بارون ...  

بارون داره هدر میشه بیا با من قدم بزندلم داره پر میزنه واسه تو و قدم زدنوقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه بازنمیدونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ میشه بازبارون هواتو داره رنگ چشاتو دارهقدم زدن تو بارونبا تو چه حالی دارهدلم هواتو دارهبارون هواتو داره رنگ چشاتو دارهقدم زدن تو بارونباتو چه حالی دارهدلم هواتو داره
نیستی خودت کنارم و صدات همش تو گوشمهبارونیه قشنگی که هدیه دادی رو دوشمهبارون حواسش به توئه اونم دلش پر میزنهبجای من با قطره هاش رو ش

ادامه مطلب  

کیمیا  

این تغییر فاز من و کیمیا داره دیوونم میکنه. نمیدونم چیکار کنم. انگار که قلبم رو از توی سینه‌م دراوردن و جلوی چشمم دارن آتش میزنن و کاری از من برنمیاد.
قلب چیه اصلا! انگار تمام خاطراتمون رو با جوهری نوشتیم که الان آب داره اون جوهر رو میشوره و میبره.

ادامه مطلب  

مادر من, مادر من, تو یاری و یاور من...  

ساعت 1و 20 دقیقه شبه و من دارم سبزی هایی که عصر شستم و تو یخچال گذاشتم آبش بره, رو مرتب میکنم...به خودم نگاه میکنم ...چقد شبیه مامانم.. قبل از خواب همیشه آشپزخونه و یخچالو چک میکنه...چقد خوب بود وقتی با خیال راحت میدونستیم یه بزرگتر الان داره واسمون غذا حاضر میکنه, یه بزرگتر الان واسمون از نونوایی نون داغ میاره, یه بزرگتر مارو میبره گردش... یه بزرگتر...چه پشت گرمی محکمی...حالا نوبت ماست که بشیم اون"یه بزرگتر"...چه نخواستنی... کاش میشد همیشه بچه بمونیم و د

ادامه مطلب  

سگ و گربه  

یه مثل یا شاسدم حکایت قدیمی هست در مورد سگ و گربه و صفتهای این دوتا
 
میگن وقتی که ولی سگ (صاحب و دوسدارش)، بهش حسابی محبت میکنه و غذا میده، سگ با خودش میگه، این خیلی منو دوس داره، این یا خدای منه یا عاشق منه
 
ولی وقتی صاحب و دوسدار گربه خیلی بهش محبت کنه، گربه با خودش میگه، این خیلی منو دوس داره که این همه بهم محبت میکنه، حتما من خدای اونم که این همه دوستم داره 
 
حکایت آدمایی که بهشون عشق میورزیم.. پاسخ قلبشون یکی از این دو صفته
تو خود بخوان حدی

ادامه مطلب  

مردم مرور زمان هستند  

خب خدا بیامرز حجت میگفت:
مردم مرور زمان هستن
خب دلایلیم داشت
البته بی جاام نمیگفت فقط کافیه یکم به تاریخ دقت کنیم
به اتفاقاتی که برای بشریت افتاد تا به اینجا برسه
و خیلی از اون موارد که بازم داره برای ما تکرار میشه
اصلا میشه راجب همین چندین سال عمر خودمون صحبت کنیم
و زیادم به اون گذشته ها نریم
اصلا بنده خدای میگفت:
تا وقتی از اتفاقات زندگیت درس نگیری همینطوری برات تکرار میشه
 
البته جا داره راجب این موضوع بحث های زیادی بشه
چون پیچیدگی خاص خود

ادامه مطلب  

باید به دونسته ها عمل کرد  

بازم این فکر سراغم اومد
که چرا من و راه دادین کربلا
و در مقابل یه فکر دیگه ای در جواب به ذهنم اومد
اونم اینکه شاید من و راه دادین
تا کنایه ای باشه برای دیگران
یا شایدم فقط به عنوان سیاهی لشگر
توی این لشگر اربعینی
در کل اینکه داییم گفت:
کربلا رفتن مهم نیست
نگهداشتنش مهم
که ما تا همین الانش زیاد موفق نبودیم
ولی به دور از همه این حرفا
کربلا به جاذبه دیگه ای داره
و غم امام حسین علیه السلام یه نمک دیگه ای داره

