یاد سهراب بخیر ...  

یادِ سهراب به خیر
«روی قانون چمن پا نگُذارید»
شعر سهراب قشنگ است
حسّ سهراب قشنگ است
خط به خط...واژه به واژه
بنویس:  شعر قشنگ است!
نغمه ی ساز قشنگ است
نُت گیتار قشنگ است
ناله ی تار قشنگ است
عشق که آزاد شود...
کوچه قشنگ است
همه ی شهر قشنگ است
اگر از زاویه ی عشق به دنیا نگری
ذره ای زشت نبینی
درو دیوار قشنگ است..
# محمد رضا نظری

ادامه مطلب  

۴۵۲  

خیر سرم این دفه چنتا روسری قشنگ با خودم اوردم گفتم تولد هم کلاسیمه لابد دعوتمون میکنه و میریم بیرون بچه ها ی کلاس !بعد تولد گرفته ما دخترا رو دعوت نکرد کثافت ..فقط یکی دوتا رو دعوت کرده ..خو البته ب تخم هممون و ما هم نمیرفتیم ولی بدتر از اون اینه که من روسری قشنگ ابریشمو دادم یکی از بچه ها رفت سر قرار !

ادامه مطلب  

قشنگ ترین جای دنیا ...  

می دانی قشنگ ترین جای زندگی کجاست ؟
آن جاست که به دلت فرصت می دهی .
به او این جرئت را می دهی که دوباره به زندگی اعتماد کند .
بدی ها را فراموش کند .
دوباره منتظر اتفاقی ناگهانی خوب باشد .
منتظر یه آدم تازه ...
این جا قشنگ ترین جای زندگی است !
جایی که از صفر شروع می‌کنی
جایی که دوباره متولد می‌شی ...!

ادامه مطلب  

سلام  

خوب هستین ؟
دیب ساعتایهشت و نیم شب بود که داشتم پروفایلتونو نگاه میکردم
یهو ی عکس اضافه شد
تاریکه ولی زیباییتونو ...
امروزم ساعتای نه صبح اینا بود اون عکسی ک دوس داشتمو برداشتین
خیلی قشنگ بود عکسش
هرچند که همسرتون خیلی بد افتاده بودند
افتضاح
شبیه بچه های استثنایی ...
لبخند شما هرچه قشنگ بود
لبخند ایشون زشت
تازه دندونی که کشیده بودند هم معلوم بود ...
اینارو ازین بابت که حسودیم بشه نمیگم ها
خداییش ی چیز معمولی رو وقتی به تنهایی نگاه کنی زیاد به چش

ادامه مطلب  

قرار قشنگ. ...  

لبه  

یه روز دیگه رو هم به هدر دادم. قشنگ میبینم پدرم میخواد در بیاد دو سه روز مونده به امتحان. ولی کو گوش شنوا؟؟ من حتی با خودمم نمیتونم کنار بیام بعد میخواستم برم با دختر دوست بشم؟ آدم بعضی وقتا تنش میخاره ها. میخواد از چاله بیوفته تو چاه.یعنی قشنگ دارم رو لبه خطر حرکت میکنم. یه خورده دیگه خطر کنم جوری زمین میخورم که عمرا دیگه بتونم پا شم. قبلا هم رو لبه حرکت کردم و زمین خوردم و هنوز نتونستم بلند شم. خدا به دادم میرسی؟ اصن دوست دارم خدا به دادم ب

ادامه مطلب  

قلب عاشق من  

بعضی وقتها با خودم میگم همه این چیزهایی که برای عشقم مینویسم رو یه جایی جمع کنم
شاید یه روزی خدا خواست و ما رو بهم رسانید و اون موقع همه اینها رو بدم بهش تا بخونه
و بفهمه اینهمه سال در فراقش چی کشیدم
ولی بعدش با خودم میگم حتی اگه روزی بیاد که بتونم بهش همه این حرفها رو هم بزنم دلیل نمیشه
که حتما کنار هم باشیم
اینهمه سال با اینهمه حس قشنگ براش نوشتم و اشک ریختم و خواستمش
تا آخر هم میخوام همین حس قشنگ برام باقی بمونه
زندگی جوری اعتماد به نفسم رو ا

ادامه مطلب  

پسایلدا  

خب طبیعتا طبق رسم فضای مجازی باید پست یلدایی می ذاشتم دیشب، ولی توی دورهمی ساختمونی_فامیلی مون حمل و استفاده(به قول فتح خدا استعمال) گوشی ممنوع بود و از صبح کلا من جز در موارد ضروری گوشی رو لمس نکردم و فضای مجازی پجازی تعطیل بود
یلدا یعنی همین دیگه...یعنی بدون حواس پرتی بشینی کنار کسانی که دوستشون داری و از ته دل بخندی،حتی اگر میز میوه و شیرینی و آجیل و انار و هندونه تون مثل عکسای قشنگ قشنگ فضای مجازی پر و پیمون نباشه ؛ ) مدیونید فکر کنید از شدت

ادامه مطلب  

خاطره  

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه‌ام داشتم، اوایل بهش می‌رسیدم، قشنگ بود و جون‌دار، کم کم فهمیدم با همه بوته‌هام فرق داره، خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمی‌دادم هیچ تغییری نمی‌کرد،منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه،هر گلی که خراب میشد می‌گفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمی‌کردم...تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده، ریشه‌اش از بین رفته بود و فقط

ادامه مطلب  

یه روز..  

ماها خیلی وقتا تو زندگیامون.. قدر داشته هامونو نمیدونیم.. داشته هایی که واقعا آرزوی خیلی هاست.. خیلی هااا... میشه کلی براش مثال زد.. بعضی هارو میبینم که یه داشته ی خیلی قشنگ دارن.. ولی شاید براشون عادی شده که باید بگم چه بد :( یا شایدم اصن از اول فک نمیکردن که این میتونه یه داشته ی خیلی قشنگ باشه و باید حواسشون بهش باشه.. نمیدونم چه حسی داره ولی فکر میکنم خیلی قشنگ باشه.. دوست نداشتم مثل بعضی ها برام عادی بشه.. فقط خیلی وقتا شده تصورش کردم.. تصوری که شا

ادامه مطلب  

شازده کوچولو :)  

کتاب شازده کوچولو بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم قشنگ تر بود.چندماه پیش یک دوست این کتاب رو به من داده بود ولی من تا همین چند روزپیش نخونده بودمش.باعث خوندنش هم یه انیمیشن قشنگ شد که درواقع آخر انیمیشن هم ادامه ی پایان کتاب شازده کوچولو بود.(یعنی آخر انیمیشن توی کتاب نبوده،همین طوری آخر انیمیشن اورده شده بود.نمی دونم فهمیدین چی گفتم یا نه.)نمی دونم چرا ولی به نظرم این کتاب سرشار از مفاهیم عمیق بود.به جز این کتاب یه کتاب دیگه هم هفته ی پیش خون

ادامه مطلب  

پاییز زیبا.........  

سلام 
حالم خوبه چون پاییز از راه رسیده .......نسیم خنک پاییز که می وزه جان دوباره میگیرم.....پاییز فصل عاشقی است ... پاییز رو عاشقانه نفس میکشم.........
 
بهترین فصل از نظر من پاییز هست و همه چیز در این فصل عالی هست.....
خسته ام برم بخوابم فردا هم یه روز قشنگ پاییزی هست امیدوارم روز خوبی در پیش داشته باشیم.....
روزای اینده قصد دارم بیشتر بنویسم مدتی هست که از نوشتن دور افتادم و خیلی حرفا نانوشته موند و به دست فراموشی سپرده شد ولی حیفه از پاییز و روزای قشنگ پ

ادامه مطلب  

 

شعرسلام
سلام مثل بهاره         گل وشکوفه داره          بوی قشنگ دوستی         همراه خودمیاره            وقتی سلام می کنی          شاپرکا می خندند          بالهاشون وبرامون      وامیکنن میبندد         گوش بده بازباخنده      پرنده های زیبا      باچه چه وباجیک جیک      سلام میدن به گلها        

ادامه مطلب  

وقتی از Home می نویسیم دقیقا از چه حرف میزنیم؟  

آیکن تفکر
میدونی... توو انگلیسی خیلی قشنگ تونستن بین home و house فرق بذارن... مثلا من دلم خونه مون رو میخواد... اما قشنگ نیست که.. وقتی از خونه حرف میزنیم معلوم نیس دقیقا از چی حرف میزنیم.. آیکن تفکر مجددا ... اما home... این لامذهب home... نور گرم میپاشه...
مقدمه چینی کردم که بگم home sick هستم!... درسته.. "هستم" ... نمیگم "شدم" ... چون فعل "شدن" معلوم نمیکنه کی تموم شده یا اصلا تموم شده یا نه ... ولی امان از فعل "هستم" در این جا...
این home sick بودن من هم با home sick شدن های معمولی خی

ادامه مطلب  

453  

راه افتاده همه دخترای شاخ دانشگا قشنگا رو فالو میکنه !بدم میاد ازش !البته ک من از همه قشنگترمو منو اول همشون فالوکرد چه پارسال چه امسال ولی خب ب هرحال لاشیه بدم میاد ازش قشنگ معلومه ک بمنم نظر نداره کلا از لاشی گریش دوباره اومد خاک تو سرم ک دوباره دلم یجوری شد براش

ادامه مطلب  

نوزده  

حدود شیش ماه از عروسیمون میگذره
۶ماهه که زیز یه سقفیم
اوضاع خداروشکر از قبل بهتره
ولی اذیتهاش همونطوری هست
من دختر پر انرژی ای هستم
هروقت ناراحتم میکنه
سعی میکنم روحیه نو حفظ کنم
یه کار‌جدید کنم...خیاطی‌کنم...اشپزی کنم...
تا باز انرژی بگیرم
بعضی وقتا این حفظ روحیه واسه خودمم خیلی عجیبه
...
اما ته تهش...توی دلم....اون‌ادمی‌هستم که دوست داره خیلی چیزارو داشته باشه و نداره
کارایی که من دوست دارم واسه اون مسخره و بیخوده
این بده خیلی
به عکسای دونفره

ادامه مطلب  

زندگی  

میگه ک لیو این د مومنت..
میگی قشنگ بود.. اما دلت تو گذشته هاست..
خوب.. بد.. مهم نیس..
مهم اینه آدما به خاطراتشون گره خوردن...
دوستان..
مکان ها..
تجربه ها..
اینا گنجینه ها و سرمایه های هر کسی هستن..
راحت از دستشون ندین..
 
پس..
یه کاری کنیم...
خاطرات فردامون..
که امروزمون هست رو خوب بسازیم...
من ده سال دیگه کجام..؟؟
این یه سواله...
الان چیکار میکنم؟؟
جوابشه..
 
س.ن: خودمونو باور کنیم..
همینا../.
 

ادامه مطلب  

خودحالي  

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﻱ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻧﺨﻮﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻠﻢ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺑﯽ ﻏﻢ ﻭ ﻣﻨﺖﻣﻨﺖ ﻧﮑﺶ ﺍﺯ ﻏﯿﺮ ﻭ ﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﯽ ﮔﺬﺭﺍﻧﯽﭘﺲ ﺷﺎﮐﺮ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ

ادامه مطلب  

کاسب اهل خدا  

یه انگشتر عقیق بزرگ دستش بود
قشنگ قد یه بند انگشت!
میدیدم که روی نگین انگشتر نوشته داره ولی نمیشد خوندش.
تمام مدتی که داشت در مورد اجناسش توضیح میداد حتی یه بار هم قسم نخورد و اسم خدا پیغمبر نیاورد
بابا یه کم سربسرش گذاشت و گفت ماشاالله انگشترتم خیلیی بزرگه
بنده خدا یه مکثی کرد بعد گفت این روش ایه الکرسیه چون میخوام همیشه باوضو باشم دست میکنم.

ادامه مطلب  

98  

.....
دو تا فیلمی که از این پسرک ، امشب دیدم ؛ حس خوبی داشت!....بازيگر خوبی م هست....
+من قبل از تو ، که رمانشم خوب فروخته ؛ داستانش راجع به یه پسرِ قطع نخاعیه که زندگی براش به انتها رسیده!...خیلی یواش یواش میره تو جونِ آدم این فیلم....و معرکه س!
+لاو ، رزی!! راجع به یه دختر و پسره که سالها با هم دوست بودن ، همدیگه رو دوست داشتن ولی به هم نمیگفتن!....یکمی اعصاب خورد کن بود که میدیدم هردو برای تحریکِ حسادت طرف مقابل بارها وارد رابطه و ازدواج های اشتباه شدن....ول

ادامه مطلب  

چقدرشيرين...  

‎چقدر بعضی آدم ها قشنگ عاشق میشوند، آنقدر قشنگ که دوست داری یکجای زندگی دو نفره جذابشان بنشینی و عشق کنی از آن همه اشتیاق و علاقه... به تصویر بکشی بوسه هایشان را، به روی کاغذ بیاوری القابی که بهم نسبت میدهند. فداکاری هایی که برای هم میکنند، دوستت دارم هایی که برای هم می آفرینند، اصلا بعضی ها واقعا شیرین عاشق میشوند و شیرین عاشق میمانند و شیرین زندگی میکنند، اینها به "عشق" اعتبار میبخشند و امید که اگر پایت لرزید و رفتی در حوالی عشق و عاشقی نترس

ادامه مطلب  

 

وووووویی
عاااقا بزن اون کف قشنگ رو
امروز تولد سیدعبدالعظیم حسنی 
از نواده های امام حسن جونمه
امام حسن جونم من
هدیه میخوام
از اونجایی ک دختر خوبی ام و شماهم کریمی
حق انتخاب رو میدم ب خودتون خخخ
 
++دلتنگ کربلام.... 
اولی رو خودت بهم دادی
دومی رو هم از خودت میخوام
 
حضرت جان
توبده شربت دیدار اباعبدلله 
شربت از دست کریمان شکرش بیشتر است... 

ادامه مطلب  

ادامه پست قبل  

من به هیچ کس نمی رسم؛دیگه از امتحان کردم خسته ام؛از امید بستن خستهام؛کسی هم حوصله خستگی های منو نداره؛بیشتر از همه عمرم حس زشتی و پیری کردم، بیشتر از همه عمرم حس تنفر از خودم رو داشتم؛چرا حرف منو نمی فهمه؟چرا منو نشناخت؟چرا نیاز منو ندید؟ چرا برای دو روز خوشی همه چیز رو بهم زد؟ همه چی داشت خوب پیش می رفت... البته از دست من نجات پیدا کرد و خوشبحالش؛بعدا که عاشق شه و وارد یک ارتباط قشنگ بشه خدا رو شکر می کنه با من تموم کرد
 
       هیچ خاطره قشنگی

ادامه مطلب  

من و باران  

من و باران
دیشب من و باران؛ هوای تو
باران و یاد گریه های تو
در زیر باران زندگی کردم
بی چتر رفتم جان فدای تو
لبریز بودم از تمنایت
در کوچه سرگردان برای تو
باران هوای با تو بودن داشت
در شهر گشتم من به جای تو
می شد بهشتی دیشب از باران
بودم اگر من پا به پای تو
ساز قشنگ و نم نم باران
یاد تو بود و نغمه های تو
پرواز کردم در هوای عشق
اوج رسیدن تا هوای تو
۱۷آذر۹۶

ادامه مطلب  

#ارتش_یه_نفره  

ارتش یه نفره هم ترسناک نا امید کننده س 
هم قشنگ و امید وار کننده 
چون معلومه  کسی که میگه خیلی تنهاس از یه طرف دیگه آنقدر امید وار که فهمیده بدون یسریام میشه زندگی کرد 
 
از الان به بعد منم یه ارتش یه نفرم 
تنهایی همه مشکلاتمو حل میکنم بدون نیاز داشتن به کسی 
می‌جنگم واسه خوشبختی 
واسه بدست آوردن تو 
 
 
F N A r

ادامه مطلب  

پووووول! 10 اذر 96  

یه اهنگ ترکی!!!
یه عطر گرم و تند!!!
یه لیوان قهوه!
محیط شب و هوای خنکش!
استارت اموزشای مالی! واقعا دم اونیکه اینارو بهم داد گرم! :)))) هرچن یخورده پررو بود! :)))) 
یکی از دغدغه های اصلی مردا مسائل مالیه که روابط عاطفی و خیلی چیزاشونو تحت تاثیر قرار میده، باید
قشنگ سرم تو این مسائلم باشه که بتونم طرفدارامو که مشکل مالی دارن و ازم راهنمایی میخوان هول بدم
بسمت ادما یا مسیرای خاصی! 

ادامه مطلب  

تنهایی  

تنها ماندن را خوب یاد بگیر این روز ها عجیب به کارت می آید
عادت کن : کسی نگرانت نشه"عادت کن : کسی سراغتو نگیره"عادت کن : کسی نازتو نکشه"عادت کن : تنها باشی تا بعد کسی "منت محبتشو" سرت نزارهعادت کن : به خیلیا "سر نزنی" و پی خیلیارو نگیری"عادت کن : "دلتنگ بشی" و "دلتنگت نشن"عادت کن : بی دلیل "بخندی" و با دلیل "گریه کنی"عادت کن : "بفهمی" و "فهمیده نشی"
"تنهایی" قشنگ ترین و "بی منت ترین"حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به"هیچکس نداری"

ادامه مطلب  

105  

+دیروز رو رفتیم هفت حوض...خرید مثلا... مسخره بود! فقط راه میرفتیم...عطیه ولی یه چیزایی خرید! حوصله نداشتم...چیزی هم به نظرم قشنگ نیومد! فقط مثِ همیشه میپریدم جلوی مغازه های ساعت فروشی و نگاه میکردم...
یه مجتمع اختصاصی واسه ساعت فروشا هس اونجا....میخواستم برم تو ؛ ولی خودخواهی بود...بقیه اندازه ی من ساعت دوست نبودن!
بعد از فروردین یکی میخرم...برای هدیه ی تموم شدنِ خدمت یه بنده خدایی....
..
+مرتضی میگفت فاطمه و مهرداد از زلزله ی قبلی تا حالا ، شبا میرن تو پا

ادامه مطلب  

یلدا  

‏دو ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ‎ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﻪ ﯾﻐﻤﺎ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ ِ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺯ ﮐﻒ ِ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ ﻫﺮﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺑﺮ ﺍﻧﮕﯿﺨﺖ ﮔﻮﺍﺭﺍﯾﺶ ﺑﺎﺩ ...... ﺩﻝ ِ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺷﻮﻗﯽ ﭘﯽ ِ ‎ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺮﻭﺩ؟
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آن قدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.

ادامه مطلب  

این یک پست عاشقانه نیست!  

سر صبحی دارم به آهنگی گوش می‌دهم که تجلی تمام قدش تویی. نیم‌رخ قشنگ صورت توست وقتی خستگی توی چهره‌ات موج می‌زند. و گریه‌ام گرفته. بدجوری گریه‌ام گرفته. کی فکرش را می‌کرد خنده‌های طوفانی‌ات این‌چنین گرد و خاکی توی چشم‌های من به پا کنند، که اشک‌هایش بعد از ماه‌ها راهشان را پیدا کنند و بریزند. بیا.. بیا مشت‌هایم را باز کن و خنده‌هایت را بردار. بازی با دوتا مشت پوچ راحت‌تر است. 

ادامه مطلب  

عهدت رو بشکن! بلد نیستم...  

داشتم فکر می کردم که در طی این روزهای تلخ و شیرین، 
من هیچ وقت اجازه نداشتم حال واقعی م رو اعلام کنم! 
هیچ وقت اجازه نداشتم یه لحظه ی قشنگ رو توی فضای مجازی ثبت کنم! 
هیچ وقت اجازه نداشتم جلوی بقیه بهت عکس العمل نشون بدم!
نه اون موقع که وابستگی بی اشکال بود، نه الان که وابستگی با اشکاله.
چون اذیت مون می کردن و می کنن...
همیشه گفتم که این حال رو دوست داشتم و دارم، ولی من هیچ حق انتخابی نداشتم! شاید اگه داشتم، گاهی بعضی از حال های خوشم رو فریاد می زدم

ادامه مطلب  

 

سلام 
برای اولین بار میخواهم خاطرات زندگی شخصی خود را اینجا به نویسم   خاطرات شیراین تلخ خود را بنویسم
البته  که زندگیم پر از درد که همیشه با درد مقابله میکنم که سالها تنها خود را احساس میکنم بدون شخص خاص زندگیم که برای من دنیا را نشان داد که بهتراین روز های زندگی ام بود
زندگی پر از چیزای قشنگ، زیبا بود همیشه احساس میکردم که با این روز های زیبا زندگی ام را اغاز کنم اما نمیدانستم که زندگی پر از مشکلات بود و بسیار دلم برایش تنگ شده حتأ خود را فر

ادامه مطلب  

عجیب ولی واقعی  

به او بگویید دوستش دارم لطفا برای حرف آخر به او بگویید دوستش دارم بگویید لطفا تو همین شهر بماند و همین جا خوشبخت و موفق شود تا صدای حال خوبش به گوشم برسد که بتوانم بروم از دور موفقیت آتلیه اش را نگاه کنم و ذوق زده شوم و زمان هایی که از شدت مشغله دیر به دنبال دخترک کوچکش که در دبستان انتظار پدر را میکشد رفت؛ ابتدا از دور و سپس از نزدیک بتوانم مواظب دلبند نازش باشم. کم کم با او دوست شوم و برایش قصه های قشنگ تعریف‌ کنم ، موهایش را ببافم و موهایش ر

ادامه مطلب  

حال دلم عجیبه  

امشب بطرز عجیبی دلم گرفته..
یه دم شادم یه دم غصه...
چرا؟
چون فهمیدم یه ماه دیگه پیش خانوادم؟؟؟
هعی ...
خدایا؟
چرادلم گرفته؟؟
دل من نباید بگیره؟ نه؟
چقدر این احمدشاملو قشنگ میگه:
"چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری"
انگاری تازه دارم میفهمم چقدر عاشق خانوادمم...
چقدر ناشکرم...
ک میگم اعضای خونوادمون کمن...
دلم برای داییام...برای زنداییام...
برای دوقلوهای افسانه ای...امیرحسین امیرعلی..
واسه علیرضا..
تنگ میشه...
واسه مامان...
واسه بابا.
وا

ادامه مطلب  

خودشیفتگی طوری!!!  

داشتم درس میخوندم.9شب.خسته و له
من واسه تنوع وقتی خسته میشم میرم جلو آینه یخورده رژلب میزنم و چشمامو قشنگ میکنم روحیم باز شه :)))
جلو آینه رفتن من همانا و شروع کردن به درست کردن موهام با انواع و اقسام مدل های مختلف همانا.
القصه اینکه کتاب رو گذاشتم کنار شروع کردم به قر و فر اومدن!:)))
موهام رو بافتم بچه ها گفتن لعنتی بت میاد اینجوری بباف موهاتو خب .
منم با حالت ذوق زدگی گفتم ها 
خلاصه اینم از پایان روز پنج شنبه ی ما
پ.ن. کلی عکس خودشیفتگی از خودم گرفت

ادامه مطلب  

الماس و موفقیت  

قدیما بجای الماس گرانبها افریقایی ها ، بهشون چیزهای قشنگ میدادند و امروز هم همون در غالب مدرن میبینیم. مهمترین سرمایه ملت ها و وقت جوانی رو با چیزهای ناچیز میخرند . خیلی ها الان رفتن از اینجا هدفشون شده و این خیلی بد هست و باید تلاش و تلاش و تلاش کرد و نباید صرفا حرف زد و برای اصلاح عمل کرد و نه صرفا نظر داد و انتقاد کرد. این تلاش (که با توکل به دیگری بزرگ همون خدا ) باشه و هدف هم بزرگ و در دسترس باشه (در دسترس بودن زیاد مهم نیست) میشه به موفقیت رسی

ادامه مطلب  

پاییز  

باشه من قانع شدم پاییز قشنگه ولی میشه یه لطفی کنی !بهم بگو مرگ دسته جمعی برگ های عاشق ،کجاش قشنگه؟یا دستای یخ زده ی یه ادم تنها کجاش قشنگه؟وقتی نوک دماغت قرمز میشه و یخ میزنه ،وقتی هیچکس نیست بگه نگاش کن انگار رو دماغش تُرب کاشتن دیونه خانوم اینقدرام سرد نیست که ،بیا خودم گرمت کنم کجاش قشنگه؟من معتقدم فقط اونایی پاییز و قشنگ میدونن که تنها نیستن که حداقل هفته ایی دوبار قرار قایمکی تووی یه کافه با شیر کاکائو داغ دارن اینقدر اصرار به قشنگی پای

ادامه مطلب  

جودی عآبُت ^_^  

بخشی از کتاب بابالنگ دراز اثر "جین وبستر"
 
جودی عزیزم!...
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم.و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
دوستدارتو: بابالنگ دراز
 
 
+ خاطره خوش |نیازمندیها |
 
- مامان ! زندگی خیلی قشنگ شده =)
+ چیشد که به این نتی

ادامه مطلب  

سرم شلوغه ولی هنوزم دلم برایت تنگ می شود ، خصوصا وقتی ساعت پنج و چهل دقیقه می شود ...  

دیروز یه آقاهه نی نی شون رو انقدر قشنگ بغل کرده بود ،
دوست داشتم مادر شم‌ ...
 
+انگشتم اووفف شده کلی درد میکنه : ((
+ولادت حضرت رسول و امام صادق مبارک ...
+آه ، همیشه فکر می کردم ویراستاری که کاری نداره ، یه عده پز میدن!!!
ولی الآن میفهمم که کار مشکلی هست ...
+دهن مبارکمان از حجم زیاد فعالیت ها ... 
بله دیگه : )))
:/
 

ادامه مطلب  

97  

+گوشیم یه روزی هی کند شد و کند شد .....و یهو خاموش شد و دیگه م روشن نشد! حقیقتش اولش میخاستم یه باتری بخرم براش و روشنش کنم ولی وضعیتِ مالی فوقِ خراب بود....و بعدش م ؛ حوصله ای نداشتم برای کار کردن باهاش....ینی به کل خودمو ول کردم...و این از تبعاتش بود برام....
گرچه که خوبیِ این قضیه این بود که از فضای مجازی تقریبا کنده شدم...ولی خب همون یه سرگرمی بود که از دست رفت!! و این اذیتم میکرد....وقتی ساعت ها یه جا تو اتاق مینشستم و زل میزدم به همون گوشیِ قدیمی م که حا

ادامه مطلب  

نوستالژی ما  

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی
 
زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت‌ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دُمی عجب پایی
پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می‌خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود
 
 
***
 
 
«روباه

ادامه مطلب  

•57  

معجزه ی این روزای من کسیه که تو آغوشش همه ی درد و غمامو از یاد میبرم ..آرامش این روزای سختم کسیه که با نگاه کردن به دوتاچشمِ قهوه ایش هوش از سرم میپرونه .. همه ی دلخوشیه این روزام شنیدن صدای کسیه که دیوونه وار عاشقشم .. کسی که با اومدنش بهم فهموند زندگی میتونه خیلی قشنگ تر از فیلما باشه ، بهم فهموند میشه با لبخندای کسی که دوسش داری تا اوج آسمون بری و از شادی بال در بیاری .. همه ی حس و حال خوب این روزامو مدیونِ عشقِ زندگیمم .. کسی که با وجودش رنگ پاشید

ادامه مطلب  

یلدای دیگرآمد...  

 
... یلدای دگر آمد .....
 
یاد آن شبهای یلدایی بخیر
مهربانی هایِ رویایی بخیر
یاد آن دورهمی های قشنگ
قصه یِ دورانِ آریایی بخیر
سُفره های ساده با رویی گشاده
گفتگوهای اَوِستایی بخیر
شعرخوانی قصه خوانی عالمی داشت
حافظ و آن شور و شیدایی بخیر
هندوانه با انار و پسته ها
خوردنیهای تماشایی بخیر
مهربانی بود شورِ عاشقی
روزگارِ بزم آرایی بخیر
کرسی مادر بزرگ با یک لحاف
تار و پودش جنسِ بوریایی بخیر
یادِ آن شبها به دل مانده هنوز
پنجه های سردِ سرمایی بخیر
آمده

ادامه مطلب  

صد و چهل و یک  

شنیدم بوو خیلی تداعی کننده ی خوبیه.  حتی شنیدم قوی ترین تداعی کننده س...  و توو زندگی من تنها کسی که تقریبا همیشه اذکلن میزنه بابامه.  چقدر دلم براش تنگ میشه بعضی وقتا.  همینجوری توپ خیابون میرم... 
یه استادی هم داریم، مچ دستش منو یاد بابام میندازه.  بابام‌ شاید قشنگ ترین مچ هایی رو داره که تا الان دیدم.  (باشه اصلل، من فروید رو تایید میکنم.) 
البته  این مسئله درباره  ی مامانمم هست ولی بابام بیشتر‌. 
و‌صد البته ، قبلا یه ادکلنی داشت که خیلی ازش

ادامه مطلب  

اومده بود دانشگاه من ولی برای دیدن ۲ نفر دیگه.  

اون دختری ک هفته پیش با خلخال دیده بودم هیچ شباهتی به قدیمی ترین رفیق من نداشت. نه صمیمیتی تو صداش بود نه برقی تو چشاش. ولی قشنگ تر از همیشه میخندید و دورچشاش ستاره بارون بود.هیچ شبیه خودش نبود. همون خودی ک وقتی گوشی نو و کمتر از ۲ماه کارکردش از دستش می افتاد و ۲طبقه سقوط می کرد به من زنگ می زد و با صدای پر بغضش ازم میخواست که باهاش حرف بزنم تا آروم شه. درست از لحظه تولدش میشناسمش. قل نداشتم بود. صدامون میکردن کوچی بلبل و گته بلبل.تو اون لحظه که از

ادامه مطلب  

اومده بود دانشگاه من ولی برای دیدن ۲ نفر دیگه.  

اون دختری ک هفته پیش با خلخال دیده بودم هیچ شباهتی به قدیمی ترین رفیق من نداشت. نه صمیمیتی تو صداش بود نه برقی تو چشاش. ولی قشنگ تر از همیشه میخندید و دورچشاش ستاره بارون بود.هیچ شبیه خودش نبود. همون خودی ک وقتی گوشی نو و کمتر از ۲ماه کارکردش از دستش می افتاد و ۲طبقه سقوط می کرد به من زنگ می زد و با صدای پر بغضش ازم میخواست که باهاش حرف بزنم تا آروم شه. درست از لحظه تولدش میشناسمش. قل نداشتم بود. صدامون میکردن کوچی بلبل و گته بلبل.تو اون لحظه که از

ادامه مطلب  

امروز برف بارید  

اولین برف و بارون سال 96
چند ساعت قبل یه برف قشنگی بارید ...منم با فاطمه و فرزانه رفتیم پایین یه چرخی زدیم تو محوطه
چنتایی هم عکس گرفتیم .
قبلنا خیلی برف میومد ولی الان انقد کم شده که باید از فرصت استفاده کنیم و توی هوای قشنگ برفی نفس بکشیم
الانم که آفتاب شد، کاش بازم برف میبارید که من و نامزد جان عصر میرفتیم تو برف قدم میزدیم
ولی با این اوصاف که هوا صاف شده احتمالا بعدظهر با ابجی برم بیرون یکم خرید کنم.
خدایا شکرت...
....................................
+
امروز تصم

ادامه مطلب  

و سومین یلدا  

همزمان با سومین یلدا ۲۵امین سال زندگی من هم شروع شد..خدا بهم عنایت کرد و سه تا تولدم  رو کنار عشق مهربونم‌گذروندم و هرسال من خوشحال تر و‌خوشبخت تر از سال گذشته بودم..امسال با هدیه های بی نهایت زیبای تو شرمنده ترین شدم..ساعت تیسووت و ست طلا و بوت دنیلی همه و همه برام ارزشمند بود و‌ناب ..امروز هم‌کنارت به قدری عاشقانه گذشت که غم نبودت کنارم‌توو‌شب یلدا فراموشم‌شد..عشق مهربونم‌ قشنگ ترین عکس دو‌نفرمون رو امروز‌ثبت کردیم..عکسی که اشک چشمام‌

ادامه مطلب  

جمعه خود را چگونه گذراندید؟!!  

جمعه ی خود را اینگونه گذراندیم:
اول ظبق معمول فیلم دانلود کردم، بعد از صبحونه رفتم پای پروژه و پایان نامه. ناهار هم شوهرخواهرم مهمونمون بود که ماهی داشتیم و کلی مخلفات و همه چیز خیلی خوشمزه بود.
بعدش کمی خوابیدم و بعد باز رفتم پایان نامه رو نوشتم. بعدش رفتیم بیرون و یه دوری زدیم و بعد رفتیم یک کافی شاپ جدید.که خیلی خوشگل بود و سرسبز اینا.من کافه گلاسه خوردم که بد نبود.
بعد باز اومدم نشستم پایان نامه ام رو نوشتم و تا جایی که کار کردم تقریبا همشو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1