#معلم_ریاضی  

ای خواننده
ناراحت نمیشی که من همش خواننده صدات می زنم؟
آخه من که اسمتو نمیدونم.
الان داشتم فکر می کردم شاید یه خورده رو مخ باشه.
در هر صورت.
سال تحصیلی همیشه همراه با معلم های جدیده.
به طوریکه هر سال غرغر می کنیم، از معلم شکایت می کنیم، معلم رو نفرین می کنیم، به درو دیوار خودمونو می کوبیم، بالاخره سال بعدش معلم رو عوض می کنن.
به سلامتی از چاله در میایم می افتیم تو چاه.
ای خواننده 
قدر معلم فعلیت رو بدون .
باور کن یه چیزی می دونم که میگم.
یه معلم مح

ادامه مطلب  

#تعطیلی_بالاخره؟؟  

ای خواننده 
سلام 
بالاخره تعطیلی
دارم بال در میارم
هر پنج دقیقه یکبار هی یادم می افته فردا فیزیک دارم باید مشقاشو حل کنم
بعدا یادم میاد فردا تعطیله
بعد دوباره بال در میارم
خواننده عزیز
نمی تونی تصور کنی که معلم ریاضی مون چه بلایی سرمون اورد.
فقط در همین حد بگم که دیروز کل روز تا ساعت یک نصفه شب داشتم ریاضی حل می کردم
امروز هم یک ساعت و نیم زودتر صبح از خواب بیدار شدم که مشقمو کامل کنم.
13 صفحه حل کردم 
توی یک روز
اونم نه کتاب عادی، کتاب تکمیلی
اح

ادامه مطلب  

مدفن يك عشق فرو برده ام!  

سلام..خوبم...خستم یكم...خودمم خوب میدونم چرا...قفلم رو دوتا اهنگ...الانم كه مینویسم طبق معمول با شاسی مچاله ایم تو هم...به درك دگ همه چی:)امروز از صب دلگیره همه چی...هی بغض كردم هی چشام پر شدن هی خودمو نگه داشتم..اولش كه اقیانوس طبق معمول هنر منو نادیده گرفت!میگه این دستبندا چیه از خودت اویزون میكنی...منو به درخت تشبیه كرد!بعدم یكم خونواده طبق معمول رو اعصاب...عصرم درد و دل اینا با بچه ها:)فك كنم دگ وقتشه این اهنگه رو پلی كنم...kimi sevdirirse sevdirsin...omurum da deyir...ka

ادامه مطلب  

#تعطیلی؟؟  

ای خواننده
میدونی چهار پست در یک روز یعنی چی؟
یعنی من دارم دیووونههههه مییی شممممممممممم
ای خواننده ، از هر صنفی باشی ، چه دانش آموز چه دانش نیاموز
حتما میدونی که چهار شنبه ی هفته ی دیگه تعطیله.
اما انگار این مسئولین اصن تعطیلات سرشون نمیشه.
به جای چهار شنبه گفتن یکشنبه بیایم.
مگه اینا خودشون زندگی ندادن.
مگه خودشون صبح زود از خواب نباید پاشن.
خب آخه چرا این بلا رو سر خودتون و خودمون میارید.

ادامه مطلب  

#شلوغ_پلوغ  

ای خواننده
سلام
تا حالا به فکرت افتاده که تابستون چه زود گذشت؟
اگه افتاده که با من همدردی.
اگر هم نه من همین الان تسلیتم رو عرض می کنم.
یادته چه قد برنامه داشتی؟
یادته چند بار گفتی از تابستون ایشالله؟
خب چی شد ؟
به برنامت رسیدی؟
یا هنوز امیدواری ؟
از شهریور شروع می کنی نه؟
مگه کلا چند تا شهریور قراره تو زندگیت ببینی.
البته الهی بلا از جونت دور باشه و صد سال زندگی کنی.
ولی دیگه این خسته بازیا رو جمع کن دیگه.
بسه.
پاشو.
این پستو که تموم کردی کامپیوت

ادامه مطلب  

#کلاس تابستانی  

ای خواننده 
با یک روز تاخیر شروع تابستون رو بهت تبریک می گم.
ای خواننده اگر تو از صنف دانش نیاموزان هستی.
امیدوارم از تعطیلات سه ماهت تا اینجا نهایت لذت رو برده باشی و بهت توصیه می کنم خوب ازش استفاده کنی.
اما اگر از صنف دانش آموزان هستی باید بهت توصیه کنم که
اصلا به اینکه حتی توی تعطیلات هم ولت نمی کنن فکر نکن.
و سعی کن به خودت انرژی مثبت بدی .
و اصلا به بدردبخور بودن یا نبودن کلاس های تابستونی فکر نکن.
و به این فکر نکن که همه ی این درسهارو می تون

ادامه مطلب  

#غول_مدفون  

ای خواننده
سلام
امروز یه کتابی رو تموم کردم به اسم غول مدفون.
عالیی بود.
بهت پیشنهاد می کنم بخونیش.
کلا کتاب زیاد بخون مخاطب گرامی.
کتاب خوبه.
هر چند مطمئنم من اولین نفری نیستم که اینو بهت میگم.
ولی بخون خوبه.
ولی نه هر کتابی.
کتاب خوب بخون.
خوندن یه کتاب بد از نخوندنش بیشتر ضرر می زنه.
کلا کتاب خوب زیاد بخون.
همین جوری کلا گفتم ها.
در ضمن اگر کتاب خوب خوندم قول می دم حتما معرفی کنم.
خلاصه آره دیگه.
کتاب زیاد بخون.
باعس میشه املاطم بهطر بشه.
دایره لغ

ادامه مطلب  

زبون دراز  

من اینو فهمیدم،بزرگ ترا ، مخصوصا مامان بابا ها ، خودشون هر چی دلشون می خواد میگن و در عوض دلشون میخواد در جواب زخم زبوناشون لال باشی.
اگه در جوابشون چیزی بگی،میشه یه آدم بیشعور،بچه نمک نشناس،
وقتی جواب دادی،نفرین میشی،،،ایشالا زبونت.....
ولی مادر من ، یه نگا به خودتو حرفات بنداز....
زخم زبون می زنی، آدم و عصبی میکنی،
چند روز ه اخم و تخم کردی ،قیافه چی به خودت گرفتی،
بعدم که می پرسن ازت چی شده ، با حق طلب میگی :چی شده باشه؟!
خوب من به کدوم خدا پناه ب

ادامه مطلب  

چالش حذف تمام اهنگ  

امروز 26 مرداد ماه است و تصمیم  گرفته ام که  تمامی آهنگ هام رو  حذف کنم و بجای آهنگ به آموزش گوش کنم  با صدای کم به مدت یک ماه هیچ آهنگی را گوش و دانلود نکنم انشالله که بتونم در این یک ماه کلی اموزش جدید که قبلا گوش کرده ام را مجدد  یاد بگیرم آموزش های در زمینه فروش و بازار یابی و مارکنتینگموفق باشییییییی امید 

ادامه مطلب  

خدایا ببر و دیگه برنگردون...  

از آدمهای عنتر بی صفت و زبون نفهم بیزارم
والله دیگه خسته شدم
پروردگارا یا منو بکش یا این آدمهای بی همه چیز رو واسه همیشه
از زندگیم ببر بیرون...اصلا وجود این آدمها به قدری تنفر رو درمن
ایجاد میکنه که حد نداره...
چرا از زندگیم نمیرن بیرون؟ چرا گورشونو گم نمیکنن آخه...
اه..اه..اه...ینی من از خوابیدن تو لجن اینقد چندشم نمیشه که
از دیدن این آدما چندشم میشه...هووووف...

ادامه مطلب  

#گرما_عضو_جدایی_ناپذیر  

ای خواننده 
سلام
این روز ها به لطف مقنعه و مانتو ، گرما تبدیل به یکي از اعضای خانوادم شده
الان هم کنار دستم نشسته میگه سلام برسون.
خلاصه کم که مشکل نداریم .
این گرمای هوا هم اومده بیخ گوش ما نشسته ول کن هم نیست.
باور کنید دیگه امیدمو از دست دادم.
یک ماه تمومه دارم چنگ و لقد میندازم.
فوت میکنم.
کولر روشن می کنم.
با جزوه هام خودمو باد میزنم.
مگه میره.
ماشالله پشت کاری هم داره ها...

ادامه مطلب  

#49  

اخرش از دست فکرا و کارای خودم مجبور شدم برم پیش ی مشاور و روانشناس.....کلا ادمی ام ک اگ ب کسی اعتقاد نداشته باشم حرفاشو ب حساب نمیزارمی مشاوری و روانشناسی میشناختم ک از تلگرام پیدا کرده بودم تهران بود... حرفاش خ روم تاثیر داشت همون حرفایی ک میذاشت تو کانالش ..... مجبور شدم برم پیش اون.......رفتم پیشش ... تقریبا همه چیو بهش تعریف کردم ......
از اتفاقاتی ک برام افتاده و حرفایی ک بهم زدن از شکستام از حال خرابام ... خلاصه همه چیمو ... از هدفم از زندگی ایندم......حا

ادامه مطلب  

آيين عشق  

یکتا پرست بودم میان قبیله ای که بت هایشان رابه رخ تنهایی ام میکشیدند
آنقدر نیامدی که باور کردم خدای من هم باید چیزی شبیه همین سنگ ها باشد
" دوستت دارم "های بی اعتبارشان راموهبت الهی دانستمو هفت سال نیامدن باران راهر روز ایوب شدم...
ایمان به لبخند هایت راچطور در آدمک های سنگی پیدا میکردم؟
وقتی
عشقت 
در من ریشه دوانده بود و منتنهابرگ های این درخت راعوض کرده بودم
 
#بهار پاییزی
 
 ++آهنگ وبلاگ: 15 سالگی از خواننده ی محبوبم رضا یزدانی

ادامه مطلب  

لامپ !  

تا الان بیدار موندم ، داشتم یه سری کارای خرده ریز انجام میدادم . حالا هم که از شدت سوزش چشم ، میخوام بخوابم معصومه نمیذاره . متأسفانه اتاق من و اون ، مشترکه و الان نمیذاره برق رو خاموش کنم بخوابم ( فکر کنم ناچاراً باید کله‌ام رو بکنم زیر پتو‌ ) . جالب ترینش اینجاست که نشسته از تو نت ( همین نیمساعت پیش ) جملات قصار پیدا کرده ( از همونایی که غالباً هم از زبون شازده کوچولو و دکتر شریعتی هستن ) . بعد حالا با یه حالتی لم داده روی تختش و هی هم برای من میخو

ادامه مطلب  

اهنگ تو فکر میکنی کی ای از علیرضا طلیسچی  

 
 
متن آهنگ تو فکر میکنی کي ای علیرضا طلیسچی
 
من عاشق ترم ازت که پات وایسادم الان
منی که میدونی دل کندن از تو راحت نبود برام
من عاشق ترم ازت نرفتم دلم نخواست
 
که قلم سرم دلم جونم الان اینجوری رو هواست
تو بی معرفت شدی رفت
میرفتی دلت نمیرفت
کل شهر شدن خاطرات تو بی رحم
 
مگه کم بودم دیوونه ت 
چی بودش دیگه بهونه ت 
پس الان واسه چی دارم میرم
 
تو فکر میکنی کي ای ؟
که ول میکنی میری
نه روزی که من بهت دل دادم
تو چی تو خودت دیدی نه
 
تو چی تو خودت دیدی
که

ادامه مطلب  

#پایه_بالاتر  

ای خواننده
سلام
چند وقته که مطلب جدید نذاشتم از این بابت عذر خواهی می کنم.
الان چند هفتس که کلاسای تابستونی شروع شده و من هر روز هی بخودم می گم امروز این مطلبو میزاری و بعد اینقد کار دارم یادم میره.
از یکي از بزرگترین معضلام می خوام بگم تو این پست.
مطمئنم خیلی ها تجربش کردن و باهاش درگیرن
..
شماره ی کلاس.
من امسال میرم پایه ی نهم.
اما نه تنها یادم نیست که نهمیم بلکه وقتی یادم می افته تعجبم می کنم.
خلاصه هروقت یه نفر می پرسه کلاس چندمی جواب من به این

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

میگه تو که میتونی بنویسی چرا یه نویسنده ی انتقادی با یه قلم کوبنده نمیشی؟
میگم چون بزدلم 
کوبنده نویسی کار آدمای بزدل نیست 
میگه ولی تو نوشتن که خیلی پر دل و جرئتی 
میگم چون اینا یه فقط یه مشت کلمه ان 
من اگه دل و جرئت داشتم 
الان باید به جای قلم اسلحه دستم بود 
میگه اما قلم  یه وقتایی از اسلحه هم کشنده تره 
میگم آره راست میگی
ولی گفتم که قلم کوبنده به آدم بزدل نمیاد 
میگه تو بزدل نیستی فقط زیادی تو خودت فرو رفتی 
میگم چون نمیتونم بشینم و ببین

ادامه مطلب  

جوک  

یه خاطره ی خوبی که از بچه گیم دارم اینه که هرکي منو میدید میگفت:(حالا بزرگ بشه خوشگل میشه
 
 
 
غلط دیکته هام در حدی توی چت ها زیاده که اگه دویست سال دیگه بخوان بخوننش فکر میکنن زبون کشف نشدست
 
 
 
اونی که برق رو قطع میکنه رو باید ببری تو آفتاب بعد مجبورش کنی دوتا بسته ساقه طلایی بخوره و تا دوساعت دیگه هم اجازه نداشته باشه آب بخوره
 
 
 
 
 
 
 
تقدیم به دوستان گلم لطفا نظرتونو کامنت کنید عاشقتونم
 
 
 
 

ادامه مطلب  

اهنگ دلی از علیرضا طلیسچی  

 
 
این همه دیوونه داری خب یکيشم من
یعنی تو قلبت یه لحظه م جا نمیشم من
من نمیرم واسه تو پس واسه کي مُردم
من که با اسم دله یه عالمو بردم
 
من دلی دوسِت دارم به خدا
خیلی دوسِت دارم به خدا
از این علاقه قلبی هیچی کم نشدا
 
من بگم حرفامو جز تو به کي
همه ی زندگیم خودتی
منی که از تو خاک تو میرسم به خدا
 
متن آهنگ دلی علیرضا طلیسچی
 
قصه ی مهر تو اونجور که بخوای دل بکنی نیست 
حس قلبم به تو انقدره که نابود شدنی نیست
بایدم نفس کشید تو آسمون پر ستاره ت
ریشه های

ادامه مطلب  

تمدن !  

امروز دبیر شیمی مون میخواست یه درسی رو توضیح بده برای اینکه خوب متوجه بشیم به زبون ساده تر و عامیانه توضیح داد ! بعد گفت من خودم معتقدم که قبل از ما یه تمدن خیلی پیشرفته ای بوده ، اونا نابود شدن و ما داریم زندگیمون رو از سر میگیریم. گفت میخوام ثابت کنم ،میگفت ما خوندیم که هیچ عنصری در در طبیعت به صورت ازاد یافت نمیشود، بجز طلا .یکي دو نسل بعد انسان های اولیه که میخواستن جنگ کنن ،ابزار جنگی شون نیزه بوده و شمشیر ! اینا فلزات رو از کجا میاوردن؟
میگ

ادامه مطلب  

766  

اصلا اشکال نداره که خواننده گروه راک مورد علاقه م، نازنین موهای موج دار و خوش رنگش رو اول تراشید و بعد طوسی کرد و دل همه پکيد و در نهایت به صورتی راضی شد

ادامه مطلب  

مراببوس  

مرا ببوس، مرا ببوسبرای آخرین بار، تو را خدا نگهدار که می روم به سوی سرنوشتبهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشتدر میان توفان هم پیمان با قایقران هاگذشته از جان باید بگذشت از توفان هابه نیمه شب ها دارم با یارم پیمان هاکه بر فروزم آتش ها در کوهستان هاشب سیه سفر کنم، ز تیره ره گذر کنمنگه کن ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من میفکندختر زیبا امشب بر تو مهمانم، در پیش تو می مانم، تا لب بگذاری بر لب مندختر زیبا از برق نگاه تو، اشگ بی گناه

ادامه مطلب  

#شاد_طور  

ای خواننده
سلام
دیدی این آدمهایی رو که همیشه شادن؟
همیشه یه بهانه ای برای خندیدن دارن.
همیشه دارن مسخره بازی در می آرن.
بعضی وقتها واقعا رو مخن.
ولی در نهایت آدمو سرحال میارن.
آدم باهاشون حال می کنه.
واقعا به نظرم با این شرایط به وجود همچین آدمیهایی بیشتر احتیاج داریم.
بنابراین
می خوام از همه ی کسایی که همین طوری الکي واسه خودشون شادن
و دیگران رو هم شاد می کنن
یه تشکر گنده کنم.
و یه عرض دیگه هم خدمت اون دسته آدمهای عنق ، بداخلاق و اخمو که خوشبختا

ادامه مطلب  

اهنگ نفس کی بودی تو از علیرضا طلیسچی  

 
 
تازگی داره
قلبم واسه اون آمادگی داره
زیبایی رو تو عین سادگی داره
مگه داریم مگه داریم
 
خوبیش اینه که
میدونم پای دلم میشینه که
ثابت کنه تو زندگیم همیشه یکه
مگه داریم مگه داریم
 
عشقتُ تو قلبم بکوب
مگه داریم مگه داریم انقد خوب
 
نفس کي بودی تو کي بودی تو عشقم
این همه دوری و فاصله رو بشکن
انگاری رو دلم اسمتُ نوشتن
 
نفس کي بودی تو کي بودی تو جونم
واسه همه عاقل و واسه تو دیوونه م
من دوسِت دارم بدون تو نمیتونم
 
متن آهنگ نفس کي بودی تو علیرضا طلیس

ادامه مطلب  

اهنگ ای دل خودم از علیرضا طلیسچی  

 
 
رفت که بره 
این دفعه فرق میکرد با هر دفعه گره
عشقِ دلی 
که ما نشستیم پاش خیلی حرفه بره
 
کاشکي بشه 
یکي واسه ی مام از خوشیش دست بکشه
بشه که ما 
انقده بهش خوبی میکنیم که خسته بشه
 
آی دل خودم وای
اینا میخوان دورت بزنن ساده ای توئم
میان و بعد میرن تو رم نگاه نمیکنن نگاه نمیکنن
 
آی دل خودم وای 
مث همین آدما دورت انقده پُرن
که تا یکي از راه برسه عاشقت شدن عاشقت شدن
 
قلبم واسه تو می تپیدش
این حالُ هیشکي ندیدش 
چه فایده که یکي تو دلم 
داره میگه این

ادامه مطلب  

Pink Elephants on Parade  

  قلبم آکنده از ناراحتی شده و دارم زجر می‌کشم. احساس تنهایی می‌کنم. احساس می‌کنم که خواستنی نیستم. و این اصلا با عقل جور در نمیاد چون می‌دونم که فوق‌العاده‌م. برای همین همواره سعی می‌کنم خودمو فوق‌العاده‌تر کنم. اما الان که احساس شلغمیت دارم، کرخت‌تر از چیزی شدم که بخوام کاری در راستای فوق‌العاده‌تر کردن خودم بکنم. 
  فکر کنم دوازده ساعت در روز رو خوابم. اینجوری نبود تا همین هفته‌ی پیش. خواب هم می‌بینم. اما دوست ندارم خواب ببینم، چون

ادامه مطلب  

گل نرگس  

پرم از غروب جمعه ها از این انتظار بی وقفه
منو دست خودم نسپار سایتم واسه من سقفه
شب و روز توی رویاهام تویی هم دم و هم مونس
 
توی حال و هوام می پیچه
بوی عطر گل نرگس
 
این شعر به صورت پروژه کامل 
شامل شعر، ملودی، آهنگسازی و تنظیم 
به خواننده گرامی جناب آقای مهدی رحیمی واگذار شد

ادامه مطلب  

دل نوشته احمقانه دخترم 25  

سلام
تنها عشق زندگی م ...
نمی دونی که چقدر دلم برات تنگ شده
خیلی رفتار بدی کردی نمی تونم هرگز رفتار و حرف هات رو ببخشم
هرگز ...
این حق من نبود ...تو رو با تمام خون هاای توی رگم دوستت داشتم عاشقت بودم
دلمو بد شکوندی
خدایا سه نفر دل منو بد شکوندن ...
این روزها دخترک درونم حال و روز خوبی نداره
بمیرم براش ....دلتنگ و خسته و عاصی و ناراحته ...
+ داداشم ...بخاطر زن بی شعور نفهمش با من قهر کرده
اخه چرا ؟
زنت نفهم و بیشعوره مشکل منم ؟؟؟
بمن بخاطر زنیکه نفهمش میگه بم

ادامه مطلب  

خلوت41  

امروز عید قربان بود.و کلی گوسفند بی زبون قربونی شد. گاهی دلم براشون میسوزه در هر صورت عید همگی مبارک و هر کسم قربونی داشته قبول درگاه حق باشه. من و همسر هر سال عید قربان رو میریم خونه ی بابام.‌ که امسال قانون شکنی شد و نرفتیم این شرکت همسرم دیگه رو اعصابه منه. گفتن امروز کاره و استراحت بی استراحت. طفلی کلی ذوق داشت واسه روز تعطیل که نشد و رفتش سر کار. منم کل روز رو یجورایی پکر بودم. واقعا دوست داشتم پیش مامانم اینا بودم. نهار و خونه ی پدر شوهرم ب

ادامه مطلب  

107  

یه انزیم مازاد بر تراکم , توی خون اکثر ایرانی ها ترشح میشه تحت عنوان  " این که کاری نداره ! " :|
آنزیم مذکور همونطور که از اسمشم پیداست باعث میشه هیچی به نظرمون , هیچ کاری نداشته باشه . هر چیزی  , یو فاکينگ نیم ثانیه  :|
از دوتا فلان و دو تا بهمان تشکيل شده  و خودت میتونی نهایتا در عرض یک ساعت و بیست دقیقه جم و جورش کنی . از موشک ساختن و کشیدن نقشه های لوله کشی فاضلاب بیمارستان بگیر تا دوختن ش ...ت لامبادا و طبخ غذاهای چینی و کره ای و المانی با رب انار

ادامه مطلب  

#معلم_اجتماعی  

ای خواننده 
چند وقته که پست نذاشتم و حرفام تو دلم مونده.
پس الان که پشت کامپیوترم دارم رگباری پست میذارم.
بلکه خالی شم.
این پست حتی عنوانشم منو شاکي می کنه.
معلم اجتماعی.
آخه من برای چی باید وسط تابستون راجع به معلم اجتماعی جدید پست بذارم.
ای مسئول
کلاس تابستونی گذاشتی ... هیچی نگفتیم.
گفتی فیزیک سخته ، عقب می مونی ... گفتیم باشه.
گفتی ریاضی مهمه ، گفتیم باشه.
گفتی ریاضی که هست نمیشه هندسه نباشه... گفتیم باشه.
گفتی زیست ... گفتیم باشه.
گفتی شیمی ... گفت

ادامه مطلب  

106  

چند سالی بود که دور خودم  یه خط قرمز کشیده بودم , که از خیلی چیزها دور باشم یا حتی خودم رو دیگه درگیر خیلی از رابطه ها نکنم .
حتی جاهایی که باهم رفته بودیم نرم , از چند فرسخی شهرشون رد نشم .کسایی که تو وبلاگ قبلم بودن و هنوز خبر ندارن این وبلاگ ساختم , میدونن چی میگم . تنها چیزی که بهم این 4 سال ارامش داد نوشتن بود . تا تونستم از عشق نوشتم , انقدر نوشتم که خودمم باورم شد عشق , جدایی , نرسیدن , رفتن اگر چه برای من اتفاق خوبی نبود ولی عاشق شدن بد هم نبود.خ

ادامه مطلب  

بیست و پنج  

بسم الله...
 
من تا پایان عمرم، به این می‌اندیشیدم:زنی که عشق را می‌پذیرد تا چه اندازه بی‌دفاع می‌گردد...
#دافنه_دوموریه
 
پ ن:
قرار نیست همیشه اون چیزی ک انتظار داریم اتفاق بیافته، قرار نیست همیشه رسیدن باشه انتهای قصه ها...گاهی توی بعضی ارتباط ها تو تمام تلاش خودت رو میکنی، اما تلاش تو تنها اثر بخش نیست،این تلاش باید دو طرفه باشه و به یک میزان‌...همین ک تو همه ی تلاشت رو کردی، خوبیش اینه ک بعدا به خودت نمیگی: کاش فلان کار رو کرده بودم ،فلان میش

ادامه مطلب  

دختر عمو، آیدا  

الان که دارم این متنو می نویسم ساعت ۲ و ۳۵ دقیقه ی بامداد و من از شدت گرما و نیش پشه ها بیدارم،بیدارم ولی خوشحال بعد از یک سال و ۴ ماه دختر عمومو دیدم .
یادمه یه روزایی خاله م فشارم میداد و بوسم میکرد ولی من نمی فهمیدمش،امروز وقتی آیدا رو دیدم بوسیدم و فشارش دادم و اون منو نفهمید.
علت دوستداشتنش چی میتونه باشه؟!فامیل بودن فقط؟!نمیدونم ولی تنها یه خاطره ی خیلی ارزشمند ازش دارم.
یکبار که مثل همیشه بعد از سالی و اندی همو تو ارومیه دیدیم و فقط یکروز

ادامه مطلب  

ناظر دسته گل!! شوخی ابرو ببر و...  

خب خب خب رفتم سراغ ناظر یه جلسه گذاشته بود، منو فاطی  اخر میز نشسته بودیم و رو به روی ما کابین بود! مرتبط با پروژه بود اما نه پروژه ی من واسه یکي دیگه بود به من گفت بیا تو جلسه  نمونه کار منو ببین .منم رفتم ، یه کاری کردم یه رژ رنگ لب دارم از اون میزنم وقتی میرم بیرون که خیلی جلب توجه نکنه تمام شده بود وقت نکردم برم بگیرم ، یه رژ صورتی بود خیلی روشن بود و یه قرمز خیلی جیغ بود اومدم اول صورتی رو زدم بعد قرمز که رنگش قاطی بشه و تقریبا همرنگ اون قبلی ب

ادامه مطلب  

چرت و پرتای بعد از رسیدن به مشهد  

هی هی هی....
 
من اومدم مشهد!
*خونه هیچکي نیست.یه دوه بوته خارم همینجوری رد میشه*
ینی خدایی بعد از این پرواز لعنتی،هیچکي نیست از من استقبال کنه؟؟؟؟
پرواز بدی نبود...
مشکل سر این بود که یه بچه ی زرزرو پشتمون نشسته بود که از دست مامان و باباشم کاری برنمیومد.
اینقده زر میزد که آهنگ اسکلیت گذاشتم،تا تهم بالا بردم صداشو!
داشتم کر میشدم،اما هنوز صداش میومد!
بعد موقع شیر خوردنش اینقدر دست و پا میزد که فکر کنم نخاع عزیزم قطع شد!
دیگه که ناهار اوردن واسه مو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1