روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

روزگاری که داریم - روزگاری که خواهیم داشت  

امروزرو  برای بچه های کلاسم  یه روز خاص کردم.یه زنگ درس دادم.یه زنگ صبحونه دسته جمعی.یه زنگ پخش فیلم.یه زنگ هم دوباره درس.پنجره ها رو باز کردم تا هوای بهار بپیچه تو کلاس.کاش می شد هر روز رو همینجوری ساخت براشون.وقتی یه پسر هفده ساله با ولع یه سیب زمینی ساده رو می خوره یعنی همینم سخت گیرش میاد و این خیلی بده.روزگاهای سختی داریم. روزهای سخت تر در پیش....

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

رفاقت،عشق،کیمیایی/ضیافت  

دقیقا همین الان که من مست می ناب الهی هستم شبکه چهار ضیافت را پخش میکند...پر از دیالوگ های ناب و غیرت مدارانه.پر از عشق پر از بغض در گلو پر از مردانگی....روز گاری که بنز ابهت داشت روزگاری که سیبیل حرمت داشت روزگاری که رفاقت معنی داشت...غمگین میشوم هر بار میبینمش هر بار غبطه میخورم به این رفاقت که هیچوقت برای من پیش نیامد ...عجب دنیای نامردی تنها کشی شده ...خسته ام ...خیلی خسته ام...حسن جوهر چی را که میبینم غم توی دلم تلنبار میشود...چقدر غریب و تنهاییم م

ادامه مطلب  

حرف 11  

دلم همیشه نوشتن میخواهد ، انگار خداوند بهنگام خلقتم قلم را نیز با تکه ای گِل در دست هایم آفرید و در گوش احساسم زمزمه کرد که این وسیله را برای روزگاری که میخواهی در غریبانه ترین لحظه هایت همدمی داشته باشی به تو و به احساست می سپارم تا هر لحظه که رنج زجر آلود غربت بر تو چیره گشت و پنجه های تیز و بی رحمش گلوی بغض هایت را فشرد و رد تیز ناخن هایش پوست ِ گردن و گلویت را به ردی از خون منقوش کرد ، تو در دفتری سپید در دل ِ روزگاری خاکستری بنویسی تا من هموا

ادامه مطلب  

حرف 11  

دلم همیشه نوشتن میخواهد ، انگار خداوند بهنگام خلقتم قلم را نیز با تکه ای گِل در دست هایم آفرید و در گوش احساسم زمزمه کرد که این وسیله را برای روزگاری که میخواهی در غریبانه ترین لحظه هایت همدمی داشته باشی به تو و به احساست می سپارم تا هر لحظه که رنج زجر آلود غربت بر تو چیره گشت و پنجه های تیز و بی رحمش گلوی بغض هایت را فشرد و رد تیز ناخن هایش پوست ِ گردن و گلویت را به ردی از خون منقوش کرد ، تو در دفتری سپید در دل ِ روزگاری خاکستری بنویسی تا من هموا

ادامه مطلب  

 

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کندناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلمهر چه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کندبا من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش استهر کسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کنداشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مراچشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کندعاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستنددرد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می

ادامه مطلب  

 

کیه که بدونه داره چی میشه؟!آره هیچ کس....یکی طبقه بالا اون یکی طبقه پایین و من این وسط مسطا گاهی فکر میکنم این حجم از بی توجهی و ناراحتی ارزش نداره یه بار فقط یه بار از زن و بچت بپرسی چشونه؟گاهی هم به خودم میگم نامرد روزگاری که اینطوری برخورد میکنی.اما خودمو میکشم تا باور کنم و نمیکنم از اون روزی که مامانمو از خونه انداخت بیرون دیگه باوری نسبت بهش ندارم....یه بغض بدی تو گلومه که باعث میشه حتی تیکه ها یا نشون دادن ضعفامم برام گریه دار باشن. ای کا

ادامه مطلب  

 

کیه که بدونه داره چی میشه؟!آره هیچ کس....یکی طبقه بالا اون یکی طبقه پایین و من این وسط مسطا گاهی فکر میکنم این حجم از بی توجهی و ناراحتی ارزش نداره یه بار فقط یه بار از زن و بچت بپرسی چشونه؟گاهی هم به خودم میگم نامرد روزگاری که اینطوری برخورد میکنی.اما خودمو میکشم تا باور کنم و نمیکنم از اون روزی که مامانمو از خونه انداخت بیرون دیگه باوری نسبت بهش ندارم....یه بغض بدی تو گلومه که باعث میشه حتی تیکه ها یا نشون دادن ضعفامم برام گریه دار باشن. ای کا

ادامه مطلب  

 

کیه که بدونه داره چی میشه؟!آره هیچ کس....یکی طبقه بالا اون یکی طبقه پایین و من این وسط مسطا گاهی فکر میکنم این حجم از بی توجهی و ناراحتی ارزش نداره یه بار فقط یه بار از زن و بچت بپرسی چشونه؟گاهی هم به خودم میگم نامرد روزگاری که اینطوری برخورد میکنی.اما خودمو میکشم تا باور کنم و نمیکنم از اون روزی که مامانمو از خونه انداخت بیرون دیگه باوری نسبت بهش ندارم....یه بغض بدی تو گلومه که باعث میشه حتی تیکه ها یا نشون دادن ضعفامم برام گریه دار باشن. ای کا

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

واقعیت محض  

یادتونه؟روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!یادش بخیـــراون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!کاش هم

ادامه مطلب  

روزگار و تغییراتش ...  

 روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

روزگار و تغییراتش ...  

 روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

روزگار و تغییراتش ...  

 روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

روزگار و تغییراتش ...  

 روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

روزگار و تغییراتش ...  

 روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

روزگار و تغییراتش ...  

 روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

روزگار و تغییراتش ...  

 روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >