گلابتون دل شکسته  

حالم بده..خيلي بد...وقتی از کسی که براش همه کار کردی براش هیچوقت بد نخواستی براش همیشه آرزوی خوشبختی داشتی بدترین رفتار رو میبینی حالت بد میشه..
وقتی از دوستی که بهش اعتماد کامل داشتی خیانت میبینی حالت بد میشه..
دیگه به هیچکس اعتماد ندارم..حالم از اسم رفیق و رفاقت به هم میخوره..
گفته بودم که خواهرم داره یه تصمیم غلط میگیره و فکر میکنه که همه باهاش دشمنن! به دوست مشترکمون گفتم باهاش حرف بزنه و نذاره که این اشتباه رو مرتکب بشه ..دیشب متوجه شدم که او

ادامه مطلب  

ماسك  

وقتی پدر نداشته باشی، میخوای برای مادرت همه كس باشی، همه چیز باشی! من ازون بچه هایی بودم كه تو خوابگاه پولمم كه تموم میشد، به مامان و بابا زنگ نمیزدم و با بی پولیم سر میكردم! دلم نمیومد... ناراحت كه میشدم از كسی تو مدرسه، بازم آروم بودم و تو خونه میخندیدم... بابام كه رفت دلم خيلي میخواست مثه بقیه جیغ و داد كنم و فریاد بزنم و خودم و خالی كنم ... اما نتونستم، نتونستم كه نتونستم... رسیدم تو خونه دیدم مادرم نشسته رو زمین، خواهرام خيلي داغون بودن،خيلي ...

ادامه مطلب  

لعنت به من  

این روزا، به همون اندازه که من به خودم اصرار کردم که قبول کن فلانی آدم خوبیه، سعی کردم نکات مثبت افراد رو ببینم
به همون اندازه دنیا اصرارکرد بهم برعکسش رو نشون بده... 
شایدم تقصیر خودمه! اینکه همیشه by default هرکی رو میبینم از همون اول بنا رو به خوب بودن میذارم... 
‏به قلبم کلی معذرت خواهی بدهکارم 
بخاطر تمام روزهایی که گرفت، شکست
تنگ شد، و کاری از دست من بر نیومد... 

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

برای خواهرم لطفادعاکنید  

برای خواهرم دعاکنین....
هرکی این پست روخوند براش دعاکنه لطفا..
نمیدونم چی شده...
فقط الان رفت بیمارستان...
براش دعاکنین..

ادامه مطلب  

برسد بدست خواهرم  

با خوندن این پست (اینجا ) 
حدودای آخر  ابتدایی بودم (تابستون بود )
خيلي خيلي به خواهرم دلبسته بود. دوستش داشتم خيلي خيلي زیاد. در عین دوست داشتن ازش میترسیدم.
یادمه موقع بردن چهازش کل خونه پر بود از کارتن و جهیزیه این جور چیزا ...
تو عالم بچگی فکر میکردم خواهرم ازدواج کنه دیگه میره و نمیتونم دیگه ببینمش برای همین کلی 
بابت این داستان چه شب ها و چه روزهایی که گریه نکردم.

روزی که جهازش رو بردند و دیگه کم کم خودش هم داشت میرفت خونه شون من تو اون شلو

ادامه مطلب  

فراموش می کنیم.  

خواهرم داشت سعی می کرد سریالی رو بمن یادآوری کنه که دو سه سال پیش هر شب می دیدیمش. اما من هرکاری کردم یادم نیومد. تمامی بازیگرها و موضوع رو برام تعزیف کرد. اما یادم نیومد. بعد یهو گفت ببین دختر و پسر کنار دریا که یه نیمکت داشت باهم قرار میگذاشتن. اون تصویر عین یه تابلوی نقاشی یادم اومد و سریع کل سریال و همه چیش رو به خاطر آوردم. 

ادامه مطلب  

نامه ای که بعد از بیست سال رسید :دی  

با خوندن این پست (اینجا ) 
حدودای آخر  ابتدایی بودم (تابستون بود )
خيلي خيلي به خواهرم دلبسته بود. دوستش داشتم خيلي خيلي زیاد. در عین دوست داشتن ازش میترسیدم.
یادمه موقع بردن چهازش کل خونه پر بود از کارتن و جهیزیه این جور چیزا ...
تو عالم بچگی فکر میکردم خواهرم ازدواج کنه دیگه میره و نمیتونم دیگه ببینمش برای همین کلی 
بابت این داستان چه شب ها و چه روزهایی که گریه نکردم.

روزی که جهازش رو بردند و دیگه کم کم خودش هم داشت میرفت خونه شون من تو اون شلو

ادامه مطلب  

نامه ای که بعد از بیست سال رسید :دی  

با خوندن این پست (اینجا ) 
حدودای آخر  ابتدایی بودم (تابستون بود )
خيلي خيلي به خواهرم دلبسته بود. دوستش داشتم خيلي خيلي زیاد. در عین دوست داشتن ازش میترسیدم.
یادمه موقع بردن چهازش کل خونه پر بود از کارتن و جهیزیه این جور چیزا ...
تو عالم بچگی فکر میکردم خواهرم ازدواج کنه دیگه میره و نمیتونم دیگه ببینمش برای همین کلی 
بابت این داستان چه شب ها و چه روزهایی که گریه نکردم.

روزی که جهازش رو بردند و دیگه کم کم خودش هم داشت میرفت خونه شون من تو اون شلو

ادامه مطلب  

نامه ای که بعد از بیست سال رسید :دی  

با خوندن این پست (اینجا ) 
حدودای آخر  ابتدایی بودم (تابستون بود )
خيلي خيلي به خواهرم دلبسته بود. دوستش داشتم خيلي خيلي زیاد. در عین دوست داشتن ازش میترسیدم.
یادمه موقع بردن چهازش کل خونه پر بود از کارتن و جهیزیه این جور چیزا ...
تو عالم بچگی فکر میکردم خواهرم ازدواج کنه دیگه میره و نمیتونم دیگه ببینمش برای همین کلی 
بابت این داستان چه شب ها و چه روزهایی که گریه نکردم.

روزی که جهازش رو بردند و دیگه کم کم خودش هم داشت میرفت خونه شون من تو اون شلو

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

قلبم_2  

خيلي عجیبه
من دو روزه که درد قلبم و دست چپم اصلا قطع نمیشه بچه ها!
اصلا اینجوریشو ندیده بودم!
اصلا ندیده بودم!
فکر میکنم جدی هست قضیه
دیروز داشتم با خواهرم صحبت میکردم
خيلي گریه کردم
خواهرم خيلي بزرگتر شده
گفت دنیا اینقدر سخت نیست که تو خودتو کلا فراموش کردی
خيلي حرفا بهم زد
که همه درست بود
در اصل من هیچ مشکلی ندارم بچه ها
من یه مسئله دارم توی زندگیم
که اونو میخوام خودم حل کنم
اگه اونو حل کنم
دیگه هیچ مشکلی نمیمونه.
خواهرم خيلي بزرگ شده!
خيلي عو

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

شل و پل گر  

بعضی وقتا جدی مو میخوام
که بیاد بزنه طرفو شل و پل کنه!
جدی میزنه ناکار میکنه طرفو
گاهی طرف ارزش نداره روش وقت بذاری
جدی رو میخوام که بیاد بزنه ریشه طرفو دربیاره که بفهمن بی کس نیستی.
نل هم خوبه
ولی جدی خيلي منطقی میزنه شل و پل میکنه.

ادامه مطلب  

مافین کاکائو  

امروز ظهر هوس مافین کردم به خواهرم گفتم مافین درست کنم خواهرم هم گفت باشه درست کن
منم رفتم تو اینترنت سه ساعت دنبال طرز تهیه مافین گشتم تا یه دستور ساده و آسون پیدا کردم 
ولی مشکلی که داشت مواد لازم رو به گرم نوشته بود منم ترازوی آشپزخونه رو درآوردم و باز هم سه ساعت مواد رو اندازه
گرفتم و بعد با نام ویاد خدا شروع کردم به کار

ادامه مطلب  

باور کن مرد زندگی نیست !  

این نکته برا دوستای دختر خودم ،ببین خواهرم!دوستم!قلبم، پسری که حتی حاضر نیست جواب یه دختر رو نداده رد بشه،پسری که هر چی دختر غریبه بیشتر با ناز و ادا باهاش حرف بزنه در مقابل بیشتر حرفاشو میکشه و راحت تر حرف میزنه،باور کن مرد زندگی نیست ، باور کن مرد زندگی نیست تا زمانی که بهت میگه خجالت میکشه جواب یه دختری که اصلا نمیشناسه رو نده!مرد زندگی نیست وقتی که میدونه دوست نداری و جوابش رو میده،تا کی میخوای بفهمی خدا میدونه ...
تا ارائه نکات بعدی خدا نگ

ادامه مطلب  

می می ...  

عباس قبلا وقتی میخواست با ایما و اشاره حرف بزنه
صدایی مثل " اوووم" از خودش در میاورد و به چیزی که میخواست اشاره می کرد
چند روزیه از لفظ " می می " به جای اون استفاده می کنه
و دائم داره میگه " می می ... می می "
اینکه بعضی اوقات نمی خواد حرف بزنه و پناه می بره به این جور حرکات لابد دلیلی داره که ما نمی دونیم!

ادامه مطلب  

در انتظار  

بابا ده دقیقه پیش پیام داد که من رسیدم، تو کوچه ی نزدیک ایستگاه مترو ام. ولی من نشستم تو ایستگاه مترو و حوصله ندارم پاشم برم تو ماشین.
این توانایی رو در خودم می بینم که تا وقتی ایستگاه بسته بشه و بیان پرتم کنن بیرون همین جا بشینم و به آدمایی که در رفت و آمدن زل بزنم.
+ البته هنوز به اون درجه از مردم آزاری نرسیدم که بشینم این جا و بابام رو منتظر بذارم، منتظرم خواهرم هم برسه، با هم بریم.
+ آقاهه ۱۰ متر هم باهام فاصله نداره و من نمی تونم چهره ش رو تشخی

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

خواهرم گفت:من همش فکر می کنم بچه های من به بچه های تو حسودیشون بشه که چه مامان سرخوش و سرحالی (و خنگولی) دارن.من گفتم: واااااااقععععععاااااااً؟ من همیشه فکر می کنم بچه های من به بچه های تو حسودیشون میشه که چه مادر کدبانویی دارن و یه خونه همیشه تر تمیز( معلومه اوضاع خونه ی خودم چه شکلیه ی دیگه؟)
بعد هر دو در سکوت به افق خیره شدیم و به این فکر کردیم که پیش همه ی آدما مرغ همسایه غازه، حتی آدم های هنوز نیومده .
پ.ن: نقطه شکرین ماجرا اونجاست منو خواهرم

ادامه مطلب  

خونواده جان  

+دیشب بیخودی قهر بودم و شام نمیخوردم.مامانم یه سری عکس که به زعم خودش وحشتناک بوده رو توی تلگرام برام فرستاده و نوشته بترس یه عکساشو ادیت کرده روش نقاشی کشیده و چشم و ایناشو دایره کشیده و اینا بالاشم نوشته خون آشام.
+مدتی پیش اومدم خونه دیدم مامانم خوابه خواهرم کنارش بود گفت که تا الان بیدار بود همین حالا خودشو زد به خواب نمیدونم چرا منم رفتم و اومدم یهو دیدم مامانم سریع خواهرمو زد و دوباره به حالت خواب برگشت میگه چرا گفتی من خواب نیستم میخ

ادامه مطلب  

مدیونید فک کنید خودمو میگم  

ما اینجا یه بچه ای داریم که سه روز وقت یلللی تللی کرده
هیچ نخونده
غروب جمعه ام پاشده رفته سینما
و الان درساش مونده
در نتیجه باید تا صب بیدار بمونه
با یه دست بزنه بزنه تو سرش
با یه دست چشماشو وا نگه داره
دین و زندگی یا کوفت کاری مسئله این است:(
پ.ن:این حقیقت یه مقدار غم انگیزه که این آخرین تابستون یللی تتلی کنندمونه و تابستون بعدش یه مشت بچه کنکوری ایم:(

ادامه مطلب  

تو بگو که چه کنم که هوایت بپرد ز سرم...  

درسته می‌گم که دارم فراموشش می‌کنم اما خب قطعا به زمان احتیاح دارم آره برام سخته اون چند روز رو فراموش کنم برام سخته س خ ت ! اینکه از متال می‌پرم به «هوای ِ تو» ی فرزاد فرخ هم ثابت می‌کنه که به زمان احتیاج دارم، برام مهم نیست که بهش فکر کنم، اونقدر فکر می‌کنم که به دردش عادت کنم و پوست کلفت شم.

ادامه مطلب  

شنبه 96/10/02  

آخر هفته شلوغی بود -شب یلدا دور همی ....
چهارشنبه که رفتم خونه مهمون داشتیم واسه عیادت مامان امده بودن می خواستم برم جایی ولی نشد بعدشم رفتم برا تدارک شام خواهرم قرار بود با دختر زیباش بیان خونه ....
یعد شام که مهیا شدیم واسه خوابیدن خسته بودم یکم دراز کشیدم ... یهو یا صدایی و بعد شروع شدن زمین لرزه ... اون لحظه زیاد نترسیدم یبند گفتم زلزله ... بابا خوابش برده بود به صدای من از خواب پرید .... رفتیم تو راه پله ... تا زلزله آروم شد ... ولی همچنان تا صبح پس زلز

ادامه مطلب  

شنبه طوری ...  

بسم الله 
رفته بودم خانه خواهرم، نماز ظهرم را که خواندم زنگ در را زدند ندیده می دانستم کیست . خانم غروی ، پیرزن شاد و شنگول همسایه . از هفت روز هفته پنج روزش را صبح ها می آید خانه خواهرم، می نشیند پشت میز آشپزخانه و تعریف می کند و می خندد من نود درصد حرفهایش را متوجه نمی شوم . مرجع جملات ، فاعل ها و مفعول ها را اصلا نمی دانم . سر تکان می دهم و لبخند می زنم و گاهی سوالی می پرسم ، بیشتر به خواهرم نگاه می کند تا من . امروز را نیامد پشت میز آشپزخانه بنشین

ادامه مطلب  

پدر بزرگ  

امروز دومین سال روز فوت پدر بزرگ ام هست روزی که فوت کرد و رفتم خونه اش فهمیدم نیست؛تازه فهمیدم چقد برام مهم بوده؛نقش پر رنگی تو زندگی مون نداشت حداقل اینه من ازش بدی ندیده بودم چند تا خاطره ی معمولی دارم؛ که همه اش مثبت ه؛یک خاطره ام مربوط به دوران پنجم دبستان میشه هر روز کیف سنگین مدرسه را با خودم میبردم دم عید بود و کیف اول مهرم بندش پاره شد دادسم تعمیر دوباره پاره شد دادیم تعمیر و گفت قابل تعمیر دیگه نیست کیف جدید بخر؛ کیف قدیمی خواهرم را ب

ادامه مطلب  

آروم بودم!  

۱- میگفت: 
پسرم اخلاق و رفتارش به خانواده شوهرم رفته. انقدر شیطونه که یه روزی که خواهرم تازه از حمام بر گشته بوده و انواع و اقسام لوسیون و کرم و روغن و لاک و فلان جلوش پهن کرده بوده تا استعمال کنه و به بدنش بزنه سینا میره تو اتاقشو با فاصله میشینه و به خاله و کارهای خاله نگاه می کنه. خودمم با فامیلای شوهرم گرم گرفته بودم و حواسم از سینا پرت میشه که یهو با صدای جیغ خواهرم که می گفته سیناااااااااااا! به خودمون اومدیم.
+ قضیه از این قراره که آقا سینا

ادامه مطلب  

beetlejuice (1988)  

Director: Tim BurtonIMDB : 7.5Music by
Danny Elfmancast: Michael Keaton , Winona Ryder , Alec Baldwin , ...جایزه اسکار بهترین گریم
زوجی که بعد از مرگشون مجبور میشن تو همون خونه ای که زندگی میکردن باقی بمونن و حضور خونواده ی جدیدی رو تو خونشون تحمل کننشخصیت فان و جذاب بیتل جوس کنار صحنه ی های موزیکال فیلم و تصور انتزاعی از عالم بعد از مرگ باعث شده این فیلم جزو دوستداشتنی های کارنامه ی تیم برتون باشه!

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1