی تموم شد...رفت!  

کی میتونه باور کنه عشقم منو بعد 3 سال گذاشت و رفت؟؟؟کی؟
خدا چرا اینکارو با من کردی؟من بجز اون کیو داشتم خدا؟
خدایا کجايي که من دو ماهه دارم تو عذاب دس و پا میزنم؟
خدایا کجايي؟ 
من دیگ کجا برم؟دیگ دردمو برای کی بگم؟دیگ با کی حرف بزنم؟
خدا کجايي؟من چجوری 3 سالو بریزم دور 
خدایا مگه نگفتم اگر قسمتم نیست نذار بیاد تو زندگیم 
خدایا مگه این همه شکرت نمیکردم واسه بودنش؟
خدایا تو این دنیا فقط زورت به من رسید؟
چی داشتم تو زندگیم جز مرتضا؟؟؟؟چی داشتم؟؟

ادامه مطلب  

#5  

کجايي ای که عمری در هوايت نشستم زیر باران ها
کجايي
اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابان ها کجايي
کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی
نه میگویم نه میدانم کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی
اگر شب هست و فردا نیست
اگر راهی به رویا نیست
چه آهو ها که در چشمان لیلا نیست
اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن
اگر از شکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن...

ادامه مطلب  

راز عمر  

منم که کشتی عمرم ز موج بشکستست
و نیست چاره ای اکنون به گل که بنشستست
به خاک پای تو ای گلعذار عنبر موی
قسم که نیست غمی جز غم تو من خستست
دلم هواي تو دارد که تا لطیف شود
هواي سخت و سیاهی که بی تو بگذشتست
مرا به چهره نشستست چین و می دانم
جوانیم به هدر رفت و عمر بگسستست
نبود هیچ کسی را میسر از سر زور
به قهر بشکندش ،عمر، راز سر بستست
هزار مرتبه کردم ترا صدا ونبود
یکی جواب ز روی وفا که بر جستست
ترا قسم به لب و موی وچشم ومژگانت
جفا مکن که دل من به مهر پیوست

ادامه مطلب  

در هوای تو...  

کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت ؟
که تشنه مانده دلم در هواي زمزمه هایت...
 
تهیست دستم اگرنه برای هدیه به عشقت
چه جای جسم و جوانی... که جان من به فدایت... 
 
چگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست
که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایت...! 
 
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت... 
 
دل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست...
 
که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت... 
 
حسین منزوی
 
 
+بخش‌های منتخب
 
 
+...

ادامه مطلب  

هوای دریا  

بدجور هواي دریا زده به سرم. شهریورم داره میاد و جون میده برای یه مسافرت توپ... اصلا این دریا چی داره که انقد بهت آرامش میده؟! بهترین حال دنیا رو تجربه میکنی... همیشه دوست داشتم تو گیلان زندگی میکردم... حال و هوا و مردمش و دوس دارم حتی لهجه شیرینشون رو... 

ادامه مطلب  

گاهی...  

گاهی حال آدم به انتهایی می رسد که نه دلنوشته ای وصف حالش است نه حرفی و نه حتی آهنگی
گاهی آدم فقط یک تنهایی می خواهد
یک خلوت 
یک بی کسی 
گاهی آدم تاریکی می خواهد و یک نور تشنه 
تا از تشنگی اش به او بگوید
گاهی آدم بی هوا هواي کربلایی می خواهد
یه اشک گرم
هواي زینب و عباس و حسین
هواي اصغر و اکبر و قاسم 
گاهی دلش می خواهد دلش را به سایه دستان طفل سه ساله بسپارد
هواي آرامش رنگ یاسی می خواهد
هواي پاکی رنگ آبی
هواي زندگی رنگ سبز
یا دل خونی
گاهی آدم گریه را

ادامه مطلب  

هوای عشق  

آمدم با بوسه بیدارش کنم، رویم نشداز هواي ِ عشق سرشارش کنم، رویم نشد
در دلم گفتم؛ من عاشق پیشه‌ی ِ چشم ِ توامخواستم آهسته تکرارش کنم، رویم نشد
پلکهای ِ مخملش بر روی ِ هم، عمرش بلندخاطرم بود " آفرین " بارش کنم، رویم نشد
کاش دستی بر بلور ِ خوش‌تراش ِ مرمرشترسم از این بود آزارش کنم، رویم نشد
ابر زیر ِ سر، نسیم انداخته بر روی ِ خوددست بردم خیس ِ رگبارش کنم، رویم نشد
آفتاب آورده بودم پیش ِ مهتابش مگرباخبر از صبح ِ دیدارش کنم، رویم نشد
کبک ِ ناز ِ برف

ادامه مطلب  

وقت هایی که حالم خوب است  

در حال و هواي این روز ها, کمتر وقت هایی برای خوب بودن پیش می آید. وقتهایی که دلت می خواهد خودت را بیش از همیشه دوست داشته باشی,  جدا از تمام افکار, جدا از تمام افراد, جدا از همه چیز...در حال و هواي خوب که در آن لحظه برای خود می سازم, قاب آینه ی همیشگی مرا به سوی خود می کشاند,  می ایستم رو به رویش , خود را نظاره می کنم, دست به صورت می کشم و تا انتهای موهای بلند نیمه سپیدم ادامه می دهم... انگشتهایم را به لا به لای موهایم فرو می برم, لبخند به لب می آید, حس خو

ادامه مطلب  

قوس الکتریکی  

اگر یک هادی زمین شده یا هادی دیگری که دارای ولتاژ بالایی است تماس یابد ، ممکن است عایق هواي بین آنها شکسته و باعث ایجاد جرقه شود ، این عمل موجب یونیزه شدن هوا شده و مقاومت آن را پایین می آورد ، که این به نوبة خود باعث افزایش جریان برق در نتیجه ایجاد قوس الکتریکی یا آرک می شود.حال اگر انسان را یک هادی زمین شده فرض کنیم که به یک خط با ولتاژ بالا بسیار نزدیک شود به وسیلهُ قوس الکتریکی بدون تماس با هادی می سوزد. زیرا مقاومت الکتریکی هوا کاهش می یابد

ادامه مطلب  

شكار دو اردك در يك روز  

 
این خاطره مال چند سال پیش حدودا زمستون 91هست كه دارم مینویسمش ، البته یكبار نوشته بودم كه نمیدونم چی شد از توی بلاگفا حذف شد. چند تا خاطره ای اینطور هست كه از توی یادداشتهام پاك شده . علی الحال این داستان توی خاطرم موند چون دوتا مرغابی رو تو یك روز به فاصله كوتاهی زدم . البته تجربه چندتا پرنده در یك روز رو دارم ولی این اولین شكار دو تا كله سبز برام بود .
یك روز هواي ابری بارونی بود كه توی اداره به نوری گفتم امروز برای شكار اردك حال میده بیا بعد ا

ادامه مطلب  

تولد  

امروز تولدمه و صبح با ساناز چت کردم راستش پیامای دیشبو که دیدم برا تبریک پیشاپیش تولدم فرستاده بود از خوشحالی بال درآوردم آخه تبریک عشق آدم یه چیز دیگه ست.مرسی ساناز جان
.
.
مهم نیست اینکه در مورد آدم ها نگران باشی. اینکه هر لحظه ممکن است آب زیر کاه شوند و تو را به همه بدبین و تمام صداقتت را یکجا نابود کنند. جوری که تر و خشک را با هم بسوزانی. مهم نیست در این راه دراز، زیر پای آدم ها له شوی و با حالی زار و تنی خسته، آنها را ببینی که از تو دور می شوند.

ادامه مطلب  

عاشقانه  

رفتی ولی کجا? که به دل جا گرفته ای
دل جای توست... گر چه دل از ما گرفته ای
ای نخل من که برگ و برت شد زدیگران
دانی کز آب دیده من پا گرفته ای?
** نیستی و نمیشناسمت. نمیدونم کجايي، قدم به این دنیا گذاشتی یا نه که قرنها پیش ازش عبور کردی، به هر حال دوستت دارم، ای آدمی که نیستی و نمیشناسمت... دوستت دارم. شاید یه روزی اینو بدونی. شاید...
 

ادامه مطلب  

 

کجايي خدا
بیا یجا رو مشخص کن برام تا بیا اونجا یکمی نفس بکشم ....
من خیلی از این دنیا میترسم ...
نمیای منو ببری ؟؟
یه لحظه منو دورم کن ....خواهش می کنم ازت
ببین منو خیلی خسته م
خدایا بجز تو کیو صدا بزنم
هیچکی ندونه تو که می دونی ...خدایا دیگه وقتشه یکم بیای این پایین پیشم
لطفا خدایا ....
خدایا تورو خدا ....
اگه ازت خیلی خواهش کنم هم نمیای ببریم
اگه اصرارت کنم چی
التماست کنم چی
 

ادامه مطلب  

شرمنده ام  

درود بر شما دوستان....
 
راستش را بخواهید ، به بعضی از وبلاگ های دوستان قدیم سر زدم.
وبلاگهایی که صاحبانشان سالهاست به آن سر نزده اند و به نوعی غبار گرفته اند ، به نظرم بوی مرگ می دادند.
حیف ... حال و هواي آن ها ، گویی حال و هواي آرامش سمج و دلهره آور قبرستان است با همان خواب آلودگی و دلمردگی یاس آور.
پاینده باشید .
مازیاطهماسب نیا ( منزوی).

ادامه مطلب  

۱۹۵۵  

عمه صبح قلکِ مامان بزرگُ تو کمد پیدا کرد و کلی دلش گرفت و های های گریه که مامان کجايي قربونت برم خودت نیستی یادگاریات مونده و اینا،منم گفتم گریه نداره که هممون اخرش میریم جایی که مادر جون رفته،بنظرم اگه واقعا می خوای به مامان بزرگ ابراز احساسات کنی این قلکُ تا آخر پر کن و بدش به یه نیازمند :) گفت تو این کار و براش می کنی؟ گفتم صد البته و حالا دارم مامان بزرگُ می بینم که لبخند زنان به قلکش خیره شده ...

ادامه مطلب  

دنیای من کجایی ؟  

بچگی خیلی سریع دعا ها براورده میشد
حالا نمیدونم من خیلی خوب بودم یا خیلی دعا ها قابل براورده شدن 
هیچی قابل پیش بینی نیست
هیچی
هر روز شب میشه و هر شب صبح
عمر میگذره و اونی نمیشه که تو میخوای
باید تسلیم شد 
یا نه
ولی لحظه ها بدو بدو دارن میرن
نمیدونم
ولی سخته
خیلی سخته 
که درک نشده دارن میرن
 

ادامه مطلب  

 

                         هوايی شده اند ، بند بند افکارم
                       ذهنم سراسر ، هواي با تو بودن دارد
                *    *     *      *     *     *     *     *      *      *
 
                   در من اندوهیست ، به وسعت خواستنت
           
               *    *      *      *       *       *      *      *      *     *
 
            بدون تو شهر پر از هوايی ست ، که نمی توان تنفس کرد
 
    

ادامه مطلب  

جادوی سکوت  

من سکوت خویش را گم کرده‌ام! لاجرم در این هیاهو گم شدم من، که خود افسانه می‌پرداختم، عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم! ای سکوت، ای مادر فریادها، ساز جانم از تو پرآوازه بود، تا در آغوش تو راهی داشتم، چون شراب کهنه، شعرم تازه بود. در پناهت برگ و بار من شکفت تو مرا بردی به شهر یادها من ندیدم خوشتر از جادوی تو ای سکوت، ای مادر فریادها! گم شدم در این هیاهو، گم شدم تو کجايي تا بگیری داد من؟ گر سکوت خویش را می‌داشتم زندگی پر بود از فریاد من!
"فریدون مشیری"

ادامه مطلب  

هوای دیدار  

سر درد دل ندارم به جنون کشیده کارمتو مگر نگفته بودیکه چو دل به تو سپارمتو شوی امید جانم همه عمر در کنارمبه میان دشت غمهاچو سری به سجده آرم غم و غصه ای نماندبه نگاه تو نگارم به تو دل سپردم و شدگل روی تو بهارم بُوَد از سر جهالت همه خبط گهگدارم بنگر به حالم اکنونکه اگرچه شرمسارم
به سرم هواي دیدارز دو دیده خون ببارم من و غصه های بی حدتو و وعده ها ، نگارممن دل سپرده اینکبه کجای سر گذارمتو مَحَل نمی گذاری و من هیچ کس ندارم ...
شیوا - مرداد 97

ادامه مطلب  

Masih and Arash  

ما دیشب رفتیم کنسرت . سحر قریشیم بود البته حتی بلند نشد ببینیمش.مهم هم نیس:)
انگار نه انگار کنسرت بود! اوووونهمه پول دادیم ، هم تو اون هواي شرجی و گرم ، نیم ساعت بیرون تو صف بودیم ، هم صندلیاشون ازین فلزیا بود

ادامه مطلب  

 

دلشوره داشتم
وقتی اومدم خونه سرم تا قلبم تیر میکشید
باور نمیکردم این حاله منه
چندوقته در گیر یه مسئله ام
انگاری داری بهم فشار میاره
از بس منتظر موندم
از منتظر موندن متنفرم
حالم...
نمیخوام بگم بدم
باید خوب بشم
همون میم قشنگ و آروم
روم نمیشه بگم
کمکم میکنی؟
از تنهایی درم میاری
از این روزایی که توشم
گیر کردم
از لحظه هایی که دلم عشق مبخواد
زندگی میخواد
کمکم میکنی؟
باهام حرف میزنی
آرومم میکنی
...
تو کجايي خدای من
..آرزوی مرگ کردم
که از این بدی نجات پ

ادامه مطلب  

چطور گرمازده می شویم؟  

علائم گرمازدگی و راه های مقابله با آن
گرمازدگی موقعیتی حاد و تهدید کننده زندگی است که در این حالت سیستم تنظیم کننده دمای بدن، به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در هواي گرم یا تولید بیش از حدّ گرما در بدن و یا وجود هر دو حالت، از کار می افتد.
با توجه به اینکه تازه وارد فصل گرما شده ایم و هوا به شدت گرم شده من هنگامیکه از منزل خارج می شوم دچار سردرد و چشم درد می شوم و باید ساعت ها بخوابم و در هواي خنک استراحت کنم تا حالم به حالت عادی برگردد. لطفا بفرمای

ادامه مطلب  

چقدر دیر، محسن یگانه  

از اولش حق با تو بود انگار که دیر فهمیدمت
تقصیر من بوده اگه سر دوراهی دیدمت
تقصیر من بوده اگه حرفی ازت نمیزدم
خواستم که حرفامو بگم اما یکم دیر اومدم
زنده بودم به هواي تو که یک روزی تو آغوشت بمیرم
جای خالیمو تو آغوشت چقدر دیر اومدم که پس بگیرم
اومدم که پس بگیرم تو رو از چنگال تقدیر
اومدم که مال من شی اومدم اما چقدر دیر
من فراموشت نکردم ، نه تو از یادم نمیری
حتی الانم نمیشه عشقو از من پس بگیری
 
من بی خبر رفتمو تو چیزی نمی دونی ازم
تقصیر تو نیست که

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1