کفش دوزک ها  

کفش دوزک ها قشنگ ترین حشراتن حتی قشنگ تر از پروانه ها ...
 هر چی نگاشون می کنی نمی تونی ازشون چندشت بشه 
یه معصومیت خاصی دارن برعکس مارمولک ها و سوسک ها
که خیلی موذین 
شب تاب ها رو هم خیلی می خوام ادم رو یاد غزل های
حافظ می ندازن 

ادامه مطلب  

یه روز دیگه هم گذشت :/  

دیروز با دوستم رفتیم پارک. کنار جوی آب وسط پارک بی تفاوت به رهگذر ها جورابامونو دراوردیم و پاهامونو گذاشتیم تو آب و گفتیم ای آب روان انرژی منفی رو از ما دور کن:) چند تا خانم گفتن آفرین به جسارتتون که بین جمعیت کفشا و جوراباتونو در اوردین و پاهاتونو گذاشتین تو آب :) احساس غرور کردیم‌....بعد شروع کردیم به قدم زدن و حرفای قشنگ قشنگ زدن. شده بودیم فیلسوف و فلسفه مزخرف زندگیو شخم میزدیمو قلوپ قلوپ از شیشه آب، آب میخوردیم به اندازه ای گرم حرف بودیم که

ادامه مطلب  

فالورررررز  

گاهی واقعا فقط از بیچارگی گریه ت میگیره
بی چاره بودن مث وختی یه دختر نوجون باشی و تو یه کوچه خلوت چارتا پسر بخوان اذیتت کنن!
بی چاره ای چون نه خودت توان کمک به خودتو داری نه کسی هس که کمکت کنه!
اره میگن اینجور وختا از خدا کمک بگیری کمک میکنه
اما من دارم کم کم خودمو قانع میکنم که دلیل کمک نکردنش گناهکار بودن منه!!
بلاخره باید یه جوری بی توجهی رو توجیح کرد!
خلاصه این وختاس که از بی چارگی گریه میکنی...شما رو نمیدونم اما به نظر من این گریه از هر گریه ای

ادامه مطلب  

دلتنگی  

الان دقیقا 40 روزه که پسرم فوت شده و به خواهرش پیوسته، مطمعنم که ی جایی خیلی بهتر از این دنیا هستند، حتما فرشته ان، بال های قشنگی برای پرواز دارن، حتما منو میبینن... بقیه دلداریم دادن، خودم هم سعی می کنم، اما هر چی میگذره دلتنگ تر میشم/ باید جاشون توی آغوشم بود، اینا هدیه خدا بودن به من، اما به خاطر امکاناتی که نبود از دست رفتند، مطمعنم که خدا پسرمو میخواست ولی قربانی خطاهای پزشکی و پرستاری شد/ چقدر بوی خوبی داشت، هنوز هم گاهی که عکس شو میبوسم ا

ادامه مطلب  

حالا میفمم  

:\ حالا میفهمم چی جوری خون روش ریخته شده بود /:
¿^¿ میگم اون آرمینه آیا ¿^¿
۰__۰اگه کسی میدونه یه خبری بده ما هم بدونیم ۰__۰
*^* راستی اوپنینگ و اندینگ فصله سه حمله به تایتان ها رو دیدین چه قدر قشنگ بودن *^*
:) البته فصلای اول و دومم قشنگ بودن (:
^_^ پس من دیگه برم باااای ^_^
 

ادامه مطلب  

خاطره بهارجان  

یه سـلااام قشنگ تقدیم به همه ی دوستای باحال و مهربون وب

ادامه مطلب  

آدم بزرگا  

آدم ‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم‌اند ...!وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن ...!هیچ وقت نمی‌پرسن آهنگِ صداش چطوره ؟ چه بازی‌هایی رو دوست داره ؟ پروانه جمع می‌کنه یا نه ؟می‌پرسن چندسالشه ؟ چندتا برادر داره ؟ وزنش چقدره ؟ پدرش چقدر حقوق می‌گیره ؟و تازه بعد از این سوال ها هست که خیال می‌کنن طرف رو شناختن !اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلوی پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی و بومش

ادامه مطلب  

با من مهربون باش  

امروز دلم میخواست تنهایی را بغل کنم ببوسمش و پشتش را بمالم و در گوشش بگویم عزیزکم.. درست میشود همه چیز. 
امروز با خودم‌ خوبم. با خودم توی اتاق خوبم. بیرون سر و صداست و من میخواهم فکر‌کنم باید بروم و بمانم یا بمانم و نروم. 
قمیشی یک شعر داشت بی سرزمین تر از باد، خب؟ من آن موقع به نظرم یک‌ لمپن چس ناله کن فقط این را میتوانست دوست داشته باشد. الان فکر‌میکنم  خیلی هم ترکیب قشنگ و‌عمیقی ست. 
دارم فکر‌میکنم به آپارتمان نوساز منطقه چِوی چِیس. محله ا

ادامه مطلب  

زندگی پوچ  

مهرداد حال مریم پرسید ! 
گفتم هزار برابر من داغونه
گفت حق داره زندگیش از دست داده.
گفتم مریم که خیلی وقته زندگیش از دست داده 
چیزی نگفت ... 
گفتم مهرداد کم آوردم منم خیلی چیزا از دست دادم 
گفت چیکار کنم حالت خوب بشه 
گفتم مهرداد کاش اصلا از اول ندیده بودمت .... 
کاش خیلی از اتفاقات نمیفتاد ... 
کاش مجرد بودم . کاش کسی نمی شناختم ! کاش الان منتظر بودم نتیجه کنکور بیاد و دو سال بر م ..... 
کاش تمام این اتفاقات یه خواب بود ... یه خواب که تا چند ساعت دیگه بید

ادامه مطلب  

♡تو♡  

میدونی چیه خواهر؟
از روزای من و تو باید یه فیلم داشت که هرررر روززز... روزی هزاررر مرتبه نشست دید و کیف کرد از بی نظیر بودن تو...
تو همون عطر خاص و مست کننده ی زمینی وقت بارون...
تو اولین شکوفه ی دوست داشتنی روزای آخر زمستونی که پر از امید زندگیه...
تو صدای قشنگ آواز اول صبح گنجشکایی...
باید تو رو با یکی ازون لبخندای شیرین و دلربا قاب گرفت و گذاشت تو بهترین جای خونه...
تو باید همیشه باشی تا زندگی باشه...
سیاهی چشمات باید باشه تا تاریکی شب رنگی نداشته با

ادامه مطلب  

مماخ  

آجی کوچیکه آخرش انتقامه دماغشو از من میگیره
امروز دستش پربود و خم بود منم نشسته بودم،تعادلشو ازدست داد،آرنجش قشنگ خورد وسط دماغ نازنینم

ادامه مطلب  

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن\ وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو  

 
 بوی ِ عطر بهار نارنج پیچیده تو آسمون .  داره همه رو به دور ِ خود ندا میده . عمیییق نفس می کشم ِ ش . لبخند می زنم . مست می شم . از این بالا همه چیز قشنگ تره . درست  وسط ِ آسمون ِ آبی پرواز می کنم . سبز َم . جرعه جرعه هوای تازه به ریه هام تزریق میشه . آبی ِ آسمونی برام دست تکون میده . پرت می شم به آغوش ِ آسمون ، آرامش ، رویا . رها می شم . رها . رها . ر ه ا ... .تو هم دستت رو بده به من . نترس . ترس از غیر ِ خدا آدم رو ضعیف می کنه .  بیا بالا . از گوشه ی ِ امن زندگی ت بیا

ادامه مطلب  

پاییز زیبا  

با اینکه هنوز اول شهریوره ولی حس پاییز از یکی - دو هفته پیش قشنگ پیچیده شده توی خونه . صبحا که اصلاً خنکیِ هوا برای اولای مهره . در کل روز هم همش فکر میکنم ، فردا باید برم مدرسه . یه حس استرس عجیبیه

ادامه مطلب  

مهمان ها  

خب اقای پ امروز دوباره مامانو برد برا اینکه حریر بخره وقتی اومدن دیدم وای چه حریر بد رنگی . طفلک مامان اعصابم بهم میریزه اینجوری سرگردون شده . اخه پارچه اش خیلی سنگین و قشنگه و این حریره بدش کرده . قبل ترش هم برای پارچه اش کرپ خریده خیلی خوش رنگه اما خیاط گفت با حریر قشنگ میشه . حالا مامان هی امروز فردا میکنه منم استرس گرفتم . کاش فردا هم بیاد باز دنبال حریر بگرده 
امشب مهمون داشتیم مامان اقای پ و داداش بزرگه و جاریم و دوتا بچه اش . اومدن درباره ع

ادامه مطلب  

همديگر آرزوهاى قشنگ کنيم...  

ﻣﺮﺩﯼ ﺑـﻪ همسرش ﮔﻔـﺖ:
 
"ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻛﻪ ﯾﻚ فرشته ﺑﻪ ﻧﺰﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔـﺖ ﻛﻪ ﯾﻚ ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺵ ﻛﻨﻢ"!همسرش ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔـﺖ: "ﻣﺎ ﻛﻪ 16 ﺳﺎﻝ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﻛﻪ بچه ﺩﺍﺭ ﺷﻮﯾﻢ.
ﻣﺮﺩ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻭ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ‌ ﻛﺮﺩ، ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: "ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ
ﻛﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻫـﺴﺘﻢ، ﭘﺲ ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﻛﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ".
ﻣﺮﺩ

ادامه مطلب  

پست۸۵  

دلم خیلی گرفته..
کاش میتونستم ازین خونه فرار کنم و برم جایی که دست هیچکس بهم نرسه..
*رفتیم دیدن دخترعمم که تازه فارغ شده...
بنظرم هیچی حسی به اندازه مادر شدن قشنگ نیست...با همه سختی هاش...
کاش منم ی شوهر مهربون داشتم تا میتونستم حتی واسه یک لحظه به مادرشدن فکر کنم!!!

ادامه مطلب  

#1679  

یه پادکست پیدا کردم، بی پلاس، علاول بر صدا و لحن و لحجه سکسی گوینده خیلی قشنگ درباره کتابهای غیر داستانی حرف میزنه. برای منی که اصلا حوصله کتاب غیر داستانی، مثلا تاریخی یا سیاسی و ...، ندارم خیلی حس خوبی بود گوش دادن بهش.
https://bpluspodcast.com

ادامه مطلب  

هفت روز مانده به خواستگاری  

امروز ، ساعت پنج صبح یه پیام با مضمون
شوهر قشنگ و جذابم من عاشقتم ، عاشقتم چون جذابی ، صبوری، عصبانی نمیشی اگه بشی فقط نگام نمیکنی ، عاشقتم چون مهربون ترینی ، دست و دلباز ترین . چون همیشه ی خدا حالت خوبه همیشه پر از انرژی مثبتی و منو سرشار از حال خوب میکنی. عاشقتم چون بهم اهمیت میدی و برای خواسته هام میجنگی . عاشقتم چون تو ایده آل ترین منی. همونی که از بچگی آرزوشو داشتم و میخواستم کنارش تا ابد زندگی کنم. عاشقتم چون تو بهترین مرد دنیایی ، آنقدر کن

ادامه مطلب  

۱۹۵۳  

دیشب عصبانی نیستم و باهم دیدیم :| حرفی ندارم:| محتوی و فیلمنامه کلیشه ای بود و بسیور بی سرُ ته تموم شد،کلی ام سانسور شده بود ولی مشکل بزرگ جوونارو قشنگ تونسته بود به تصویر بکشه دلم سوخت برا نوید و نویدهای دنیای واقعی :)) و اینم بگم که سینمای ایران داره می‌ره سمت سینمای هالیوود

ادامه مطلب  

هعی روزگار  

اقای فرزاد فرخ  یه اهنگی دارن به  هوای تو 
از دیشب همش داره اونو گوش میده زن خونه ام 
نمیدونم چرا
به هوای تو من 
تو خیال خودم پرسه زدم 
من و برد به شبی که به "چشای تو "(اینجاش و میکشه قشنگ میخون)
بوسه زدم ...
 
 
یه متن ام نوشتم در مورد...
نمیدونم چرا حال ندارم نوشته هامو جایی بزارم هیچ جا !

ادامه مطلب  

نهم تیر ۹۷  

نمیدونم همسرم هر وقت ک میره خونشون و میاد بد اخلاق و بد رفتار میشه ...یا من اینطوری فکر میکنم یا شایدم خودم اون ک میره و میاد بد اخلاق میشم...نمیدونم خلاصه ک ی وقتایی قشنگ رو اعصابمه

ادامه مطلب  

لــعــنــت بــهــتـــــ ...  

دیروز داشتم از زبان برمیگشتم  اعلامیه این پسره سپهر رو باز دیدم 
دلم واسه مادرش کباب شد . داشتم تند تند قدر میخوندم صبرش زیاد شه
طبق عادت وقتی به کوچشون رسیدم برگشتم فوت کنم سمت خونشون
عینهو این پیرزنا قشنگ. چ کنم دیگه اعتقاد عجیب منه 
همینکه برگشتم دیدم وسط وسط کوچه یه پسر 17, 18 ساله
داره وحشیانه لبای یه دختر 3 , 4 ساله رو میبوسه 
قشنگ لرزش قلبمو حس کردم. نمیتونستم یه قدم تکون بخورم 
کاش نزدیک مغازه بابام نبودم و کسبه محل منو نمیشناختن 
تا جوری

ادامه مطلب  

320  

دوس دارم برم یه جایی که هیشکی نباشه
ینی یه شهر قشنگ و آرومی که 
فقط من و کسایی که دوسشون دارم توش باشیم
که تعدادشون به تعداد انگشتای دو دستمم نمیرسه
شاید انگشتای یه دست بشه!
بریم یه جای تازه...آرامش...سکوت...شلوغی خودمون
کاش بود الان همچین جایی
یه مسافرتم بخوای بری باید نفری ۲۰ میلیون پول بدی!
 

ادامه مطلب  

قلب ِ سبز ِ من :)  

یه کوله پشتی . تموم ِ دارایی ِ من یه کوله پشتی هم نمیشه . الباقی توی اون باغ ِ وسط ِ سینمه . سبز میشم بالاخره . سبز ِ سبز . گُل میدم . میشم یه باغ ِ قشنگ ِ پُر شکوفه . درختا بهاری میشن ، رشد میکنن ، شاخه و برگ میدن و از چشمام میزنن بیرون . اونوقت ِ که فقط شکوفه میبینم .

ادامه مطلب  

حرف دل  

من اگه مث خیلیا بودم،الان با خیلیاااا بودم
جاداره یاد کنیم از کسایی که زمانی کنار مابودن والان کنار ما بودن آرزوشونه
من ازون آدمام که اگه ظاهرم به قشنگیه خیلیا نیس پیش خودم خوشحالم ک باطنم از خیلیا قشنگ تره
ببین مشتی...صادقانه بد باش اما((لاشیانه))ادای خوبارو در نیار
#عوض#یا#عوضی

ادامه مطلب  

پس از سالها  

نفهمیدم که چطور این همه سال با فکر و با یاد تو در هر لحظه گذشت ....
بهمن 92 کجا و شهریور 97 کجا ! (تاریخ آخرین نوشته را می گویم)
سال های سختی داشته ام ، هنوز هم سال های سختی پیش رو دارم.میدانم که برای توهم سخت بود...
اما قبول کن که خراب کردیم.
یعنی نه اینکه از عمد باشه کلا بد آوردیم و خودمان هم بدترش کردیم.
این روزها فکر میکنم تو فقط در رویاهای من قشنگ و شیرین بودی واقعیت اما تلخ تر از اینهاست

ادامه مطلب  

چرا یک استوری باعث اخراج ستاره جوان پرسپولیس شد؟  

حمید استیلی و زلاتکو کرانچار در اقدامی قابل تحسین ، با یک تخلف انضباطی بزرگ برخورد کردند.پسر بچه 20 ساله معلوم نیست چه کرده. پست ساعت 3 بامداد که قشنگ مشخص است حاصل یک قصه احساسی بوده برایش سخت و گران تمام شده.
                                      

ادامه مطلب  

بات ریل لاو ...  

باورم نمیشه هنوزم آلبوم سم اسمیت میتونه عمیقا منو تحت تاثیر قرار بده !
یادمه اولین آهنگی که از این آلبومش شنیدم پالس بود . توی یه برنامه ای داشت زنده اجراش میکرد و اون دختر سیاهپوسته که موهای بلند خیلی قشنگ داشت باهاش هم خوانی میکرد و چشماش پر از اشک بود . و من بلافاصله با آلبومش فل این لاو شدم :)
متنفرم از اینکه انقدر با احساس و خوبه :|

ادامه مطلب  

عرفه 30 مرداد  

29 مرداد خیلی نصف شب
بیست دقیقه دیدنت اونم ساعت 11/5 شب توی وکیل آباد قشنگ ترین اتفاق هفته بود. چشات برق عجیبی داشت کنار وسایل بازیا واستاده بودیم تا النا بازی کنه. دوست داشتم!
مث همون اس ام اسی که یهو دادی دوستت دارم. خیلی کم دارمت امشب. هرجا هستی مراقب خودت باش ...
 
30 مرداد خنده و گریه
مامانش جلوی تلویزیون گریه میکنه. مامانم جلوی تلویزیون گریه میکنه. اعصابش داغون بود. اومدم آرومش کنم. خوب باشم حرف قشنگ بزنم. گفت باباش و عموش جمعه میخوان دوباره بیا

ادامه مطلب  

عادت کردم  

کم کم ب تنهای عادت کردم..
چقد خونه بدون مامان تلخه...بمیرم براش پاهاش شکسته بودالان یکم میتونه باهاش راه بره کلی بازم میلنگه ..چقد اذیت میشه چشماشم درد میکنه قشنگ منه عشقمه ...بابای نازم .. دیگ از هیچی تعجب نمیکنم ...فقط میدونم سرمایه زندگی خانوادن ...هیچ دوستی موندگار نیست....خدای خوبم دوست دارم تو تنهام نزار و پناهم باش 

ادامه مطلب  

می خواست برود.  

پگاه
-آه
اسم مادرش بود
می دانی راستش هرگز تصور نمیکردم به این زودی ها یک اتفاق نه یک بی حواسی ،یک ...یک خودخواهی،غرور (نمیدانم اسمش هرچه که بود) به این زودی مرا به قبرستان رفتن پنج شنبه ها وصل کند.
گریه دارم
نه کم که زیاد خیلی
همه را بغض میکنم که بماند.
داغ دارم توی این دل.
هنوز .
نباید فراموش کنم.
باید پنج شنبه ها ظهر به پای کسی بپیچم که مرا ببرد پیشش که آنجا باز گریه نکنم که دسته گل پرپر شده را کنار مزارش ببینم روبان سیاه دورش پیچیدند به آن کارت تو

ادامه مطلب  

خط خطی شماره ۱۳۱  

گیجم.. 
گیجم.. 
گیجم.. 
گیجم..
گیجم.. 
از دوست داشتنت.. 
از اینکه میشه تو توی زندگیم باشی.. 
از داشتنت.. 
از نداشتنت.. 
از باور احساسم.. 
گیجم از تو.. 
از خودم.. 
از فکرام...
و می‌ترسم.. 
میدونم نباید بترسم.. باید باور کنم.. و فکرهای قشنگ کنم.. 
ولی واقعیتش اینه که الان عمیقاً می‌ترسم.. می‌ترسم از، از دست دادنِ تو.. قبل هر داشتنی.. قبل هر باوری.. قبل هر شدنی.. 
قبل هر تحققی.. 

ادامه مطلب  

سیاه‌وسفید یا رنگی ؟؟؟  

درسته که عاشق خواب های تصویری هستم و بدم میاد که توی خواب هام فقط فضا یا سیاه باشه یا سفید ، اما دیگه دارن شورش رو در میارن . دیشب که ساعت ۱۲ خوابم برد . تا خود صبح داشتم توی خواب با یه نفر دعوا میکردم ؛ دعوااااا ها . به حدی که من داشتم یه آدم نسبتاً بزرگ رو میزدم ، قشنگ برام تصویرش واضح بود که مثلاً اول موهاش رو کشیدم ، بعد با مشت زدم تو کمرش ، بعد هم گرفتمش زیر لگد ( خیلی خشنم توی خوابام انگار

ادامه مطلب  

?Where are you  

صبح ها  وقتی چشامو باز میکنم و به پنجره و نور آروم و قشنگ قبل از طلوع  اون بیرون چشم میدوزم  ، صدای  فریاد دخترک  موبلوند همسایه که اتاق خوابش اونور دیوار ماست و  تازه از خواب پاشده ،  شنیده میشه : maaami  maami  where are you?? .
و من آروم تکرار میکنم  مامان  کجایی تو ؟ 
آدم توی سن شش سالگی  هرگز فکر نمیکنه روزی هرچی مامانشو صدا بزنه دیگه جوابی نمی شنوه . 
Mamiye ghashange man kojaee to??? 

ادامه مطلب  

مادر قشنگ من  

مادر من مادر من تو یاری و یاور من مادر چه مهربونه درد منو میدونه بی عذرو بی بهونه قصه برام میخونه مادر من مادر من تو یاری و یاور من مادر مهربونم قدر تورو میدونم تو با منی همیشه من برگمو تو ریشه مادر من مادر من تو یاری و یاور من تو یاری و یاور من

ادامه مطلب  

با چشمک ناز همسری می میرم  

با چشمک ناز همسری می میرم
با شیوه ی خوب دلبری می میرماز روی علاقه ی شدید قلبی …با رنگ قشنگ روسری می میرمهر لحظه به شیوه ی تازه تری …یک روز به سبک دیگری می میرمتا خسته و آزرده نگردی بانو …با طرح قشنگ و بهتری می میرم
هرلحظه بگو که در چه حالی،قطعااز دوری و از بی خبری می میرمکافیست بفهمم که نمی مانی تو
وقتی که از آسمانم بپری می میرم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1