کاش  

کاش یکی بود بغلم می کرد میزد روی شونه ام میگفت گور بابای همه چی !!
منم بغلش می کردم می گفتم چقدر حس می کنم توی زندگیم ریدم ...
ولی متاسفانه هیچ کس نیست ... هیچ وقت توی زندگیم دلم نخواسته به عقب برگردم ولی الان واقعا دلم میخواد برگردم به پارسال ...مگه چقدر زندگی می کنم کهش اینجوری بگذره ...عمرمو گذاشتم پای حماقت...کاش حاليم میشد کسی نمیاد که نجاتم بده کاش یکی مثل خودم بود با هم به زندگیمون میریدیم یه نفری سخته جدا 
 

ادامه مطلب  

تولدت مبارک تیر ماهی محبوب من  

چند سال قبل بخاطر تو از مهمترین فرصت های زندگیم دست کشیدم تا تو فقط یه بار نگام کنیدلم میخواست همه ازم بد بگن ولی تو باشی و خوب بودنو از تو یاد بگیرمدلم میخواست تا ابد و دهر ۳۱ تیر روز عشق من باشه اما نشددلم میخواست همسفر رویای عاشقانم تو باشی اما نشداز اون روز که منو قالم گذاشتی روزها و ماه ها و سال ها میگذرهبه خودم قول دادم انقدر بگردم تا بهتر از تو رو پیدا کنماما اون موقع حاليم نبود که اگه عاشق بشی دیگه فارغ شدنش دست خودت نیستهر چقدر ازش دور

ادامه مطلب  

شصت و هفت - سی و پنج  

سلام. 
هنوز بر تأخیرم غلبه نکرده ام و برنامه های پیش بینی نشده و خارج از اختیار خودم در روزهای آینده زیاد دارم. شاید این ها همه تمرینی است برای آینده. آینده ای که قرار است چیزهای پیش بینی نشده زیادی همراه خود آورد. 
بدنم نیاز به تخلیه دارد، تخلیه انرژی، و با وجود بی حاليم و کسلی، اما شنا یکی از بهترین گزینه ها بود. انگار نمی خواستم که بایستم، می خواستم آنقدر بروم و با آب بجنگم تا آنکه یا من یا آب مغلوب شود... و آن سرفه ها و آب خوردن ها، چه تلنگری ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1