ماه تامم  

مردم به راه و ماه تامم نیامد امشبزین آسمان تاریک کامم نیامد امشبتقدیر آدم امشب از ریشه زیر و رو شدگویی به  خاطر  او نامم نیامد امشبای بخت پیر خسته از دور جان برون شوکآن گوهر نظر در دامم نیامد امشبخوشدل به آنکه فرجام در بر بگیرم او رافر از کفم برفت و جامم نیامد امشبشهرم که مهد دل بود کانون فتنه ها شدمامم بشد ز دست و شامم نیامد امشبایام اگر ببینی عصر شکستگی هاستآن وحشی خیالم رامم  نیامد امشبچشم از  وصال دلبر باغانیا  فرو  بندتیز از زمان پرید و

ادامه مطلب  

مهمان آینه  

شاهد چشمان تو ام، رنگ جهانم سبز شدآغوش گرم تو چقدر با پیکرم هم مرز شد
با یک مداد شیشه ای، نقشی به قاب دل زدمبا قایق پارویی ام، گشتی در این ساحل زدم
آوای عشقم پیش تو، هم پایه ی آواز شدپرسه زدم نزدیک تو، درها به قلبم باز شد
خندیدی و دنیای من، از خنده ات جانی گرفتاز بس که تنها بوده ام، آینه مهمانی گرفت
از شادی این معجزه، چشمم به چشمت خیره شدتمام اشعار غزل، بر گیسویت زنجیره شد
رسم وفا داند دلم، مهمانی امشب بی ریاستتو آمدی فهمیده ام، امشب خدا هم پیش

ادامه مطلب  

برتری دیناموزاگرب در شب نیمکت نشینی محرمی  

در چارچوب مسابقات هفته یازدهم لیگ یک کرواسی تیم دینامو زاگرب که صادق محرمی را برخلاف دیدار اخیرش مقابل رودش جزو نفرات ذخیره داشت، از ساعت ۱۹ امشب در استادیوم آلدو دروسینا مهمان تیم رده نهمی ایسترا بود.
یاران صادق محرمی که در ۱۰ مسابقه اخیرشان سه تساوی و هفت پیروزی داشتند، امشب هم موفق شدند این روند درخشان را ادامه دهند و در خانه ایسترا به پیروزی ۴ بر یک دست پیدا کنند تا ۲۷ امتیازی شده و با چهار امتیاز اختلاف نسبت به اوسی‌یک همچنان در صدر جد

ادامه مطلب  

ووووووووووووووووویییییییییییییی جیغ خخخ (همین الان مطلع شدم^_^)  

همین الان مطلع شدم که دیروز روز جهانی لبخند بوده:))))
خوشحالم که برگشتنم مناسبت دار شد:)
و چه مناسبتی بهتر از روز جهانی لبخند:)))
(البته من بعضی جاها هم خوندم که گویا 16 مهر هست...ولی به احتمال زیاد همون13 مهر بوده:)
+در باب پست قبل: ممنون بابت اونایی که لبخند زدن:)
ممنون از کسایی که باعث میشن عاشق بودن های خودم باشم:)
همون کسایی که عاشق بودن هاشونم:)
بهترینا براتون بهترین هاااا رو آرزومندم:)
شاید گذشته باشه:)
ولی دلم میخواد لبخند بزنید:) دلم میخواد لبخند

ادامه مطلب  

ووووووووووووووووویییییییییییییی جیغ خخخ (همین الان مطلع شدم^_^)  

همین الان مطلع شدم که دیروز روز جهانی لبخند بوده:))))
خوشحالم که برگشتنم مناسبت دار شد:)
و چه مناسبتی بهتر از روز جهانی لبخند:)))
(البته من بعضی جاها هم خوندم که گویا 16 مهر هست...ولی به احتمال زیاد همون13 مهر بوده:)
+در باب پست قبل: ممنون بابت اونایی که لبخند زدن:)
ممنون از کسایی که باعث میشن عاشق بودن های خودم باشم:)
همون کسایی که عاشق بودن هاشونم:)
بهترینا براتون بهترین هاااا رو آرزومندم:)
شاید گذشته باشه:)
ولی دلم میخواد لبخند بزنید:) دلم میخواد لبخند

ادامه مطلب  

دلتنگی...  

دریا ، غروب ، نم نمِ بارانْ دلم گرفت
از خاطراتِ تلخِ پریشانْ دلم گرفت
غمْ در نگاهِ سردِ خیابان نشسته است
از انجمادِ یأسِ خیابانْ دلم گرفت
سخت است بی تو دیدنِ باران برای من
امشب چه قدْر از غمت آسانْ دلم گرفت
شاید تو هم به غُربتِ من فکر می کنی
چون یاد کردم از تو  دوچندانْ دلم گرفت
بی تو سکوتِ خانه چه فریاد می زند
از ساعت این مترسکِ حیرانْ دلم گرفت
بارانِ پشتِ پنجره  مانند گریه است
از دستِ گریه های فراوانْ دلم گرفت
یک شعرِ عاشقانه و یک بُغضِ یخ زد

ادامه مطلب  

مثل حال و هوای اهواز...  

روز با هر بدی که بود گذشت 
شرحِ اخبارِ امشب آشوب است 
تا کجا می شود تحمل کرد 
این دروغی که حالِ ما خوب است 
تا کجا می شود تحمل کرد 
دیدنِ این همه پریشانی 
روزها تیره تر شده از شب 
شبْ گرفتار مرگ و ویرانی 
 در تبِ بیخیالی و مستی 
تنِ بی جان شهر می سوزد 
از هوایی که خاک دارد و بس
چشمِ گریان شهر می سوزد 
نفسِ شهر پُر شده از خاک
شورِ شبهای شطّ ِکارون مُرد 
مرگِ خاموشِ آرزو و امید 
روحِ این شهر را به غارت بُرد
مردمِ شاد تا همین دیروز
مثل این روز را نم

ادامه مطلب  

شعر بگو حافظ  

بگو حافظ به دیوانت پناه اورده ام امشب
به سوی قبله ات رو کرده ام امشب
نمازم را به سوی لاله های سرخ میخوانم
نیازم را زِ دست تاک های سبز میخواهم
سرود مثنوی را از غزل های تو میجویم
وعطر شعر هایت را ز زلف یار می بویم
ببین مستانه سر و پای غزل های تو میسایم
وگر قالب تهی گردد به سوی تو باز می ایم
که شاید حورالعین شعر های نغز تو باشم
وشاید روح بیتی ناسروده در دلت باشم
 بدون تو سرای دل بیابانیست نازیبا
شکافتم سینه را یا که شکیبم با همه غصه

ادامه مطلب  

شهر خالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی  

بعد از مدتها خانه مان خالی شده است
دیشب سجاد اینجا بود
و امشب مهدی خواهد بود
یک زمانی ما سه نفر خیلی باهم وقت میگذراندیم
ولی حالا من باید تکی تکی با اینها بپرم
حالبهمزن ترین قسمت ماجرا این است که هر دفعه این ها را میبینم سراغ یکدیگر را میگیرند.
من اگر جای هر کدامشان بودم حتی اسم آن یکی را هم جلوی مصطفی نمی آوردم.
 
امشب سجاد بی نهایت بیکار و تنهاست. و به گفته خودش حوصله اش سر می رود 
ولی چون مهدی می آید، نمیخواهد به خانه ما بیاید و ترجیح میدهد تن

ادامه مطلب  

سفر بهاری  

فصل بهار سال گذشته به ده زدیم
 قلاب  چترمان به پر آشنا گرفت
یک خانه بود و چند بز و ..کل هستیش
این هم عموی ما که جوانی قضا  گرفت
از بس که آب کشیده به زیر برف
پرچین دور باغ کمی  بوی نا  گرفت  
قدری مریض بود و سرش تیر میکشید
امروز همسرش ز حکیمی دعا گرفت
کشتند عصر مرغک سر قرمز سفید
امشب خروس در غم مرغش عزا گرفت
باران گرفت ،سیل شد و نرده ها شکست
یک رهگذر به کوشه عزلت وبا گرفت
جد بزرگ من که به عمرش رشید بود
از دردپا ، دوباره به دستش عصا گرفت
گاوش مریض ش

ادامه مطلب  

دلهره  

تاریخ و تقویم از دستم در رفته بود
امشب فهميدم که امروز چهارشنبه س
فقط فردا رو وقت دارم برای سردوزو جادکمه زدن
با مربیم هماهنگ کردم گفت شنبه بیار
دعا کنین تنها دوستم بتونه کمکم کنه وگرنه من جمعه چی بپوشم
یکماه پیش برش زدما
یکماهه که میخوام برم سردوز بزنم
اخرشم اینجوری گیر افتادم به دعای خیرتون نیاز دارم

ادامه مطلب  

دلهره  

تاریخ و تقویم از دستم در رفته بود
امشب فهميدم که امروز چهارشنبه س
فقط فردا رو وقت دارم برای سردوزو جادکمه زدن
با مربیم هماهنگ کردم گفت شنبه بیار
دعا کنین تنها دوستم بتونه کمکم کنه وگرنه من جمعه چی بپوشم
یکماه پیش برش زدما
یکماهه که میخوام برم سردوز بزنم
اخرشم اینجوری گیر افتادم به دعای خیرتون نیاز دارم

ادامه مطلب  

 

اسمونم امشب ابری شد:)
همیم الان داره بارون شرو میشع
میبینی؟
آسمونم دارع گریه میکنع ب حال و روزمون؟
چرا ما لایق یذره خوشحالی نیسیم؟
میگم نکنه مارو خدا نیافریدع
کفر نمیگما عخه 
مگه نمیگن خدا همیشه جای حق نشسته؟
ایام چرتی رو تموم کردیم
تابستون
مزخرف ترین تایم سالمون
کاش همین اول سالی گند نخورع تو باهم بودنمون
خستم و خسته ای
دلگیرم و دلگیری
عصبیم و عصبیی
خوبم و خوبی:)[بیخیالیم]
چی میشد ب جای اینا 
الان با ی اهنگ ملایم
و ی لیوان قهوه تلخ تلخخخ
بات

ادامه مطلب  

31: از تمومِ دلتنگی‌ها و وابستگی‌ها.  

عادت کردم بهت. عادت کردم به این لیت نایت کانورسیشنا و این حرفایِ ساعت دو و سه‌یِ نصفه شبی که تمومی ندارن. عادت کردم که امشب خوابم نمی‌بره. عادت کردم به آهنگایی که می‌فرستی برام. به لحنِ همیشه خونسردت. عادت کردم بهت و خب فکر نکنم این چیزِ خوبی باشه. چیزِ خوبی نیست که امشب که نیستی، من هنوز بیدارم و دارم دنبالت می‌گردم بینِ نبودنت. چیزِ خوبی نیست که وقتایی که نیستی اینجوری از تهِ دل و واقعی دلتنگت می‌شم. یه جوری که حس می‌کنم هیچ‌وقت اونجوری د

ادامه مطلب  

خوب شد  

راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بند به گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگ و میش چشم آهویت مرا من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخوانی به گیسویت مرا زخمها زد راه بر جانم ولی زخم عشق آورده تا کوی ات مرا خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد

ادامه مطلب  

از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام  

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام...
از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ا

ادامه مطلب  

202  

امشب خونه بیتا دعوت بودیم ..از وقتی بچه هاش ازدواج کردن خونشون خلوت شده
شام خوردم اومدم مادرم  و شیده هم هنو اونجان
احساس می کنم پر شدم از کرم اما نمی دونم کجا بریزم :)))
فردا صب یه جایی کار دارم حتما باس برم
بعدشم احتمال زیاد مادرو شیده رو ببرم فشم بچه ها هم هستن

ادامه مطلب  

441  

امشب رفته بودم هیئت.. بعد داشتم با کناریم حرف  و می خندیدم و یهو دیدم مامان دوستم که تابستون پارسال فوت شد داره نگام میکنه.. پر حسرت... بعد حواسم بود هی هر چن دقه نیگام میکنه و خیره میشه و میره تو فکر...نمیدونین چی تو دلم گذشت.. دوست قشنگم جوون مرگ شد.. چی می کشه الان مامانش...

ادامه مطلب  

 

هراسهای بیهوده
تا بوده همین بوده
هفتم اکتوبر 2018، 15 مهررررررررر .
باز هم خرافاتی نشده ام اما نمینویسم که چه شد امشب که باز هم این تاریخ ها دست از سر من برنمیدارند به یاد 7 اکتوبر 2014 و 2015.
 
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبرب
#ابوسعید

ادامه مطلب  

آشتی کنون  

اومد... بلاخره اومد... با یه شاخه گل رز... با هم حرف زدیم و هرچی تو دلم بود بهش گفتم...عذرخواهی کرد و منو بوسید... بعدشم باهم رفتیم تمرین رانندگی... فکرشم نمیکرد انقد پیشرفت کرده باشم... امشب حسابی همه چی رو از دلم دراورد...خدارو شکر این کابوس پنج روزه هم تموم شد...

ادامه مطلب  

I wanna be more than a fool in love  

یکی از سوالات شب جمعه‌ای :))
چی میشد اگه موقع آخرین دیدارش وقتی داشت لبخند میزد غرق میشدم تو دنیای پشت چشماش؟؟؟
+پشت هر چشمی یه دنیای دیگه با موجودات خاص هست... هر آدمی خدای پشت دنیای چشمشه... همانا بازگشت همه به سوی چشم توست...
ولی نه مستم، نه چتم... حتی غمگین هم نیستم ... هیچ‌ چیزی نیستم امشب:)))

ادامه مطلب  

208  

فردا صب باس برم  ازمایش بعدم دکتر.حسش نیس اما به مامان قول دادم
فردا باس بخاریارو هم بشورم و اکی کنم هوا سرد میشه
منم که بدعادت و همیشه لخت و بدون پتو می خوابم
دیگه مامان هم نی بیاد پتو بندازه روم :(
بعد ده شب بالشتم رسید دستم امشب با بالشتم می خوابم
این چند روز شیده گیرداده بود به بالشتم همش زیر سرش بود

ادامه مطلب  

تو حق نداری بعد از این دست مرا رها کنی  

 
نصف این دلتنگیام برا خوابایی که میبینم؛ ذهن خلاق و علافم جوری همه چيزو خوشگل کنار هم میچینه هرکی باشه دلش میخواد خب
تازه یه مدتی هست خواب وحشتناک ندیدم! یعنی داره اثر میکنه بعد از این همه سال؟
+تمام من برای تو؛ تویی که جان من شدی؛ ز عشق تو چه بیقرارم..

ادامه مطلب  

عکس پروفایل و فرم  

امروز رقتیم آزمایشگاه و با میکروسکوپ و فرم عکس گرفتم خییلی شیک و رفتم گذاشتم پروفایل و الان سیل عظیمی از پیام ها سرازیر شده که پروفایلت ناابود کنندست و ایییی جوووووون و بخلمت ...خخخخخ و از این دست پیام ها :))
کلا یکی از آرزو هام امشب به واقعیت پیوست ..اونم عکس با فرم و گذاشتن تو پروفایل با اینکه آرزوم بود تو یه پرستیژ دیگ بودم ولی بازم شکررر...
:)

ادامه مطلب  

عنوان ندارد  

میدانی! خیلی وقت است دیگر به چیزی عمیق فکر نمیکنم 
شاید به خاطر این است که انقدر همه چیز را از زندگیم دور ریخته ام که دیگر نیازی به فکر کردن ندارم
"گلوله ای از گردنم عبور می کند" و من به پرواز دسته جمعی پرنده های مهاجر
غبطه خورم ، آخر میدانی هیچ چیز مرا به وجد نمی آورد الا این که بیایی و بگویی که " آماده ای؟ قرار است امشب تو را به پرواز جانانه ای دعوت کنم"

ادامه مطلب  

یه بشه ی کوشولو نبود؟ :|  

دیشب که تو اون سرما رو اون نیمکتِ چوبیِ نیم دایره، رو به میدون نشسته بودیم، گفتش که امیر گفته داره دیوونه تر میشه! و البته اینم گفته که تیرانو زنِ زندگیه. و بعد با خنده گفت آخه تو زن زندگیی؟ حالا من نمدونم زن زندگی دقیقا چیه اما از همون دیشب فکر کردم واقعا بهم نمیاد؟ ولی امشب که یک ساعت با این سردرد وحشتناک پیش آرشای پنج ساله گریون نشستم رو پله های پروما تا مامانش بیاد و پیداش کنه و برای اینکه گریه نکنه کلی دلقک بازی دراوردم فهميدم چقدر میتونم

ادامه مطلب  

بوسه  

 
ﻳﻪ مقاله ای ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ی ﺑﻮﺳﻪ.ﻓﺮﮔﺸﺖ ﻃﻮﺭ. چند وقت پیشا می خوندم . ﺭﺩﺷﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ و تهش به این نتیجه رسیده بود ﻛﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺷﻴﻪ ﺗﻮ ﺣﻴﻮاﻧﺎﺕ ﻭاﺳﻪ ﻏﺬا ﺩاﺩﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ. ﻣﺜﻞ گنجشک ها. ﭘﺎﻳﻪ اﺵ ﺭﻭ اﻋﺘﻤﺎﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻦ اﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﻏﺬا ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ . امشب که بوسیدن فکر می کردم یادش افتادم .

ادامه مطلب  

256  

اصلا دوست نداشتم امشب تموم بشه.میدونم چرا ولی حس نوشتنشو ندارم!
برنامه‌ مو نوشتم و بهش بسی پایبندم.امیدوارم اونی که می‌خوام بشه.بهرحال،من چیزیو بدون زحمت نخواستم و نمیخوام. میدونم که روز خوب منم میاد.دیر و زود داره، سوخت و سوز هم داره ولی بالاخره میاد روزِ من!
خدا گواه می‌باشد به من :))
حافظ میگه:
در اندرون منِ خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست!
 
اره،من باید دور بشم تا نزدیک بشم!
 
فعلا

ادامه مطلب  

 

من خوبم
خوب تر از همیشه
آدم وقتی چیزی یاد میگیره
وقتی چیزی می فهمه
خوش حال میشه
من یاد گرفتم
من فهميدم
تو مدت کم
تو دو ماه کلی چیز جدید فهميدم
پس خوبم
پس خوشحالم
خوش حال تر از شما ها که نمی دونید
فقط یه چیزی رو نمیدونم
چرا خوابم نمیبره:)
                              3:58AM
 

ادامه مطلب  

...  

یه روزایی میشه زندگی بهت فرصت نفس کشیدن نمیده ...
این مدت انقد بهم سخت گذشت ک حس خفگی دارم واقا...
نمیتونم حسمو توصیف کنم اصلا ...
 همه چیز واسم بی معنی شده انگار....
صبح زود با بغض بیدار شدم و دیگم خوابم نبرد...
ساعتها تو تختم عصبی طور ازین پهلو ب اون پهلو میشدم...
و به این فکر میکردم ک انگار کل دنیا علیه من شده اصن ...
همه چیز دست به دست هم داده تا زندگی من بی مفهوم ترو مسخره تر و گندتر بشه....
دلم میخواد همه چيزو تغییر بدم ولی قدرتشو ندارم واقعا ...
اصلا دی

ادامه مطلب  

تعیین تکلیف نوشت  

امشب تکلیفم مشخص شد...طلاق
گف نمیتونه خودشو تغییر بده...گف نمیشه...منو نخواست...گف تو خوبی ولی گذشته رو من اثر گذاشته و من نمیتونم درست کنم رفتارمو
امیدوارم روزی به ارامش برسم...خدایا کمکم کن...ازت صبر و ارامش میخوام
کمکم کن تنها زندگی کردنو یاد بگیرم
کمکم کن ارزوهای بر باد رفتمو فراموش کنم
بجه ای که دوست داشتم داشته باشمو بغل بگیرمو یادم بره
ای خداااااا دلم خونه خودت کمکم کن
 

ادامه مطلب  

لیلا شو تا دلواپست باشم....  

امشب عجب آرامشی دارم باشی کنارم دلخوشی دارم لیلا شو تا دلواپست باشم مجنون شوم تنها کست باشم در این هوای ناب بارانی این ساحلو حالی که میدانی گیسو پریشان کن که بی تابم جهانم را برقصانی دریا دریا مرا ببین چه حالیم ای یار یار کنارتو همیشه عالیم وای از عطر و امشب عجب آرامشی دارم باشی کنارم دلخوشی دارم لیلا شو تا دلواپست باشم
دانلود آهنگ دریا از ایهام مجنون شوم تنها کست باشم در این هوای ناب بارانی این ساحلو حالی که میدانی گیسو پریشان کن که بی تابم

ادامه مطلب  

خاطره  

اقایی ببین چی پیدا کردم
اینو دقیقا پارسال همچین وقتایی نوشته بودم ... نمیدونم چرا تا یهوو دیدمش گریم گرفت 
 
...................
باید بنویسم...
 
امشب داشتم مختارنانه رو میدیدم ...همیشه شجاعت،با فکرو محکم حرف زدن  ادما واسم جذابیت داشت و فیلم مختار پر از این دیالوگایی دوس داشتنی بود که ادم میتونست بشینه و روش فکر کنه...
مخصوصا جاهایی که از صحنه عاشوراعه و یارای امام دونه دونه میرن به جنگ طلبی...چقدر اون مخکم حرف زدنشون خواستنیه..
امشب یجای فیلم،مختار قبل

ادامه مطلب  

دلنوشته 3  

سلام دوستای خوبم
امیدوارم حالتون خوب باشه
امشب میخوام از حال امروزم بگم..
واقعا خیلی سخته دلتنگ کسی باشی که میدونی دیگه نیستش...
میدونی هر چه هم منتظر بازگشتش باشی بازم برنمیگرده...
میدونی در حقش بدی نکردی،و نمیدونی تاوان چه چیزی رو داری میدی..
سخته وقتی کل روز تو بیادشی و هر لحظه گوشیمو چک میکنی که شاید یه پیامی بهت داده باشید..واقعا سخته

ادامه مطلب  

بروم يا نروم ؟؟  

آخیش برگشت :))
امشب در كمال شجاعت تنها تو خونه میمونم و باهاشون نمیرم
درس دارم درس
اگه خدایی نكرده خدایی نكرده مجبورم كردن كه برم كوله پشتیمو پر میكنم از كتاب تستام
میشینم وسط جمع و شروع میكنم تست میزنم
این خط این نشون *_*
....
امروز آبجی یه صدای ضبط شده از بچگیامو پیدا كرد تو گوشی مامان و باهم گوش دادیم
پنج سالم بوده و شعر میخوندم
بعدا میزارم رو وب كه بمونه چون ممكنه یروزی حذف بشه و
من نمیخوام همچین چیز مهمی رو از دست بدم
حتی میگن بابا تا چند سال آ

ادامه مطلب  

پست شماره ی بیست و دو  

وقتی گریه ام میگیره هنوز امیدوار میشم که جون دارم اما تو همیشه امیدی وقتی اخرین بار گریه کردم تو اینجا بودی نمیدونم با تو حال و هوای امشب چه رنگیه هنوز هم کم حرف میزنی هنوز تو چشمهات عشقه هنوزم هم ماتی از گذشته بگو از روز های خوب بگو از عبور لحظه ها بگو که هر دم اتیش میزنن به دلم هنوزم چشمهات خیس و نمناک اینجوری بغض نکن به خدا نگاه تو ارزش داره ...

ادامه مطلب  

فوت یکی از آشنایان  

یکی از آدم هایی که من میشناسش .... دخترش فوت کرده .  مثل اینکه سرعتش زیاد بوده توی اتوبان میزنه به گارد و فوت میکنه. چیز زیادی از دختره و تصادف و حتی اسمش رو هم نمیدونم.  فقط خانوادش رو میشناسم.  واقعا متاسف شدم. نمیدونم الان خانوادش چه حسی دارن.  مطمنم خیلی ناراحت هستن ولی اینکه چه حس و حالی دارن رو نمیدونم.  
امروز و امشب خیلی به یادشان بودم.  خیلی متاسف شدم

ادامه مطلب  

شبی در کلبه با احساسات مختلف  

امشب هم سریع رفتیم کلبه.البته پس از کلاس بانو. بانویمان همیشه دیر می کنه و انتظار داره که بقیه کارها سروقت انجام بشه.
البته براش تولد مبارکی هم گرفته بودند.
خلاصه که بانویمان اومد دنبالمون و رفتیم سمت کلبه. دل تو دلمون نبود که ببینیم آیا همسایه و بنای محترم کاری کردند یا نه؟
رسیدیم و دیدم که بله آثار کارشون هست. کمی مشغول تمیز کاری و اینا شدیم و ساعت نزدیک نه شد.
اونجوری که گقته بود درست نکرده بود ولی خب بهتر از وضعیت قبلی بود
از مسجد محل صدای ن

ادامه مطلب  

نمیدونم تصمیمش چیه  

امشب هم حمید خونه نیومد نمیدونم چه تصمیمی میخواد بگیره خودمو زدم به بی خیالی ولی تو دلم آشوبه...واسه خودم دلم میسوزه که بخاطر یه اشتباه کوچیک اینجوری بزرگ محاکمه میشم....اگه خودم از زندگیش میرفتم بیرون اینقدر خورد نمیشدم احساس میکنم میخواد منو از زندگیش بندازه بیرون...حمید خیلی منو دوست داشت باورم نمیشه چندشب منو بحال خودم بذاره و ازم بیخبر باشه...

ادامه مطلب  

پیروزی الاهلی در حضور نود دقیقه ای خانزاده و ابراهیمی  

رویارویی امشب (شنبه) تیم های العربی و الاهلی در هفته نهم لیگ ستارگان قطر با پیروزی 3 بر صفر الاهلی پایان یافت. علی قادری (5)، دی یونگ (22 - پنالتی) و محسن متولی (37) زننده 3 گل تیم الاهلی بودند.
امید ابراهیمی و محمدرضا خانزاده در ترکیب اصلی تیم الاهلی دوحه برابر العربی بازی کردند.
تیم الاهلی با شکست العربی 12 امتیازی شد و با 2 پله صعود در رده ششم جدول 12 تیمی لیگ ستارگان قطر قرار گرفت

ادامه مطلب  

 

بابا دعوام کرد... گفت اگه یه بار دیگه همچین چیزی پیش بیاد و تو عصبانی بشی یا استرس داشته باشی دیگه اجازه نمیدم بدی مدرسه یا کلاس... گفت پولش هم اصلا مهم نیست و پس هم نمی گیره. و من فقط گفتم ببخشید و به اتاقم پناه بردم. یاد شب های عید افتادم که پای مامان بزرگ شکسته بود و من بیشتر عید پیشش بودم. اون شب ها مامان بزرگ برام چیزهایی تعریف کرد که نمی دونستم.می‌گفت شب هایی که تو و مامانت بیمارستان بودید و دیگه دکتر نمی دونست چه کار کنه و تشخیصش سرطان بود،ب

ادامه مطلب  

زنجیره های احساسم...371  

دلمشغولی آدم ها متفاوت;یکی نگران از مد افتادن رنگ موهاشه، یکی دیگه نگران اینه امشب غذا چی بخوره یکی م نگران مادر نشدنش ;منم نگران مادرم که با این وضع نتونسته  کنار بیاد...همیشه دعا میکردم که من قبل از عزیرانم صعود کنم به بغل خدا...ولی چه کنم
که زجرهایم تمامی ندارند؟!
از داشته هاتون لذت ببرید انقدر از خدا شکایت نکنید که چرا ماشین فلان مدل ندارید چرا خونتون تو فرشته نیست;چرا پدرتون وزیر نیست ;چرا مادرتون دکتر نیست;انقدر حسرت نخورید:)
با خودت هم هس

ادامه مطلب  

شما هم دعوتید  

امشب حدیث کسا می خونیم و متوسل می شیم به پنج تن آل عبا، اگه دوست داشتین همراهی کنین بسم الله...
خواندن دعای حدیث كسا، یك رسم خاص دارد و آن هم دسته‌جمعی خواندن آن است : 

ادامه مطلب  

"مردم جوگیر زمانه"  

به یکباره با یک جو حمله ور میشوند و صف میکشند که ارز خارجی بخرند.و مجددا" با یک
جو دیگر هجوم می آورند که ارز بفروشند.اول برای سود بیشتر دوم برای ضرر کمتر.در یک
نگاه شاید کار منطقی و اقتصادی باشد،ولی در نگاه اقتصادی یک خودکشی اقتصادیست
که ضررش هم برای خودش و هم جامعه است.اگر فقط ضرر متوجه خودش باشد عیبی
نیست ولی جماعتی را با مبتلا به گرانی و سردرگمی میکند. واین وسط دلالهای شخصی
و دولتی بیشترین منفعت را میبرند.آنجا که ارز را به چند برابر قیمت میف

ادامه مطلب  

تانیای عشق  

امشب تانیا جونم اومد خونمون . قرار بود بیاد خونمون اما مامان بابام رفتن خرید و من فکر نمیکردم بیارنش اما یهو مامانم اینا اومدن و منو صدا زدن و من رفتم دیدم واااای کیانا و تانیا اومدنننن . تانیا از ماشین پیاده شد با اون کاپشن صورتیش اومد و داشت میخندید منم چشمام قلبی شد و رفتم بغلش کردم. 
+بهش میگم شکمت کو؟ قشنگ نشون میده میگه اینه. 
+رفته فروشگاه برای خودش خرید کرده چیپس و پفک برداشته ،سه دست براش باز کردیم بخوره قشنگ خودش خورد و به بابامم داد.
+

ادامه مطلب  

تانیای عشق  

امشب تانیا جونم اومد خونمون . قرار بود بیاد خونمون اما مامان بابام رفتن خرید و من فکر نمیکردم بیارنش اما یهو مامانم اینا اومدن و منو صدا زدن و من رفتم دیدم واااای کیانا و تانیا اومدنننن . تانیا از ماشین پیاده شد با اون کاپشن صورتیش اومد و داشت میخندید منم چشمام قلبی شد و رفتم بغلش کردم. 
+بهش میگم شکمت کو؟ قشنگ نشون میده میگه اینه. 
+رفته فروشگاه برای خودش خرید کرده چیپس و پفک برداشته ،سه دست براش باز کردیم بخوره قشنگ خودش خورد و به بابامم داد.
+

ادامه مطلب  

دومین ماه  

به امید خدا ادامه دارد...
دو ماه شد و امروز ۲۳ ام و واقعا چقدر خوشحالم ! 


+
  
دقیقا امشب که حال من  خراب است و  فردا صبح خیلی زود باید تو بیمارستان پیش پدر باشم خوابم نمیبره :|
خدایا یا کاری کن بخوابم یا لطفاً حالمو خوب کن ! 

ادامه مطلب  

جذابیت  

هیچ وقت دوس ندارم به چندتا مرد فکرکنم. یا یکی یا هیچ. سیستم تک پری یا تنها .... دوس دارم همه مردا رو از ذهنم پاک کنم....  اصلا مردا برام جذابیتی ندارن.  اگه خودم برای مردی جذابیت داشتم ، اونوقت رو اون مرد فکرمیکنم. شبا حس قشنگی میده... ماه درمیاد که چی بشه ؟  میخواد عزیز کی بشه؟ ماه درمیاد چیکار کنه؟ باز آسمونُ تار کنه نمیدونه تو هستی.  به جای اون نشستی. نمیدونه تو ماه ای... تو که رفیق راهی من دریا رو خیلی دوست دارم. رودخونه رو. خیلی حس خوبیه که شما

ادامه مطلب  

26....;))  

دانشگامون میبره کربلا ویژه اربعین ویژه برادران هم هس...
منم دلم میخواد برم اونم پیاده روی ولی خب سعادت ندارم...امشب به رفتارام کارام فکر کردم...بعضی جاها کم گذاشتم از اقا خجالت کشیدم...از این به بعد بیشتر حواسمو جمع میکنم...
ولی خب دلم کربلا میخواد...دلم میخواد اولین کربلایی که میرم همراه اقامون برم...نمیدونم یهو به دلم افتاد این جوری دعا کنم....:))
خوشبحال اونایی که عازم حرکت اند...واقعا بهشون غبطه میخورم...
السلام علی حسین و علی علی ابن الحسین و علی

ادامه مطلب  

خواهرم موقعیتت .....  

امشب رفتم سر مزار شهدای گمنام زیارت عاشورا بخونم خلاصه جای همگی خالی خیلی باصفا بود فقط چندتا خانم موقعیت نشناس اومده بودن بلند بلند تعریف می کردن و می خندیدن از ماهی شکم پر تا چقدر دل پاکی داره و چقدر عروس خوبیه گفت و گفت و دیگران فیض بردن که نزدیک بود فیض دونم پاره بشه برم سراغشون آخه تو این شبا تو همچین مکانی همچین صحبتایی باید بشه تورو خدا موقعیت شناسی هم خوب چیزیه
پ.ن:این شبا داره مثل باد میگذره، نمیدونم چرا هر چی بزرگتر می شیم زمان تند ت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >