اهنگ ای دل خودم از علیرضا طلیسچی  

 
 
رفت که بره 
این دفعه فرق میکرد با هر دفعه گره
عشقِ دلی 
که ما نشستیم پاش خیلی حرفه بره
 
کاشکی بشه 
یکی واسه ی مام از خوشیش دست بکشه
بشه که ما 
انقده بهش خوبی میکنیم که خسته بشه
 
آی دل خودم وای
اینا میخوان دورت بزنن ساده ای توئم
میان و بعد میرن تو رم نگاه نمیکنن نگاه نمیکنن
 
آی دل خودم وای 
مث همین آدما دورت انقده پُرن
که تا یکی از راه برسه عاشقت شدن عاشقت شدن
 
قلبم واسه تو می تپیدش
این حالُ هیشکی ندیدش 
چه فایده که یکی تو دلم 
داره ميگه این

ادامه مطلب  

بازم تولدت مبااارک  

میدوووونم فردا کلی بهت تبریک میگن و میدونم شایدم از من قشنگتر تبریک بگن ولي هیچکدومشون ک مث من عاشقت نیستن

ادامه مطلب  

قلب ِ سبز ِ من :)  

یه کوله پشتی . تموم ِ دارایی ِ من یه کوله پشتی هم نمیشه . الباقی توی اون باغ ِ وسط ِ سینمه . سبز میشم بالاخره . سبز ِ سبز . گُل میدم . میشم یه باغ ِ قشنگ ِ پُر شکوفه . درختا بهاری میشن ، رشد میکنن ، شاخه و برگ میدن و از چشمام میزنن بیرون . اونوقت ِ که فقط شکوفه میبینم .

ادامه مطلب  

ورزش خشن  

ورزش ما یه جوریه که هرکی برای اولين بار اسمشو می شنوه فکر می کنه ورزش خیلی خشنیه و درصد مصدومیتش بالاس...
من اول با این دیدگاه مخالف بودم ولي وقتی دیشب یکی از ارشد های باشگاه با پاش زد وسط پاهام  و دنیا جلوی چشمام سیاهی رفت فهمیدم حق با اوناس ... ورزش ما خشنه!

ادامه مطلب  

پانزده.  

-نمی‌تونم بذارم بری....
یه مدت طولانی چشمام‌و بسته بودم و داشتم نگاهت می‌کردم... همچنان تو ذهنم می‌چرخید ‌که اگه رفتم فقط به تو بگم کجا رفتم، فقط با تو حرف بزنم، ولي دیشب وقتی بهش گفتم و دیگه همه‌چی تموم شد با خودم فکر‌ کردم حتا اگه با رفتن همه‌ی مشکلات حل می‌شد -که نمی‌شد- باز نمی‌تونستم برم.
وقتی صدات اون‌طوری می‌لرزید و هزار بار اون جمله‌رو می‌گفتی، من هزار تیکه می‌شدم. تا مدت‌ها مغزم کار نمی‌کرد. صرفا امیدی نداشتم به هیچی...
-------------

ادامه مطلب  

اهنگ تو فکر میکنی کی ای از علیرضا طلیسچی  

 
 
متن آهنگ تو فکر میکنی کی ای علیرضا طلیسچی
 
من عاشق ترم ازت که پات وایسادم الان
منی که میدونی دل کندن از تو راحت نبود برام
من عاشق ترم ازت نرفتم دلم نخواست
 
که قلم سرم دلم جونم الان اینجوری رو هواست
تو بی معرفت شدی رفت
میرفتی دلت نمیرفت
کل شهر شدن خاطرات تو بی رحم
 
مگه کم بودم دیوونه ت 
چی بودش دیگه بهونه ت 
پس الان واسه چی دارم میرم
 
تو فکر میکنی کی ای ؟
که ول میکنی میری
نه روزی که من بهت دل دادم
تو چی تو خودت دیدی نه
 
تو چی تو خودت دیدی
که

ادامه مطلب  

اهنگ دلی از علیرضا طلیسچی  

 
 
این همه دیوونه داری خب یکیشم من
یعنی تو قلبت یه لحظه م جا نمیشم من
من نمیرم واسه تو پس واسه کی مُردم
من که با اسم دله یه عالمو بردم
 
من دلی دوسِت دارم به خدا
خیلی دوسِت دارم به خدا
از این علاقه قلبی هیچی کم نشدا
 
من بگم حرفامو جز تو به کی
همه ی زندگیم خودتی
منی که از تو خاک تو میرسم به خدا
 
متن آهنگ دلی علیرضا طلیسچی
 
قصه ی مهر تو اونجور که بخوای دل بکنی نیست 
حس قلبم به تو انقدره که نابود شدنی نیست
بایدم نفس کشید تو آسمون پر ستاره ت
ریشه های

ادامه مطلب  

339  

من 12 سال تموم با بهترین نمرات ممکن درس خوندم، بهترینا
همیشه جز سه نفر هم نه، دو نفر اول کلاس بودم. کلاس پنجم تنها کسی بودم که از اون مدرسه رفتم تیزهوشان. سه سال تمومو زجر کشیدم ولي بازم خم به ابرو نیوردم، اونی که رفته تیزهوشان میدونه اوضاع چجوریه
دبیرستان یکم افت کردم ولي افتم چی بود؟ نمره هام رسیدم به 19! حالا مامان بزرگم با کمال پررویی این یه سال اخرو کرده چماق دستش و هر روز صبح من با دعوا سر کنکور مزخرف بیدار میشم!

ادامه مطلب  

پست شماره ۷۵ - فانتزی کابوس گونه  

نمیدونم چرا تازگیا هروقت بلاگفا میام میترسم. نمیدونم چرا هربار منتظرم که تا وارد بلاگم میشم، ۲تا سلیطه از تو صفحم بیان بیرون و همونطور که بر و بر نگام میکنن، چادر سرم کنن و بگن: با شلوارک و تاپ آدم میاد تو بلاگفا پست میذاره آخه وقتی بیشتر مخاطبات مردن؟!..اون چیه به ناخونت زدی؟ مگه تو مسلمان نیستی ؟! چرا لاک قرمز زدی؟ منم تا میام بگم ارغوانیه نه قرمز ، یکیشون میاد گوشیمو ازم میگیره و همونطور که داره استغفرالله کنان به بک گروند گوشیم نگاه میکنه،

ادامه مطلب  

محقق می مانم  

هیچوقت فکرشم نمی کردم بعد از چهارسال انتظار برای راه اندازی شرکت ، خودم با یه پیامک تمومش کنم . چی شد اون همه شوق و انگیزه برای همکاری با یه فرد؟ چی شد که حتی ارزش اینو نداشت برم شرکت و حضوری انصراف بدم؟ مگه من همه ی عمرم نخواستم محقق بشم ؟ چرا الان که شرکت تازه راه افتاد گذاشتمش کنار؟ معلومه چرا! قرار نبود محقق بودن مخالف خود بودنم بشه. قرار نبود منی که عشقم پیدا کردن حقیقته تو چشمام نگاه کنن و دروغ بگن! من نمی تونم تو جایی که حقیقتمو نمی بینن ب

ادامه مطلب  

نصیحت برادرانه  

دخترا حالا بازم به خودتون مربوطه ولي اگر بعد ها با یه پسری دوست شدید و رفتید سر قرار اول  و  اون پسر کفش کالج بدون جوراب پوشیده بود یا پاچه شلوارشو داده بود بالا تا قوزک پاش معلوم باشه تو اولين فرصتی که براتون پیش اومد اون محل رو ترک کنید چون اون پسر نه تنها به دردتون نمیخوره بلکه براتون خطر هم محسوب میشه!
به درک که پسر خوشتیپ و خوش هیکلیه و فلان و بیسار فقط فرار کنید!

ادامه مطلب  

اهنگ نفس کی بودی تو از علیرضا طلیسچی  

 
 
تازگی داره
قلبم واسه اون آمادگی داره
زیبایی رو تو عین سادگی داره
مگه داریم مگه داریم
 
خوبیش اینه که
میدونم پای دلم میشینه که
ثابت کنه تو زندگیم همیشه یکه
مگه داریم مگه داریم
 
عشقتُ تو قلبم بکوب
مگه داریم مگه داریم انقد خوب
 
نفس کی بودی تو کی بودی تو عشقم
این همه دوری و فاصله رو بشکن
انگاری رو دلم اسمتُ نوشتن
 
نفس کی بودی تو کی بودی تو جونم
واسه همه عاقل و واسه تو دیوونه م
من دوسِت دارم بدون تو نمیتونم
 
متن آهنگ نفس کی بودی تو علیرضا طلیس

ادامه مطلب  

خلوت38  

امشب جشن نشونه دختر عمومی همسرم بودیم . خوش گذشت. یکم روحیمون میزون شد فامیلا رو دیدیم البته بازم همون دعای تکراری واسمون خوشم میاد تحت هر شرایطی یادشون نمیره و تا فرصت گیر میارن میگن خدا بهت یه بچه بده. قشــــــــــــــــــــنگ وسط شادی گند میزنن به حس و حال آدم چه کنیم اینم یجورشه دیگه                                                                                                     بقیش فقط خانما....

ادامه مطلب  

انصراف  

دلم میخواد از این کارم انصراف بدم
امیدوارم ی جای بهتر گیر بیاد, هر چی به این پسره میگم هر چی مریض خواست بهط نده تو مغزش نمیره بزنم لهش کنم
اصن حوصله قدیم رو ندارم که بحث کنم ولي وجدانم هم اجازه نمیده
اگر از اینجا انصراف دادم و دیدم دکتره به تذکرهام دقت نمیکنه زنگ میزنم به معاونت میگم که بیاین بازرسی سفت و سخت
البته قشنگ معاونت استانشون بی عرضه است که اینا اینجورن
ی پسره اومده امروز ميگه الکل سفید دارین میگم نه
ميگه 20 لیتر میخوام . این همه رو می

ادامه مطلب  

2746:: گریم نمیاد!  

وقتی غده ی توی گلوم بزرگ تر میشه و مامان بهم ميگه چرا دکتر نمیری خیلی متورم شده سمت چپ گردنت!
و دکتر ميگه
این بغض رو بشکن و خالیش کن...
ولي من گریم نمیاد
من مثل کسی که عزیزش رو یکهو و بی خبر از دست داده باشه و باور نداره ، گریم نمیاد !
من نمیتونم عزاداری کنم هنوز برای کسی که توی قلبم زنده است

ادامه مطلب  

یادم نره  

یه هفته خوشحالی کردم که چهارشنبه تعطیله 
میخواستم تا ساعت یک بخوابم
امروز آقای کشاورز(فامیلیش یچیزی تو همین مایه هاس)
گفت:فردا ساعت دوازده تا یک و نیم کلاس جبرانیه
دبیر محترم آقای کشاورز ^_^
من@_@
بازم من:|||||
...
یادم باشه یادم نره فردا کلاس دارم:|
یکی اون انگشت وسطشو بگیره طرف این معلممون دلم خنک بشه:/

ادامه مطلب  

#غول_مدفون  

ای خواننده
سلام
امروز یه کتابی رو تموم کردم به اسم غول مدفون.
عالیی بود.
بهت پیشنهاد می کنم بخونیش.
کلا کتاب زیاد بخون مخاطب گرامی.
کتاب خوبه.
هر چند مطمئنم من اولين نفری نیستم که اینو بهت میگم.
ولي بخون خوبه.
ولي نه هر کتابی.
کتاب خوب بخون.
خوندن یه کتاب بد از نخوندنش بیشتر ضرر می زنه.
کلا کتاب خوب زیاد بخون.
همین جوری کلا گفتم ها.
در ضمن اگر کتاب خوب خوندم قول می دم حتما معرفی کنم.
خلاصه آره دیگه.
کتاب زیاد بخون.
باعس میشه املاطم بهطر بشه.
دایره لغ

ادامه مطلب  

بدشانس  

داشتم یه فیلمیو نگا میكردم
به جان خودم پاك پاك بود
همینكه مامانم اومد گفت چی میبینی؟؟؟
مرده لباساشو درآورد :(((((
مامانمم ميگه نمیخوابی این چیزا رو میبینی؟؟؟
به جان خودم نمیدونستم اینجوریه
منو چه به این چیزا!!!!
شانسه ما داریما ://
اسم فیلمه رو میگم شما ببینید اخه چه وضعشه؟؟
Strong.Woman.Do.Bong.Soon
پ ن :عكس حذف گردیده شد:/

ادامه مطلب  

107  

یه انزیم مازاد بر تراکم , توی خون اکثر ایرانی ها ترشح میشه تحت عنوان  " این که کاری نداره ! " :|
آنزیم مذکور همونطور که از اسمشم پیداست باعث میشه هیچی به نظرمون , هیچ کاری نداشته باشه . هر چیزی  , یو فاکینگ نیم ثانیه  :|
از دوتا فلان و دو تا بهمان تشکیل شده  و خودت میتونی نهایتا در عرض یک ساعت و بیست دقیقه جم و جورش کنی . از موشک ساختن و کشیدن نقشه های لوله کشی فاضلاب بیمارستان بگیر تا دوختن ش ...ت لامبادا و طبخ غذاهای چینی و کره ای و المانی با رب انار

ادامه مطلب  

# خودمان _ باشیم  

کاش آدما تلاش نمیکردن تا بخاطر خوش آمد دیگران زندگی کنن . که حرفایی بزنن که بقیه بپسندن ؛ حتی با وجود اینکه خودشون بهش باوری ندارن . لباسی بپوشن که از طرف بقیه تأیید بشن . توی همین بلاگفا هم ، زیاد شدن اینطور آدما . علاوه بر دنیای واقعی ، دنیای مجازی هم سالهاست که به این بلا گرفتار شده که بلاگفا و بلاگرا تا حدودی تونسته بودن که خودشون رو در برابر این حالت ، حفظ کنن اما اخیراً همین بلاگرا هم بهش مبتلا شدن . اینکه توی بعضی وبلاگا ، سعی شده الکی جملا

ادامه مطلب  

هیژده.  

چند وقت پیش رفتم سراغ نوشته‌های قدیمی. نوشته‌هایی پیدا کردم که شاید همون لحظه نه، ولي حس اون‌موقع رو برام تداعی کردن. یه دختر ۱۴ ۱۵ ساله که خیلی زیادی کم آورده بود. خیلی تنها بود. حتا یه زمانایی دیگه حال زندگی نداشت. حتا از خودش متنفر بود... حالش‌و یادمه. آره، اون پرتو چیزایی رو تحمل کرده که حتا آدم بزرگش نمی‌تونه‌ تحمل کنه. بهتره نگم چی، چون یادآوریشون‌م سخته، ولي الان که از همه‌ی اون سختیا ۳-۴  سال می‌گذره از خودم می‌پرسم شاید برای بزرگ

ادامه مطلب  

خیال یا واقعیت !  

سه نفر نشستن رو به روی هم ، به صورت مثلثی 
اولي ميگه : آدم دوستشو با یه حرف کنار نمی ذاره
دومی بر می گرده به سومی ميگه : می خوام تو رو کنار بذارم !
سومی ميگه : به جهنم !
دومی به اولي : دیدی ! حتی نگفت چرا ؟! من می خوام اونو به خاطر یه حرف کنار بذارم ! گاهی وقتا همون یه حرف گویای رفاقتیه که وجود نداره ، حتی شاید یه سکوت یه بی اعتنایی ! امیدوارم اینو دیر نفهمی !

ادامه مطلب  

105  

به نظرم مشکل خیلی هامون اینه که انشاء رو , تو دبیرستان جدی نگرفتیم .
یاد نگرفتیم  " غمگینم " و ناراحتم و " غصه دارم " فرق دارن .نمبدونیم جواب چطوری؟؟ مرسی نیست , اینکه مرسی حالت نیست رو هممون میدونیم قاعدتا ! اما انگار حالتمون رو بلد نیستیم توضیح بدیم . یا خوبیم , یا بد نیستیم , یا مرسی .
چون نمیتونیم بگیم دقیقا کجامون درد میکنه , اصلا دردمون چیه مرضمون چیه , درمونشم پیدا نمیکنیم :| یعنی میخوام بگم تا وقتی نگفتی , شنیده هم نمیشی و شنیده نشدن خودش یه در

ادامه مطلب  

نرم و سفید مث برف  

 
چه قشنگ دارع میبارع و همه جارو سفید پوش میکنه
هر سال بیشتر از سالای پیش حجم و بلندیش بیشتر میشه
تا گناه های ما رو بیشتر بپوشونه
ما ادم یخی هایی که قلبمون هم یخ زده ولي ارزو داریم یه دونه ورژن جدید از خودمون داشته باشیم و  ادم برفی میسازیم اونم سفید سفید ن مث دلمون تیره
ولي بازم ناشکریم امروز مرد همسایمون میگف
نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت که انقدر برف اومده
تو دلم گفتم تو از اونایی که کولاک و بهمن هم دلتو سفید نمیکنه
حرف  دلم امروز ساعت 10.10 ص

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

عینكم از قسمتِ اتصالِ شیشه و دسته شكستُ مجبور به تعویض شدم اما قبلش دكتر رفتم یكی از چشمام یه بیست پنج صدم نمرش زیادتر شده یعنی یكیش دو یكیش دوُ نیم ولي گفت نیاز به قطره ندارم واسه عمل هم گفت باید از دكتر قلبش بپرسی ببینم ضرر داره یا نه اما از نظرِ سن اوكیِ دیه عینك جدیدم عین قبلیِ یعنی فریمش همونِ فقط دستش رو مستحكم تر گرفتیم كه دیه زودی نشكنه اخه كلا خیلی عینكِ ظریفیِ از دور كه نگاهم میكنی انگار عینك نزدم قبل از این كه واردِ مطبِ دكتر بشیم نش

ادامه مطلب  

خاطره بهار جون  

سلام من یکی از خوانندگان خاموش وب بودم.تقریبا تمام خاطرات رو خوندم.اسمم بهار ، و یه داداش 5 ساله به اسم باربد دارم.این خاطره اواخر اردیبهشت ماه همین امسال اتفاق افتاد.یه روز صبح مثل همیشه مامانم از خواب بیدارم کرد تا برم مدرسه.وقتی بیدار شدم یک بیحال بودم ولي توجهی نکردم وقتی که دست و صورتمو شستم و داخل آینه رو نگاه کردم متوجه شدم تمام صورتم ورم کرده.مخصوصا زیر چشام.وقتی مامانم منو دید گفت نمیخواد بری مدرسه تا بریم دکتر و بابامم مرخصی گرفت.با

ادامه مطلب  

#گرما_عضو_جدایی_ناپذیر  

ای خواننده 
سلام
این روز ها به لطف مقنعه و مانتو ، گرما تبدیل به یکی از اعضای خانوادم شده
الان هم کنار دستم نشسته ميگه سلام برسون.
خلاصه کم که مشکل نداریم .
این گرمای هوا هم اومده بیخ گوش ما نشسته ول کن هم نیست.
باور کنید دیگه امیدمو از دست دادم.
یک ماه تمومه دارم چنگ و لقد میندازم.
فوت میکنم.
کولر روشن می کنم.
با جزوه هام خودمو باد میزنم.
مگه میره.
ماشالله پشت کاری هم داره ها...

ادامه مطلب  

خاطره f.s عزیز  

شاید بشه گفت همه چیز از اونشبی که همه جمع شدیم خونه ی مامانی شروع شد. مامان بزرگ مادری بنده 4 الی 5 ماه پیش توی پله های خونشون خوردن زمین و نتیجه ی این حادثه ی دردناک چیزی نبود جز شکستگی لگنشون. از اونجایی که همیشه دست شکسته وبال گردن دیگرانه مسئوليت خطیر نگه داری از ایشون افتاد گردن من مفلوک! و همین مسئله سبب شد من بیشتر شب های این بهترین سه ماه سال رو مجبور باشم خونه ی ایشون بمونم. سه یا 4 هفته ی پیش بود امیر حسین و الهه و امیرعلی تصمیم گرفتن به خ

ادامه مطلب  

نقِ شبونه  

بچه‌های من اگه قرارِ تو این جامعه بزرگ شن (یا هرجامعه ای که پر لجنه اما روش ماله کشیدن)
امیدوارم هیچ‌وقت به دنیا نیان
مشکلم لجنیش نیس مشکل ماله کشیدنس
ترجیح میدم آدما هرچقد میخوان عوضی باشن ولي رو باشن
با اینجور آدما راحت‌تر میشه زندگی کرد
این افکار همیشه بوده ولي الان مصداق داشته که بروز داده شده
اینکه هستن کسایی که همه فکر میکنن واای عجب آدم خوبی پرمغزی هرچی.. هرچی که براشون فوق العاده‌ست بعد تو برات تهوع‌آور باشه به خاطر اینکه اونچه تو

ادامه مطلب  

حسرت  

اونایی که فیلم شهرزادو دیدن سکانس نصرت و شربت خوب یادشونه
وقتی شب نصرت میخواست از پیش شربت برگرده عمارت 
شربت ميگه آخه لاکردار چی میشه یه شب پیشم بمونیُ اینا (مضمون اصلی)
خلاصه نصرت معذورِ و صب وقتی برمیگرده با جنازه شربت مواجه میشه
به همین راحتی یه شب میتونه تا آخر عمر حسرت بشه
در من شربتی‌ست که نصرت‌وارانه پر از حسرت است...

ادامه مطلب  

بی رحمانه بی رحمی  

مدام تکرار میکنی گذشته و من عوض شدم من فراموش کردم برام مهم نیست مهم ایندست باید ایندمو بسازم باید از گذشته درس بگیرم ولي ، اره ولي همون ولي که ميگه خاطرات بهت اجازه نمیدن به زور خودشونو تو ذهنت جا میدن و باعث میشن توی یه تکرار بی رحمانه اسیر بشی انگار زندانی شدی میخوام مثبت باشم میخوام بگذرم میخوام ببخشم میخوام رد بشم ولي اسیر شدم .
زندگی فقط زنده بودن نیست من فقط زنده ام بعضی وقتا فکر میکنم اگر بغیر از مادر و پدرم یک نفر دیگه رو داشتم که میشد

ادامه مطلب  

تمااام شد، سوت اخر را بزنیییید... اه  

بنام خدای سمیع و بصیر خطا پوش بخشنده بی نظیر
بنام خالق دلها 
قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم
فکر این راکه تو باشی و نباشی نکنم
فکر این را که تو هر روز بیایی سر ظهر
روی گلدان دلم آب بپاشی نکنم
حوض این خاطره را گر چه پر از گل شده است
قول دادم به خودم بعد تو کاشی نکنم
من پر از زخم جگر سوزم و باید بروم
که تو را این همه در گیر حواشی نکنم
امشب افسوس نشد بر سر قولم باشم
نشد از فاصله ها غصه تراشی نکنم
گر تفنگی برسانند به من ،نامردم
تا سحر مغز خودم را متلاشی

ادامه مطلب  

132  

عید؟:)
خدایا میبینی اصلا بچه های گشنه ای که تو کوچه ها در به در دنبال گوشتن؟؟
بچه ان ها خدا ...
به این بگم عدالت؟؟
به بزرگی خودت دیگه خیلی سخت شده
مامان هی ميگه خدا بزرگه خدا بزرگه
گاهی که به تنگ میام میخندم میگم واسه ما که بزرگ نیست
عدالتتم نمیفهمم ... به یکی پول میدی که اگه ادم خوبی باشه انفاق کنه و فکر غرور طرفی که کمکو میگیره نیستی؟؟؟

یکیم با نداری و بیچارگی و میگی همش باید شاکر باشه؟؟؟
دیوونه میشم ...
میشینم با خودم فکر میکنم تقصیر خودمونه .

ادامه مطلب  

108  

داشتم فکر میکردم اگه بخوام خاطرات یا میشه گفت , گذشته  رو اینجا بنویسم از کجا شروع کنم که یه آهنگی گوش میدادم مضمونش رو فکر کنم از کتاب تسخیرشدگان گرفته بود که ميگه : هر قدیسی گذشته ای داره و هر فاحشه ای اینده ای . واقعا نمیشه هیچ کسی رو قضاوت کرد تا وقتی که جای اون شخص نباشی یا تو مسیر زندگیش قرار نگیری .
جدا از اونهایی که البته , خودشون با میل و رغبت و علاقه راهشون رو انتخاب میکنن و این راهی که توش قرار گرفتن , تنها راهشون نبوده و نیست . و خیلی

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

كلاسِ طراحی ثبتِ نام كرده بودم یعنی اول كه واسه ثبت نام رفته بودم پرسیدم میخوام از صفر شروع كنم باید از چی شروع كنم دو تا از استادها رو اسم برد كه كارشون خوبه یكیشونُ گفت سبك هایِ مختلفِ نقاشیُ آموزش میده یكیشونم گفت از طراحی شروع میكنه به نقاشی میرسه و یواش یواش پیش میره و اگه مشكلِ تایم نداری همین خوبه واستُ با دانش آموزها و دانشجوهاام راه میاد منم همونُ انتخاب كردم وسایل هایِ موردِ نیازمُ واسم لیست كرد هشتاد تومن پولِ ثبتِ نام شد ولي پولِ

ادامه مطلب  

رمان روسی  

فک کن نشستی داری فیلم* می‌بینی، توی یه قسمت خیلی تاثیر گذار و متاثر کننده یکی از بازیگرا در توضیح پارکینسون ميگه این مریضی نیست مثل یه رمان روسی میمونه. بعد به جای متاثر شدن قاه قاه بخندی!
خب اگه جای من باشی و هرگز نتونسته باشی با ادبیات روسیه ارتباط برقرار کنی و تمام تلاش هات برای ورود به دنیای نویسندگان روسی با شکست مواجه شده باشه. با شنیدن این تشبیه به جای متاثر شدن ذوق میکنی و دلت خنک میشه.
فیلم خوبی است، نخ سوزن اگر مثل من از آن هاتاوی خو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1