اخبار مسابقات بازی های رایانه ای ایران در تهران1  

سومین بازی هشتم شهریور نبرد دو تن از
قدر ترین های بازی PES در پلتفرم PlayStation 4 بود یعنی عليرضا نجات و
ابراهیم مرادی از گروه اوکسین که طرفداران فوق العاده زیادی داشتند و با
تشویق بی امانشون سالن مسابقات رو روی سر خودشون گذاشته بودند. جالبه
بدونید این بازی اولین بازی بود که به راند سوم کشیده می شد. هر دو بازیکن
تیم رئال رو انتخاب کردند، در بازی اول در رقابتی تنگاتنگ عليرضا نجات
تونست به ابراهیم مرادی غلبه کنه اما ابراهیم مرادی که طاقت شکست رو ن

ادامه مطلب  

دلهره  

تاریخ و تقویم از دستم در رفته بود
امشب فهمیدم که امروز چهارشنبه س
فقط فردا رو وقت دارم برای سردوزو جادکمه زدن
با مربیم هماهنگ کردم گفت شنبه بیار
دعا کنین تنها دوستم بتونه کمکم کنه وگرنه من جمعه چی بپوشم
یکماه پیش برش زدما
یکماهه که میخوام برم سردوز بزنم
اخرشم اینجوری گیر افتادم به دعای خیرتون نیاز دارم

ادامه مطلب  

صفر-0  

باید دنبال تقویم بگردم تا تاریخ امروز را پیدا کنم
اینقدر گیج و خسته ام از زندگی که حتی حساب روزهای هفته و ماه و سال از دستم در رفته است
هر چقدر بگویم خسته ام نمیتوانید درک کنید
اینقدر خسته ام که حتی نمیتوانم بخوابم
خستگی سال های زیاد
خسته از رابطه ها، خسته از کار، خسته از زندگی
از خودم هم خسته شده ام
قرار نبود اینجوری بشود
قرار بود من کار کنم، بیشتر کار کنم و پیشرفت کنم
ولی هرچه کار کردم و بیشتر کار کردم
بیشتر سقوط کردم
و الان اینجا هستم
با نمی

ادامه مطلب  

احمد احمدی سیلور ایرانی به کاپ جهانی آمریکا دعوت شد  

قابل توجه است که فدراسیون قایقرانی با عملکردی بسیار ضعیف طی ده سال اخیر نتوانسته است قایقرانی بادبانی یا سیلینگ را گسترش دهد و فق چند ورزشکار محدود را در این ورزش پرورش داده است. امکانات و تجهیزات این ورزش گران و در ایران تولید نمی شود.
 «احمد احمدي»، قایقران ملی پوش از سوی فدراسیون جهانی قایقرانی برای حضور در کاپ 2 جهانی آمریکا دعوت شد.

قرنی مصطفی پور روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: کاپ های جهانی قایقرانی بادبانی با حضور به

ادامه مطلب  

عشق و دوست قدیمی  

آخه سمیرا تو میخوای از من رد بشی مگه میتونی مگه طاقتشو داری 
مگه قلبت بهت اجازه میده تو که هیچ ده نسل بعد از توام به دنیا بیان 
اسمشون سمیرا باشه عاشق من هستن حالا دیگه اخماتو باز کن 
دق دادن تو رفتن رو اعصابت تخصص منه ولی هنوز دوست دارم عشقم بوس 

ادامه مطلب  

#واژه ی کثیفی به نام پول !  

داشتم به این فکر میکردم فردا برم کتابخونه و بکوب بشینم بخونم و بخونم و فقط بخونم . قبلنا موقع درس خوندن یه چیزی که خیلی بهم انگیزه میداد این بود که قلب بخونم . بشم خانوم دکتر و کلی واسه خودم حال میکردم . میگفتم جهنم که خیلی طول میکشه من میخونم و به چیزی ک میخوام میرسم . تو این دوسال ک هر بار بنا به دلایلی درسو نخوندم و پیچوندمش ، فقط خودم ضرر کردم و پیچ خوردم . الان به فکر پزشکی نیستم . به فکر قلب نیستم . نه که دوست نداشته باشم نه . اما الان تنها چیزی

ادامه مطلب  

راز تسبیح سفید در دستان دالیچ سرمربی کرواسی  

با خدا باش و پادشاهی کن

راز تسبیح سفید دردستان دالیچ 
سرمربی کرواسی فینالیست جام جهانی

#ایمان قوی به خدا دلیل خوشبختی من درزندگی است
تکیه به #خدا در اوج ناامیدی گره گشاست
هرچه دارم ازخدایم دارم
کانال عشق فقط خدا
eshgekhodayi@

ادامه مطلب  

آزمون اولی:|  

دیروز اولین آزمون کانون بود و من ترازم  زیر ۶۰۰۰ شد :(
البته من با خاطراتم رفتم سر آزمون پس می‌تونم امیدوارم باشم :/
کاف ولی ترازش ۶۴۰۰و خورده ای شد و اسکرین‌شات کارنامش رو برام فرستاد،منم کلی ضایع شدم و بهش گفتم از آزمون بعدی اسکرین میگیرم ،اخه بعضی درصدام خیلی کم بود مثلاً عربی دو درصد بود( یک خاک برسرتِ غلیظ به خود میگوید ) اونم قبول کرد فقط همین یبارُ اسکرین نگیرم ، ولی هنوز احساس ضایع شدن شدیدی دارم ://
البته کاف رشتش ریاضیه ولی خیلییییی خ

ادامه مطلب  

معرفی  

با سلام خدمت تمام دوستان و بازدیدکنندگان گرامی. 
اینجانب عليرضا دهقان هستم. سابقه تحصیلی بنده به شرح زیر است:


مدیریت / صنعتی / کارشناسی / دانشگاه اصفهان / 1388 تا 1392
معدل: 19.09


مدیریت / صنعتی / کارشناسی ارشد / دانشگاه تهران / 1392 تا 1394
معدل: 18.56


مدیریت / صنعتی / دکتری / دانشگاه تهران / 1394 تاکنون
رتبه 1 مصاحبه دکتری دانشگاه تهران

ادامه مطلب  

تیم های ملی آبهای آرام زیر 23 سال، جوانان و پاراکانو عازم ازبکستان شدند  

اولین دوره کانو اسپرینت جوانان و زیر 23 سال قهرمانی آسیا - ازبکستان 2018
ششمین دوره پاراکانو معلولان آسیا - ازبکستان 2018
اولین دوره کانو اسلالوم جوانان و زیر 23 سال قهرمانی آسیا - ایران 2018
سومین دوره ورلد کاپ دراگون بوت IDBF - 2018 چین
تیم های ملی آبهای آرام زیر 23 سال و جوانان و پاراکانو به منظور حضور در مسابقات قهرمانی آسیا عازم ازبکستان شدند.به گزارش روابط عمومی فدراسیون قایقرانی، مسابقات آبهای آرام قهرمانی زیر 23 سال، جوانان و پاراکانو 28 مهرماه تا 2

ادامه مطلب  

قایق‌ها در مقابل جریان آب بی‌وقفه به جلو می‌روند  

همه چیز درست از همان لحظه شروع شد که پستِ اول را نوشتم. بعد مجبور شدم برای پاک کردنِ گندکاری‌ام، یک پستِ دیگر هم بنویسم. و باز هم یکی دیگر نوشتم برای دفن کردنِ آن دیگری. و یکی دیگر هم نوشتم. و باز هم یکی دیگر. و باز هم. آن‌قدر گند زده‌ام که می‌خواهم دیگر قدم از قدم بر ندارم. ولی باز هم می‌نویسم. باز هم امید دارم که هر نوشته‌ام قرار است بهتر از قبلی باشد. امید دارم که این یکی جبرانِ بقیه خواهد بود. و می‌نویسم. و باز هم می‌نویسم. و آن‌قدر می‌نویس

ادامه مطلب  

تله پاتی  

گاهی وقتا خیلی درگیرت میشم و بهت فکر میکنم
گاهی هم چند ماه اصلا یادت نمیفتم......
به نظرت چرا اینطوریه؟؟؟؟
یادت میاد قدیما چه تله پاتی قوی با هم داشتیم؟؟؟ هروقت که دلتنگت میشدم و میومدم پشت میز کامپیوتر مشغول خوندن چتامون میشدم....چند دقیقه بعدش تو هم میومدی............
یادش بخیر..... من چقدر از یاهو مسنجر خاطره دارم..... حیف شد دیگه کار نمیکنه....
یه خبر بد..... ای دی من قفل شده..... هرکار میکنم نمیتونم بازش کنم....خیلی ناراحتم براش
امروز اومدم به خودم ایمدوار

ادامه مطلب  

#ممد  

ویدیو کال گرفته باهام . همون اول گفت خجالت نمیکشی قرمز پوشیدی ؟ . خودش یه لبای لی رنگ روشن پوشیده بود . هی با موهام ور میرفتم گفت یه ذره مو داری ببین میتونی اونارم بکنی . خندیدم گفتم دیروز موهامو صاف کردم خیلی خوشم میاد هب میپیچم دور دستم بعد گوشیو گرفتم عقب تر ک موهامو ببینه خندید . گفتم خب دیگه خوشال شدم قیافتو دیدم زهلسیز پی ام میدم خدافز .
بعد پیام دادم میگم تقریبا ۲ ماهه ندیدمت چطوری روت میشه بهم پیام بدی . گفت بخدا درگیرم فلان منم دنبالشو نگ

ادامه مطلب  

جور شد...!!!!!  

سلام...
پارسال توی همه ی مراسم هایی که میرفتیم کللی گریه میکردم ویه شور خاااصصصی داشتم که چرا |آقا نمی طلبن؟!
من کربلا می خواااااممم...:(
الحمدولله وان شاءالله آقا امسال طلبیدن وقراره بریم...!!!!!!!!
یه حس خععلییی خاص دارم..!
یه حسی که همش می خوام گریه کنم...!
دیگه باید ساکمونو ببندیم...
الحمدولله رب العالمین...
خدا کنه اولین باری که می خوام برم کربلا خییلی خوش بگذره وخودآقا هوامونو داشته باشن...
دوستانی که نمی تونن برن ان شاءالله اصا همین امسال به طور مع

ادامه مطلب  

دوست داشتنت  

ZanaKordistani:دوست داشتنتریشه در کتاب های کهن دارد!پیامبر مهربانم!آیه های نبوتت رامی فهمم!همین که نگاهم می‌کنیرسالتت تمام شده دوست داشتنتدریایی است ژرف و دور دست!می‌توانم غرق تو باشمچه خوشنودچه خوشحال!
دوست داشتنتشبگردی های دو نفره استدر خیابان های تاریک و خلوتوقتی دستانتبا لهجه ای از مهردست‌های مرا می‌خواند
دوست داشتنتزمان نمی خواهدبهانه نمیطلبدمکان ندارددوستت دارموقتی که چشم هایت را می بندیوقتی لبخندت پر میکشدوقتی روسری ات را به باد م

ادامه مطلب  

به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد  

تنها راه ارتباطی من به بیرون این روزها وقتی سرکارم وبلاگ نویسیه چون گوشی را اول کار باید بذاریم تو کمد و تقریبا فقط تایم استراحت که یک ساعته بهش دسترسی داریم.
بهترین راه برای رفع خستیگم و رها شدن از فکر کالاها و جنسایی که برای سایت باید تعریفشون کنم اینجاست...
یاد خیلیا افتادم این مدت و خوشحالم که نیستن 
راه جدیدی پیدا کردم که خوشحالم میکنه گرچه نویسندگی سایته و من آرمان نویسنده شدن واقعی بود ولی همینم خوبه
اینجا احیا میشه از همین الان
___________

ادامه مطلب  

ردپای واضح و شیرین خدا  

#داستانک_معنوی 
داستانی #واقعی 
به روایت یک کارمند بانک

یه جوایزی بود  برای قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه ، بیست و پنج میلیون تومن نقد.
  اسامی که می اومد می فرستادیم شعب که به مشتری اطلاع بدن که بیاد یه جشنی بگیریم و تو جشن حواله ها رو بدیم ، تحویل جایزه ها یکی از بامزه ترین کارهای من بود ، همه جور آدم می اومد با اخلاق های مختلف .
 هر کی یه ژستی می گرفت ، یکی خودش رو میزد به بی تفاوتی ، یکی خوشحال بود ، یکی مضطرب ...
 
یه روز تو دفتر نشسته بودم ، یه ه

ادامه مطلب  

...............  

*برنامه‌های سخنرانی عليرضا پناهیان در مسیر پیاده روی اربعین۹۷*
نجف-صحن حضرت زهرا(س)، ۲۸ مهر، بعد از نماز عشا
عمود۲۸۵ | موکب امام رضا(ع) | از ۲۸ مهر الی ۵ آبان به مدت ۸ شب، بعد از نماز عشا
عمود۷۰۷ | موکب علی بن موسی الرضا(ع) | از ۲۹ مهر الی ۱ آبان،  بعد از نماز ظهر 
عمود ۸۲۸ | موکب صاحب الزمان(عج) | از ۲ آبان الی ۵ آبان، بعد از نماز ظهر 
عمود ۶۶۰ | موکب یاحسین(ع) | ۵ آبان، ساعت ۲۰
عمود ۹۲۳ | موکب طلاب المقاومه الحسینیه، ۶ آبان، بعد از نماز ظهر و بعد از نماز

ادامه مطلب  

روز سوم  

 
نمیدونم امروز راجع به چی بنویسم.
در حال حاضر ملغمه ای هستم از احساسات و هورمون های شیمیایی گوناگون.
تصور کنید هورمون های مربوط با احساساتِ خاص (غم، شادی، امید،
خشم، نگرانی و ...) همه وهمه در یک زمانِ مشخص ترشح بشن توی خونِ
یه آدم (من). اون آدم چه حالی باید داشته باشه؟ حالم درست و راست نیست.
نیست؟ هست. هست؟ هم هست و هم نیست!
بعد از ازدواج با حمید زندگیم حسابی تغییر کرده. قبل ترها پیش می اومد که
مثلا یک ماه هیچ اتفاقِ خاصی برام نیفته. الان مدتیه ک

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت ششم)  

جایی درکیپ تاون
 موارد گفته شده فراموش نشهدرخواست یه سفر به امریکا رو دارینولی با نرخ پاییناصلا چرا امریکاهمین افریقا که جاهای دیدنی زیادی دارهفکر اصلیتایید شدخانواده مهاجر می خواهند شرایط زندگی در افریقا رو بررسی کنندسروران و دوستانبه قلب افریقا خوش امدیدتعادل با عدالتو عددالت در حقیقتجاده های خاکی را پشت سر گذاشتنولی صبر کنیدشیرها وسط خیابان جه می کننداز وقتی که این جاده اینجا در قلمرواهان گرفتمتایلی با صلح بشر ندارنداستفاده بهینه

ادامه مطلب  

روز چهارم  

 
امروز چهار شنبه ست.
چهارشنبه ها رو دوست دارم چون میتونم برا چهار روز از کلاس فرانسه راحت شم.
در ضمن من عاشق کلاسمَم امّا به خودم حق میدم گاهی از دستِ چیزا و کسایی که
دوستشون دارم خسته شم و ازشون فاصله بگیرم. دور شدن به من کمک میکنه بیشتر
دوست بدارم.
تا یه ربع پیش نوشتنم نمی اومد اما حالا بعد از قهوه و شکلات نظرم عوض شده.
امروز روزِ چهارمیه که دارم مینویسم و این برای من فوزِ عظیم محسوب میشه.
*این چهار پنج سالِ اخیر (بعد از ماجرای رژیمم) خیلی با ا

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دوم)  

جایی در اوزاکاپنجره ها و درهاسوز سردرهرویی یخ زدهاسمان سردهوا کمی سردترمیدونی جناب نخست وزیرچی رو امپراطوروصل مردم و مناهانکمی سخت شدهپس اولمپیک بهترین راههما راههای بهتری هم برای اوج صمیمیتبله از جادوی تو زیاد شنیدمجادویی در کار نیست فدایت شومامپراطورهوا سرداوزاکا پر از گلهای یخیدست به دامن همین حیاط باغچهاینطور بهتر نیست نخست وزیرهر چه که عالیقدر درخواست کنندو مردممنشا روشناییجشن اژدها در اوزاکا سردهمپراطور بیشتر نگاه میکندپس ان

ادامه مطلب  

عادت  

اولش گفتم خب بنویسم که چی؟ یادم میمونه دیگه. اما الان که یه نگاه میکنم
به عقب میبینم‌ خیلی درسها بوده که به همین خیالِ واهی از خاطر بردم.‌
نمیدونم بگم بده یا خوبه، واقعا نمیدونم. گاهی فکر میکنم که اگه عادت
به عادت نبود تاب نمی آوردم این دنیا رو. گاهی هم میبینم که این لعنتی مثلِ
خوره داره منو تموم میکنه.
بهر حال امروز میخوام بگم که:
 بَبَم ژان،
ممکنه یه روز همون وحشتناکترین و غیرقابلِ تحمل ترین اتفاقی که ازش میترسی
بیاد و تو علی رغمِ تمامِ م

ادامه مطلب  

دخترک جسور ایه الکرسی خوان  

حقیقتش اینکه اینجانب از ان دست دخترانی هستم که چندان متوجه ترس و خطر چیز خاصی نمیشم
در این زمینه میتونم از سفرهایی که تنهایی از غرب به شرق و از شمال به جنوب کشور داشتم بگم تا سفر تنهایی به خارج از کشور حتی....
درون شهر و استان هم که کلا در قالب خاصی نمیگنجم مثلا صبح از خونه میرم بیرون میگم مامان میرم فلان جا یهو عصر برمیگردم با لیست بلند و بالایی از جاهایی که رفتم...
اما باید اعتراف کنم با همه ی این جسارتم همیشه ی خدا از وقتی که هوا تاریک میشه و من

ادامه مطلب  

بازگشتِ بعدِ سالهام ب عینجا :/  

 
 
نمیدونم دیگ کسی تو بلاگفا هس یا ن؟:(
خسته شدم از اینستاعو تل و تویترو همه این مزخرفات:/
هعی..
نمیدونم چی میخام اصن.. دنبال چیم؟
هرروز دارم از این طرف میپرم ب اونطرفو هرچی اکانت و صفحه رو نیمه کاره ول میکنم...
عینجارو نمیخام ول کنم دیگ :(
راستی، قبلن وبلاگ باز بودم بد جور انقدر قبل ک حتا اسم یا پسوردشون یادم نیس:(
خب برم بگردم دنبال ی قالب خوشدل
اصن دیگ کسایی ک قالب میساختن فعالیت دارن؟:/
 

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت نهم)  

عبرت را اموختیبله فک میکنمدر ماورا چه توصیفی داریماورابله و اعتبار منمراقبت از این اعتباروایسا بینمیعنی هفتاد سالهاره لعنتی هفتاد سالهدر گوشه شهر برلینکنار این دیوار میخوابمو بیدار میشوماندرهبله جانمداری میگیدقیقایه سری ساتنلی کوبریک هم واسه فیلم برداریخوب پسدیواری دیگر نیستستونی دیگر نیستبا تاریخ بگو چه معامله ای داریمن تجربه در زندگیزندگی و درماندگینفس من  بود این دیوارشرط مادل بود این دیوارحالا تا اخر عمرت...دقیقا تا اخر عمرمحدس

ادامه مطلب  

کنار قدم های جابر... (حرف دل یک زائر ارباب)  

کافیه یه سال اربعین کربلا بوده باشی تا از سالهای بعد دیگه روز اربعین تو ایران نفست بند بیاد هی بغض کنی و چشمات پر از اشک بشه اما به روی خودت نیاری. اسم کربلا رو که میشنوی تپش قلب بگیری و مدام با خودت بگی اقا چی شد امسال ایران موندم؟ چی شدم امسال انتخابم نکردید؟
با همه ی این ها امسال حساب و کتابم را کردم. هرچه که بالا و پایین می کردم ته تمام حساب و کتاب های دنیاییم این بود که آقا شرمندتم که نمی تونم بیام پابوستون.
با صبغه ی اربعین کربلا رفتنم همه ی

ادامه مطلب  

رمان بینوایان از منظر رهبر انقلاب اسلامی.  

رهبر معظم انقلاب درباره بینوایان می گویند: به
نظر من بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من
همه‌ رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان
خوانده‌ام که مربوط به حوادث قرن‌های گوناگون هم هست. بعضی رمان‌های خیلی قدیمی را
هم خوانده‌ام. مثلا فرض کنید کمدی الهی را خوانده‌ام. امیرارسلان هم خوانده‌ام. الف
لیله و هزار و یک شب را هم خوانده‌ام. وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویک

ادامه مطلب  

اولین  

دوازده روز گذشت. دوازده روز از سالگرد تولد ام. نمی دانم چیزی درباره ی بحران بیست و پنج سالگی شنیده اید یا نه؟ آدمها روی اعداد خاصی از سن شان دچار بحران می شوند. مثل بحران بیست و پنج سالگی، بحران سی سالگی، و شایع ترین انها بحران چهل سالگی...نمی دانم چرا دوباره برگشته ام اینجا. نمی دانم چرا باز شروع کرده ام به سیاه کردن صفحه هایی که بعید می دانم به درد کسی جز خودم درمانی باشد. شاید دچار بحران شده ام. احساس تحول عمیقی دارم. تحولی خیلی عمیق در عرض چند

ادامه مطلب  

عجییییییییببب...!!!  

سلام...
امروز روز بسیییی عجیب بووود...!
زنگ اول که قرار بود مطالعات داشته باشیم ولی معلممون نیومد ویکی از مسئول های مدرسه اومد بهمون بجای مطالعات ریاضی درس بده...
اومد تو و شروع کرد که:
کلاس شما بدترین کلاسه،
معلما از دست شما چی میکشن،
از پایه ضعیفین،
باید من معلمتون می بودم که آدمتون کنم،
و...
خلاصه که این از زنگ اول...
زنگ دوم که ادبیات داشتیم ومثل همیشه خوشحال در زنگ ادبیات...آخه معلم اینقدر ناااز؟!
خععلی معلم ادبیاتمونو دوست دارم:)
واما زنگ آخر...

ادامه مطلب  

بازهم معلم ریاضی...ولی این بار جور دیگر:)  

سلام...
امروز زنگ اول ریاضی داشتیم...
معلممون به طرز عجیبی مهربون بود...!
امتحان گرفت،اگه کسی سوال داشت بهش قشنگ جواب می داد وکمکش می کرد...!
در ضمن معلم ها معمولا 5 دقیقه به زنگ یا خودِ زنگ به زور برگه ها رو می گیرن ولی این معلمه نگرفت وفقط گفت هرکی می خواد بده...اونهایی که نمی خواستن بدن تا آخر زنگ تفریح امتحان دادن وخانوممون هم بدون غر غر حواسش بهشون بود...!
تازه بعضی ها هم فشارشون افتاد ومعلمه بهشون شکلات داد،یکی هم سردش بود بهش لباس گرم داد...!!
پای

ادامه مطلب  

آدرس غلط ندید لطفا  

#فکر_کردن_درد_داردچقد غم چقد گریه چقد عزاداری...یک نوجوان دهه هشتادی با #لحن_تند پیام داد که چرا شما فقط دنبال گریه و غم هستین
مردم افسرده میشن، چرا تبلیغ شادی نمیکنید؟!سَر حرفش هم در مورد مُحرم و هیات... بود.✅کلی باهاش بحث کردم که این مراسمات از سر غم و غصه یا #افسردگی نیست، ولی مدام حرفهای روشنفکری همین کانالهای زرد رو میزد.✅حرفم که تموم شد، رفتم عکسهای پروفایلش رو #چک کردم
حدود ۲۵ تا عکس گذاشته بود.پروفایلهاش در مورد خودکشی، عشق ناتمام، بی و

ادامه مطلب  

روز اول  

دلم میخواد بنویسم اما نه مثل نویسنده های معمولی، چرندیات!
دلم میخواد وقتی خودمو میخونم از خودم خوشم بیاد. آره همین کافیه!
همین کافیه؟
امروز بیست و دوم مهر نود و هفته. از امروز با خودم قرار گذاشتم حداقل روزی
500 کلمه بنویسم و ادیت کنم و بندازم تو وب.
خب به نظرم فکر خوبیه اگه پیش از شروع، دقیقا که نه اما حدودا بدونم چراانقدر
تمایل به نوشتن منو قلقلک میده و دست بردارم نیست؟
راستش من وقتی یه نوشته  یا یه کتاب خوب میخونم به شدت تحریک(جوگیر)
میشم که ب

ادامه مطلب  

عشق فقط خدا 67  

عاشقانه های من و خدا


هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست
هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست!

عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!
دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست
نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد
شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست

تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست
کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ،
که با ایـن هـمه شـوق

چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـری

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دهم)  

بهترین هدیه بر روی زمینصلح و محبت اریلیلی و مجنون جهانگیر شدندرئیس جمهور خود دل شکستهمرد که بخشش و خوبی را در بلگراد تقسیم میکندبرگرد برگرد پشیم.م میشی اخرجنگ تمام خدا رو شکرریاست جمهوری مردمیما شاللهتنظیمات جامعه در بهترین بازدهیثروت چیست و کیستکار مفیدی پیدا کنکاری که جامعه نیازمن محل خوبان را خوب میدانمتدریس هنر تمام شدبله جناب رئیس جمهورسخاوت ما دلیل مردمان استچشمها بدون عینکو توصیف یک دختر مسلماناینجا پیوند خواسته ها و پیوستهاست

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت سوم)  

جایی در اورشلیم پرنده سیمرغ شبها بر اورشلیم پرواز میکندیک سوالفرق بینپرنده سیمرغ و دیگر پرنده ها؟سوالی اسانبزرگ تر بودنو ترسناک تر بودنچطور شد یاد سیمرغ افتادینحساسیتجایی در زمین و اسمانبال گشود و در بالای دیوار مقدسلانه ای ساختبهترین و جوجه های کوچک کهکه؟بله که جوجه ها تا بزرگ نشده اند جایی دور نرونداینجا مطب پزشک حیواناتتخصص من به راستی می گویداین اژدها یا هرچه هستراه را گم کردهمن نمونه ای مثل این را ندیده بودمبهترین و بالا ترین راهب

ادامه مطلب  

روز دوم  

 
هنرِ حواس پرتی یا هنر حواس پرت شدن!
We keep each other distracted. We play jokes on each other. We make each other laugh. And we share what we have. Some of them are drivers, and if they drive out to the province, they’ll bring back food for me. So life can be good. Things are manageable. And I’m fine as long as I stay busy. I only withdraw when I remember the challenges I have.” (Accra, Ghana)
(این نوشته صحبتِ یه زن آفریقایی بود تو یکی از پست های صفحه اینستاگرامِ
مردم نیویورک)
 
امروز بیست و سومِ مهرِ نود و هفته.
من از معلول کردنِ زندگی و معطوف کردنش به یک مساله ی
خاص (بخوان مشکلِ بغرنجِ و عذاب

ادامه مطلب  

خدایم مرا کافیست  

داستانک معنوی

حلیمه مادر شیری پیامبراکرم ص نقل می کند:
محمدص سه ساله بود، روزی به من گفت:
مادر، چرا دو برادرم را روزها نمی بینم؟
گفتم: فرزندم، آنها روزها گوسفندان را به بیابان برای چراندن می برند. گفت:
چرا من همراه آنها نمی روم؟
گفتم: آیا دوست داری همراه آنها به صحرا بروی؟ گفت: آری
صبح روز بعد روغن برموی محمدص زدم و سرمه برچشمش کشیدم و
یک مُهره یمانی برای حفاظت او برگردنش آویختم.
حضرت که از دوران کودکی با خرافات و کارهای بی منطق مبارزه می کرد

ادامه مطلب  

سفره عاشقی باز هم پابرجاست  

خدا جانم
رمضان امسال نیز مثل تمامی رمضان های گذشته به پایان رسید
دوس دارم توی این عید عزبز چنتا دعا کنم و ازت بخوام خواستنی هارو

خدایا چشم هیچ منتظری رو تا ابد منتظر به راه نزار
خدایا کمکون کن تا قدر تمام نعمت هایی رو که به دادی رو بدونیم
خدایا کمکمون کن تا عادت نکنیم به راحتی و راحت طلبی
خدایا به ما بینش و تفکر سالم بده تا از وقایع برداشت نا صحیح نکنیم
خدایا کمکون کن تا دنیارو آنگونه که هست ببینیم 
خدایا کمکون کن که ظالم نباشیم
خدایا غرور و ت

ادامه مطلب  

دانش جو موذن جامعه  

"دانش جو موذن جامعه است اگر خواب بماند نماز امت قضا می شود"
شاید بتوان گفت تمام چهارسال دانش جویی ام را با این جمله سپری کردم
انگار هر روز صدای دلنشین شهید بهشتی در گوشم طنین انداز می شد
هر بار که دلم زندگی  راحت طلبانه ای میخواست از جنس زندگی اغلب هم سالانم در دانشگاه و خوابگاه از درونم کسی داد میزد تو مؤذنی مگر میشود بیخیال گذراند؟
چهارسال، از روز اول ورود به دانشگاه تا تقریبا اخرین روز ترم گذشته من تمامش را داشتم تلاش میکردم که مؤذن خوبی با

ادامه مطلب  

دانش جو مؤذن جامعه  

"دانش جو موذن جامعه است اگر خواب بماند نماز امت قضا می شود"
شاید بتوان گفت تمام چهارسال دانش جویی ام را با این جمله سپری کردم
انگار هر روز صدای دلنشین شهید بهشتی در گوشم طنین انداز می شد
هر بار که دلم زندگی  راحت طلبانه ای میخواست از جنس زندگی اغلب هم سالانم در دانشگاه و خوابگاه از درونم کسی داد میزد تو مؤذنی مگر میشود بیخیال گذراند؟
چهارسال، از روز اول ورود به دانشگاه تا تقریبا اخرین روز ترم گذشته من تمامش را داشتم تلاش میکردم که مؤذن خوبی با

ادامه مطلب  

همایش علمی بزرگداشت بیهقی در سه بخش به میزبانی دانشگاه حکیم سبزواری برگزار می شود  

همایش علمی بزرگداشت بیهقی در سه بخش به میزبانی دانشگاه حکیم سبزواری برگزار می شود 
به مناسبت اول آبان روز بزگداشت بیهقی، هشتمین همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی با همکاری نهادهای مختلف شهرستان در سبزوار در حالی برگزار می شود که دانشگاه حکیم سبزواری همچون دوره های قبل متولی برگزاری بخش علمی این همایش خواهد بود.
مدیر دفتر ریاست و روابط عمومی دانشگاه حکیم سبزواری  با اشاره به اینکه هدف از برگزاری بخش علمی همایش آشنایی با تحقیقات جدید در حوزه

ادامه مطلب  

زنان و معشوق در شعر حافظ:  

 زنان و معشوق در شعر حافظ:
الف- زهره، رامشگر آسمان هاست. زهره و مریخ در عربی معادل ناهید و بهرام در فارسی و ونوس و آدونیس یونانی، براساس متون افسانه نام دو عاشق و معشوقی زمینی است که به آسمان رفته‌اند طبق افسانه‌ های بابلی، هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به خاطر بدکاری آدمیان به خداوند اعتراض نمودند، خدا به آن ها نیروی عشق را عطا کرد و به زمین فرستاد و آن ها مرتکب گناه‌ های پی در پی شدند:
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سماع زهره به رقص آورد م

ادامه مطلب  

دادخواهی در قیامت  

#تلنگر 

⚫️ #قیامت

 برای دادخواهی به قیامت رفتم.

جگر سوخته ام را هم بردم
، دل شکسته و روح شرحه شرحه و زخم و جراحت و اندوهم را و نام ظالمان را نیز .

ترازو بود و عدالت بود و حق بود و خدا بود.

ظالمان هم بودند یک به یک.

خواستم که شرح دهم قصه هایم را ...

 اما قصه ها گفتن نمی خواست.

یوم تبلی السرائر بود.و پرده ها به کنار

دستها سخن می گفتند و پاها سخن می گفتند و چشم ها و گوش ها و زبان ها شهادت می دادند.

آتش بلند بود و جهنم برپا و سوختن به حتم بود.

خدا گفت:

ادامه مطلب  

عشق فقط خدا 68  

عاشقانه های من و خدا


من از آن روز 
که در بند توام آزادم

پادشاهم که
 به دست تو اسیر افتادم


همه غم‌های جهان
 هیچ اثر می‌نکند

در من از بس که
 به دیدار عزیزت شادم


خرم آن روز که 
جان می‌رود اندر طلبت

تا بیایند عزیزان 
به مبارک بادم


من که در هیچ مقامی
 نزدم خیمه انس

پیش تو رخت بیفکندم 
و دل بنهادم


دانی از دولت وصلت 
چه طلب دارم هیچ

یاد تو مصلحت خویش
ببرد از یادم


به وفای تو کز آن روز
 که دلبند منی

دل نبستم 
به وفای کس و در نگشادم
سعدی

وبلاگ

ادامه مطلب  

اسامی نامزدهای بیست و یکمین دوره انتخابات شورای دانش آموزی دبیرستان شاهد دوره اول  

پایه تحصیلی


نام و نام خانوادگی




Aهفتم


اشکان بابایی جودکی




B هفتم


محمد  باقری




Cهفتم


امیرحسین کوشکی




C هفتم


محب جودکی




    A هشتم  


مانی کاتوزیان




B هشتم


آرین سپهوند




Bهشتم


ابوافضل ایمان نژاد




Cهشتم


احمد رضا میررضایی




C هشتم


محمد  تیموری




Dهشتم


آرتین  رحیمی




D هشتم


حسین احمدي




Bنهم


امیرحسین بهرامی




Cنهم


امیرحسین

ادامه مطلب  

باز امشب لیله القدر خداست  

شب قدر‌ باز امشب "لیله القدر" خداستذکر یارب یارب و ورد دعاست...  گاه استغفار و دل لرزیدن است...گاه توبه گاه "آمرزیدن" است...گاه عجز و التماس و هم نیاز...رو به درگاه کریم چاره ساز...گاه جوشن خوانی شب تا سحر...بارش باران اشک از چشم تر...پس به وقت ابتهال و حال زار...یاد کن از این "حقیر بیقرار"...


حضرت علی ع در خطبه ۲۴۴ نهج البلاغه میفرماید: شب هنگام کسى به دیدار ما آمد و
ظرفى سر پوشیده پر از حلوا داشت،
دانستم آن ظرف تنها ظرف حلوا نیست،
چنان از آن متنفّر شدم

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هفتم)  

تعریف و صحبت تا کجابه ظاهر اولین کنسرت الویس در اینجا بودهتقاضا و تمنا جایی ندارد که الویسالویس پریسلی یک اسطوره بودالان گروه برادران جوان همه کاره اندخوب پساینجوریبه شهر بارسلون خوش امدیداینجا تجدید حیات را به چشمان خود دیده ایمو سرسختی مجری تلویزیون بارسلونهمانطور که مشاهده کردیدالویس اینجا کنسرتی داشتهما از دوستان الویس بودیممرد ایده الی بودسخاوت الویس مثال زدنی بوددر سرسختی و هنروایسا ببینمالویس در ایالت کاتالان چه میکردسوال و ج

ادامه مطلب  

روزِ پنجم (بعد از دو روز وقفه به خاطر اسباب کشی به خونه ی خاکشناسی)  

امروز شنبه، بیست و هشتمِ  مهرماهِ نود و هفته.
دو روزه که هیچی ننوشتم و دلم واسه نوشتن تنگ شده بود. این دلتنگی برا من نشونه ی
خوبیه. بالاخره هفته ی خسته کننده ی اسباب کشی هم گذشت و تا اسباب کشیِ بعدی
میتونم کمی استراحت کنم. شاید باور نکنی اما تنها فکر کردن به اینکه میتونم یه سفر
یا پیک نیک برم حالمو خوب میکنه. با وجود اینکه آدمِ مادی ای هستم اما این اواخر
حتی خیال بافی کردن هم برام لذت بخش شده. خیلی خستمه. بیشتر از جسمم، روانمه
که عیب برداشته و

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت چهارم)  

جایی در نیجریه
 
ساعت قدیمی و قابل احتراممرد جنگی نیست ولیاز سر تا پا سلاح داردو این مسلح بودن جبر زمانه استتغییری در اندیشه شکارچی نخواهد بودچرا که اینک اخر زمان استمحصول قدمها و اسلحه ها و تیک تاک ساعت جنگیمدارا با اطراف شامل حال او نیستبا دقت به دقترد پاها را جستجو مکندجنگل بی انتهااز سمت دیگرنیروهای ژنرال کیل بابامقصد اصلیپایان انسانیتمبدا اصلیجرم و جنایتعجیب است که هر دو از یک نژاد و یک کلامولی حالاخصومت و کینهاین خصومت شاید به خاطر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >