:)))  

بسم الله
امروز این بیت معروف   تو را در دل درخت مهربانی به چه ماند به گلزار خزانی رو دیدم که یه چیزی یادم اومد:]
کلاس چارم ابتدایی که بودیم معلممون گفته بود برا روز رختکاری انشا بنویسید:]
منم از اونجایی که همواره ضمیمه ی انشاهام یه شعری حدیثی چیزی مینوشتم , دربه در افتام دنبال
شعر برای درخت و درخت کاری :]]
طبق معمول افتادم به جون کتابای ادبیات داداشم و خواهرم که اونموقع دبیرستان بودن!!!
گشتم و گشتم و گشتم و بالاخره رسیدم به درس زیبای ویس و رامین !!

ادامه مطلب  

شهید محسن دین شعاری  

یا حسین علیه السلام
 
شهید محسن دین شعاری
فرمانده گردان تخریب تیپ 27 محمد رسول الله تهران
شهادت : 15 مرداد 1366
 
وصیت نامه
بسم رب الشهدا و الصدیقین السلام علیک یا اباعبدالله و علی‌الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام‌الله ابداً ما بقیت و بقی‌الیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی علی‌بن‌الحسین و ……. با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و تمامی شهدای اسلام و امت شهیدپرور ایران و با سلام به خا

ادامه مطلب  

اهنگ چرا خورشید می تابه؟چرا می چرخه زمین؟  

چرا خورشيد می تابه؟چرا می چرخه زمین؟
عشق من بگو چرا؟تو فقط بگو همین
اگه عشق من تو نیستی اگه عشق من تو نیستی
اگه عشق من تو نیستی چرا میلرزه تنم؟
چرا از نبودنت خیلی ساده میشکنم؟
اگه عشق من تو نیستی چرا میمیرم برات؟
من چرا زنده میشم؟ واسه دیدن چشات[Music] Darkhasti

ادامه مطلب  

اهنگ چرا خورشید می تابه؟چرا می چرخه زمین؟  

چرا خورشيد می تابه؟چرا می چرخه زمین؟
عشق من بگو چرا؟تو فقط بگو همین
اگه عشق من تو نیستی اگه عشق من تو نیستی
اگه عشق من تو نیستی چرا میلرزه تنم؟
چرا از نبودنت خیلی ساده میشکنم؟
اگه عشق من تو نیستی چرا میمیرم برات؟
من چرا زنده میشم؟ واسه دیدن چشات[Music] Darkhasti

ادامه مطلب  

پیغام ماهی ها  

رفته بودم سر حوض 
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب 
آب درحوض نبود...
ماهیان می گفتند: 
«هیچ تقصیر درختان نیست»
ظهر دم کرده تابستان بود 
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست 
و عقاب خورشيد، آمد او را به هوا برد که برد 
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب 
برق از پولک ما رفت که رفت 
ولی آن نور درشت 
عکس آن میخک قرمز در آب 
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد 
چشم ما بود 
روزنی بود به اقرار بهشت 
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو «ماهی ها، ح

ادامه مطلب  

وقتی عاشقم  

وقتی عاشقمحس می کنم سلطان زمانمو مالک زمین و هر چه در آن استسوار بر اسبم به سوی خورشيد می رانموقتی عاشقمنور سیالی می شومپنهان از نظر هاو شعر ها در دفتر شعرمکشتزارهای خشخاش و گل ابریشم می شوندوقتی عاشقمآب از انگشتانم فوران می کندو سبزه بر زبانم می رویدوقتی عاشقمزمانی می شوم خارج ازهر زمانوقتی بر زنی عاشقمدرختان پابرهنهبه سویم می دوند نزار قبانی مترجم : فرشته وزیری نسب

ادامه مطلب  

غزل شمارهٔ ۳۴۶  

سلام
حافظ
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنممحتسب داند که من این کارها کمتر کنم
من که عیب توبه کاران کرده باشم بارهاتوبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم
عشق دردانه‌ست و من غواص و دریا میکدهسر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسقداوری دارم بسی یا رب که را داور کنم
بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب منتا ز اشک و چهره راهت پرزر و گوهر کنم
من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج‌هاکی نظر در فیض خورشيد بلنداختر کنم
چون صبا

ادامه مطلب  

خيال و ابتكار  

دستصبحرابگیرودربسترسنگینزمانجاریشو
ببرشتابهستونخوبهاییكهخودتمیدانی
بنویسشبهادب
انظباطنفسشرابهكامرؤیا
برخوردارازخیالیآبیشو
بدهشدستخردنامهمبصریهمیشهسختگیر
بهامانتخودرابگیرازحقایقوخیالیآفتابیشو
توهمیشهسعیدرخطزدنمشقحقایقداری،
بهجریمهایكهازجنگلسبزاحساس
حتیتركهایدرتادیبدلتبرداری
نه،اینباركهجایصبحهمخوباست
وتورهنخودِدرثقلزمانتنیستی،
بهسپیدیاندیشهسفربیا
تومگرمسافرشهرترانههایتلخزندگانینیستی؟!
باهمهفرضیههایمحتملقهر

ادامه مطلب  

 

 
برنامه های اجرا شده ی مرکز یک ساوه به مناسبت " شهادت مولی الموحدین علی ( ع) ، سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی  ( ره ) ، قیام خونین 15 خرداد ماه ، گرامیداشت شبهای پرفیض قدر .
 - معرفی وقایع  رویدادهای فوق توسط مربی
- معرفی کتاب های  " مهربان مثل مسیح (ع) " و " خورشيد در کوچ  " و " نماز فرشته "
- روخوانی داستانهای قرآنی از کتاب " قصه های قرآنی  راه و چاه " توسط مربی
- نامه ای به خورشيد ویژه ی سالگرد امام خمینی ( ره )
 - نقاشی با موضوع  " سفره های آسمانی "
- همخوا

ادامه مطلب  

اندر خاطراتِ ما! D:  

به نام خدا
موضوع انشا: عید قربانِ خود را چگونه گذراندید؟!
ما در عید قربان به اجبار و اصرار پدر ساعت شیشِ صبح بیدار شده
و تشریف بردیم به خانه ی پدربزرگمان!
ما تا حالا درعمرِ خود شیشِ صب را ندیده بودیم که حالا به لطف عید قربان دیدیم!
ما در هنگامِ تمیز کردنِ گوسپند مورد نظر در خانه ی پدربزرگ
آناتومیِ بدنِ گوسپند را با دقت بررسی کرده
و سپس خود را در یکی از اتاق های خانه ی پدربزرگ حبس کرده و درس خواندیم!
در وسط درس هم همش مارا صدا میکردند که بیا و یک چ

ادامه مطلب  

دیگر از یک لیوان نخواهیم نوشید  

 
دیگر از یک لیوان نخواهیم خوردنه آبی ، نه شرابیدیگر بوسه‌های صبحگاهی نخواهند بودو تماشای غروب از پنجره نیزتو با خورشيد زندگی می کنیمن با ماهدر ما ولی فقط یک عشق زنده استبرای من ، دوستی وفادار و ظریفبرای تو دختری سرزنده و شاداما من وحشت را در چشمان خاکستری تو می بینمتوئی که بیماری ام را سبب شده‌ایدیدارها کوتاه و دیر به دیردر شعر من فقط صدای توست که میخوانددر شعر تو روح من است که سرگردان استآتشی برپاست که نه فراموشیو نه وحشت می تواند بر آن چ

ادامه مطلب  

 

بر مرگ می خندید وقتی که تنها بود
با اشک می رقصید وقتی که رسوا بود
در سایه خورشيد چون برگ می لرزید
اویی  که در توفان چون برق می غرید
بر صورتش رنگی از سیلی غم زد
اویی که بر غمها از پشت خنجر زد
او مادر من بود گهواره ای در دست 
بر فلب پر دردش رنگ عزا بنشست .

ادامه مطلب  

حلالم کن  

 
به سویم با لب خشک آمدیبا چشم ِ تر رفتیحلالم کن که از سرچشمه ی منتشنه تر رفتی
میان دلبران پابندی مهرت سرآمد بودچه ها دیدی که با دل آمدیاما به سر رفتی
سر و سری ست با خورشيدآن چشمان روشن راکه هر چه بیشتر سویت دویدمپیشتر رفتی
تو را هم شیره ی مهتاب می دانمکه ماه آسا به بالینم سر شب آمدیوقت سحر رفتی
تو با باد شمالی نسبتی داریکه همچو او رسیدی بی صدا از راه دور وبی خبر رفتی
رسیدی بی صدا از راه دور و بی خبر رفتی
به سویم با لب خشک آمدیبا چشمِ تر رفتیحلال

ادامه مطلب  

سال نو  

سال نو را به همه خانواده محترم شهدا و ایثارگران و رهبر عزیزم و همه اونهایی که برای سربلندی و عزت این نظام تلاش میکنند تبریک میگویم...انشا الله امسال مردم ایران  سالی پر از خیر و برکت در پیش رو داشته باشند و ان شا الله امسال سال ظهور آقا امام زمان (عج)باشه......یا دتون باشه لحظه تحویل سال برای فرج مولا دعا کنید و همچنین برای سلامتی رهبر و سر بلندی نظام......یا علی
 
 

ادامه مطلب  

جادوگری که من میشناسم!  

گذاشتم اهنگی که به نظر اسم عجیبش باحال بود پخش شه و با شروع ضرب اهنگ با پا روی زمین ضرب گرفتم،  ریتم ها اول ملایم بود ولی بعد... زمین زیر هر ضرب پام ترک گوچیکی خورد و با اوج گرفتن اهنگ،  زمین دهن باز کرد و به سمت ناکجا اباد سقوط کردم...پایین و پایین تر تا اینکه صدای اهنگ از دور دست رسید که داره فروکش میکنه، ریتم ها اروم و ملایم شدن و من وسط یه اقیانوس چشم در چشم خورشيد به اسمون خیره بودم و نیرویی وادارم میکرد به کرال پشت زدن ادامه بدم...نفس عمیقی کش

ادامه مطلب  

بخشهایی از کتاب کلیدر(7).....نوشته محمود دولت ابادی  

اینک صبح صادق، با پهنداشت ارغوانی خاوران، گلیمی خوش نقش پیش پای رویش خورشيد که دمی دیگر رخ مینمودو نوشخند روشن خود را بر خاک می فشاند، یک بار باز خورشيد عابری بود در حوالی امروز، یکبار باز زمین معبری به تواضع در پیش افتاب، یکبار بازمیهمانی صحرا، جاروی نورو اب طلا بر مسبر روز.... ص2248 کلیدر
ادمها عمدتا دو جور هستند.... یا دست کم... من دو جور دیده ام... یک جور ش ادمهایی هستند که بدون یقین و ایمان نمی توانند زندگی کنند و جور دیگرش هستند که با یقین و ایم

ادامه مطلب  

و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟  

حسین منزوی/ سلطان غزل


وقتی تو نیستی

 
وقتی تو باز می­گردی
کوچک-ترین ستاره­ی چشمم خورشيد است
و اشتیاق لمس تو
                        شاید
شرم قدیم دست­هایم را،
                                    مغلوب می­کند
وقتی تو بازمی­گردی
£
پاییز
با آن هجوم تاریخی
                        ـ می­دانیم ـ
باغ بزرگمان را
از برگ و بار
                        تهی کرده است
در معبرت اگر نه
فانوس­های شقایق را
                        روشن می­کردم
و مقد

ادامه مطلب  

غروب  

‏آسمان قلمش را بر بوم تن خورشيد میکشد
‏و روشنی روز را کم‌کم
‏به رنگهای قرمز و خاکستری
‏غروب میکند
‏در گوشه‌ای از آسمان
‏رد زخمی‌ست عمیق 
‏در امتداد ساحلی در خیالی دور
‏که از شرق می‌آید
‏و درد طلوع صبح است! 
‏باد هم نمی‌آید
‏گرما هست
‏و دردهای پنهان مانده در روز
‏و چای‌مان
‏که دم کشیده از هرم دل جوش مان!

ادامه مطلب  

80 میلیون قرص سیانور لطفا ._.  

"مردم به قدری تنهان كه حتی وقتی این موجودات زهردار رو هم به اون‌ها می‌فروشیم،باز جذب‌شون می‌شن.عجیب اینكه این موجودات هم همون حس‌رو دارند و نیش‌شون نمی‌زنند. یه‌بار،یادت می‌آد لوكریس؟یه مشتری زن كه از این عنكبوت‌های قاتل خریده بود،بعد از مدتی به مغازه برگشت.خیلی تعجب كرده‌بودم.ازم پرسید سوزن هم می‌فروشیم یا نه.فكركردم می‌خواد با سوزن چشم خودش رو دربیاره،ولی این‌طور نبود.سوزن رو واسه بافتن چكمه‌های كوچولو برای عنكبوتش می‌خواست!

ادامه مطلب  

اهنگ من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه؟  

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه؟
کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه؟
راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
 کی می یاد دونه دونه با حوصله باز میکنه؟
من نباشم کی می یاد ناز نگاتو میخره؟
کی می یاد دنبال تو تو رو تا خورشيد ببره؟
کی میگه حقا همیشه با توه؟[Music] Darkhasti

ادامه مطلب  

اهنگ من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه؟  

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه؟
کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه؟
راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
 کی می یاد دونه دونه با حوصله باز میکنه؟
من نباشم کی می یاد ناز نگاتو میخره؟
کی می یاد دنبال تو تو رو تا خورشيد ببره؟
کی میگه حقا همیشه با توه؟[Music] Darkhasti

ادامه مطلب  

شروع کن ....  

خداوندا تو میدانی که من دلواپس آینده خود هستم؛مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را؛مبادا گم کنم اهداف زیبا رامبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت
مرا تنها تو نگذاری...که من تنهاترین تنهام؛ انسانم
خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشيد زیبایمتو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انســــان...!
بدان همواره آغوش من باز است
شروع كن...یک قدم با توتمام گامهای مانده اش با من...
 
پ ن : یک "آنه"ی درون دارم که نمیدونه با تکرار غریبانه‌ی روزهاش چه غلطی بکنه.

ادامه مطلب  

دلگیرم  

من از هر چیز این دنیای خون آلود دلگیرم...من از انگیزه ی تلخ رسیدن ها...من از امید های پست تر از ناامیدی...من از باخود سخن گفتن ...من از دیوانگی عاقلان و عقل مجنونان هزاران بار دلگیرم...من از این آتش خاموش و سرد خفته زیر آب...از بازی سخت بخت...از خورشيد از آن سوی دریا بر فراز آسمان افتاده ی فردا...از ابر بدون بارش باران هزاران بار دلگیرم...من از هر بچه ای کآید به دنیا با تمام رنج و سختی هاش دلگیرم...من از حرفی که ناید بر زبان اما...بسوزاند تمام هستیم را سخت د

ادامه مطلب  

راهکارهایی برای گسترش فرهنگ کتاب خوانی  

 راهکارهایی برای گسترش فرهنگ کتاب خوانی بسیاری از هم اندیشان و دردآشنایان از فقر فرهنگی و بیگانگی جامعه ما با مطالعه می نالند . اما کمتر دیده یا شنیده ایم که در نیل به این هدف کسی دری گشوده یا راهی پیموده باشد. به گفته کنفوسیوس:
« به جای نفرین به تاریکی بهتر است شمعی بیفروزیم .»یک جامعه توسعه یافته متشکل از شهروندان توسعه یافته،حقوق مدار،پرسشگر و آگاه است. پرورش چنین شهروندانی نیاز به کسب آگاهی هایی دانشورانه و خردورزانه دارد. نیز بهترین را

ادامه مطلب  

تا شام قیامت نکشد منت خورشید...  

بر دوش تو تا زلف زره‌پوش تو افتاد

بار دل عالم همه بر دوش تو افتاد


تار سر زلفت ز گران باری دل‌ها

صد بار سراسیمه در آغوش تو افتاد


یک سلسله دیوانهٔ آن حلقه زلفند

کز بهر چه بر طرف بناگوش تو افتاد


آن دل که نبوده‌ست کسی جز تو به یادش

فریاد که یک باره فراموش تو افتاد


آسوده حریفی که ز مینای محبت

تا روز جزا می زد و مدهوش تو افتاد


تا شام قیامت نکشد منت خورشيد

هر دیده که بر صبح بناگوش تو افتاد


آن نقطه که پیرایهٔ پرگار وجود است

خالی است که بر کنج

ادامه مطلب  

دوباره باز خواهم گشت...  

روزی  خواهم آمد  و  پیامی خواهم آورد ،در رگ ها  نور خواهم ریخت ،و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب ، سیب آوردم ، سیب سرخ خورشيدخواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد ،زن زیبای جذامی را ، گوشواری دیگر خواهم بخشیدکور را خواهم گفتم: چه تماشا دارد باغ.دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت جار خواهم زد: آی شبنم شبنم شبنم.رهگذاری خواهد گفت: راستی را  شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش.روی پل دخترکی بی پاست ، دُب اکبر را بر گردن او خواهم آویختهرچه

ادامه مطلب  

عشق آب آئینه  

شنیدمبے من آرامےرھاکن دست ھایم را
شنیدمغرق ابھامےرھا کن دست ھایم را
من ازخورشيد مےگفتمتو ازسردِ زمستان ھا
نمےخواھےنگاھم را؟رھا کن دست ھایم را
بہ یادت ھستمےگفتےتو رویاے منےآیا؟
تو رویاےدگر دارےرھاکن دست ھایم را
سخنبسیار مےگفتےز عشق وآب و آئینہ
شکستےگوھر عشقمرھا کن دست ھایم را
ستارہشاھد عشقمجنونپیمانہ کن
امشب
دلمپروازمےخواھدرھا کن دست ھایم را
فسانہگشتعشق ما
جدائےھاستباور کن
دو چشممبازگریان شدرھا کن دست ھایم را
 
 
 
تورج توانا

ادامه مطلب  

حق  

چشم بصیرت و دیده حق بین مشاهده نکردی ، که هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است ، و خورشيد و ماه و ستارگان ، و کوهها و درختان ، و جنبندگان و بسیاری از انسانها در سجده و سجودند ، و در حال انقیاد و اطاعت و خضوع در برابر حضرت حقند ، و بسیاری از مردم هم در اثر کفر و طغیان و عصیان و گناه مستوجب عذاب حقند ، هر کس خدا را سبک گرداند ، یعنی از اطاعت و فرمانبرداری از او و خضوع و خشوع و تذلل و سجده در پیشگاه او سرباز زند ، کسی او را گرامی نتواند کرد ، که البته خدا

ادامه مطلب  

بی احساسی شاخ و دم نداره  

«دژخیم عشق/اروین دی یالوم»
به هر حال هر رابطه‌ای ممکن است تمام شود! هیچ تضمینی نیست که رابطه ای تا آخر عمر ادامه یابد! ولی این كه به این دلایل از ارتباط سرباز بزنی؛ مثل این است که از لذت دیدن طلوع خورشيد، خودت را محروم کنی چون از دیدن غروب بیزاری...
#پاراگراف
از ادما مگه میشه فرار نکرد؟ وقتی انقدر بی روحن بی حسن
به هیچی حس ندارن
برای طلوع برای بارون برای برف هیچ ذوقی نشون نمیدن
بعد اسمشونو میذارن ادم
این ادمیته
فقط بلد شدن از در و دیوار و خودشون

ادامه مطلب  

پلک بگشا  

پلک بگشا و سر از بالش پرهای چکاوک بردار پس بزن مخمل گلبافته ی شب بو را دست بر شوق در و لکنت دیوار بکش ناز نت های فرو خفته ی گیتار بکش باز کن پنجره را رو به غوغای اساطیری باغ ملکوت رو به موسیقی بابونه ی شبنم خورده رو به آواز پر چلچله ها رو به رقص نفس پاک نسیم رو به خورشيد طلاریز که در دامنه ها دارد آیینه ی لبخند خدا را در دست بامداد است به هنگام طلوع گل سرخ بامداد است به وقت غزل افشانی بید بامداد است سر ساعت فواره ی نور تا تو با عشق و امید تا تو با آم

ادامه مطلب  

مهرداد  

وقتی
چشمان توشلیک می کنندبه قلب من ،ترانه ای در من آغاز می شودو جهانبه شکل گلوگاه کبوتریخورشيد را از خودعبور می دهد .
توپیدایت می شودبا طره های وهم انگیز موهاتبا گردن بلند معجزه گرتو خدایی کوچککه از گردن بندت آویزان است .
دستانت رابه من بدهموهایت رابه بادچشمانت رابه من بدهلب هایت رابه خوابدر خواب هزارساله امکیف می کنم از طعم شوری دریا .
حالااستخوان هایم رابه اشتراک بگذاربا یک لایک معمولیمرا از خواب بیدار کنوبا یک کامنت صامتصدایت را به من ب

ادامه مطلب  

سلام  

ای دلارام ترین غنچه ی گلزار ، سلام ای طلوع نفس صبح چمنزار ، سلام ای فرحبخش ترین رایحه ی عاطفه ها مژده ی پرتو خورشيد پدیدار ، سلام ردپاهای تو ابراز صمیمانه ی عشق کوچه های غزل از عطر تو سرشار ، سلام بوی عطر خنک کوچه ی نارنجستان خنده ی شاخه ی سرسبز سپیدار سلام آمدی پنجره ها باز شده سوی بهار ای شمیم خوش هر لحظه ی دیدار ، سلام عشق از گردش مستانه ی چشمت پیداست پاسخ پرسش آیینه ی تکرار ، سلام عطر یاس تو که در صبح خیالم پیچید بخدا مست نگاه توام انگار ،

ادامه مطلب  

تولدت مبارک سعیدم  

 
 
امروز خورشيد درخشان‌تر است
و آسمان آبی‌ترنسیم زندگی را به پرواز می‌کشد و پرنده آواز جدید می‌سرایدامروز بهاری دیگر استدر روز تولد مهربان‌تریندر میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است
امروز را شادتر خواهم بودو دلم را به میهمانی آسمان خواهم بردجشنی برای میلادت بر پا خواهم کردتمامی گلها و سبزه‌ها در میهمانی ما خواهند سرودای مهربان‌ترین
آغاز بودنت مبارک
تمام زندگیم تولدت مبارک
سعید مهربونم
زمینی شدنت مبارک
قربونت برم امیدوارم تو

ادامه مطلب  

رمضان  

دروازه‌های آسمان گشوده می‏‌شود و زمین، در ستاره ‏باران میلادی بزرگ، به هلهله می‌‏نشیند. در ماه برکت‌‏خیز رمضان، رایحه شکوفه‏‌های یاس است که کوچه‏‌های شهر را آکنده است. رمضان با لطافتی از جنس باران می‏‌آید و آب‏‌های آزاد جهان، ماهیان تشنه دلش را میزبان می‌‏شوند.ای ماه خوب خدا! تو آن خورشيد منیری که نور ابدی توست که کوچه‏‌های جانمان را روشن کرده است. آسمان در آسمان، سپید پرواز توست که این ‏چنین، قفس ستیزمان کرده است. طراوت سحرهای

ادامه مطلب  

20*  

The best kind of people are the ones that come into your life, and make you see the sun where you once saw clouds. The people that believe in you so much, you start to believe in you too. The people that love you, simply for being yourself
 
بهترین آدما کسانی هستند که به زندگیت میان و باعث میشن تو خورشيد رو جایی ببینی که ابر دیده بودی. ادمایی که خیلی بهت باور دارن، باعث میشن توام به خودت باور پیدا کنی.ادمایی که به سادگی تو رو برای خودت بودنت دوست دارن. 
 
پ.ن_واقعا که بهش ایمان دارم.
 

ادامه مطلب  

آرزو های محـــال ...  

هوا رو به تاریکی بود, روی لبه ی بام نشسته بودم و پاهایم را آویزان کرده بودم. به دور دست ها نگاه می کردم, به افق, به هاله ی روشن سمت غرب آسمان که باقی مانده نور خورشيد بود... به چراغ های شهر که یکی پس از دیگری در حال روشن شدن بودن, اتومبیل های در حال حرکت,  آدم هایی که هر کدام با شتاب به سویی می رفتند... فقط نظاره می کردم, بی کلام... ذهنم خالی بود, از همه چیز,  به هیچ چیز نمی چرخید, هیچ احساسی وجود نداشت, تمام وجودم خالی بود,  از گذشته, از آینده و از آرزو ها

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1