ادامه مطلب  

باید به دونسته ها عمل کرد  

بازم این فکر سراغم اومد
که چرا من و راه دادین کربلا
و در مقابل یه فکر دیگه ای در جواب به ذهنم اومد
اونم اینکه شاید من و راه دادین
تا کنایه ای باشه برای دیگران
یا شایدم فقط به عنوان سیاهی لشگر
توی این لشگر اربعینی
در کل اینکه داییم گفت:
کربلا رفتن راحت 
کربلایی موندن سخت
که ما تا همین الانش زیاد موفق نبودیم
ولی به دور از همه این حرفا
کربلا یه جاذبه دیگه ای داره
و غم امام حسین علیه السلام یه نمک دیگه ای داره
السلام و علیک یا اهل البیت نبوت

ادامه مطلب  

حمید. عسکری  

از. زندگی حمید عسکری;یادمه تو دورهمی صراحتا اعلام کرد که بله عاشق شدم.
خیلیا نمیگن عاشق شدم و عاشق کی.حتی وقتی طرف هسرش کنارشه هم با اکراه میگه عاشقش شدم!
 حمید عسکری اما همه جا با افتخار اعلام میکنه عاااشق همسرمم!! .همسرش نه دماغشو عمل کرده نه لباش پروتزه و نه زیبایی اسطوره ای داره.یه چهره معمولی بنظرم داره.اما بنظرم خیلی خیلی خوشیخته که همسرش اینچنین عاشقانه دوستش داره.اونم همسری که خواننده ست و چنین خواننده تاپی هست.
 ماجرای آشنایی با همسر

ادامه مطلب  

زندگی داره باز جذابیتشو نشون میده  

خب فکر کنم یکم زندگیم داره باز به حالت جذاب خودش برمیگرده
البته نگذریم از این موضوع که هنوز کار پیدا نکردم همچنان با کار اینترنتی سپری میکنم روزگارو
ولی خب وقتی صحبت آشنایی با شخص جدیدی پیش میاد زندگی روی دیگشو بهت نشون میده :) امیدوارم بتونم که کاری پیدا کنم هدف هایی رو که براش برنامه ریزی تعیین کردم برسم ، تمام کارهایی که باید انجام بشه رو روی کاغذ آوردم ولی اگه کار خوب پیدا نشه در حد نوشتست...
خدا همیشه تو هر شرایطی منو کمک کرده امیدوارم یه

ادامه مطلب  

دلتنگی...  

دلم تنگ شده. برا مامانم برا بابام .برا خونمون . برا شهرمون برا با خواهر بودنم.... کل وجودم پر از دلتنگیه. دستام ، وقتی مینویسم ؛ پاهام وقتی راه میرم. روحم وقتی نماز میخونم. ذهنم وقتی درس میخونم.... شاید خوب باشه. حاصل از حس خوب و با ارزش دوست داشتن. 
نمیدونم... آیا زندگی برای ما آرامشی خواهد داشت؟؟ وقتی نمیدونی اینجا چیکار میکنی. وقتی نمیدونی این دلتنگی ارزشش رو داره یا نه؟وقتی نه چیزی شدی که خودت میخوای نه اون چیزی که بقیه میخوان. تا کی باید تلاش کر

ادامه مطلب  

حسرت!  

همیشه،
دلم سوخته وقتی شام و ناهار کسی رو، زمانی میخورم که طرف، خودش نیست!
چقدر موقعیت ها که طرف به زنده بودنش، میتونه فک و فامیل رو جمع کنه و، یک پرس هم خودش بخوره!
منتهی،
کدورتها...
منیت ها...
سرخوش به زمان حال بودن و، فراموش کردن شکاف تنگی که به پهلو، ادم رو میتپونند توش و ، اونقدر روش خاک میریزند که بخواد هم نمیتونه فرار کنه...
حیف موقعیت ها!
حیف فرصتهایی که رو تخت بیمارستان ، با حسرت بهشون فکر میکنیم و، در اوج ناتوانی، میگیم اگه ازین تخت خلاص ش

ادامه مطلب  

دی جی کلک  

اینو اگه نمیگفتم میترکیدم
یه عزیزی که میخواستن کمک کنن واسه زلزله زده ها پول دادن که ما چراغ قوه بخریم 
و ما هم رفتیم و دو مدل خریداری کردیم یه مدل برای توی چادر و یه مدل برای قضای حاجت شبانه اون بندگان خدای چادر نشینمون
البته این دقیقا عین سفارشی بود که جوون کردی که روستاشون کنار کوه بود و از ترس ریزش کوه تو بیابون چادر زده بودن بهم گفت
خلاصه یه مدلش فانوسی بود و یه مدل دیگش ساخت شرکت پارس شهاب 
حالا امشب اون مدلی رو که ما از عمده فروش خریدیم 1

ادامه مطلب  

خسته ام  

بعد نوشت : خستگیم تقصیر آرشیو نیستا ، سوتفاهم نشه . کلا خسته ام همش نمیدونم چرا ....سه چهارروزه دارم آرشیو یکی از دوستان رو میخونم ، شبا تا ۴-۵ صبح بیدارم ازونور تا ۱ظهر میخابم . این چندروز ک خونه بابا بودم ظهرا انقد بنیامین اومد بالاسر گفت خاله پاشو خاله خوابی خاله بیدارشو ک از رو رفتم و پاشدم :) دورش بگردم دوست داره همه بیدار باشن و دورهم ، وقتی یکی میره تو اتاق میاد سراغش میگه بیا بیرون خوابی پاشو . اناقو فقط برای خواب دوس داره . از دیشب ندیدمش د

ادامه مطلب  

برخورد شهاب سنگ با زمین شایعه است  

سیناپرس: به تازگی شایعه ای جدید اما تکراری در دنیای
مجازی منتشر شده است که بر اساس آن زمین در تاریخ 12 بهمن بر اثر برخورد یک
شهاب سنگ از بین خواهد رفت. در این یادداشت به بررسی این شایعه و داستان
واقعی موجود در پشت آن می پردازیم. طی روزهای گذشته در فضای مجازی خبری منتشر شده است که بر اساس آن قرار است یک شهاب سنگ با نام NT7-2002
در اولین روز ماه فوریه سال 2018 میلادی برابر با بهمن ماه سال جاری به
زمین برخورد کرده و این موضوع منجر به نابودی حیات در کره ز

ادامه مطلب  

اوضاع مخرف  

مثل این فیلمای تخیلی که از آدما یه نیرویی خارج میشه از من داره تنفر خارج میشه ، با همه عین سگ رفتار میکنم. انگار تنفر از خودم داره بخش میشه تبدیل میشه به تنفر از همه...اصلا حتی از صدای غذا خوردن و نفس کشیدن بقیه دارم بالا میارم.امروز رفته بودم شهرکتاب اینقدر شلوغ بود اصلا دیوونه شدم نمیتونستم این همه آدمو تحمل کنم.
هر روز خدا که پا میشم‌ یه احساس گناه وحشتناک رو سینمه همش از خودم میپرسم تو خونه چیکار میکنی لعنتی؟ بزدل بودن و احمق بودنمو هی به ر

ادامه مطلب  

کسی دستش بهم نرسه، از زندگی و هست و نیستم مطلع نشه که مرده ام یا زنده ام  

تلگرام نصب کردم رو کامپیوترم که اخبار مربوط به من که ش   همیشه به ایمیلم فوروارد می کرد اول به دست خودم برسه. به محض نصب کردنش، سر و کله فامیل، بچه های کلاس عرفان، هکلاسی هام و یک ناشناس با یک سلام که پاسخ ندادم پیدا شد. با استیکرهای گل و خوش آمدی و این حرف ها. وقتی ب ه ر ا د نوشت خوشحال شدم دیدمت متوجه شدم عکسی که برای پروفایلم انتخاب کردم رو خودش انداخته. دو سال پیش بهم گفت بیا با هم ازدواج کنیم. تو پارک پشت خونه مون. ما حتی با هم دوست دختر دوست پس

ادامه مطلب  

RAW  

این فیلم به کارگردانی ژولیا دوکورنو تو سال 2016 ساخته شده که تو جشنواره کن هم متنقدا خیلی تحسینش کردن ولی ری اکشن مردم خیلی متفاوت بود. ژانر فیلم ترسناکه و صحنه های خشن و وحشی خیلی داره ، مثل اینکه بعضیا ام موقع دیدن فیلم غش کردن و اینا :)) حالا اینا مهم نیست.
داستان فیلم درمورد آدم خواریه ولی به قول خود کارگردان صرفا در مورد آدم خواری نیست یعنی قرار نیست که شما فیلمو ببینید و همه چیز براتون آسون باشه.قرار روتون تاثیر بذاره و فکرتونو مشغول کنه. دا

ادامه مطلب  

فقط بچه‌ها ماربرو می‌کشن :)  

مریم: لیلی تو می‌دونی کدوم سیگاره که بو نداره؟من: نه راستش. تخصصی تو سیگارا ندارم. خیلی بخوام صادقانه بگم اصلا واسم مهم نیست. من که نمی‌کشم بوش واسم مهم باشه یا نه.مریم: آها......(احتمالا یه سال بعد :)) )من:‌ ماربرو...مریم: چی؟      سیگار؟من: یه بار ازم پرسیده بودی کدوم سیگاره که بو نداره...مریم:‌ آره...من: بو داره ولی خب رو لباس نمیشینه...مریم:‌ آره      از کجا فهمیدی؟من: محمدرضا می‌کشه...مریم: هنوز با هم حرف نمی‌زنین؟من: نه...    نمی‌

ادامه مطلب  

255  

دی ماهه نازنینم.. 
لطـفا آرامتر کنارمان باش
برای رفتن هـیچ عجله ای نکن
تنها ماه‍ی ه‍ستی ک توش واسه هر دمو بازدمم لذتِ خالص ۹۹٪ میچشم. 
روزام توش فرق داره
همه چیز به طرز عجیبی دوست داشتنی تره 
و انرژیِ من به طرز غریبی به اوج خودش میرسه.. 
+ :) 
+♥

ادامه مطلب  

آرا هورست ریتل  

چند روز پیش استاد داشت درباره آراء ریتل(1) با ما حرف میزد.اینکه ریتل به مساله با دو جنبه نگاه می کنه.و هر مساله ای که مطرج میشه عوارض و فواید خودش رو داره.از رفتن به مهمونی تا مسائل حقوقی ،اجتماعی، سیاسی ،طراحی ،ساخت بنا ،هرچیزی.... پِلنی به حساب میاد که مارو با مسائلی روبه رو میکنی.
هیچوقت هیچ چیزی 100%رضایت بخش نیس و هرچیزی پشت بندش یه خرابی و یه عارضه داره مثل طراحی و ساخت بزرگراها که باعث شده سرعت بالا بره ،تو رفت و آمد سهولت ایجاد شه ولی درمقاب

ادامه مطلب  

بهونه کرده دلم  

سلام!
دیشب یلدا بود
یلدا!
تو ته دلم یه تنهایی عجیب و آزار دهنده ای حس میکنم
دلگیرم از همه چی
از بودن تو این حیطه از جهان
نه جغرافیایی نه تاریخی!
نمیخامش
احساس میکنم بدتر از این وجود نداره
نمیدونم شایدم اشتباه میکنم
دیروز دانشگاه انقد عصبانی بودم
نمیخام توضیح بدم
فقط اینکه از ساعت دوازده و نیم تا 4 تنها فقط اهنگ گوش دادم جلو در دانشگاه تو ماشین
قشنگ اشکم در اومده بود
چرا مث بقیه دخترا نیستم
اصن دلم دوس پسر میخاد
اصن دلم میخاد یا درس نخونم یا درس

ادامه مطلب  

خوبم!  

چه باری از رو دوشم برداشته شد؛ همیشه از بعد عروسی بچه ها که فهمیدم ایمان ادم من نیست اذیت بودم؛هرکار می کردم رابطه تموم نمی شد؛دلمم نمی یومد اذیتش کنم؛بالاخره دوستش داشتم اما مثل یک دوست؛ حتی گاهی فکر می کردم من که به کسی که دوست دارم نرسیدم با ایمان ازدواج کنم اون به کسی که دوست داره برسه! چه فکر اشتباه و ناامید کننده ای! اون تمام رفتار منو میذاشت پای عشق و من مدام رو خودم و احساسم و خواسته هام پا میذاشتم برای یک فداکاری احمقانه!
هفته پیش یکی

ادامه مطلب  

.: نپر ! :.  

به نام خدا
حسین و حسن و محسن و حمید و محمد و به به رو می گه خسین و خسن و مخسن و خمید و مخمد و بخ بخ.
همسر به شدت برای آموزش بیان صحیح کلمات باهام مبارزه می کنه. دیدگاهش اینه که بلاخره یاد می گیره، لازم نیست به این زودی از دنیای کوچولویی در بیاد. به اندازه کافی خودش شتاب داره. دیگه لباسشم داره خودش می پوشه. 

الان بهش گفتم بگو حسین گفت حسین. هول کردم. تند و تند ازش همه عبارات بالا رو پرسیدم و همه رو با ح گفت. خدای من هفته پیش همه اش خ بود. چی شد یوهو... دو

ادامه مطلب  

.: نپر ! :.  

به نام خدا
حسین و حسن و محسن و حمید و محمد و به به رو می گه خسین و خسن و مخسن و خمید و مخمد و بخ بخ.
همسر به شدت برای آموزش بیان صحیح کلمات باهام مبارزه می کنه. دیدگاهش اینه که بلاخره یاد می گیره، لازم نیست به این زودی از دنیای کوچولویی در بیاد. به اندازه کافی خودش شتاب داره. دیگه لباسشم داره خودش می پوشه. 

الان بهش گفتم بگو حسین گفت حسین. هول کردم. تند و تند ازش همه عبارات بالا رو پرسیدم و همه رو با ح گفت. خدای من هفته پیش همه اش خ بود. چی شد یوهو... دو

ادامه مطلب  

یه روز خوب  

امروز از خودم راضی بودم........چند تا کار خوب کردم......به هادی و مهدی زنگ زدم و اونها رو خوشحال کردم......برای فهیمه آلوچه و لواشک خریدم و اون رو خوشحال کردم.........
امروز یه مشتری رو چنان براشون صحبت کردم و تخفیف هات رو گفتم که آخرش به وجد اومدن و کلی از من تعریف کردن........پیش تقی خانی و حاجی زاده و رفیعی گفتن: ما تا حالا خیلی فروشگاه رفیتیم ولی هیچکی رو متل این آقا ندیدیم که انقد خوب مشتری رو راهنمایی کنه و  تخفیفات رو بگه .......و هعی اینو میگفتن تقی خانی و

ادامه مطلب  

254  

این پست فقط یه قلب گنده متحرکه.. 
که گومپ گومپ داره ضربه میزنه
حین ضربان میترکه ریزه ریز میشه
هرتیکه کوچیکش به هرکی بخوره موج زیادی از احساس تو خودش حس میکنه.. 
که یا باید باهاش مهربونی کنه تا خالی شه.. 
یا.. 
نه اون یاعه نه همون مهربونی کنین. 

ادامه مطلب  

شام امشب  

هم اتاقیم تن ماهی جوشونده داره میخوره، بوش تو اتاق پیچیده و با خودم فکر میکنم چه خوب میشد اگه منم یه غذای گرم داشتم برا شام. حتی اگه یه تخم مرغ باشه که نیمرو کنم، سیب زمینی که آبپز کنم. یه چیز گرم. ولی تنها چیزی که دارم پنیره. نه اینکه ناراضی باشم و بگم مگه پنیر هم شد شام؟ نه، ولی آدم یه وقتایی دلش یه چیز دیگه میخواد. تو این هوا یه سوپ یا آش داغ واقعا میچسبه. کیه که اینو انکار کنه؟ 

ادامه مطلب  

سوره قصص از عبدالباسط  

یک مقطع از سوره قصص با صدای استاد عبدالباسط که بخشی از تلاوت قصص-حاقه-قدر هست که در سال 1966 در آفریقای جنوبی اجرا کرده. به تازگی یک نسخه ای از این تلاوت منتشر شده که یک قسمت جدید داره! به عبارتی، در حالی که همه نسخه های موجود فقط در کیفیت با هم فرق دارن، اما این یکی یه قسمت داره که بقیه ندارن و این از عجایبه چون یادم نمیاد تا حالا در مورد این تلاوت احیانا بحثی بوده باشه که مثلا ناقص هست یا چیز دیگه و این سئوال مطرح میشه که چرا بقیه ندارن و چرا حذف ش

ادامه مطلب  

روز بد  

امروز از همون اول فاجعه بود...همون صبح فهمیدم قراره تا شب له بشم زیر بار
فکرای جورواجور...استرس ،غم،دعوا،بحث...خوشبختی چه شکلیه که من هرقدر
دنبالش میگردم نیست؟!
خیلی بده هیچی نتونه خوشحالت کنه...خیلی بده تصمیم بگیری با دوستت بری
شیرینی فرانسه اما هیچی از چیزی که سفارش دادی نفهمی...مگه نمیگن حال
زنا رو شیرینی خوب میکنه؟! پس چرا مجبور شدم بریزمش دور کیکم رو..؟ چرا
قدم زدن تو انقلاب حالم رو جا نیاورد؟ چرا وقتی کتاب فروشی ها رو نگاه میکردم
بازم ته دل

ادامه مطلب  

کودکان کار  

عذاب است دیدن کودکی ۵ ساله و جلوی تو آدامس گرفتن برای خرید ...
فقر کودکان مارا نابود میکند ....
راستی یادت باشه اگر دستفروشی را دیدی ک داره سعی میکنه چیزی را ب تو بفروشه ازش بخر ...
شاید اون تنها امیدش برای نان خانوادش تو باشی ...
غرور این آدم ها را حفظ کنیم...

ادامه مطلب  

310  

باید تا امشب یه کاریو انجام بدم.
ددلاینش خیلی نزدیکه و کاراشو باید با سرعت انجام داد.
این روند تقریبا تا آخر سال وجود داره و همش باید یه سری چیزا رو 
آماده کرد. بعدش هم میشه سال نو و یه چند روزی بریک داریم.
در قدم اول امیدوارم این کار رو تا امشب تموم بکنم.

ادامه مطلب  

می رفت بابا می رفت...نه نمی رفت چرت نگو  

مامانم به من می گه «شور در آر» یعنی چیزی که بود، شورشو در میارم. راست می گه. انقد سرم تو گوشی بوده که حساس شدن. یا وقتی خوابیدم، فقط مثانه می تونه بیدارم کنه. من تو رابطه هم «شور در آر» هستم. مثلا الآن گفت: "برم پیش خانواده". کارش عقلانیه ولی عقل من نمی کشه که حق داره آزاد باشه. دلم می خواست بمونه و همچنان چت کنیم. ولی بش نگفتم نرو. یعنی اگه می گفتم، نمی رفت؟

ادامه مطلب  

فرار از خونه!!  

بازم آلاخون والاخون ی.......
باران دوست پسر آورد خونه و منم فقط تونستم کیفمو بردارمو بیام بیرون از خونه تا قبل از اومدن اون پسر
نمی دونم چرا یکم رعایت دیگرانو نمیکنه؟!!!
اون می دونه من روی این مسائل حساسم ولی بازم خیلی یهویی دعوت میکنه از یارو که بیاد خونه ی ما که خونه ی مجردی و دانشجوییه دخترونه ست!!!
اونقد سریع اومدم بیرون که نه کتابی نه جزوه ای نه حتی مسواکمو نیاوردم!!! بندکفشامم نبستم ! و فوری اومدم توو خیابون تاکسی بگیرم. اخه ساعت نزدیک 10 شب بود

ادامه مطلب  

 

دقیقا به نقطه ای رسیدم كه ازش میترسیدم !!
واقعیت :)
یكبار اتفاق افتاده ، چرا دوباره تكرار نشه ؟؟ 
چه تضمینی وجود داره ؟؟ دقیقاً مثِ كلش و گروه ... فقط یه بازی بود :)
یه خط جمله ، چقدر حرف داشت ...
كاملاً درست میگه . 
تازه این اولشه ، یكم دیگه كه بگذره ، چیزایِ بیشتری هم یادآوری میكنه :)
واقعیته دیگه ، مردونه باید زُل زد توو چشاش .

ادامه مطلب  

970  

کاشف به عمل‌اومدکه خانوم مصدقی با ی نفردیگه هم‌دوسته:/ بعله خداقوت
چه کمری داره بازیکن

ادامه مطلب  

 

من همیشه عاشق شب م. سکوتش..آرامشش...همه چیش
همه چیش
اونقد که دلم نمیخاد شب تموم بشه
ولی امشب نه!
دلم میخاد یا الان اتاق خودم بودم یا اینکه امشب زود تموم بشه . من توو خونه ی این خانوم (دختر حدودا 40 ساله صابخونه) چیکار میکنم ؟!
+
 الان باید آتیش میفتاد توو دلم، ولی شکر خدایی رو میکنم که هوای دل این دخترک رو داره 
آرومم....
خدای قلبم ازت سپاسگذارم 
و 
و
و منتظر تو .......

ادامه مطلب  

لاشی نباشیم  

یه روزی عاشق یکی میشی میپرستیش ازخودتم بیشتردوسش داری  نفست به نفسش بندمیشه مغرورمیشی تمام وکمال واسه خودت میخواییش حتی ب نگاهای بقیه ک روش میفته حسودی میکنی باهاش که راه میری دلت قنج میره دستاشومیگیری ویه اخم میاری روپیشونیت ک بگی آهای اونی ک ب عشقم نگامیکنی صاحاب داره هاااا...وختی اسمتوصدامیکنه دلت میلرزه شده تموم زندگیت ی ساعت که باهاش حرف نزنی سردرگمی حالت خرابه بهونه میگیری جالبش اینجاس بقیم میدونن چرابهونه گیرشدی میدونن دلت هواشو

ادامه مطلب  

دلم شکست  

امشب دلم شکست و اعصابم خورد شد
بیاید باهم با ادب و احترام برخورد کنیم
از ادما دوباره متنفر شدم
شما نمیدونین اگه با کسی که داره با افسردگی لعنتی دست و پنجه نرم میکنه با بی ادبی و پررویی برخورد کنین چقدر میشکنه
باید نفرین کنم؟
نه من اهل نفرین نیسم فقط میگم خدا جوابشو بده
ازاون گذشته من باید دوباره خودمو جمع و جور کنم
باید دوباره به زندگی برگردم
باید
باید
باید

ادامه مطلب  

چقدر حرف دارم  

حرفها عین خوره تو مغزم رژه میرن،می خوام تا صبح بنویسم تا اروم شم!
ولی ازبس گریه کردم چشمام میسوزه؛فردا هم کلی کار دارم؛کمی هم فاصله بیفته و با ارامش بنویسم بهتره،بیشتر می نویسم بیشتر و بیشتر و بیشتر تا این قضیه برام بگذره؛فکر خودکشی از سرم بره ؛فکر مردن بره؛زندگی گه جریان داره و من با نوشتن فکرهای منفی رو خنثی می کنم می نویسم تمام اونجه میاد تو ذهنم بدون سانسور می نویسم

ادامه مطلب  

یه نشونه  

از نشونه های به پایان رسیدن غم و اندوهم اینه که زمانی که با اون پسر کذایی دوست بودم و بهم گفته بود سرطان داره و حسابی روحمو به بازی گرفته بود من تو این وبلاگ می نوشتم ولی هیچوقت به هیچ وبی سر نمیزدم تو دنیای بیرون هم به شدت منزوی بودم و کلا فقط غصشو میخوردم خلاصه.ولی از بعد از جدا شدنم و داستانابی که فهمیدم میل به پیدا کردن دوست چه اینجا و چه دنیایی که بیرون از اینجا هست در من بیشتر شده. و این ینی کم کم بعد از همه ی این مدت ها دارم به زندگی برمیگرد

ادامه مطلب  

819  

تو فکرم درگیر شدم با خودم...
نشاط ندارم....حس ندارم...احساساتم زیاد شده...شادابیم کم شده....
کل زندگیم حول محور یه چیزی میچرخه...
فکرمیکنم باید توی حد رابطم با العبد یه فکرایی بکنم و یه نقشه هایی بکشم ...
با یه مشاور در ارتباطم...حرفای خوبی میزد که باورشون دارم....
خیلی سعی کردم بهش بفهمونم که این دلبستگی دست خودم نیست...اونم درک کرد.
دو جلسه نیم ساعته باهم داشتیم.
خیلی دارم فکرمیکنم به خودم...به اینکه داره چه بلایی سرم میاد....

ادامه مطلب  

یه روز تکراری دیگه  

امروزم صندوق زدم....وقتی تو بانک نشسته بودم دیدم هرکاری ریسک داره .......و اگر آدم ریسک هر کاری رو نپذیره و سعی نکنه که ریسک کنه نمی تونه پیشرفت کنه.......اگر از انجام کاری بترسی نمیتونی تو اون کار موفق بشی مطمئننا.......این شد که که امروز تا بهم پیشنهاد شد صندوق میزنی بی شک گفتم میزنم........چون به خودم اعتماد دارم .............احساس میکنم که اون کسری هم که آوردم برام به نامردی زدن.....چون واقعا من هنوزم شک دارم یه تراول چک اشتباه کرده باشم..........حس میکنم برام نام

ادامه مطلب  

و این بار مجید  

خیلی خب انگار ملت بیکار دوباره یه سوژه پیدا کردن. از بس که سوژه کمه. مجید! مجید!!!تا حالا گربه ندیدن اینا؟؟ نفس بکشی کنار یه گربه نیگات میکنه. انگار برا بعضیا تازگی داره  یه عده بدبختر از این ملت بیکار هم اومدن میگن اینا همش  سیاست های کشورهای غربی و اتاقای فکر و از این مزخرفات هستش. چی رو به چی ربط میدی داداش؟؟ 

ادامه مطلب  

پیشنهادِ ویژه  

منوچهر بعد از سی سال میاد تهران تا دوستشو یا بهتره بگم تنها دوستش تو تمام عمرشو پیدا کنه. یه جایی از فیلم که داره جریانشو تعریف می کنه میگه اوایل فکر می کردم خسرو فقط برای دیدن منه که میاد تو کوچه مون، رفته رفته فهمیدم برای دختر همسایه مونه. مدتی بعد خسرو میره سربازی و از اونجا نامه می نوشته برای دختر همسایه ی منوچهر اینا و منوچهر هیچ وقت اونارو به دست دختر نمی رسونده،خودش جای اون دختر جواب نامه ها رو می داده.بعد که دیده کار داره بیخ پیدا می کن

ادامه مطلب  

لالایی ...  

لا لالاییلالا کجای دنیاییلالا لالایی نمیاد ازت صداییلالالایی بخواب اونم تنهاییلالالایی جون جفتمون بگو الان کجایی
هی.. برداشتتمام جوانیمو دلخوشیممانده پیر در حال موتخیلی اذیتم کردیفشار قبرمو ترجیح میدم به فشار قلبلالایی لالاییلالایی
 
لالالالالالاییعروسک من بخواب نبینی مُردن منولالالالالالایینبینی زخمیو مست درو دیوار خوردنمولالالالالالاییپنجو شیشو هفت صبح تا این موقع بیدارمولالالالا لالایی
بعد ضربت تو از ناحیه ی احساسممیگیرم عذا

ادامه مطلب  

پیداش نمیکنم !!!!  

هی تو خودم میگردم 
از وقتی که چیزی تو زندگیم رو یادمه شروع میکنم 
خاطره هام رو زیر و رو میکنم
یه عالمه تصویر یه عالمه صدا یه عالم رنگ و نقش تو‌ذهنم می یان 
روزای خوب روزای بد 
تلخی ها ،شیرینی ها 
مهربونی ها ،نا مهربونی ها
خوشی ها و ناخوشی ها 
تجربه ها 
روزایی که اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم
روزایی که برای خودم خوش گذروندم و خوش گذروندم و چقد خوش بودم
روزایی که سخت گذشتن 
و‌خلاصه لحظه هایی که بهم خوش گذشته و سخت گذشته 
ولی یه اتفاقی افتاد

ادامه مطلب  

درهم شکسته ۲  

تو شرکت نشستم همه تقریبا رفتن،دارم گریه می کنم و تنها جایی که به ذهنم رسید برای فرار همین وبلاگ بود
شبش اومد که بریم تولد برادرم؛باهش سرسنگین بودم و از اون روز با من قهرم کرده!
جالبه همه طلبکارن! گفتم طلبکار یاد ایمان افتادم؛اونقدر ازش متنفرم که نمی دونم این نفرت رو چطور اروم کنم؛ ادعای عاشقیش گوش همه رو پر کرده بود وقتی از عشقش برای یکی از همکارا گفتم؛گفت ببخشیدا ولی احتمال اینم بده که تو رو برای موقعیتت بخواد!
حالا بعد چندماه ازین حرف این ج

ادامه مطلب  

سنت شکنی  

شبکه نسیم.هم اکنون. فاطمه خانوم.زنی که خودش رفته خواستگاری!سنت شکنی کرده!
شما حاضرین!؟خطابم به دخترخانم هاست،حاضرید. برید. خواستگاری عشقتون؟بهش بگید. با من ازدواج کن!
من نه حاضر نیستم به هیچ وجه.هرچند. کار. این زن شجاع رو ستایش کنم اما به نظرم غرور مهم تره.از همه چیز.شاید من اشتباه فکر میکنم مگه هزار و چهارصد سال پیش حتی خدیجه به پیامبر پیشنهاد ازدواج نداد؟ 
به نظرم کار غلطی نیست اما یه تفکر شخصیه. و البته خیلی به جامعه و فرهنگ بستگی داره. کسایی

ادامه مطلب  

حالم بده  

سلام 
خوبید ؟؟
من که حالم افتضاح سرما خوردم ناجووووور 
دکترم نمیرم 
میدونم میخواد امپول بده حسابییی وحشت دارم از سرنگش واقعا خدا هیچ کسی رو گرفتارش نکنه فردام کلاس دارم تازه با کی کسی که روز اول از کلاسش بیرونم کرد 
نمیدونم برم نرم 
به فاطه یکی از دختر عمو هام گفتم گفت باید بری با این صدای که توداری دو سه تا پنی سیلین باید بخوری 
منم مشکلمو گفتم واقعا خنده داره که پشت تلفن پس افتاد؟
هیچی دیگه موندم سر دو راهی 
از یه طرف میگم گور بابای استاد 


ادامه مطلب  

233  

یکی از مزایایی که زندگی کردن توو این شهر داره ، اینِ که هیچ مزایایی نداره و بنده از همین تریبون اعلامـ میکنمـ
کسی برای زندگی بندرعباس نیاد 
من صبح رفتمـ امتحان بدمـ و برگردمـ ، انقدر هوا گرمـ بود که توو ماشین کولر روشن کردمـ و وقتی رسیدمـ خونه
رفتمـ حمومـ
اما بعدش انقدر سردمـ شد که مجبور شدمـ ظهر توو بغلِ بخاری بخوابمـ 
حالا شما خودتون قضاوت کنید ، وقتی شهرِ من انقدر خود درگیری داره ، از من چه توقعی دارید ؟
+ امتحانِ آیین به طرزِ زشت گونه ای س

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >