بانک مسکن یا سرگردنه؟!  

وام ها رو زیاد کردند. ده میلیون تومن بیشتر. حالا شد 40 میلیون. و قرار شد بخشی از آورده ها رو پس بدهند. شما دیدی؟!!! ما که ندیدیم
از فردای روزی که وام را گرفتم و مثل احمقها خانه را تحویل گرفتم، باید قسط می دادم.
بانک داری اسلامی!!!! عین رباخواری است. و بدترین و رباخوارترین بانک، بانک مسکن است.
بزار نفس بکشم. بزار جوهرش خشک بشه. انگشت جوهری رو پاک کنم بعد بیام قسط اول رو بدم.
چطور قسط بلافاصله شروع میشه و اگه یه روز عقب بیفته جریمه میشیم. اما آورده ها رو

ادامه مطلب  

همینجام میشه تورو داشت  

میشه همینجاهم بااهنگب که حس گوش دادن بهش شبیه به حس عاشق تو بودنه،تورو داشت ، چشمامو میبندم بهت فکرمیکنم،چشمامو باز میکنم بهت فکر میکنم بلند میشم راه برم بهت فکر میکنم،وسط هزارتا کار و سر شلوغی بهت فکر میکنم،اخر شبای خلوت تو تنهایی بهت فکر میکنم، دارم با یکی حرف میزنم فکرم پیش توه، هرکیو میبینم بی اختیار میگم کاش تو رو دیده بودم،بهت فکر میکنم نفس میکشم،بهت فکر میکنم قلبم میزنه،بهت فکر میکنم زندگیم تازه میشه 
روم در کوه و صحرا من که بین سبز

ادامه مطلب  

آقا؟؟باز دلتنگم  

سلام ستاره ی قلبم
اول از دعوتت ممنونم ازت،ممنون بخاطر لطف بی اندازت،ممنون بخاطر همسفرای خوب..ممنون بخاطر غذای حضرتی..ممنون بخاطر اینکه لایق دونستی آقا..
همیشه بعد از پست مشهد دلم نمیاد مطلب بزارم ولی دلتنگی نمیزاره،به خودت قسم اومدنم به مشهدت مثل خواب گذشت بازم دلتنگم و توی ۲۴ ساعت به جرات میگم ۲۳ ساعتش به تو فکر میکنم،به مجاور شدن،به پنجره باز اتاقم رو به گنبدت، به آرامشم وقتی زیر سایه مهربونتم،به حس خوبی که تو مشهدت دارم...به فکر کردن به ه

ادامه مطلب  

علامت سوال  

یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو ، یه خاطرس همین و بس
تو این مثلث غریب ، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم ، از اونور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه ، خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ ، صداتو از یاد ببرم
بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو دلم ، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس ، منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم ، از آرزو های محال
قصه ما تموم شده ، با یه علامت سوال
بزار ک

ادامه مطلب  

 

 
مهدي جان!سئوالی ساده دارم از حضورت ... من آیا زنده ام وقت ظهورت ...اگر که آمدی من رفته بودم ... اسیر سال و ماه و هفته بودم ...دعایم کن دوباره جان بگیرم ... بیایم در رکاب تو بمیرم...بر چهره پر ز نور مهدي صلوات ... بر جان و دل صبور مهدي صلوات ...تا امر فرج شود مهیا بفرست ... بهر فرج و ظهور مهدي صلوات...
 
 
 

ادامه مطلب  

یار  

دارم فکر میکنم چقدر خوبه شریک زندگی خوب داشتن !
انگاری پدر و مادر من از اول زندگیشون عهد بستن که پای تمام شرایط خوب و بد وایسن و
کنار هم باشن و هیچ وقت همو تنها نذارن ...
اینکه ته دلشون قرصه قرصه که هر چی بشه ، مهم نیست ! مهم اینه که همو دارن و
اگه شرایط خوب بود خوب زندگی میکنن و اگه شرایط بد بود بازم با هم از اول همه چی
رو میسازن و جلو میرن !
و چقدر خوبه شریک زندگی خوب داشتن !
و چقدر خوبه همدم و همراه خوب داشتن !
و چقدر خوبه یار خوب داشتن !
و چقدر خوبه ک

ادامه مطلب  

 

هنوزم چشمای تو مثل شبای پُر ستارستهنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوبارست
 
هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی می لرزههنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
اما افسوس تورو خواستن دیگه دیره ، دیگه دیرهولی افسوس به نخواستن دلم آروم نمیگیره ، نمیگیره
 
تا گلی از سر ایوان تو پژمرد و فرو ریختشبنمی غم زده از گوشه ی چشمان من آویختتا گلی از سر ایوان تو پژمرد و فرو ریختشبنمی غم زده از گوشه ی چشمان من آویخت
دوری بین منو تو دوری ماه و تماشاستدوری بین منو تو دوری ما

ادامه مطلب  

می خوامت  

داشتم فکر میکردم ته همه عاشقانه های دنیا چه کلمه ای میتونه باشه تا اینکه فهمیدم
می خوامت! این خلاصه تموم شعرای عاشقونه دنیاست.
می خوامت قشنگترین کلمه ایه که تا الان گفته شده
بزار یواشکی در گوش ت بهت بگم می خوامت
که خلاصه تموم جرم های دنیاست

ادامه مطلب  

(°•عشق یخی•°)۲  

ابدا به تو حق نمیدم که بخوای بری تنها بذاری منو...
اصلا بد به دلت راه نده تا من عاشقت هستم و داری منو....
به سرم زده بردارمت ببرم تورو جایی که هیچکسی نیست...
بیا برگه ی عشقو بگیرش ازم امضا کن اسمتم بنویس....
وووووشششش
مردیم از ذوق❤️

ادامه مطلب  

جــ  

ظهر گوشیم زنگ خورد...
گفتم تایم زنگ زدنت تغییر کرده!!
گفت میدونی چی شد؟میخواسم زنگ بزنم به مامانم  یهو بخودم اومدم دیدم داره آهنگ پیشواز تو پخش میشه ازبس شماره تورو گرفتم
خندیدم گفتم خب قطع کن زنگ بزن به مامانت.گفت باشه پس شب زنگدمیزنم
خداحافظی

ادامه مطلب  

عزیزترینم...  

سلام عزیزممن از خودم گذشتم عزیزمخوشبختی من اونوقتیه که بدونم تو خوشی.به احساسم به تو قسم اگه بدونم خوشحالی دیگه اینجا هم نمیام...من باعث شدم همه اینا اتفاق بیافته...من اگه نبودم تو هنوزم برای وبلاگ قدیمیت مینوشتی.برای اولین عشقت مینوشتی...من تو رو دور کردم از اونی که حقت بود و حقش بودی...الانم موندم تو این برزخی که خودم درستش کردم.نه میتونم فراموشت کنم نه کاری از دستم برمیاد.تو قوی تر از من بودی که نذاشتی ادامه بدیم... ازین بابت ممنونتم.ممنونم به

ادامه مطلب  

136  

نمیتونم الکی بگم مهم نیستو اینآ .. مهمه .. و اینکه قراره دیگه نباشی منو عذاب میده ؛ اینکه من تموم خوشحالیام با تو بود ؛ اینکه سال هاست توی قلبم دآرم تورو .. ولی عزیزم درس و کنکور من بهونه ی خوبی نبود .. حتی نمیدونم بآید با خودم چیکآر کنم ؛ نمیدونم چیکار کنم که "من" بی قراری نکنه :) 

ادامه مطلب  

تو بی من  

من از آینده ی بی تومن از هر ثانیه بی تو میترسمهنوز خیلی دوسِت دارم از اینکه اینو ندونی میترسمداری بی من کجا میریاز اینکه تنها بمونی میترسم
میترسم میترسم میترسم
برگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تو رو میخوام که نذارم دور بمونیبرگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تورو میخوام که نذارم دور بمونی
برگرد عشقمبرگرد عشقم
من از فردای این خونهاز هرچی که بینمونه میترسمیه نشونه ست جای خالیتاز این نشونه میترسممن از این جای خالی کهنبا

ادامه مطلب  

اشک فراق  

کمی با من مدارا کن...
سخت است ببازی تمام احساس پاکت را و هنوز نفهمیده باشی اصلا دوستت داشت؟!
هیچ کس از عشق سوغاتی بجز دوری ندید...
دور بودنت خیلی اذیتم میکنه میدونم سرت شلوغه وقت نداری کار داری ولی فقط یکمم برای من وقت بزار...سهم من از تو دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام میکند شب ها شاعر...
هیچوقت هیچکسو تو زندگیم اینهمه دوست نداشتم دور بودن هیچکس اینقدر ناراحتم نکرده چرا نمیتونم ببینمت مهلاجون؟! چقدر باید گریه کنم؟
چرا تو یادم نمیکنی؟ چرا

ادامه مطلب  

مادر روزت مبارک  

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری
 
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !
مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .
روز مادر مبارک♥♥♥ 

ادامه مطلب  

....  

روز توپی بود...:) 
خسته ام...احساس میكنم دوغ تو رگم تزریق شده:|
+الهی محو شی عربی :/ فردا امتحانت دارم و هیچی بلد نیستم...:/ یعنی تا حالا مزخرف تر از تورو ندیدم :/ الهی بری زیر١٨ چرخ نابود شی:/ وقتی پاست كردم اتیشت میزنم :| ریاضی بیشتر از تو دوست دارم...:| 
+امروز رو فردا مینویسم :/ :) 
باز هم میگم خدا لعنتت كنه عربی:/ جیییییییییییغ :/ مزخرف :/ 

ادامه مطلب  

بارون  

دلم بارون میخواد 
از اون بارون ها که تا صب بند نمیاد 
که میشه همزمان باهاش گریه کرد و کسی از صدای بلند چک چک قطره های بارون صدای اشکای تورو نمی شنوه 
خدایا دلم بارون میخواد 
واسه گریه کردن به حال روز دختری به سن من که حالا چهار سالِ داره این غم رو به دوش می کشه و حتی مادرش نمیدونه دخترک چه مرگشه
...

ادامه مطلب  

 

دیگه اینبار نیومدم برای تو بنویسم،نیومدم تامخاطب حرفام خودت باشی جان دلم اینجا اومدم تا باخدا حرف بزنم رودرروش بشینم و زل بزنم بش و بگم ازتموم دنیات از تموم مخلوقاتت من بودن تاهمیشه کنار این ادمو میخوام،قسمش بدم میدونی همیشه وقتی میخوای خدارو قسم بدی میمونی ک چی بگی خدایا توروخدا،دوس دارم عین این بچه ها که گریه میکنن واسه اسباب بازی که واقعا دلشون خواسته گریه کنم...وهیچ حسی ب نظرم واقعی ترازاین نیست 
اولین و اخرین باری که چیزیو تااین اندا

ادامه مطلب  

دیشب.  

الان منو مثله برده دار های ظالم تصور میکنید به خاطر عروس خانوم. ولی اصلا اینطوری نیستاااا .اینن خانم پدرش از اشنا های باباست . در واقع یکی از کار گرهایی هست که روی اراضی کشاورزی کار میکنن.این خانم اصلا نیازی به کار کردن نداره خودش دوسداره کار کنه و مستقل باشه. زبونشم خیلی درازه . پس خیال همه راحت باشه .
بعدم من اینقدر بد و ظالم نیستم که بخوام اذیت کنم اینو. این قدر راحت باهاش برخورد کردم که مثلا میگم ظرفارو بزار تو ماشین ظرفشویی خسته میشی اینطور

ادامه مطلب  

طنز دختره هههههه  

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻮﺷﻴﺸﻮ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺟﺎ ﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﻣﺰﻧﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﻴﻪ :ﺩﺧﺘﺮ : ﻮﺷﻴﻢ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﻴﻨﺖ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺑﺎﺪﺭﻩ : ﻣﻴﺪﻭﻧﻢﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺯﻧ ﺧﻮﺭﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﻳﺎﺍﺍﺍﺪﺭﻩ : ﺍﺧﻪ ﻣﻪ ﻣﻦ ﺑﻴﺎﺭﻡ ﺟﻮﺍﺏ ﺯﻧ ﻮﺷﻲ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﺪﻡﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﺮﺍ ﻋﺼﺒﺎﻧﻲ ﻣﻴﺸﻲ ، ﺴﻲ ﺯﻧ ﻧﺰﺩ ؟؟ﺪﺭﻩ : ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻮﺎ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﻔﺖ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﻴﺎﺩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ ﺑﺮﻳﻦ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻔﺘﻢ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﻱﺳﺮﺕ ﺷﻠﻮﻏﻪﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻭﺍﺳﻪ ﻲ ﺍﻳﻨﻮ ﻔ

ادامه مطلب  

 

به نظرم یکی از نکته های مهم ای که روحیه بخشه برای روز بعد اینه ک هر روز برای فرداش یه مطلب مهم ای رو تعیین کنیم برای رسیدن بهش و اینکه
1 اون مطلب باید جذاب باشه
2اون مطلب باید جدید باشه تا جذابیت داشته باشه منظورم اینه که مثلا نیام یکی از برنامه های روزانمو تعیین کنم برا فردا مثلا اینکه فلان جزوه کار اموزیمو بخونم نه یا اگرم هم میخوام بزاری یه قسمت جدید بزار روش در کل این قسمتو به صورت الترناتیو در نظر بگیر 
3مطلب به عنوان تکلیف و سربار حساب نشه

ادامه مطلب  

یلدا  

یلدا دور کند زمونست،ی بیداری و با هم بودن،واسه وقتایی که قراره باشیم تا رابطه هامون یخ نکنه . کرسی دلت تو ظلمت شب، به هرم نفس های گرم کنار دستتیت خوش..نفس آخر پاییزه عزیز من، کل غم ها و دل مردگی هات و، بده بشوره ببره. بزار صافی دلت بلرزونه ابرای روزگارو..بخواه زمین عشقه بارون، از صدقه سرت سیراب بشه. تصدق تو؛ ی بارم که شده بشمار ،ولی نه جوجه ها رو، من و بشماره بیار، تا ببینی چطور ،به خاطرت نفسم به شماره می افته. تا بگم تنها پناه من بعد خدا تویی. که

ادامه مطلب  

ترانه زیبایی منو ببخش.  

تورو به خـدا بعـد من مواظـب خـودت باشگریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیــت باشغصم میشه اگه بفهمم داری غصــه میخوری شکایت از کسی نکن با اینکه خیلـی دلخوری
دلت نگیـــره مهربون عاشقتـم اینو بــدوندلم گرفته میــــدونی از هــم جــدا کردنموندل نگـــرونتم همش اگه خطـا کردم ببخشبازم منو بخاطــر تموم خوبیــات ببــخش منو ببخش منو ببخش
اصلا فرامـوشم کن و فکرکن منـو نداشتیاینجوری خیــلی بهتره بگـو منو نخـواستیبرو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری 

ادامه مطلب  

7 سال رابطه ی عاطفی  

من ادمیم که از هر کاری که بکنم پشیمون نمیشم! (مگه اینکه خلاف میلم و به اصرار بقیه یکاری بکنم)
ولی تویی که اینجارو میخونی، تو یکی از اشتباهای من بودی! (کنار گذاشتنت)!
چه من تورو انتخاب میکردم چه سخنران شدنو شهرتو، بازم تو هر دو صورت ضرر کردم بابت چیزاییکه از دس دادم
همه میگن نیاز باعث رشد و تغییر میشه! 
ولی تو زندگی من عذاب وجدان باعث رشد و تغییر شده! اینکه کسیو که 7 سال عاشقت بوده بذاری کنار و 
خیلی صحنه ها پیش بیاد، نمیتونی بری بچسبی به تفریحات و

ادامه مطلب  

پست یکصد و هشتاد و دوم / پرسش و پاسخ (شروین عزیز)  

 
شروین عزیز , این کامنت رو برای ما ارسال کرده :
باسلام من ۱۷سالمه که الان ۱ساله قرص ترامادول استفاده میکنم روزی ۳ عدد تصمیم گرفتم ترکش کنم. ازخودم متنفرم شدم عکس های قبلیمو نگاه میکنم الانو نگاه میکنم خیلی فرق کردم من پولم هم نمیرسه برم بخرم خیلی درد دارم وقتی نمیندازم بدنم درد میکنه بیحال میشم. شب ها نمیتونم بخوابم. تورو قران کمکم کنین تا به راحتی ترکش کنم. بی پدر هستم, اونم تحت کمیته امداد هستیم. آقا تورو قرآن قسمت میدم راهنمایی کن تا آسون ت

ادامه مطلب  

پدر و مادر  

ادب در برابر پدر و مادر
برخی از احکام شرعی، فراتر از ادراک عقل است اما بسیاری از آنها پشتوانه ای محکم چون عقل و وجدان دارند، برای مثال: حکم «لزوم رعایت ادب و احترام نسبت به پدر و مادر خویش».
کسی که حاکم درون او عقل و وجدان اوست، آن گاه که از تحمل رنج ها و دشواری های فراوان والدین در پرورش فرزند آگاه می شود، در می یابد که مهم ترین وظیفه فرزند در قبال پدر و مادر، حفظ حرمت و ادب آنهاست.

با چشم ادب نگر پدر را
از گفته او مپیچ سر را

با مادر خویش، مهربان

ادامه مطلب  

و زندگی ادامه دارد........  

سلام 
امروز که روی صندلیه  قطار نشسته بودم به خیلی چیزا فکر کردم 
به این فکر میکردم که آدما چقدر متفاوت هستن .......
از همه نظر (فکر،عقیده،سلیقه،روحیه و........خیلی چیزهای دیگه)
آدما مراحل زیادی رو در دوران زندگی تجربه میکنن
ابتدا یه نطفه  در بطن مادر هستند...
کم کم به جنین تبدیل میشن،رشد میکنن ،روح در اونها دمیده میشه،به دنیا میان ،بچگی میکنن،
وارد دنیای بزرگسالی میشن،اشتباه  میکنن ،از اشتباهاتشان درس میگرن ،تجربه کسب میکنن،
راه زندگی شون رو ا

ادامه مطلب  

شهادت حضرت معصومه(س)تسلیت  

سلام ماه منقربون دل غمدیدت برم آقا تسلیت منو بپذیر سرت سلامتخودم اینجام دلم پیش تو آقا..نمیگم هر لحظه ولی خودت میدونی که ساعتی ازت غافل نیستم،چاره ای کن برا دلم که طاقت ندارم،آخه خودت خسته نشدی آقا از تکراری نوشتنام؟از گلایه هام..از غر زدنام؟من خیلی امیدوارم که یه روزی پنجره خونه ی من رو به گنبدت باز بشه و تو هوات نفس بکشم،محض رضای خدا منو نا امید نکن!دلخوشیمو،رویامو حقیقی کن تا ابد ممنونت میشمآقا زمستونه صحن و سرات خلوت و دنجه برا اینکه دل

ادامه مطلب  

10:31  

از همون اولشم شما ادم معمولیا با من متفاوت بودید از همون اولم ازتون عنم میگرفت 
این بچه گربه هارو مظلوم و بی سرپناه و گرسنرو با سنگ میزدید منم هعی حرص میخوردم داد میزدم نزنید مادر جنده ها 
بعد یه توله ادم میدید غش میکردید براش نیشتون باز میکردید عنشو واسه ادویه میریختید تو غذا
+ هنوزم همون مادر حنده اید :)

ادامه مطلب  

دو دقیقه بودی ...  

نه به باره نه به داره هنوز هیچی نشده چرا ترمزت بریده کجا با این عجلههنوزم فکر میکنم یه حسی داری تو به من تو خودت نریز یه ریز هی بهم حرفاتو بزندو دقیقه بودی حالا کجا میری تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاشدو دقیقه بودی حالا کجا میری تو بی ما مواظب دور و ورت باش میفهمیدی میخوامت ای کاش
از سرم گذشته هرچی بد گذشته من بخت برگشته خوبی برنگشت بهمزبون بسته قلبم تورو میخواد قلبا نزن حرف رفتن نگذر از دل مندو دقیقه بودی حالا کجا میری تو

ادامه مطلب  

فوت و فن های نگهداری از نوزاد و منطبق شدن با نقش جديد مادری  

سلام خانومای عزیز آسمونی
من به تازگی مادر شدم 6 ماهه. خدا لطف کرد و با اینکه مدت زمان زیادی از ازدواجم می گذشت و سن و سالی هم ازم گذشته منو صاحب فرزند کرد.
سالهای زیادی شاغل بودم و اصولا کدبانو نیستم سالها از صبح خروس خون بیرون بودم تا غروب...
حالا مادر شدم و مدت 6 ماهه که

ادامه مطلب  

بی جواب ...  

توی این سالها اکثر نوشته هایی که توی دفترچه خاطراتم برای عزیزم می نویسم، بی جواب می مونه ...
یکی از دردهای بزرگ روزهای دوری واسه من همینه که هیچ ارتباطی با من نداره و از حالش بی خبرم ...
یه بار خیلی ناراحت بودم و اصرار کردم که جواب منو بده ...
در جواب گفت خیلی وقته فهمیدم این جواب دادن ها بی فایده است ...!
هرچند که من هزاران فایدشو واسش شمردم ولی خب نظرش این بود ...
حالا نمی دونم این جواب ندادن ها و خودداری ها چه فایده ای داره بجز دلگیر کردن من و ناراحت

ادامه مطلب  

نگاه....  

روز بعد با دخترخالش رفته بود....وقتی آقای ایکس رو بهش نشون داد و ماجرا رو گفت دخترخالش جیغ جیغ کنان بغلش کرد....اما اون می گفت حالا جدیش نکن که...خودشم می دونست الکی الکی جدی شده بود.. حسش جدی شده بود....یه بار که واقعا حواسش به آقای ایکس نبود و با دختر خالش حرف میزد یکی از دوستاش با هیجان گفت:ببین باور کن ازت خوشش اومده همش داره تورو نگاه میکنه حتی حواست نیست....باحرف دوستش یه چیزی تو قلبش فرو ریخت....هیچ وقت به خودش اجازه نداد توهم بزنه که شاید ازم خوش

ادامه مطلب  

 

از لحظه های ناب دیروز هرچه بگویمکم استاماحالمی خواهم ازاحوال امروزم بگویم:ذره ذره سلولهای تنمهنوز در شوک دیدار دیروزندهنوز احساسِ لمس داغی پوستت بروزنه های وجودمدرحال فوران استدیشب با همین احساس بی نظیرباتو به رویا رفتمتوکنارم بودیبااینکه فاصله داشتیمگفته بودم هرچه بیشتر ببینمتبیشتر دلتنگت میشوماین خاصیتعزیز بودنت استبی هیچی بهانه ایدر ذهنم جاری شده ایای همه بهانه ام از تو….
 
روزاول یه نگاه سادهدیگه هیچ وقت نذاشت چشام بخوابهدیگه ه

ادامه مطلب  

دلتنگی وغم  

شب وتنهایی وبی تار وغمواین دل بیمارمو این حال خرابم
منو بی خوابی وبی تابیو ودلتنگی وحسی که میده بی توعذابم
تو لبات خندون وتو چشم من اشکه،بی خیال کی به کیه ،فدای سر تو
عشـــــــــــــــــقم بعده تو چقدر بده حالم
به دیونگی رسید کارم ولی باز هواتو دارم
دنیـــــــــــــــــــا اون یه جایه دور ومنم تنها
خیلی قلبم را شکست اما ،هنوزم هواشو دارم
هیچ گس جز من نتونست که تو رو درک کنه
یه کاری کردی که قلبم تا ابد درد کنه
من که هیچ کاری نکردم که تورو سرد

ادامه مطلب  

Gloomy Sunday  

امروز یک شنبه از اولین هفته ی فصل زمستون هست...
داشتم آهنگ گوش می دادم و مقالم رو آماده می کردم تا رسید به آهنگ Gloomy Sunday
البته ورژنی که Diamanda Galas خونده.. و چه داستانی پشت آهنگ اوریجینال مجارستانیش هست...
چیز منحصربه فردی درون این اهنگ و متنش وجود داره که تورو میبره به تاریکترین و عمیقترین حفره های درونت و می کشه بیرون همه چیز رو میذاره جلوت.تصمیم بگیری باهاش غرق شی و به قعر بری یا خب بزنی آهنگ بعدی و بیخیال همه چی بشی...
(اتاق خوابگاه من طبقه 4ام و آخر

ادامه مطلب  

شبت بخیر بهترین خواهری دنیا  

میگم جیگر آبجی بخواب..میگه نمیخوام..میگم تنها ک نیستی ..؟؟ میگه ن آذر خودشو خفه کرد بزور مجبورم کرد برم خونشون..میگم دسش درد نکنه منم اونجوری ازنگرانی هلاک نمیشم..میگم خوبه ک تنها نیستی تنهایی آدم رو مریض میکنه.. میگه مریضتم.. میگم خدانکنه..میگه آبجی مریضتم ولی ی داروی تلخی هستی نمیشه خوردت..میگم بمیرم ک تلخم .. میگه خدانکنه... میگم بخواب جوجو..میگه کاش اینجا بودی..میگم همیشه کنارتم..میگه میخوابم.. میگم مریمی؟؟ میگه جونم..میگم میخوای نخواب من ک خواب

ادامه مطلب  

مادر  

داغونتر از همیشه
چن روز است مادر را ندیده ام
دلمان تنگ شده
حالمان خوب نیست
خیلی پیش اومده که از این تایم بیشتر او را ندیده ام
ولی ال آن نیاز داریم ک ببینمشان
فقط ببینمشان
فردا امتحان دارم و مجبورم برم
فاصله نزدیکتر میشود ولی همچنان نمیتوانم
سخت است خواسته ایی را بخواهی
بتوانی اما نتوانی
فکرمان اشوب است
دنبال راه حلیم
216 ص مانده
اصلا ارشد را دوس نداریم
جو داشتنش را داشتیم ولی این ترم
حالمان خوب نیست زپرتی شده ایم زپرتی تر از زپرتی
کاش میشد از

ادامه مطلب  

دوباره زمستان و یاد کرسی و چای داغ  

دو باره یادِ همنشینی و همگویی و همدمی و همراهی، و دوباره زمستان آمد و باز دلمان هوای کرسی و دور هم بودن و همنشینی می کند هوای آتش و ذغال، هوای دستان نازک مادر و مادر بزرگ هایی که با نفس گرمشان گرم می شدیم. می خواهم در چنین روزی زیر کرسیِ داغ بنشینم و دوباره از دستان پر مهر مادرم چای بنوشم. بگذارید بر گردم به روزهای از یاد رفته ای که هر بامداد انتظار شعله ور شدنِ آتش اجاق را از جانب مادرمان داشتیم، کرسی ها اگر چه به آتش گرم می شدند اما دوام نداشتن

ادامه مطلب  

دختر ۵ ساله پرویی که مادر شد  

در سال ۱۹۳۹، جوان ترین مادر در تاریخ پزشکی یک پسربچه بدنیا آورد که نامش را جراردو گذاشتند. مادر او لینا مدینا نام داشت که خود هنگام زایمان تنها ۵ ساله بود. شاید فکر کنید چنین چیزی امکان ندارد اما در کمال ناباوری این موضوع حقیقت دارد. والدین لینا او را به یک بیمارستان محلی در پرو آورده و اعلام کردند که دختر کوچکشان در ناحیه شکم یک تومور بسیار بزرگ دارد. اما پزشکان در کمال ناباوری به آن
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

مادر  

ازدواج!  

چرا پسرا اینطورین
یه پسری بود داخل فامیل زمانی که من مجرد بودم اومد خواستگاریم چیزی حدود هفت سال پیش بهش گفتیم نه 
بعد واسه دختر عموم 
بعدش واسه دوتا از نوه دایی های بابام
بعد واسه خواهر خودم
هیچکدوم مثبت نشد حالا بماند که اون وسطا واسه چند نفر دیگه هم رفته
بعد الان یه دختری بهش جواب داده تموم عکسای پرووفایلش شده تو زندگی منی،تو عشق منی و...
من مخالف این نیستم که چرا اینطوریه ولی حداقل بزار دوماه بگذره دوبار ببینیش بعد این حرفا رو بزن تازه جا

ادامه مطلب  

خاطرات سربازی  

امروز 3 ابان ماه سال 96 
بعد از اردو یک روز مرخصی بهم دادن و روز دوشنبه رفتم شیفت .الان هم شب جمعس دارم کار میکنم
روز پنج شنبه که امروز باشه 5 شهید دوران دفاع مقدس با دو شهید مدافع حرم را برای تشییع اوردن . من چون شیفت نبود  رفتم و توی مراسم شرکت کردم.. عجب مراسمی بود .. فضایی عجیب و سرشار از غرور برای ملت ایران.
هعی بعضی ازین شهید  ها حتی پدر مادرشون هم زنده نبوده.. بندگان خدا بعد از 35 سال برگشته بود.. مدافع حرم مهندس بود و یکیشونم خادم مسجد بود.. خدا ب

ادامه مطلب  

خانه دوست کجاست ( روز آخر)  

چند روز مانده بود، سفر را شروع کنیم.نمیدانم چقدر از گزارش اول روز سفر خاطرتان مانده است،این که چهل روز قرار بود جایی برویم که میگفتند، امنیت کاملی ندارد. چهل روز قرار بود در مواجهه عریان با جاده و کامیون و تریلی و سرعت باشیم. احتمال اینکه بروی و بر نگردی بود و احتمال معناداری هم بود. اینکه این آخرین سفر باشد. آخرین نفس. آخرین درنگ. وقتی به این آخرین ها فکر میکردی، میگفتی بروم یا نه ؟ و تصمیم گرفتی بروی. حال شروع میکنی از همه، حلالیت طلبیدن. درست

ادامه مطلب  

زن...  

 

سه چیز، زن را قلبا شاد می کند۱- وقتی مورد احترام همه باشد۲- وقتی اولین بار مادر شود.۳- وقتی از لحاظ مالی وابسته نباشد.
سه چیز زن را به گریه می اندازد۱- حرفی که احساسش را جریحه دار کند.۲- از دست دادن کسیکه دوست دارد.۳- مرور خاطرات خوبی که از دست داده.
سه چیز که زن به آنها نیاز دارد۱- احترام ۲- تایید شدن، ۳- زمان برای رسیدگی به ظاهرش.
سه چیز که زن را نابود میکند۱- تعریف و تمجید همسرش، از زنی دیگر۲- مبهم بودن آینده اش۳- ازدست دادن پدر و مادر، همسرو فر

ادامه مطلب  

447  

دو دوست نوجوان با هم دعوایشان شده است. نفر سوم خواست است آنها را جدا کند اما چون یکی از طرفها شروع به توهین به خودش کرده است یک سیلی هم به طرف زده است، بعد مادرش دوره افتاده است با تمام ذوستان پسرش دعوا کرده است. با ساعت دو بعدازظهر رفتن مادر در خانه ها کار ندارم، با درستی و غلط بودن دعوا یا واکنش نفر سوم هم کاری ندارم حتی با این که بهتر بود بچه ها بین خود ماجرا را حل کنند و به خانواده ها کشیده نشود دعوای بچه ها هم کار ندارم. حرفی که مادر زد ذهن م

ادامه مطلب  

گاهی  

گاهی وقتا بشین و به من فکر کن ، شبیه من که لیوان قهوه به دست هر روز به تو فکر میکنم.
گاهی وقتا رو مبل خونه ولو شو ، خیره شو به یه نقطه و خوب به همه عاشقانه هام فکر کن.
گاهی وقتا بزن بیرون و بی هدف راه برو مثل من که تمام راه های دنیام به تو ختم میشه.
گاهی وقتا موقعی که داری ظرف میشوری وقتی دستات پر از کف شده رو کابینت جلوی صورتت نقاشی بکش، مثل من که هر کاغذ و مدادی گیر میارم بی اختیار نقش چشمای تورو میکشم.
گاهی وقتا که داری موهاتو شونه میکشی خودت رو به

ادامه مطلب  

بعضی وقت ها دورغ خوبه .. ..  

بعضی وقت ها دروغ خوبه
 
به مادر کم طاقت باید دروع گفت
 
باید بهش بگی حالم خوبه
 
غذا خوبه
 
هوا خوبه
 
دلمون خوبه
 
وقتی مادر خوب باشه یعنی همه چیز خوبه ...
 
 
                                                      تقدیم به تمام مادران ...

ادامه مطلب  

 

 
 
خواب دیدم که مادر شده ایی،می خندی
می خندی و موهات می پیچد در باد
 
می خندی و موهات می پیچد در یاد
 
می خندی و آتش می گیرم
                                    مادر
 ناخوانده هام را تعبیر کردی
                                  سوزاندی
و ندانستی که همه ام
                                       به نقاشی می مانست از حروف
که تو را تصویر کند
 
وقتی مادر شده ایی،می خندی
 
 
 
 
 
 
 
 
                   7_10_96

ادامه مطلب  

The Prestige (2006)  

Director: Christopher NolanIMDB : 8.5cast : Christian Bale , Hugh Jackman ,  Scarlett Johansson ,  Michael Caine ,.....
 دنیای شعبده و راز و رقابت.از اسم کارگردان و امتیاز فیلم همه چیز گویاست.روایت غیر خطی فیلم استادانه ست و  همه چیز تو فیلم به طرز غافلگیرکننده ای سر جای خودشه!سعی کنین چیزی رو حدس نزنین،متاسفانه از اواسط فیلم متوجه جریان شدم و اون شوک نهایی نولان که تو اکثر فیلماش هست اونطوری که باید منو به وجد نیاورد :)+کاتر :بعد می‌خواید بفهمید راز کار چیه. ولی نخواهید فهمید. چون
درست نگاه ن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1